No-IMG

سازمان کشور های ترک.. از ترکیه محوری تا ترک محوری

شهر زیبای سمرقند که دو ماه پیش میزبان نشست سران سازمان همکاری های شانگهای بود، جمعه ی گذشته بار دیگر شاهد یک نشست مهم منطقه ی بود، نهمین نشست سران سازمان کشور های ترک. این سازمان که 12 سال پیش زیر نام "شورای همکاری کشورهای ترک ‌زبان" به راه افتیده بود، از سال گذشته بدینسو به سازمان تبدیل شده وفعلا با عضویت 5 کشور: ترکیه، آذربایجان، قزاقستان، قرغیزستان واوزبیکستان، وعضویت ناظر 3 کشور: ترکمنستان، مجارستان وقبرص شمالی فعالیت مینماید.

از دیوار چین تا دریای آدریاتیک

اگر به نقشه ی تباری جهان نگاهی اندازیم، خواهیم دید که ترک تباران از آنچه امروز به آن سینکیانگ چین میگویند تا لبه های دریای آدریاتیک در شرق اروپا گسترش دارند. هر چند سازمان کشور های ترک از بیشترین نفوس ترکها در این جغرافیای پهناور نمایندگی میکند، اما یک عدد درشت از ترک تباران در خارج این سازمان در چین وروسیه وافغانستان وایران وعراق ویونان زندگی میکنند، چنانچه سازمان کشور های ترک خود به ملیونها شهروند غیر ترک تبار دارند. کوشش ها برای هماهنگ نمودن کشور های ترک تبار در زیر یک چتر از همان روز های نخست که کشور های آسیای میانه از زیر آوار اتحاد جماهیر شوروی سر برون کردند آغاز یافته بود، اما هیچگاه جامه ی عمل نپوشید. حتا شورای همکاری کشور های ترک زبان که سال 2009 به راه افتید، در آغاز بیشتر یک کوشش فرهنگی وتا جایی اقتصادی بود، اما شاید این نخستین بار است از سمرقند کشور های ترک تبار به گونه ی منسجم تری قدرت نمایی میکنند. رئیس جمهور اوزبیکستان شوکت میرضیایف که میزبان این نشست بود در سخنهایش گفت که : "جهان تُرک از تاریخ سترگ غبطه ‌برانگیز، اجداد و ثروت بی ‌نظیر برخوردار بوده است و آینده شگفت‌انگیزی در انتظار ماست. نشست ما در شهر باستانی سمرقند آغازگر مرحله رشد جدیدی در تاریخ جهان ترک خواهد بود. در دوره ریاست ازبکستان، سند چشم‌انداز جهان ترک 2040 و استراتژی 5 ساله به‌ گونه ی مؤثر اجرا می‌شود. ما به این وسیله، اقتدار سازمان خود را در منطقه عظیمی با بیش از 170 میلیون جمعیت نشان خواهیم داد." رئیس جمهور قزاقستان قاسم توکایف هم تاکید داشت که سازمان کشورهای ترک باید به نیروی قدرتمندی در مقابله با چالش های منطقه ای و جهانی تبدیل شود. اما رئیس جمهور ترکیه رجب طیب اردوغان یک گام پیشتر رفته گفت که سازمان کشورهای ترک خود را به عنوان یک پلتفرم کامیاب در زمینه ی همکاری ثابت کرده است، و وزن آن در منطقه و جهان در حال افزایش است. هر چند سخنرانی های رسمی را نمیشود گاهی بسیار جدی گرفت، اما نمیشود کاملا بی تفاوت از کنار آن گذشت.

بین دو تجربه

آنگونه که پیشتر اشاره کردیم کوشش ها برای هماهنگ نمودن کشور های ترک تبار از فردای فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی آغاز شد، اما هیچگاه به یک مرحله ی دلخواه نرسید، وآنچه در سمرقند دیدیم وشنیدیم  میشود آنرا گامهای نخستین در راستای یک همگرایی واقعی دانست، اگر این همگرایی از ترکیه محوری به ترک محوری تبدیل گردد. این هرگز به این معنا نیست که از نقش راهبردی وپیشتاز ترکیه در این همگرایی کاسته شود، بلکه به این معنا است که ترکیه ی اشتباهات تجربه ی دهه 1990 خود را تکرار در رابطه با جهان ترک تکرار نکند. آنچه را صاحب نظران در این رابطه گفته اند خلاصه اش این است که ترکیه چهار اشتباه اساسی را انجام داده بود: نخست اینکه ترکیه به نقش اساسی روسیه در سیاست، اقتصاد واجتماع در کشور های تازه استقلال یافته توجهی نداشت. دوم اینکه ترکیه بیشتر به روحیه ی برادر بزرگ داخل بازی شد که برای مردم این کشور ها بیشتر یاد آور تسلط روسیه بود. سوم اینکه انقره در آن وقت بیشتر برای خوش نمودن واشنگتن وپایتخت های اروپایی سیاست خارجی خود را جهت میداد، ورویکرد های سیاسی اش بیشتر به هدف پیوستن به اتحادیه ی اروپا بود. ونکته ی مهم اخیر اینکه ترکیه در دهه ی 1990 نه تنها از ضعف قدرت سیاسی رنج میبرد که اقتصاد ضعیف دست انقره را برای کار های بزرگ در راستای سیاست خارجی بسته بود.

ترکیه بعد از تشکیل دولت دون حزب عدالت وتوسعه در 2007 با یک رویکرد کاملا نو وارد همگرایی با جهان ترک شد، رویکرد بخشی از تغییر بزرگی در سیاست خارجی ترکیه بود که احمد داوود اوغلو وزیر خارجه ی آن وقت آنرا مهندسی کرده بود، که توجه بیشتر انقره را از غرب به سوی شرق معطوف میکرد. در رویکرد تازه اش انقره کوشش کرد تا از تحمیل خود منحیث برادر بزرگ بر کشور های ترک پرهیز کند. با هر کشور نظر به ویژگی های سیاسی واجتماعی واقتصادی خودش برخورد نماید واز هر نوع مداخله در امور داخلی آنها دوری نماید. نقش حساس روسیه را در این منطقه مراعات کند ورضایت موسکو را تا حد امکان جلب نماید. زمینه های همگرایی اقتصادی، فرهنگی واجتماعی را هموار تر سازد واز ترک ها در مناطق بحرانی حمایت قاطع نماید، آنگونه که اخیرا در آذربایجان دیدیم. ویک نکته ی مهم دیگر در این راستا باز نمودن راه برای بازیگران مهم دیگری چون قزاقستان وبعدا اوزبیکستان بود که نقش درشت تری در تحقق همگرایی ترک محور داشته باشند.

چالش های فرا راه همگرایی

شاید بزرگترین چالش فرا راه همگرایی ترک محور این باشد که چگونه میشود راه این همگرایی را از "پان ترکیسم" جدا نگه داشت. این همگرایی هنگامی به سوی کامیابی گام میبردارد که با واقعیت های غیر ترکی داخل کشور های ترک وبرون جغرافیای آن تعامل مثبت نماید، هماهنگ باشد وتا مرز صفر تنش برسد. دور نمودن نگرانی های روسیه، چین و ایران در رابطه با پلان ها وسیاست های سازمان کشور های ترک خیلی مهم به نظر میرسد. هر چند دو عنصر تاریخ ودین از پیوند دهنده های مهم جهان ترک چه در بعد داخلی وچه در بعد منطقوی به حساب می آیند، اما همگرایی حقیقی چیز فراتر از مشترکات تاریخی ودینی میخواهد که بیشتر در بلند بردن ظرفیت های اقتصادی و توانمندی برای توسعه تجارت خارجی این کشور ها نهفته است. ایجاد توازن در روابط خارجی این کشور ها به ویژه در مرحله ی قطب بندی های حاد پسا جنگ اوکراین هم یکی از چالش های عمده فرا راه همگرایی ترک محور خواهد بود. برخی این کشور ها وابستگی های نظامی تنگاتنگ با روسیه دارند وبرخی با ناتو، واز کنار این واقعیت ها نمیشود به سادگی گذشت. وضعیت افغانستان، هم یکی از نگرانی های جدی این سازمان است وبازتابی نمایان در نشست سمرقند داشت. اوزبیکستان وترکمنستان با نظام طالبان تعامل میکنند ومخالف انزوای افغانستان اند چون از دید آنها این امر به رادیکالیزه شدن بیشتر منطقه خواهد انجامید. ومعلوم میشود که بقیه کشور های سازمان به شمول ترکیه اعتراضی به این رویکرد ندارند،  اما پر روشن است که آنها نگرانی های دراز مدت خود را از ناحیه افغانستان نمیتوانند پنهان کنند.

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک