No-IMG

جهان در حال انبساط

نیاکان ما از آنچه که ما به عنوان علوم و فنون و اکتشافات و اختراعات میدانیم در ابتدای عالم چیزی نمی دانستند و این دستاورد های عظیم بشری در نتیجه زحمات شبانه روزی نخبه گان و دانشمندان در طول هزاران سال بوجود آمده است.

نقش و ارزش ساختن یک نیزه ی که توسط یکی از افراد جامعه ابتدایی برای دفاع و شکار ساخته شد به اندازه ساختن یک سلاح کلاشینکوف در ساختن تمدن امروزی است. آنهاو نسل های بعدی گام به گام به پیش حرکت کردند تا که ما امروز به این نقطه از تمدن رسیدیم و معلوم نیست بشر که یک قرن بعد از ما پا به عرصه وجود میگذارند چه گام های بزرگ و حیرت آور خواهند گذاشت که امروز ما حتی از تصور خیالی آن عاجز هستیم.

مرحوم استاد سلجوقی در کتاب (   ) پیشبینی های جالبی کرده است او می گوید که اگر افراد بشر به اندازه که امروز رو به افزایش است پیش برود بعد از پنج قرن اگر همه خشکی های زمین قابل اسکان شوند به هر فرد یک متر مربع زمین خواهد رسید و بشر آن روزگار مجبور خواهند بود که برای بود و باش افراد بشر دست به ساختن بلاک ها و برج های عظیمی بزنند که حد اقل آن ها صد منزله باشد و برای کشت و زراعت خویش زمین های حداقل ده طبقه بسازند.

علم کیهان شناسی که در عالم اسلام بنام علم نجوم شهرت دارد نیز مانند علوم دیگربه تدریج رشد نموده و به حالت فعلی رسیده است.

 اولین فرضیه:

پنج قرن قبل از میلاد شخص ادعا کرد که زمین بر سر شاخ گاو است و گاو بر سر ماهی قرار دارد و ماهی بر روی آب است.

این فرضیه خرافی و ابتدائی بیشترازهزار سال مورد قبول دانشمندان و حتی دینداران مسیحی و بعضی از مسلمانان قرار گرفت.

 

 

فرضیه بطلیموس

بطلیموس دانشمند یونانی که در قرن اول قبل از میلاد زندگی می کرده است هفت سیاره و ستاره را کشف کرده است و آنها را به آسمان های هفت گانه مسمی کرده است. این فرضیه هم صدها سال مورد قبول اکثریت دانشمندان بود- مسلمانان هم برای بیان هفت آسمان از این فرضیه استفاده می کردند.

 

در قرون دوم، سوم، چهارم، پنجم و ششم هجری قمری در جهان اسلام علم نجوم (کیهان شناسی) به تدریج رشد زیاد نمود. علمای مسلمان رصد خانه های زیاد ساختند و ستارگان زیاد را کشف و نام گذاری کردند و موفق شدند که تقویم هجری شمسی را با نهایت دقت شرح بدهند و آن را جایگزین تقویم سال هجری قمری نمایند._ جهان ثابت

بعداً دانشمندان در اروپا در قرون 17-18-19-20 پا به عرصه وجود نهادند و تلسکوب های قوی ساختند و بعضی از آنها خصوصاً دانشمندان اتحاد جماهیر شوروی معتقد شدند که جهان فعلی به همین شکل از ازل بوده و تا ابد به همین شکل باقی خواهد ماند و مقدار ماده و انرژی در جهان همیشه ثابت بوده کم و زیاد نمی شود. در مورد زمان معتقد بودند که زمان یک جریان ثابت است همیشه بوده و در آینده خواهد بود. این جهان خلق نشده و معدوم نخواهد شد.

فرضیه فوق سال ها در بین بعضی از دانشمندان به عنوان یک نظریه علمی تلقی می شد و در بین کمونست هاطرفداران زیاد داشت و آن ها از این فرضیه خرافی در رد عقاید دینداران استفاده می کردند و به علمی بودن این فرضیه تاکید می کردند و در نهایت ادعا می کردند که علم ثابت ساخته است که جهان از ازل بوده و تا ابد خواهد بود و خلق نشده و معدوم نخواهد شد بناً خالقی در کار نبوده و نیست و نیازی دیده نمی شود که به خدای که خالق جهان باشد معتقد شد.

جهان در حال انقباض

در اواسط قرن بیستم توسط بعضی از دانشمندان فرضیه مطرح شد که جهان فعلی در حال انقباض است. آن ها معتقد بودند که کهکشان ها در حال نزدیک شدن به هم هستند و در یکی از نقاط جهان مشاهده شده است که دو کهکشان بهم چنان نزدیک شده است که ستارگان آن ها به اثر برخورد با هم انفجارات بزرگ بوجود آورده و منهدم گشته اند.

 

 نظریه نسبیت انشتین

یکی از مشهور ترین و معروف ترین علما در اواسط قرن بیستم انشتین بود. او نظریه نسبیت را مطرح کرد. او برای اولین بار فرضیه ثابت بودن و یک نواخت بودن زمان را  رد کرد و گفت که زمان نسبی است و مطلق نیست. او گفت اگر یک جسم در فضا به سرعت بالا حرکت کند در آن صورت از زمان کاسته خواهد شد.

او این موضوع را با حکایت یک سفر خیالی یک فضانورد در فضا با سرعت بالا تبیین می کند و می گوید آن فضانورد زمانیکه به زمین باز میگردد مشاهده می کند که همه همسالان و دوستان اش پیر شده اند ولی خودش جوان باقی مانده است او می گوید که اگر یک جسم به سرعت300000k.کیلومتر فی ثانیه حرکت کند زمان صفر می شود و او با کشف فورمول E=mc2 . (E مقدار انرژی – m- مقدار ماده – C2 مربع سرعت نوردر یک ثانیه) موفق شد که طریق بدست آوردن انرژی اتمی را شرح بدهد.ولی زمانیکه در جنگ دوم جهانی مشاهده کرد که نظامیان امریکائی با استفاده از این فورمول بمب اتمی ساخته اند و بر دو شهر جاپان پرتاب نموده موجب بقتل رسیدن صدها هزار انسان بی گناه شده اند از کشف خود پشیمان شد. اما این کشف تجزیه ناپذیری اتم را که کمونیست ها او را اولین خشت بنیادین ماده فکر می کردند را غلط ثابت کرد.

 

افنجار بزرگ (بیگ بنگ)

در دهه های شصت و هفتاد و هشتاد قرن بیستم، فرضیه انفجار بزرگ مطرح شد  طرفداران زیاد یافت. کیهان شناسان و فزیکدانان معتقد شدند که جهان نخست به اندازه یک دانه توپ پینگ پانگ بوده و بعداً به اثر یک انفجار بزرگ جهان فعلی بعد از پانزده میلیارد سال به شکل امروزی در آمده است. استفن هاوکینگ دانشمند بزرگ انگلیسی که دومین دانشمند بود که بعد از نیوتن در چوکی نیوتن در دانشگاه سلطنتی لندن نشست، موضوع بیگ بنگ را بسیار بصورت دقیق تشریح کرده است. او موفق شده است که حالات انفجار بزرگ را از ثانیه اول تا حد 34-به طاقت_- 10-  به عقب برگردد و شرح دهد. او می گوید که در آن حالت نه زمان وجود داشت و نه هم مکان.

این فرضیه نظریه جهان ثابت را باطل اعلان کرد. این فرضیه اعلان کرد که در انفجار بزرگ مواد کاملا ذوب شده به شش جهت پرتاپ شدند و زمانیکه تبدیل به ستارگان و بلاخره کهکشان ها شدند به همان سرعت در حال انبساط بودند و هستند، دانشمندان که تا این مرحله با هم همراه بودند بعداً به دو گروه تقسیم شدند.

 

گروپ اول: جهان در حال انبساط بعد در حال انقباض:

این گروپ معتقد بودند که این نیروی انفجار بزرگ آهسته اهسته بعد از مرور ملیارد ها سال کند  خواهد شد و از سرعت اش کاسته خواهد شد و این روند تا حد که سرعت کهکشان ها به صفر بیانجامد، پیش خواهند رفت و بعد از آن جهان به اثر قوای جاذبه قوی مرکزی آهسته آهسته منقبض خواهند شد و در نهایت همه باز بیک کتله بزرگ جمع شده و معدوم خواهند شد.

گروپ دوم: جهان در حال انبساط:

این گروه مدعی شدند که این همه ستاره گان کهکشان ها ثابت شده که نه تنها از سرعت آنها در دور شدن از هم دیگر کاسته نشده است که بلکه سرعت آن ها هر لحظه بیشتر از پیش می شود و شتاب فرار آن ها از مرکز رو به افزایش است و بناً نیروی جاذبه قوی که آن ها را بتواند منقبض کند در جهان وجود ندارد، در نتیجه انقباض عالم غیر ممکن است.

افزایش سرعت کهکشان ها و ستارگان آن ها در هر لحظه یک معمای است که تا هنوز دانشمندان جواب آن را نیافته اند اما یک تعداد فرضیه ماده تاریک را مطرح کرده اند.

 ماده تاریک

یک تعداد از دانشمندان معتقد اند که عامل عمده سرعت دهنده ستارگان وکهکشان ها ماده تاریک است که مقدار آن بیشتر از ماده روشن و قابل دید است و در مورد این ماده می گویندکه این ماده ضد ماده روشن است و روزگاری خواهد رسید که با مدغم شدن و تعامل ماده سیاه و تاریک با ماده روشن این جهان کاملا معدوم شود و تبدیل به انرژی به حالت نخستین اش شود.

در مورد ذره های تشکیل دهنده اتم ها نیز چنین نظریه وجود دارد و یک تعداد دانشمندان فزیک کوانتوم از ده ها ذره تشکیل دهنده اتم صحبت می کنند و علاوه می کنند که هر ذره کوچک در مقابل خود یک ذره کوچک ضد خود را نیز دارد و در صورت ادغام آن ذره با ذره ضد اش ماده سیاه هر دو منهدم می شوند و به همین ترتیب اتم ها از بین می روند و در نتیجه ماده نیز همه از بین خواهد رفت.

این مقدمه را برای ذکر یک نکته نهایت ظریف ارائه نمودم یک تعداد دانشمندان زمانیکه ملاحظه کردند که جهان به سرعت در شش جهت در حال انبساط است این حالت را معلول علتی دانستند و معتقد شدند که این جهان از یک نقط واحدی آغاز به انبساط نموده است و این حرکت ستارگان و کهکشان ها را زاده یک انفجار بزرگ دانستند و بعداً برای دانستن علت این انفجار فکر کردند. برای آنها بسیار مشکل بود که معتقد شوند که این انفجار بدون دخالت یک نیروی خارجی فوق العاده حکیم و قادر بشکل تصادفی بوقوع پیوسته است. گرچه اتائیست ها (خدا ناباوران) کوشش می کنند که از علت اصلی انفجار بزرگ (بیگ بنگ) انکار کنند و آن را بشکل تصادفی قلمداد نمایند. ولی دانشمندان با انصاف نمی خواهند و حتی نمی توانند با گفتن تصادف از پهلوی یک حادثه عظیم که سبب بوجود آمدن این همه جهان شده است به این سادگی عبور کنند آنها سوالات اساسی ذیل را مطرح می کنند:

1. چی چیز باعث انفجار بزرگ شد؟

2. اگر فرض کنیم که جهان ابتدا به اندازه یک دانه توپ پینگ پانگ بوده چطور این ماده کوچک تبدیل به جهان بزرگ شده است که امروز بشر توانسته است که عرض و طول جهان را تا 90 میلیارد سال نوری کشف و معین کنند ولی تا هنوز موفق نشده اند که به اول و پایان جهان کنونی دست یابند آیا این جهان بزرگ از ماده به بزرگی یک توپ پینگ پانگ ساخته شده است؟

 

3. قبل از انفجار بزرگ (بیگ بنگ) جهان چگونه بوده است؟

4. زمانیکه در انفجار بزرگ زمان و مکان به حالت صفر باشند چطور از هیچ بعداً بوجود آمده اند؟

5. یک اصلی علمی قبول شده است که از هیچ چیزی بوجود نمی آید حالا می توان باور کرد که از هیچ بطور تصادفی و کورکورانه زمان و مکان بوجود آمده است؟

اصولاً یک تعداد دانشمندان معتقدند که قبل از بوجود آمدن این جهان هیچ (عدم) بوده است. اگر هیچ را در برابر وجود قرار بدهیم هر دو مساوی خواهند بود و دنیای هیچ هم متکی به ذات خود نیست و دنیای وجود هم متکی به ذات خود نیست و برای اینکه چیزی به هیچ (عدم) تبدیل شود و یا هیچ تبدیل به وجود شود نیاز به یک نیروی خارجی دیگر است زیرا عدم و وجود ماده مساوی است به اصطلاح فلسفی این عدم و وجود هر دو ممکن الوجود اند. و وجود و عدم هر دونیاز  بیک واجب الوجود دارند- واجب الوجود ذات است که متکی به ذات خود بوده به غیر خود محتاج نیست و آن خالق یکتا است.

 

2) الله متعال در مورد خلق انسان ها از کتم عدم در قرآنکریم چنین می فرماید (     كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكُنْتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْيَاكُمْ ۖ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ) (      چگونه کافر می‌شوید به خدا و حال آنکه مرده بودید و خدا شما را زنده کرد و دیگر بار بمیراند و باز زنده کند و عاقبت به سوی او باز گردانده می‌شوید؟!)   الله متعال مشرکین را مورد خطاب خود قرار میدهد و میپرسد که چطور و چگونه به الله متعال که شما را از کتم عدم به وجود آورده است کفر می ورزید. در حالیکه مرده گان (هیچ) بودید شما را حی و زنده کرد بعداً شما را مانند اول می میراند و به جهان عدم (هیچ) خواهید رفت. بعد شما را در روز قیامت (حشر) زنده می گرداند بعد به سویش باز گردانده می شوید. در مورد زمین و آسمان ها نیز می فرماید که همه جهان هستی را در حالیکه وجود نداشتند از کتم عدم بوجود آورده است یعنی خلق کرده است. یعنی الله ذات پر قدرت و حکیمی است عالم وجود را از هیچ (عدم) بوجود آورده است.

 

 

ما تجربه داریم که مواد منفجره تی ان تی و دینامیت را که یک ماده کیمیاوی فوق العاده قوی اند و همه بمب های عادی جهان از همین ماده منفجره ساخته شده است، در هوای آزاد اگر با یک گوگرد آتش بزنید مانند یک ماده کیمیاوی عادی آهسته آهسته خواهد سوخت و اکثرا کماندوها و سیاحان در نقاط دوردست برای گرم ساختن آب و پختن غذا و گرم ساختن خودشان از همین ماده منفجره استفاده می کنند. این ماده کدام وقت و در چی حالت منفجر می شود؟ برای اینکه بتوانیم یک کلچه دینامیت و یا تی ان تی را منفجر بسازیم لازم است که یک چاشنی از باروت را در داخل آن جابجا کنیم و بعداً آن چاشنی را با یک پلیته باروتی وصل نماییم و از دور آن پلیته باروتی را با گوگورد آتش بزنیم و آتش زمانیکه به چاشنی رسید چاشنی منفجر می شود و این چاشنی با انفجار خود حرارت به اندازه 200 الی 300 درجه سانتی گراد تولید می کند و ماده دینامیت و یا تی ان تی در صورت منفجر می شوند که حرارت داخل آن از دوصد درجه سانتی گراد بالا برود. پس با این تجربه ساده می توان پرسید که چی عاملی بیرونی باعث انفجار بزرگ شد؟ آیا دست پروردگار عالم را در آن دخیل نمی بینید؟

چون هر معلولی علتی دارد بناءً انفجار بزرگ بدون علت محال بود که بوقوع بپیوندد. خدا ناباوران پاسخ سوالات فوق را تا هنوز بطور علمی و منطقی نداده اند و در هنگام پاسخ دادن آنها همیشه طفره می روند که اگر لب به سخن بگشایند از شنیدن دلیل آنها مرغ بریان شده هم خنده خواهد کرد ولی آنها با داشتن چنین افکار سطحی و کودکانه در مورد پیدایش جهان خداباوران را افراد خرافی می دانند.

چون تعصب به اندیشه و مکتب فکری که به آن معتقداندوکینه ی که نسبت به ادیان دارند چشمان شان را چنان نابینا ساخته است که معادله =2+2 را مساوی به پنج می دانند و اگر صدبار به آنها گفته شود که دو جمع دو مساوی به چهار خواهد شد این را قبول نخواهند کرد. درک موضوع خلق جهان توسط خالق حکیم و قادر به اندازه دو جمع دو مساوی به چهار ساده است و آن ها عمداً آن را انکار می کنند در حالیکه خوب می دانند که حقیقت چیست؟

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک