No-IMG

فرضیهٔ خرافی تکامل

بعد از آزادی اروپائیان از تسلط پاپ ها و پادشاهان دست نشانده آنها دین ستیزی در اروپا به اوج خود رسید و دانشمندان و فیلسوفان زیاد دین ستیز  ظهور کردند و کتب و مقالات زیاد علیه خدا و دین نوشتند در همین حال و احوال داروین فرضیهٔ تکامل را مطرح کرد.

این فرضیهٔ به دست دین ستیزان آرایش بیشتر یافت و به عنوان آخرین ظربه مهلک بر پیکر دین و دین داران قلمداد شد.

مارکسیسیت ها در اتحاد شوروی این فرضیهٔ را به عنوان یک نظریهٔ علمی مطرح کردند و از وجود خدا و یا خالق در جهان منکر شدند و ادعا کردند که طبق نظریه تکامل داروین این جهان به اثر تصادف به وجود آمده است و تدریجأ در طی ملیارد ها سال تکامل نموده به حالت فعلی خود رسیده و در به وجود آمدن این نظام جهانی و موجودات و حیات هیچ نیروی خارجی به عنوان خالق ویا خدا دخالت نداشته است.

نظریه تکامل آهسته آهسته هم در کشور اتحاد جماهر شوروی و هم در جهان غرب بیشتر از پیش رشد کرد و ابزار شد در دست قدرت های حاکم برای کوبیدن دین و دین داری.فرضیه تکامل را تحت نام علم جیولوژی تاریخی به عنوان یک نظریه علمی شناخته شده در همه دانشگاه ها تدریس میکردند و در جهان غرب هم این فرظیهٔ نه تنها به عنوان یک نظریه علمی مطرح شد که بلکه مقدس هم شد و به عنوان یک دین علمی بر علیه ادیان دیگر مطرح گردید و در مکاتب و دانشگا ها تدریس می شد.

این تعصب و مقدس تراشی فرضیهٔ تکامل در جهان غرب به حد پیشرفت که استاد های را که اگر معتقد به فرظیهٔ تکامل نبودند از مکاتب و دانشگاه ها اخراج میکردند و حالا هم اخراج میکنند و مخالفت با فرضیهٔ تکامل در آنجا به اندازه انکار از دین در جوامع دین داران جرم شناخته میشود یعنی امروز حیثیت یک دین را پیدا کرده است.

برای فرضیهٔ تکامل ادوار تاریخی دوازده گانه در تکامل حیات از یک موجود یک حجروی تا موجودات زنده امروزین فرض کرده اند و قوانین زیاد دیگری هم برایش ساخته اند تا برایش شکل علمی بدهند و به حد آنرا پیچیده ساخته اند که هر انسان کم سواد نتواند این فرضیهٔ را به طور کامل تحلیل کند.

کتاب های زیاد نوشته اند از میان همه دانشمندان جهان غرب مشهور ترین شخصیت دین سیتیز معاصر (همان ریچارد داو کینز) می باشد که موصوف کتاب تحت عنوان ساعت ساز نابینا تالیف کرده است.

(ادعای نهایت خنده آور)

داو کینز ادعا میکند که یک نابینا میتواند با گذشت چند میلیارد سال یک ساعت بسازد و کوشش میکند که در کتاب اش اثبات کند که یک شادی اگر پشت یک ماشین تایپ بنیشیند میتواند با فشار دادن کور کورانه دکمه های تایپ بعد از سپری شدن چندین میلیارد سال کتاب اشعار شکسپیر را مکمل و صحیح بنویسد.

موصوف میخواهد با این ترفند ادعا کند که جهان هم به اثر تصادفات کور کورانه بیدون دخالت هوشمندانه قدرت بیرونی به وجود آمده است.

این سخن به این معنا است که اگر یک شادی را در بالای قله کوه بلند بینشانید و برایش سنگ بیاورید و بدهید که به پائین دره پرتاب کند این شادی با پرتاب غیر منظم و بیدون هوشمندی سنگ ها میتواند بعد از میلیارد ها سال پرتاب سنگ به پائین دره برج خلیفه را بسازد.

آیا این ادعا یک ادعای خنده آور و غیر علمی و خلاف عقل سلیم نیست؟

اگر شما در طول چند میلیارد سال به طور غیر منظم سنگ پرتاب کنید امکان دارد که در اثر این پرتاب ها حتی یک تعمیر منظم دو منزله ساخته شود چی رسد به برج خلیفه؟

آیا موجود مانند انسان و دیگر حیوانات و پرنده گان و نباتات هزار ها بار مشکل تر از برج خلیفه نیستند؟

چه طور امکان دارد که این همه موجودات زنده بیدون دخالت یک قدرت توانا به وجود بیاید در حالی که همین خون که در اکثریت موجودات زنده موجود است و سبب حیات شان شده است علماأ ثابت شده است که غیر ممکن است به اثر تصادف کور در طول مدت چند میلیارد سال به وجود بیاید.

فیلسوف معروف دین سیتیز اروپائی (یرتر اندراسل) زمانیکه در حال جان کندن بود یک زن از اقاربش که دین دار بود برایش گفت که حالا میمیری بیا در آخر عمر خود به خدا ایمان بیاور زیرا تو را او خلق کرده است در جوابش برتر اندراسل گفت:من را خدائی خلق نکرده به اثر تکامل در مدت میلیون ها سال به وجود آمده ام آن زن برای اینکه فیلسوف را بیشتر متوجه بسازد گفت:آیا شما میگویید که همین پراهن را که پوشیده اید به اثر میلیون ها سال تکامل به وجود آمده است.

فیلسوف گفت:نه پیراهنم را برایم خباط دوخته است به اثر تکامل به وجود نه آمده است،آن زن برایش گفت که اگر به اثر تکامل یک پیراهن ساخته نشود چه طور ممکن است که خودت و این جهان منظم و پیچیده و عظیم به اثر تکامل ساخته شده باشد؟

میگویند که در زمان خلافت ابوجعفر منصور عباسی شخص حکیمی دین ستیز آمد و ادعا کرد که من میتوانم با ارائه دلایل اثبات کنم که این جهان خالق ندارد و علمای بغداد را به مناظره دعوت کرد.

امام عظم (ره) را خلیفه عباسی دعوت کرد و گفت که فردا برای مناظره با آن حکیم به وقت معین حاضر شود،فردای آن روز امام عظم عمدأ به وقت معین حاضر نشد کمی دیر تر حاضر شد دید که دربار خلیفه از بزرگان و دانشمندان پر شده است و همه منتظر تشریف آوری وی بوده اند،آن حکیم به امام گفت که چرا به وقت معین نه آمدید و ما گمان کردیم که از مناظره ترسیده اید و نمی آیید، امام گفت از اینکه نا وقت آمده ام از جناب خلیفه و همه شما معذرت میخواهم و دلیل اش این بود که خانه من به آن طرف دریا است دیدم که کشتی موجود نیست و پریشان حال منتظر ماندم دیدم که ناگهان خود به خود درختان بریده شدند و به تخته ها تبدیل شدند و بعدأ کشتی شدند و من هم توسط همین کشتی از دریا عبور کردم.

یک بار حکیم با صدای بلند خنده کرد و گفت که من شما را شخص عالم میدانستم در حالی که این حکایت شما را یک طفل هم قبول نمیکند ولی شما آن را با آب و تاب ارائه کردید و علاوه کرد که امکان دارد یک کشتی بیدون نجار لایق و ورزیده همین طور خود به خود ساخته شود؟

و علاوه کرد که این غیر ممکن است و عقل سلیم آن را هیچ گاه قبول نمیکند.به جواب حکیم امام عظم (ره) فرمودند که اگر ساختن یک کشتی بیدون نجار غیر ممکن باشد و عقل سلیم آن را قبول نکند پس شما چه طور ادعا میکنید که این جهان با این عظمت بدون خالق به وجود آمده است؟

همه حضار به این دلیل منطقی شاد مان شدند و حکیم هم در حظور همه به دین اسلام مشرف شد.

نظریات دانشمندان در مورد تکامل

به طور کل در جهان سه نظر وجود دارد:

۱-اول طرفداران فرضیهٔ داروین اند و جهان را پدید آمده به مدت میلیارد ها سال تکامل تصادفی کور کورانه میدانند و منکر دخالت قدرت حکیم و مدبر خارجی اند.

۲- بعضی از دانشمندان فرضیهٔ تکامل را به شکل هوشمندانه آن قبول دارند و میگویند که قانون تکامل و  سنن و قوانین حاکم در جهان قبل از پیدایش جهان همه توسط قدرت حکیمی پروگرام شده و ماهیت آن ها نخست ترتیب شده بعدأ به وجود آمده اند یعنی خلق شده اند.

این جهان منظم بیدون یک قدرت حکیم و دانا غیر ممکن است به این شکل به وجود بیاید و میگویند که تجربه بشری اثبات کرده است که هیچ عمل غیر منظم یک شی منظم را نمیتواند به وجود بیاورد.حرکات هوشمندانه و دقیق و از قبل پلان شده اند که این جهان و موجدات زنده را به وجود آورده اند یعنی نتیجه محتوم هر حرکت غیر منظم شی نا منظم است و همچنان نتیجه محتوم حرکات منظم شی منظم است و علاوه میکنند که امروز کسی اگر بخواهد یک بلاک شش منزله بسازد نخست نزد یک انجنیر ساختمانی میرود تا که نقشه و پلان آن را ترتیب کند و همین قسم نزد انجنیر برق و نزد انجنیر آب رسانی میرود تا که هر کدام نقشه ها و پلان های جدا گانه برای برق و آب ترتیب کند و ده ها موارد دیگر ،بعد از طی این همه مراحل آن شخص استا کار ها را میخواهد و عملا به ساخت آن بلاک اقدام میکند آیا ممکن است که این جهان دقیق و منظم و به حد بزرگ که تا هنوز بشر موفق نشده است که اول و آخرش را مشخص کند،بدون پلان قبلی خود به خود به وجود آمده باشد.

۳-گروه از دانشمندان ادیان مختلف اند که به طور کل از فرضیهٔ تکامل منکر اند و تبدیل شدن یک نوع حیوان را به نوع متکامل تر آن به طور جهش محال و غیر ممکن میدانند و فرضیهٔ تکامل داروین را یک فرضیه کاملا خرافی میدانند و معتقد اند که همه موجودات به شمول انسان ها به شکل و صورت که حالا در جهان موجود اند خلق شده اند و هیچ گاه ممکن نیست که اجداد اولیه اسپ ها طبق فرضیه داروین به اندازه یک پشک باشد و اما اولین حلقه اتصال در بین خزنده گان و پرنده گان که نام آن را ارکیو پریکس مانده اند به اندازه یک کبوتر باشد ولی به عوض این که پرنده گان هم مانند اسپ ها که بزرگ شدند باید بزرگ میشدند در حالی که در جهان هزاران نوع از پرنده گان موجود اند که بسیار کوجک تر از کبوتز یعنی از اجداد اولیه خود هستند که این را تکامل نمیتوان گفت بلکه سیر نزولی به طرف عکس تکامل است که اگر بگوئید که آن ها جسمأ تکامل نکرده‌ اند بلکه نظر به شرائط از نظر کیفی تکامل کرده اند، در جواب خواهیم گفت که اگر موضوع کیفیت را مطرح کنید پس مجبور هستید اعتراف کنید که تکامل کیفی حیوانات و پرنده گان بیدون دخالت یک قدرت حکیم و توانا محال است.

آری برادر گاهی بعضی از دروغ ها چون بیش از حد توسط افراد به اصطلاح دانشمند اما پر زور تکرار میشوند که بلاخره مردم آن را به عنوان یک حقیقت قبول میکنند مانند همه ادیان و مذاهب چند خدائی در جهان.فرضیه داروین هم توسط قدرت های بزرگ مانند کشور اتحاد جماهر شوروی در گذشته و احزاب سیاسی و قدرت های فعلی در جهان غرب در بین مردم جهان تکرار و تبلیغ شده است که حالا بعضی از مردم جهان این دروغ خرافی را یک حقیقت مسلم علمی میدانند در حالیکه امروز در جهان غرب اکثریت دانشمندان بزرگ فرضیه تکامل را رد میکنند و کتب زیادی در این مورد تالیف کرده اند ولی با تاءسف چون نظام حاکم غرب مخالف آنها است کتب آن ها در جهان شرق تا هنوز به فارسی ترجمه نشده است.

در اخیر به این حکایت از دانشمند بزرگ که بعدأ ملقب به استاد جهان شد یعنی اینوشتاین توجه شما را جلب میکنم:میگویند که محصلین دانشگاه که اینوشتین در آن استاد بود در بین خود بحث و مناظره کردند و یک گروپ آنها مخالف خدا بودند و دیگری به خدا اعتقاد داشتند و بالاخره برای این که به نتیجه برسند فبصله کردند که موضوع را به اینوشتاین بگویند و نظر او را در این مورد بخواهند.

اینشتاین در جواب آنها مکس کرد و یک دود کلان سگرت را توسط دهن خود به هر طرف اطاق پف کرد و گفت به این حلقه های دود سگرت توجه کنید و هر کدام را یک کهکشان فرض کنید و گفت که ما ساکنین یک ذره دود هستیم که این یک ذره دود در برابر این همه حلقه های دود به اندازه کوجک و حقیر است که هیچ به حساب نمی آید و گفت که آیا ما که ساکنین این ذرهٔ کوچک به نام زمین هستیم و در برابر این همه کهکشان ها چه ارزش داریم و چیگونه میتوانیم در باره قدرت بزرگ که همه آن ها را آفریده جرئت کنیم و‌ در باره بودن و نبودن آن بحث کنیم؟

علاوه کرد که برای اینکه شما بهتر متوجه شوید فرض کنید که اگر من موفق شوم که یک مایکروسکوپ قوی بسازم که با آن با یک میکروب که در یک تار موی سر من زندگی میکند هم بیبینم و هم حرف بزنم اگر من از این میکروب پرسان کنم که تو در کجا زندگی میکنی؟

در جوابم خواهد گفت که در یک درخت کهن سال که بی نهایت بزرگ است زندهگی میکنم و اگر من برایش بگویم که نه تو بر یک تار موی من زندگی میکنی و این مکان بزرگ سر من است و مانند سر من میلیارد ها سر دیگر هم در جهان موجود است میکروب چون نمیتواند بالا تر از آنچه که میبیند فکر کند فوری منکر میشود.بعد روی خود را به طرف شاگردان خود کرد و گفت که ما کوچک تر از این مکروب در مقابل عظمت این دنیا و خالق آن هستیم و عقل ما مانند آن میکروب قدرت تفکر در مورد این جهان با عظمت و خالق آن را ندارد.

باید به خالق جهان ایمان داشته باشید

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

masoud

شما رو به مناظره دعوت می‌کنم وبرای شروع فقط هم در مورد مطالب همین نوشتار سراسر جفنگ

Elefch

واقعا از این همه چرت و پرت خسته نشدی . واقعا به سختی تونستم تا ته مطالعه کنم گفتم شاید مطلب قابل تاملی پیدا گنم برم روش بررسی کنم اما واقعا برای محتوای شما متاسفم

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک