No-IMG

حکمتيار: بستن دروازه هاى پوهنتون را بروى دختران عواقب خيلی مضر و جبران ناپذير می خوانيم

خبر بدى ديگر در آخر قوس؛ خبر بستن دروازه هاى پوهنتون بروى دختران بود؛ در حالى كه مردم انتظار داشتند دروازه هاى بسته مدارس بالا تر از ابتدائيه باز شوند؛ نه اين كه دروازه پوهنتون نيز بسته شود!! عواقب اين را براى كشور و ملت خود خيلى مضر و جبران ناپذير مى خوانيم و آن را مترادف ضائع شدن نسل جوان و وارثين آينده اين كشور مى گيريم.  

اين در حالى است كه از نظر اسلام يكى از مهمترين و اساسى ترين مسئوليت هاى زمامداران حكومت در جامعه اسلامى؛ تربيه نسل جوان است؛ حكومت بايد تمامى موانع از سر راه تعليم و تربيه سالم و سازنده پسران و دختران را بردارند و تمامى شرائط و تسهيلات لازم و فضاء مصون در مؤسسات تعليمى را فراهم كنند؛ دروازه هاى مساجد، مدارس و مؤسسات تعليمى را بايد بكشايند نه آن كه ببندند. ميان تعليم پسر و دختر؛ و شرائط مربوط به آن؛ هيچ تفاوتى عقلى و شرعى وجود ندارد؛ اگر در جامعه تهديدهاى امنيتى و اخلاقى وجود دارند؛ براى هر دو يك سان اند؛ نوجوان هاى پسر دقيقأ با همدان تهديد ها مواجه اند كه دختران مواجه اند و بايد براى هر دو فضاء مصون يكسان فراهم شود.

قرآن مسئوليت هاى عظيم پيامبران عليهم السلام را در چهار مورد و در دعاء مشترك ابراهيم بت شكن و فرزند آماده شهادت اسمعيل عليهما السلام چنين خلاصه مى كند و مى فرمايد:

(رَبَّنَا وَابْعَثْ فِيهِمْ رَسُولا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِكَ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَيُزَكِّيهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ) البقرة 129

اى پروردگار ما! پيامبرى از خود شان را ميان آنان مبعوث كن تا: 1- آياتت را بر آنان بخواند، 2- كتاب را به آنان بيآموزد، 3- حكمت را به آنان ياد دهد؛ 4- و آنان را تربيه و تزكيه كند؛ يقيناً كه تو عزتمند با حكمتى.

پيامبر عليه السلام تمامى رسالتش را در اين خلاصه مى كند:

«إِنَّمَا بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ»

جز اين نيست كه من فقط براى آن مبعوث شده ام كه مكارم اخلاق را تكميل كنم.

همچنان مى فرمايد:

وَإِنَّمَا بُعِثْتُ مُعَلِّمًا»

جز اين نيست كه چون معلم و آموزگارى مبعوث شده ام.

و اين را زمانى مى گويد كه در مسجد دو حلقه مردم را مشاهده مى كند؛ در يكى صحابه اش مصروف تلاوت قرآن و دعاء و در ديگرى مصروف تعليم و تعلم قرآن؛ مى فرمايد: هر دو مجلس بر امر خير و ثواب اند؛ اما اين يكى افضل است چون مى آموزند و به كسى كه نمى داند مى آموزاند؛  در حلقه آنان مى نشيند و مى فرمايد: من معلم فرستاده شده ام.

 عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عَمْرٍو قَالَ: دَخَلَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ الْمَسْجِدَ فَرَأَى مَجْلِسَيْنِ: أَحَدُ الْمَجْلِسَيْنِ يَدْعُونَ اللَّهَ تَعَالَى، وَيَرْغَبُونَ إِلَيْهِ، وَالْآخَرُ يَتَعَلَّمُونَ الْفِقْهَ، فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ: «كِلَا الْمَجْلِسَيْنِ عَلَى خَيْرٍ، وَأَحَدُهُمَا أَفْضَلُ مِنْ صَاحِبِهِ، أَمَّا هَؤُلَاءِ فَيَتَعَلَّمُونَ وَيُعَلِّمُونَ الْجَاهِلَ، وَإِنَّمَا بُعِثْتُ مُعَلِّمًا، هَؤُلَاءِ أَفْضَلُ، فَجَلَسَ مَعَهُمْ»

در اين ماه شاهد تصميم خيلى نامعقول و خلاف تمامى معيار ها و ارزشهاى شناخته شده انسانى از سوى ملل متحد بوديم كه بنابر آن چوكى افغانستان در ملل متحد به نماينده حكومتى تعلق گرفت كه نه تنها از بدترين ها و منفور ترين ها بود؛ و اكنون وجود ندارد؛ بلكه هم دست نشانده اجنبى بود و هم عامل جنگ، خونريزى، ترورهاى دولتى، فقر، و غارت سرمايه هاى ملى و انتقال آن به بانك هاى خارجى، با اشغالگران آمد و يك جا با آنان فرار كرد!! اگر ملل متحد نمى توانست اين چوكى را به حكومت كنونى بسپارد؛ مگر نمى شد آن را خالى بگذارد و از سپردن آن به يك شخص كه فقط از خودش نمايندگى مى كند؛ خوددارى مى ورزيد؟ 

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک