دو پیام اساسی قرآن
قرآن دارای دو پیام اساسی است؛ یکی توحید و دیگری معاد، بقیه احکام و مسایل در محور این دو موضوع قرار می گیرند. از آیات قرآن بر می آید که در میان عرب های عصر بعثت عقیده ناخداباوری وجود نداشته، به جای آن " شرک " از باور های شایع و فراگیر بود، از این رو قرآن بر بطلان شرک تاکید ورزیده و پیامبر برای زدودن آن از جامعه تلاش پی گیر بعمل آورد. اما در میان مشرکان کسانی هم بودند، که به روز رستاخیز و زنده شدن پس از مرگ باورمند نبودند (غافر، 59) . این دو مساله چنان به هم پیوند خورده است، که قرآن منکران قیامت را منکران خدا هم می داند ( نحل 221) قرآن شرک را ستم بزرگ معرفی می دارد ( لقمان، 13) که قابل عفو و بخشش نمی باشد ( نساء، 48) ایمان به خدای یکتا که در قرآن از آن به ایمان به " غیب " تعبیر شده است ( بقره، 3) و ایمان به روز بازپرس دو مساله ی عقل گریز است، بدین معنی که عقل را یارای آن نیست، که دلایلی اطمینان بخشی دراین موارد ارائه نماید، دلایلی مطرح می دارد، که خود پرسش دیگری را خلق می کند و پاسخ آن پرسش دیگر را می زاید.
قوم موسی از او خواستند، تا خدا را به آن ها نشان دهد ( نساء، 153. فرقان، 21) وشاید همین مطالبات موجب گردید، تا میل ملاقات با خدا در دل موسی جوانه زند، تا این که واقعه ی طور به میان آمد ( اعراف، 143) اما ابراهیم خود از پروردگار می خواهد، تا خود را جهت آرامش درونی اش به وی نشان دهد که چگونه مردگان را در قیامت زنده می گرداند ( بقره، 260) این دو مثال خظیر بودن دو مساله ی توحید و معاد را بازگو می دارد، به گونه ی که پیامبران بزرگی را وا می دارد، تا از خدا سند و ثبوت مطالبه کنند.
قرآن برای اثبات توحید دو دلیل مطرح پیشکش می دارد، نخست این که، اگر دو خدا وجود می داشت، نظام هستی برهم می خورد و هماهنگی در امور آن از بین می رفت ( انبیاء، 22 ) دوم این که پیوسته بتان را به ناتوانی و زبونی وصف می دارد ( فرقان، 55) و بجای آن از قدرت بی همتای پروردگار یگانه می گوید، که زمین و آسمان را خلق کرده، شب و روز را آفریده ،نظم مستحکمی را در جهان برقرار داشته، انسان را در بهترین صورت ایجاد کرده و پس از مرگ دوباره آن ها را زنده می سازد و مورد بازپرس قرار می دهد ( حج، 66. جاثیه،26. روم، 40. بقره، 28 )
قرآن خدا را ذات توانا و تنها درخور پرستش معرفی می دارد، ( بقره، 255) که همه چیز در ید قدرت اوست، برای او در قرآن " ید " ( فتح، 10) ، " وجهه " ( قصص، 88) ، " نفس " ( مائده، 116) و " عرش " ( نحل، 23) آمده است، درعین حال مثل و مانندی ندارد ( شوری، 11) همه چیز در حیطه ی صلاحیت اوست، مرگ و زندگی، فقر و غنا، تندرستی، بیماری، او زنده جاوید است، خواب و غنودگی را بر او راه نیست ( بقره، 255) هرچه می خواهد انجام می دهد و برهمه چیز قادراست ( نور، 45. طلاق، 12. مائده، 19 ) و به کسی پاسخگو نیست (انبیا، 23 ) خداوند در قرآن دنیا را در برابر عقبا ناچیز معرفی می دارد ( نساء، 77) زندگی دنیا را زود گذر و سرگرمی بیش نمی داند ( محمد، 37. حدید، 20) از دید قرآن دنیا بازیچه ی است ( عنکبوت، 64) و مال و متاع آن اسباب فریب است ( منافقون، 6) و در مقایسه با عقبا حقیر و کم ارزش می باشد ( تغابن، 17) برای اثبات قیامت در قرآن دلایلی متعددی آمده است، از جمله به تکرار گفته شده که همان گونه که شما را از عدم برای اولین بار خلق کرد، در روز رستاخیز نیز می آفریند ( نحل،78). و یا هم آمده است که همان گونه که باران زمین مرده را زنده می کند و می رویاند، در قیامت مردم نیز زنده می شوند ( زخرف، 11) بیدار شدن اصحاب کهف پس از چند صد سال مثال دیگری است ( کهف، 61. فصلت، 36)، که خداوند خواسته است، برای بندگان نشان دهد، برای اثبات قیامت، پروردگار می گوید، آن هایی که در زنده شدن پس از مرگ شان تردید دارند، آیا نمی اندیشند که نگهداشتن آسمان دشواراست یا زنده کردن مرده ها؟ ( نازعات، 27) همچنان داستان کسی را ذکر می کند که او در مورد زنده شدن پس از مرگ تردید روا داشت، خداوند او را میرانید و صد سال بعد تر دوباره زنده گردانید، در حالی که خودش فکر می کرد، روزی بیشتر بر سرش نگذشته است ( بقره، 259 ) قرآن اذعان می دارد که کثیری از مردم نسبت به قیامت بی باورند ( غافر، 59)، اما زمانی که خطری گریبان شان را بگیرد و زیانی عاید حال شان شود، به خدا رو می آورند و یاد خدا می کنند ( یونس، 12) با این همه قرآن به تکرار تاکید می ورزد، که همه موجودات تسبیح خدا را می گویند و به بارگاه او سر تعظیم فرود می آرند ( نحل، 49. حج، 18. رحمان، 6. حدید، 1. حشر، 1. صف، 1. سجده 1. تغابن، 1) ولی در چگونگی آن شرحی نیامده، این دانشمندان قرآنی اند، که نظر ارائه می کنند.
به استناد آیات قرآن، تنها اسلام دین مورد تایید خداست ( ال عمران، 85. صف ، 7)، از این رو نظریه کثرت گرایی دینی نمی تواند، پیوندی با قرآن برقرار نماید.اما به وضاحت به مسلمان ها دستور می دهد که خدایان دروغین کفار را دشنلم ندهید که دربرابر،به خدای حقیقی بی حرمتی می کنند،زیرا هر کسی به راه ورسمی که در پیش گرفته،راضی و قانع می باشد،این دستور می رساندروی التزام به کثرت گرایی سیاسی میان پیروان همه ادیان در اسلام تاکید شده است(انعام،۱۰۸ ) خدا در قرآن ذات حساب گر است، ذره ی از خیر و شر از حساب او بیرون نمی افتد و در قیامت آن هایی پیروز اند، که اعمال نیک شان بر اعمال بد شان چربی کند ( قارعه، 6) آن چه عارفان مسلمان بیرون داده، کعبه و بتخانه را یکی شمرده و از " عشق " سخن گفته اند، در قرآن بنای روشنی ندارد، از آن فراتر گوشه نشینی و عزلت گزینی را اختراع مسیحیان می داند، که از سفارشات عیسی نبود ( حدید، 27) در برتری لطف و مرحمت خدا نسبت به خشم و قهرش گفته شده، که پروردگار در برابر هر نیکی ده برابر پاداش می دهد، اما مجرم را بقدر جرمش به مجازات می کشد، ( انعام، 160) و این ثابت کننده غلبه رحمت بر غضب اوست.
