حکمتيار: حمله بر مسجد ايمان را دو تروريست تاجكستانى کردند؛ إن شاء الله حساب مان را به آنان تصفيه خواهيم كرد
متن خطبه محترم حکمتيار صاحب (جمعه 18 قوس 1401)
الحمد للّٰهِ وَ كَفَى وَ سَلامٌ عَلى عِبادِهِ الَّذِيْنَ اصْطَفَى و بعد: فاعوذ باللَّهِ مِنَ الشيطن الرجيم بِسۡمِ اللهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
(وَقَدْ مَكَرُوا مَكْرَهُمْ وَعِنْدَ اللَّهِ مَكْرُهُمْ وَإِنْ كَانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبَالُ 46 إبراهيم 46) صدق الله العظيم
دا مبارك آيت موږ ته وايي:
يقيناً چي دښمن خپل پټ تدبيرونه وكارول؛ په داسي حال كي چي ټول پټ تدبيرونه ئې د هغوى شنډول؛ د الله په واك كي دي؛ كه څه هم مكر او تدبيرونه ئې داسي وي چي غرونه ئې په وړاندي نشي تم كېدى.
په دې او تر دې وړاندي آيتونو كي مؤمنانو ته څو مهمي لارښووني شوې:
خلك د هغي ورځي له راتلو ووېروه چي له الهي عذاب سره به مخامخ شي، ظالمان به ئې وايي: اې زموږ ربه! لږ دي دا عذاب وځنډوه، لږ نور مهلت را، يوه بله نېټه راته وټاكه، تر بلي ټاكلې نږدې نېټي مهلت راكړه، ژمنه كوو چي ستا بلنه به منو او د پيغمبرانو متابعت به كوو. دوى ته به په ځواب كي وويل شي: آيا تاسو هغه نه يئ چي تر دې وړاندي مو په ډېر غرور او تأكيد سره ويل چي هيڅكله به مو زوال په برخه نشي او له الهي عذاب سره به مخامخ نشئ؟!! او آيا د خپل سلف د كفر، شرك او ظلم بدي پايلي مو په خپلو سترگو نه وې ليدلې؟ آيا تاسو د مخكينيو ظالمانو په قصرونو او ماڼيو كي مېشت شوي نه وئ او درته معلومه شوې نه وه چي الله تعالىٰ له دوى سره څه وكړل؟ آيا د ظالمانو د هلاكت گڼ شمېر تاريخي مثالونه ستاسو مخي ته نه وو ايښودل شوي؟ هغوى هم د حق خلاف او د باطل په دفاع كي ډېر پټ تدبيرونه وكارول، خو ومو ليدل چي دغو پټو تدبيرونو هيڅ گټه ورونه رسوله، ټول شنډ او بې اغېز شول؛ دا ځكه چي هر څه د دوى د پټو تدبيرونو په شمول د الله تعالىٰ په واك كي دي، پايلي ئې هغه ټاكي، هيڅ تدبير د الله تعالىٰ له إذن پرته گټه او اغېز نه لري كه څه هم دا تدبيرونه داسي وي چي ستر ستر غرونه ئې په وړاندي تم كېدى نشي.
برادران و خواهران عزيز!
اجازه بدهيد در باره حادثه جمعه گذشته همين مسجد ايمان؛ عاملين آن و عوامل آن عرائضى داشته باشم:
قبل از همه از تمامى هموطنان عزيز، زعماء احزاب سياسى، بزرگان دولت، شخصيت هاى تأثير گذار سياسى، مذهبى و قومى، نمايندگان و ديپلوماتان كشور هاى دوست افغانستان ممنونيم كه اظهار همدردى نمودند و اين عمليات ناكام تروريستى را محكوم كردند؛ خدا را سپاسگزاريم كه توطئه دشمنان را خُنثىٰ كرد و عاملين دين ستيز اين جنايت به دست مجاهدين مؤمن كشته شدند. معتقديم اگر چند اقدام ديگر تروريست هاى وحشى و جانى؛ مثل اين تلاش ناكام؛ خُنثىٰ گردد و عاملين آن به جهنم فرستاده شوند؛ با يقين كامل مى توان گفت كه ملت مؤمن ما از شر آنان براى هميش نجات خواهد يافت.
تحقيقات در باره اين حادثه تا هنوز تكميل نشده؛ بر اساس معلومات ابتدائى مى توان گفت كه عاملين جنايت دو تن بودند كه هر دو كشته شده اند؛ يكى براى عمليات انتحارى آماده شده بود؛ در واسكت انتحارى اش 11 كيلو گرام باروت و شش تخته آهنى تعبيه شده بود كه در نتيجه انفجار به هزاران چره تبديل مى شد؛ هدف عمليات تخريب تمامى مسجد و به خاك و خون كشاندن تمامى نمازگزاران اين مسجد بود؛ او بايد وارد مسجد مى شد و بم هايش را منفجر مى كرد؛ نفر دومى موظف بود كه راه دخول مسجد را برايش باز كند و با استفاده از كلشنكوف و بم هاى دستى اش؛ موانع را از سر راه بردارد؛ هر دو با يك موتر و به عنوان نماز گزار وارد صحن دفتر و مسجد شده اند؛ وسائل و تجهيزات شان را در عقب سويچ بورد موتر و به گونه اى جابجا كرده بودند كه به آسانى كشف نشود؛ پس از ورود به محوطه؛ موتر را در كنار موتر هاى مراجعين متوقف نموده و در خلال چند دقيقه توانسته اند وسائل شان را از مخفى گاه برون كنند و آماده عمليات شوند؛ متصل برون شدن از موتر؛ به سوى مسجد به تير اندازى پرداخته اند؛ پلان شان چنان بود كه از دروازه مسجد كه معمولاً در اثناء نماز باز مى بود؛ منبر و خطيب را زير آتش بگيرند؛ اما يكى از محافظين جرار توانست دروازه مسجد را ببندد؛ سه تن در صفه پيش روى دروازه شهيد و زخمى شدند؛ يكى ديگر از محافظين دلير؛ هر دو تروريست جانى را از پا در آورد؛ كسى كه موظف به انفجار انتحارى در داخل مسجد بود؛ مرمى به پيشانى اش اصابت كرده و نيم سرش را پرانده؛ و اين مجال را از او سلب كرده كه در صورت زخمى شدن؛ تكمه بم را فشار دهد؛ هم باعث تخريب و كشتار شود و هم خود و همراهش را چنان از ميان برد كه هيچ اثر و نشانه اى در عقب نگذارد. اما محافطين دفتر فقط بر كشتن آنان اكتفاء كرده اند و هيچ صدمه اى به اجساد جنايتكاران نرسانده اند؛ تمامى اسناد و تجهيزات شان به شمول تلفون و مبايل سالم بدست آمده؛ تحقيقات ابتدائى نشان مى دهد كه هر دو تروريست تاجكستانى اند؛ بيرق سياه داعش نيز از چانته همكار و محافظ تروريست انتحارى بدست آمده؛ اما ما عجله اى در متهم كردن هيچ گروهى در ارتكاب اين جنايت نداريم؛ پس از تحقيقات همه جانبه و دقيق و مطابق معيار هاى اسلامى در مورد عاملين تصميم خواهيم گرفت؛ اين را نيز در نظر خواهيم داشت كه تا هنوز هيچ گروهى مسئوليت اين جنايت را به عهده نگرفته؛ هيچ افغانى در آن دستگير نشده؛ مبادا اين بيرق سياه براى آن در چانته اين جانى اجير تعبيه شده كه نقش پاى عاملين اصلى شناسايى نشود و قاتل دست هاى خونينش را بر دامن كسى ديگر پاك نكرده باشد؛ اين را نيز در نظر خواهيم داشت كه داعش اتهام را تا هنوز رد نكرده و برائتش را اعلان ننموده. پس از شناخت عاملين اصلى؛ إن شاء الله حساب مان را به آنان تصفيه خواهيم كرد.
در همين رابطه چند مطلب را محضر ملت مؤمن خود عرض مى كنم:
ما پس از آن كه ناتو و در رأسش امريكا؛ تصميم گرفت نيروهايش را از افغانستان خارج كند؛ و عملاً 95 در صد خارج شدند؛ و در باره بقيه نيز رئيس جمهور اسبق امريكا اوباما گفت: تا پايان 2016 هيچ سرباز امريكايى در افغانستان نخواهد بود؛ تصميم گرفتيم جنگ را متوقف كنيم و راه مصالحه را در پيش گيريم؛ اما مصالحه با افغان ها؛ به كابل آمديم؛ مبارزات مسلحانه را به مبارزات مسالمت آميز تغيير شكل داديم؛ كار خيلى دشوار؛ دشوار تر از آن كه گروهى مبارزه مسالمت آميزش را به مبارزه مسلحانه تغيير مى دهد و افرادش را به برداشتن سلاح آماده مى كند؛ اما الحمد لله حزب اسلامى در هر دو موفق بوده است؛ تمامى اعضاء حزب اسلامى به استنثاء چند تن معدود؛ از موضع جديد حزب در هر دو مرحله حمايت كرده اند؛ در اين شش سال؛ نه خود عمليات نظامى داشته ايم و نه با هيچ گروهى جنگى درگير شده ايم؛ به فعاليت هاى فكرى و فرهنگى مصروف بوديم؛ پوهنتون، مكاتب، مدارس و شفاخانه ساختيم؛ از زمان اعمار مسجد ايمان تا امروز؛ اين منبر در خدمت اسلام و ملت خود بوده، تلويزون بريا به دفاع از حقوق مردم و تبليغ ارزش هاى دينى و ملى؛ دفاع از صلح و مخالفت با جنگ؛ مهمترين سنگر و منبر بود؛ تمامى اعضاء حزب اسلامى مصروف امور فكرى و ارائه خدمات اجتماعى بودند؛ به خانواده هاى مصيبت زده زلزله ها، سيلاب ها، ايتام و شهداء در حد توان خود رسيدگى كرده اند؛ از هيچ كشورى در اين راستا هيچ كمكى دريافت نكرده ايم؛ فقط متعهدين مؤمن و ايثارگر حزب بودند كه زكات و صدقات و مساعدت هاى شان را فرستاده اند؛ خدا را شاهد مى گيرم كه جنگ عليه هر دو اشغالگر را حزب اسلامي آغاز كرد؛ هم از لحاظ فكرى و هم از ناحيه عملى و نظامى؛ در تمامى مدتى كه ما عليه ناتو مى جنگيديم؛ يك مرمى و يك افغانى نيز از هيچ كشورى و از هيچ حكومتى دريافت نكرده ايم؛ ملت شاهد است كه ما از روزى كه با حكومت كابل معاهده صلح را امضاء كرديم؛ تا امروز فقط مصروف مبارزه فكرى و سياسى بوديم؛ اما مى بينيد كه عده اى از جنايتكاران؛ همين را نيز تحمل نمى كنند؛ محراب و منبر ما، حلقه هاى درسى ما، مسجد و تلويزيون ما، تأكيد ما بر حل مسالمت آميز بحران كشور، مذاكرات صادقانه و بلا قيد و شرط بين الافغانى، تشكيل شورىٰ منتخب كه اجماع ملى را تمثيل كند و به نمايندگى از مردم در مورد تمامى مسائل مهم ملى به شمول تصويب قانون اساسى جديد تصميم بگيرد و تمامى گروه ها به آن تمكين و التزام داشته و اصرار بر جنگ را كنار بگذارند؛ اما ديديد كه به مشوره ها و خواسته ها ما و تمامى ملت نه تنها اعتنائى ندارند و آن را تحمل نمى كنند بلكه تصميم مى گيرند اين مسجد را ويران كنند و نمازگزارانش را به خاك و خون بكشند.
ما مجبوريم تصميم خود را بگيريم؛ ملت را از شر اشرار مزدور و جانى نجات دهيم؛ همانگونه كه در برابر دو اشغالگر و مزدوران فرومايه اجنبى جنگيديم و خواستيم مسئوليت ايمانى خود را در دفاع از ملت و كشور، استقلال و آزادى و تمامى ارزش هاى دينى و ملى خود اداء كنيم؛ و الحمد لله در تمامى اين عرصه ها توفيقاتى داشته ايم؛ در اين مبازه جديد نيز انتظار تأييد و نصرت الهى را داريم. و باورمنديم كه مجاهدين مؤمن حزب اسلامى مى توانند با توكل بر خدا؛ اين دشمن ذليل و زبون را نيز شكست دهد.
به مجردى كه تحقيقات تكميل شود؛ شورىٰ مركزى حزب اسلامى را دائر خواهيم كرد و تصميم نهائى خود را خواهيم گرفت.
تا آن زمان اين نيز معلوم خواهد شد كه موضع رسمى داعش در مورد حادثه كه بيرق سياه اش از چانته عامل جنايت بدست آمده چيست؛ برائت، تكذيب يا سكوت.
برادران و خواهران عزيز!
پس از اين حادثه؛ هزاران تن به اين دفتر و مسجد آمده اند؛ برخى اظهار همدردى كرده اند؛ كه ما از همه صميمانه ممنونيم؛ اما برخى آمده اند كه چون رضاكار و داو طلب از اين محراب و منبر دفاع و حفاظت كنند؛ كه از خداوند كريم براى شان اجر و توفيق مزيد مى خواهيم؛ جهاد و مبارزه ما از آغاز تا امروز رضاكارانه بود؛ در اين جا بنا بر دلائلى خاص؛ امكانات براى پذيرش همه وجود ندارد؛ اما عدى اى از آنان پذيرفته مى شود؛ اين ها به مسئولين امنيت حزب مراجعه كنند.
در خلال هفته گذشته تعداد زيادى مراجعه كرده اند؛ حتى شاهد كسانى بوده ايم كه خود مريض بودند؛ اما سه و چهار فرزند جوان شان را فرستاده اند كه چون محافظين دفتر پذيرفته شوند.
امروز و براى آن كه ماهيت برخى از تبليغات دروغين عليه حزب اسلامى هويدا گردد و ملت از حقائق مطلع شود؛ مطالبى را در برابر ملت مى گذارم كه براى همه ثابت شود حمايت ما از تحولات اخير، مخالفت با جنگ و حمايت از إمارت در برابر مقاومت؛ هيچ انگيزه اى ديگر؛ جز ايمان و تعهد به ملت نداشته است؛ إمارت نه تنها پوهنتون اسلامى مربوط حزب اسلامى را كه معيارى ترين و سابقه دار ترين پوهنتون بود و عمرش بيشتر از حركت طالبان؛ بستند و محصلينش را وادار كردند به پوهنتون هاى ديگر بروند؛ و اين در حالى كه بدترين ها را نيز نبسته اند؛ خيلى از پوهنتون هاى زمان اشغال؛ و مربوط به گروه هاى با سابقه بد و وابسته به اجنبى را نيز نبسته اند. از هشت ماه به اين سو برق اين مسجد، دفتر، تلويزيون بريا و بقيه تأسيسات را كه از مصارف آن از سوى دولت قبلى پرداخته مى شد؛ قطع كرده اند؛ كامره هاى امنيتى نيز به همين سبب غير فعال بود؛ حقوق و معاشات پرسونل امنيتى و مامورين دفتر حزب اسلامى كه بنا بر معاهده دولت با حزب اسلامى؛ پرداخته مى شد؛ در اين شانزده ماه پرداخته نشده است؛ ده نفر به عنوان محافظت دفتر از اداره امنيت إمارت اسلامى فرستاده شده اند كه اعاشه آنان نيز به دوش حزب و نقش شان در تأمين امنيت با هيچ برابر بوده؛ و مسائلى ديگر كه نمى خواهيم رسانه اى شود. إن شاء الله تمامى اين مشكلات حل خواهد شد؛ إمارت اسلامى اين ده نفر را نيز در جايى ديگر توظيف كند؛ ما امنيت خود خود تأمين مى كنيم.
برادران و خواهران عزيز!
وضعيت داخل و خارج كشور چنان است كه مقابله با تهديد ها و چلنج هاى موجود امنيتى، سياسى و اقتصادى را براى إمارت اسلامى دشوار ساخته؛ هر چند مخالفين مسلح نتوانستند از جنگ هاى پراگنده و رو در رو كه در معدودى از ولسوالى ها به راه انداختند؛ دست آوردى داشته باشند؛ اما وضعيت امنيتى در شهر هاى بزرگ كشور چنان است كه توانسته اند ترورها و انفجاراتى داشته باشند، اوضاع را متشنج كنند و دامنه فعاليت هاى تروريستى شان را فراختر نمايند؛ ادارات امنيتى إمارت اسلامى از يك سو بر بقاياى رژيم قبلى تكيه نموده؛ اين ها نه تنها تعهدى به إمارت اسلامى و اهداف و آرمان هايش ندارند؛ بلكه اكثراً تصرفات و اجراءات شان به ضرر نظام فعلى است؛ دشمنانى در لباس دوست؛ از سوى ديگر؛ جنگجويانى را از ولاياتى چون كندهار، هلمند، ارزگان، پكتيا، پكتيكا و خوست؛ براى تأمين امنيت شهر ها آورده و گمارده اند؛ اين ها در شهر ها نابلد اند و از تشخيص دوست و دشمن عاجز؛ از تجارب لازم در فعاليتهاى امنيتى محروم؛ با اين پرسونل؛ و چنين اداره اى؛ مقابله با شبكه هاى خطرناك تروريستى؛ كه از سوى استخبارات چندين كشور تربيه، تنظيم، تمويل و تجهيز مى شوند؛ اگر نگوييم محال است؛ حتماً دشوار و گران است؛ شكى در اين نيست؛ اگر ترتيبات امنيتى شهر چنان باشد كه تروريست مى تواند از حصار ها و پوسته هاى امنيتى بگذرد و با سلاح و تجهيزات خود وارد شهر شود؛ در شهر پناهگاه داشته باشد و همكاران و حاميانى در دستگاه امنيتى؛ در اين صورت نه مسجد مصون خواهد بود و نه ماركيت، نه مدرسه و نه پوهنتون؛ نه خانه و نه دفتر؛ نه پارلمان و نه ارگ؛ تجارب افغان ها و تمامى كشور هاى ديگر؛ همين را ثابت كرده است.
و اين در حالى كه اگر إمارت اسلامى از مجاهدين و افراد با تجربه اى كه در اين شهرها هستند و تجارب كافى مبارزات و فعاليت هاى شهرى در پنج دهه اخير دارند و تعداد شان نيز خيلى زياد و كافى؛ امتحان داده اند و صداقت و تعهد شان را به اسلام و كشور عملاً و بار ها اثبات كرده اند؛ به زندان ها رفته اند، شكنجه و تعذيب شده اند، اقارب و همسنگران شان به شهادت رسيده اند؛ اما به تعهد خود استوار مانده و به چپ و راست منحرف نشده اند؛ اگر يك بخش كوچك اين مجاهدان مؤمن و مخلص تنظيم شوند؛ بدون شك كه براى طرد و دفع تمامى شرارت ها كفايت مى كند.
اگر إمارت اسلامى غرض تأمين امنيت شهر ها؛ به همكارى مجاهدين سابقه دار و با تجربه احساس ضرورت كند؛ مجاهدين حزب اسلامى حاضر اند؛ براى دفاع از مردم؛ و تأمين امنيت شهر ها و ساحاتى كه اوضاع متشنج و غير مصون دارند؛ به گونه رضا كارانه همكارى كنند.
وروڼو خوېندو!
په دې ورځو كي د افغانستان او إمارت اسلامي په خلاف د شديدو خصمانه تبليغاتو يوه بله تونده څپه پيل شوې؛ داسي چي د ټولي نړۍ مطبوعات ئې مصروف كړي؛ د لوگر په جمنازيوم كي د 14 مجرمينو علني مجازات او په درو وهل؛ د دغو پراخو تبليغاتو اصلي موضوع وه؛ د نړۍ عام وگړي په دې نه پوهېږي چي د دې مجرمينو جرم څه دئ؟ ولي د خلكو په وړاندي په علني توگه په درو وهل كېږي؟ اسلام ضد مطبوعات دوى ته وايي: دا ظلم او وحشت دئ، د انسانانو اهانت او سپكاوى دئ، د نړى والو قوانينو او بشري حقوقو خلاف عمل دئ؛ تاسو پوهېږئ چي په غربي ټولنو كي نه قصاص شته، نه رجم، نه په درو او لښتو وهل، مجازات په زندان او جريمه كي خلاصه شوى؛ غربيان او غربپال او د غربي فرهنگ تر اغېز لاندي وگړي؛ داسي مجازات او هغه هم په علني توگه او د خلكو په وړاندي؛ نه مني او په وړاندي ئې حساسيت ښيي؛ سره له دې چي يهودان او مسيحيان په تورات او انجيل باور لري او دا ډول مجازات؛ د دوى په مذهبي كتابونو كي راغلي او په بايبل كي چي د تورات، انجيل او زبور مجموعه ئې گڼي؛ په واضح توگه د داسي مجازاتو يادونه شوې او عملي بېلگي ئې ذكر شوې؛ خو مسيحيان اوس داسي له خپل دين او مذهب لري شوي چي تش نوم ورته پاته دئ؛ او د دوى په عملي ژوند كي نه د تورات او انجيل آثار تر سترگو كېږي او نه د بايبل نښي؛ د دوى تر ټولو زيات او ډېر تكړه مذهبي هغه دئ چي په اونۍ كي يو ځل كليسا ته ولاړ شي او د كشيش په اقتداء كي تر لسو لږو جملو كي يوه دعاء تكرار كړي؛ د دوى شمېر هم اوس په هر غربي هېواد كي شاوخوا لس سلنه دئ. هلته سود، شراب، قمار، زنا او لواطت ته د جرم په سترگه نه كتل كېږي؛ نه ئې اخلاقي جرم گڼي او نه مذهبي گناه؛ له دې هم خبر نه دي چي د دوى په مذهبي كتابونو كي؛ د بايبل په شمول؛ دا نه يوازي جرم او گناه گڼل شوي بلكي د مجازات وړ جرم دئ؛ بايبل د مېړوښي مېرمن د زنا سزا رجم او سنگسار ښودلى او عملي بېلگي ئې هم په گوته كړې.
د دوى په وړاندي چي د داسي مجازات صحنې؛ هغه هم له پراخو تبليغاتو سره توأم ښودل كېږي؛ غبرگون او عكس العمل به ئې څه وي او د عاملينو په اړه به ئې قضاوت څنگه وي؟!! يقيناً چي له اسلام او مسلمانانو به نفرت كوي؛ دا په داسي حال كي چي نن په غربي نړۍ كي اسلام په ډېر سرعت سره خورېږي او د غرب منوره طبقه اسلام د له ټولو ستونزو د ژغورني يوازينۍ دين گڼي؛ دغسي پېښي اسلام ته د دوى د راتلو مخه نيسي.
راشئ وگورو چي اسلام په دې اړه څه ويلي او الله تعالى مسلمانان په څه كولو گمارلي؟
د دې لپاره چي دا موضوع موږ ته ښه واضح شي او اړوند احكام ئې راته جوت شي راشئ هغه آيات او روايات له نظره تېر كړو چي په دې اړہ راغلي.
1. اسلامي شريعت د حدودو نافذولو ته په داسي سترگه گوري لكه چي د روغتون ډاكټر د جراحي عملياتو ته گوري او يوازي هغه مهال د خپل مريض په عملياتو لاس پوري كوي چي مريض ئې په پرهېز گمارلى، لازمي لارښووني او سپارښتني ئې ورته كړې، ضروري دوا ئې وركړې، خو له دې ټولو سره سره نه دئ روغ شوى او په پاى كي له دې پرته بله چاره نه وي پاته چي عمليات ئې كړي.
2. اسلام د زنا د اثبات لپاره د متهم اعتراف او د داسي شاهدانو گواهي او شهادت شرط گڼي چي دا عمل ئې په خپلو سترگو مباشرتاً ليدلى وي.
3. كه چا يو څوك په زنا تورن كړ؛ خو همداسي څلور شاهدان ئې وړاندي نه كړل؛ دى به اتيا درې وهل كېږي او له دې وروسته به ئې هيڅ شهادت نه منل كېږي.
4. د زنا حد به د مؤمنانو د يوې ډلي په وړاندي تطبيق كېږي؛ نه په پټه او د تړلو دروازو تر شا او نه داسي علني چي هر څوك ئې وگوري او په تلويزيونو كي منعكس شي؛ ځكه قرآن فرمايي:
وَلۡيَشۡهَدۡ عَذَابَهُمَا طَآئِفَةٞ مِّنَ ٱلۡمُؤۡمِنِينَ 2 النور: ٢
او د دوى دواړو عذاب دي د مؤمنانو يوه ډله وگوري.
له آيت داسي معلومېږي چي: الف- دا علني سزا يوازي د زناكارو لپاره ده؛ ب- سزا به د يوې ډلي مؤمنانو په حضور كي وي.
دا لارښوونه شوې چي د دوى عذاب دي د مؤمنانو يوه ډله وگوري. يعني دا مجازات بايد علني وي نه په پټه او د تړلو دروازو تر شا، يوه ډله مؤمنان بايد د مجازات صحنه په خپلو سترگو وگوري. دلته څو خبري بايد په پام كي ولرو:
د صحنې ليدونكي بايد د مؤمنانو يوه ډله وي، او د دې معنىٰ دا ده چي دا مجازات به دومره هم علني نه وي چي حتى كافران ئې هم وليدى شي، داسي چي په آزاد ميدان كي او په بشپړه توگه علني مجازات شي، يا د مجازات صحنه په ټلويزيون كي وښودل شي، بلكه يوازي د مؤمنانو يوه ډله به دا صحنه گوري.
په دې څرگند مجازات كي ځيني مصلحتونه مضمر دي؛ لكه دا چي: 1- د زياتو شاهدانو شتون د عدالت په تأمينولو كي مرسته كوي او نه پرېږدي چي محكمه او قاضي د عدالت او قانون خلاف عمل وكړي؛ لكه چي د زنا د اثبات لپاره څلورو شاهدانو ته ضرورت دئ همداسي د سزا تطبيق به د يوې ډلي مؤمنانو په حضور كي وي. 2- د شاهدانو حضور كه له يوې خوا د اصلي مجرم او د نورو مجرمينو جسارت له منځه وړي، د ټولني د نورو افرادو لپاره د عبرت باعث كېږي، 3- د قاضيانو د غلطو تصرفاتو مخنيوى كوي، پټ مجازات هم مجرم ته دا مجال وركوي چي ځان پاك لمنى وښيي او هم واكمنانو ته دا امكان په لاس وركوي چي د رشوت په بدل كي مجرم له مجازات وژغوري. 4- دا د ټولني حق دئ چي هغه مجرم وپېژني چي د نورو پر حقوقو تېرى كوي، د دې لپاره چي له هغه سره په خپلو معاملاتو كي محتاط وي او له خطره ئې ځان وساتي. 5- دا قطعاً د منلو وړ خبره نه ده چي د يوه مجرم د پت او عزت لپاره ټولنه له گواښ سره مخامخ شي.
اما داسي جرم چي په بشپړه توگه شخصي بڼه لري، بل ته ئې ضرر نه وي متوجه، په پټه تر سره شوى وي، او مخصوصاً چي هغه محكمې ته هم نه وي راجع شوى، په داسي جرم پرده اچول او په هغه كي د مجرم د پت او عزت خيال ساتل؛ نه يوازي مانع نه لري بلكي غوره كار دئ او اسلام پرې تأكيد كوي، خو دا او هغه بل جرم په خپلو كي ژور توپيرونه لري او يو پر بل نشو قياسولى.
5- حكامو ته سپارښتنه شوې چي د حدودو د پلي كولو تلوسه مه كوئ:
له ابو هريره رضى الله عنه روايت دئ چي رسول الله صلى الله عليه و سلم فرمايلي: حدود دفع كړئ (له پلي كېدو ) تر كومه چي د دفع كولو وجه او مدرك ورته موندلى شئ.
عَنْ أَبِى هُرَيْرَةَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و سلم « ادْفَعُوا الْحُدُودَ مَا وَجَدْتُمْ لَهُ مَدْفَعًا ». سنن ابن ماجه
له عائشې رضى الله عنها روايت دئ چي رسول الله صلى الله عليه و سلم فرمايلي: تر هغه چي توانېدى شئ له مسلمانانو د حدودو پلي كېدا دفع كړئ، كه كوم مخرج (د وتلو لار) ورته وي نو لار ئې ورته پرانيزئ، يقيني خبره دا ده چي كه امام په عفو كي خطا شي دا تر دې غوره ده چي په سزا وركولو كي خطا شي.
عَنْ عَائِشَةَ رضى الله عنها قَالَتْ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلى الله عليه و سلم "ادْرَءُوا الْحُدُودَ عَنِ الْمُسْلِمِينَ مَا اسْتَطَعْتُمْ ؛ فَإِنْ كَانَ لَهُ مَخْرَجٌ، فَخَلُّوا سَبِيلَهُ ؛ فَإِنَّ الْإِمَامَ أَنْ يُخْطِئَ فِي الْعَفْوِ، خَيْرٌ مِنْ أَنْ يُخْطِئَ فِي الْعُقُوبَةِ" سنن البيهقي و رَوَاهُ التِّرْمِذِيُّ مَرْفُوعًا وَمَوْقُوفًا.
6- هغه اعتراف هيڅ ارزښت نه لري چي له وهلو وروسته وي:
له أبي عُيَينة بن المَهلَب روايت دئ چي له عمر بن عبدالعزيز رضى الله عنه مي واورېدل چي ويل ئې: څوك چي له يوې دُرې وهل كېدو وروسته اقرار وكړي نو هغه دروغجن دئ.
عن أبي عيينة بن المهلب قال : سمعت عمر بن عبد العزيز يقول : من أقر بعد ما ضرب سوطا واحدا فهو كذاب. مصنف ابن ابي شيبه
7- په اسلام كي لوڅول، تړل، زولانه كول، ولچك كول نشته:
عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مَسْعُودٍ قَالَ : لاَ يَحِلُّ فِى هَذِہ الأُمَّةِ تَجْرِيدٌ وَلاَ مَدٌّ وَلاَ غُلُّ وَلاَ صَفَدٌ. سنن بيهقي
له عبد الله بن مسعود رضى الله عنه روايت دئ چي وايي: په دې (اسلامي) امت كي نه (د چا د تعذيب لپاره) بربنډول شته، نه تړلى راكاږل، نه زولنه كول او نه ولچك اچول. يعني په اسلام كي دا جائز نه دي چي څوك د وهلو په موخه بربنډ كړى شي، په وني او لرگي پوري وتړل شي، په لاس او پښو كي ئې زولنې او ولچك واچول شي.
دې ته ورته گڼ شمېر نور شرائط دي چي د حدودو د تنفيذ په ارتباط بايد مراعات شي.
دعاء كوو چي الله تعالىٰ دي افغان مؤمن او مجاهد ولس ته دا سعادت او توفيق ورپه برخه كړي چي سرلوړى، خپلواك، آزاد، له جگړو او ناامنيو فارغ اسلامي افغانستان جوړ كړي او راتلونكو نسلونو ته ئې په ميراث پرېږدي.
خدايه! موږ ته توفيق راكړه چي خپل هېواد د هغو فتنه گرو له شر وژغورو چي دشمني ئې له جومات، محراب، منبر، اسلام او مسلمان سره ده؛ د پرديو اجير جنگيالي دي او د اسلام تر نامه لاندي د اسلام د جرړو قطع كولو دنده ئې پر غاړه ده. آمين.
سُبْحَانَكَ اللهُمَّ بِحَمْدِكَ نَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ، نَسْتَغْفِرُكَ وَنَتُوبُ إِلَيْكَ
