No-IMG

کانفرانسی زیرِعنوان " شرق وغرب، به هدف یک معیشت انسان گرایانه " در بحرين

از اینجا وآنجا

البحرین.

طی هفتهء گذشته مصادف با 3 نوامبر ماه جاری در مملکتِ البحرین کانفرانسی زیرِعنوان "الشرق والغرب من اجل التعایش الإنسانی" یعنی: شرق وغرب، به هدف یک زندگی انسانی، یا به عبارتِ بهتر به هدف یک معیشت انسان گرایانه، برگذار گردید، این کانفرانس در ضمن فعالیت های آنچه که «انجمن جهانی گفت وشنود البحرین» نامیده میشود برگذار گردید، و این انجمن به نوبهء خود زادهء آنچه که «مرکز بین المللی حمد بن خلیفه برای همزیستی مسالمت آمیز» نامیده میشود وآنچه که «مجلس حکماء المسلمین» نامیده میشود، میباشد.ارتباط این سلسله هارا به هم در پایان تحلیل این خبر بیان میکنیم.

از مهم تری مهمانان این کانفرانس پاپ فرانسیس  پاپ واتیکان ورهبر کاتولیک های جهان و شیخ جامع الازهر دکتور محمد احمد الطیب  بودند .

از سخنان بارز در کانفرانس مذکور سخنان شیخ جامع الازهر بود، وی علمای شیعه را مخاطب قرار داد وندای خاصی متوجه آنان ساخت.

قسمتی از سخنان شیخ الازهر را شبکه های خبری منجمله خبر رسانی  فارس نقل کردند.

وی گفته است:  برای برادران مسلمان شیعه از اینجا دعوت میفرستم که من و با من علماء بزرگ الازهر، و شورای حکماء مسلمان، کاملا آماده هستیم که نشستی با شما داشته باشیم، نشست با دلهای گشاده و دست های دراز برای همدستی و در اطراف یک سفره باشد، هدف از ان فراموش کردن صفحهء گذشته، تقویت امور اسلامی، اتحاد موضع گیری اسلامی، باشد و این نشست تاکید کند که پیامهای نفرت افگنانه از سوی همدیگر مردود است، و روش های شورانگیزانه وتکفیرگرایانه مردود است، نشست تاکید کند که اختلافات تاریخی و اختلافات کنونی بشمول همه انواع ان و پیامدهای آن متروک واقع گردد.

شیخ الازهر تاکید کرد که: بر مسلمانان گوش دادن به دعوت های تفرق وشقاق حرام است ومسلمانان از فتنه های تخریب وطن ها و ایجاد بی امنیتی برحذر باشند، مسلمانان نباید از شعار دین به نفع اهداف قومی استفاده کنند، نباید از آدرس مسلمانان در امور دولت ها دخالت صورت گیرد.

بیاییم اندکی این خبر را به تحلیل بگیریم:

البته پیام شیخ الازهر از آدرس بزرگترین نهاد اسلامیی سنیی معاصر به هدف ترک اختلافات مذهبی وگفت وشنود یک پیام مطلوب است و در حقیقت چیزی تازه هم نیست، بلکه مهمتر از این را سال 1959 شیخ آن وقتِ جامع الازهر شیخ محمود شلتوت رحمه الله صاحبِ کتابِ معروف «الإسلام عقیدة وشریعة» اعلان داشته بود.

شیخ شلتوت رحمه الله در فتوای تاریخیی بیان داشته بود که تمذهب در اسلام  قاعده نیست بلکه در اثر نیازها به وجود آمده است، و مفهوم نیاز ایجاب میکند که در هنگام ضرورت فتاوای مناسب حال از هرمذهب برای اهل مذهب دیگر از سوی مراجع معتبر علمی فتوی داده شود، واین به معنای ترک مذهب هم نیست بلکه به معنای فهم حقیقت مذهب است.

و برهمین اساس شیخ شلتوت از مؤسسین دارالتقریب میان شیعه وسنی بود ولی اختلافات سیاسی مخصوصا بعد از به قدرت رسیدن آیت الله خمینی در ایران و سپس اطماع پان قومیسم عربی  در ایران و اطماع ایران در عراق،سپس اشغال کویت توسط صدام، ومتعاقب ان برومند گشتن ایران و ضعف تدریجی ممالک عربی، همه وهمه سیاست های بودند که بر دعوت های مخلصانهء علماء فائق آمدند ودر موارد زیادی هم این نوع سیاست های ضد اسلامی مذهب را هم تابع خود ساخت،و علماء هر دولت را در تقابل با دولت دیگر قرار داد.

وحالا هم، چنین پیام شیخ الازهر در شرائط عصیبی صورت میگیرد وپاسخ مثبت به آن همت بزرگ میطلبد،منتها از نظر واقعیت برای قبول همچو نشست و صداقت در موفق سازی آن کدام جهت بیشتر باید قربانی بدهد؟

ما درممالک مسلمان نشین چهار یا پنج جهت مذهبی داریم که  فعال اند و پیروان بسیار دارند:

یکی، جهتِ مذهبی سلفی است که همواره در تقابل با شیعه قرار داشته است، منتسبین این جهت یا جریان در سابق اندکی از حکومت عربستان در چنین تقابل مستقل بودند، اما حالا آن مستقلین یا مرده اند ویا زندانی گردیده اند، ومیدان برای طیفی باقی مانده است که مانند انگشتری در انگشت خانوادهء حاکم قرار دارد.

خانواده حاکم در عربستان عرصهء فعالیت مذهبی آنان را محدود ساخته است، ودر تقابل با ایران بیشتر از آدرس سکولاری پیش میرود وچندان نیازی به استفادهء مذهبی نمی بیند، ونمونهء این روش را در طرفداری رسانه های وابسته به عربستان از روندِ سیاسیی بی حجابی در ایران میبینیم.

دوم هم جهت های مذهبی سنی کوچک وپراگنده هستند که بر تقابل شیعی وسنی شدیدا اصرار دارند، ولی اعتباری درجهان ندارند، ودر عرصهء حجت ومنطق کدام جایگاهی ندارند، تمرکز آنان بر زور است، اگر زور یافتند محارب اند اگر زور نیافتند مسالم اند.وخطر این طائفه این است که نه خود روزگاری دارند ونه دیگران از دستشان روزی،همچنانکه  در دست استخبارات جهانی سهل الانقیاد اند،حتی حکومت ایران از بعضی آنها به نفع خود استفاده برده است.

سوم هم جهت مذهبی اکادیمیک سنی هست که میتوان الازهر را نماد آن شمرد، کانون های علمیی دیگر سنی بسان قرویین در المغرب وزیتونه در تونس بطورعام در فلک بینش مذهبی الازهر میچرخند، یعنی خواه در عرصهء مذهب خواه در عرصهء تعامل با دولتها تفاوت چندانی از الازهر ندارند.

این جهت رسمی همیشه به گفت وشنود شیعی وسنی سینهء باز داشته است وازغلو وافراط در حق مذاهب خود داری میورزیده است،اینجاست که تکرار این دعوت از سوی الازهر ساده است و در چنین دعوت زیانی نمی بیند وچیزی را از دیست نمی دهد.

البته یک جهت معتبر ومهم اکادیمیک سنی اتحادیهء جهانی علماء مسلمین هست که شیخ قرضاوی  رحمه الله از مؤسسین آن بود، این جهت علمی نیز در تقریب میان شیعه وسنی نقش داشت اما تقریب را وابسته به رویدادها می دید چنانکه بعد از دخالت های نظامی اخیر ایران در ممالک سنی نشین اتحادیهء مذکور سخنان تندی را متوجه مذهبیون ایران ساخت ومقامات رسمی ایران را متهم به نقض وعده ها و «تقیه» در ادعای وحدت امت اسلامی کرد، ولی در کل دیده میشود که این جهت علمی نیز اصولاً از آدرس تکفیرگرایی وغلوِ مذهبی ویا کنش با شیعه پیش نمی رود،بلکه از آدرس واکنش پیش میرود.

چهارم هم جهت مذهبی شیعیی حاکم در ایران است،این جهت علماء مختلفی دارد و در فهم ومطالعهء نظریات فلسفی و مکتبی و رویدادهای سیاسی دست بلندی دارند، اما به استثنای یک عده و از آدرس نظام جمهوری اسلامی ایران در تعصب تاریخی بسر میبرند، این تعصب تاریخی برای عدهء آنان یک غذای سیاسی  چرب گردیده است و تا اندازی توانسته است با بعضی اهداف پان فارسیسم ایرانی متحد گردد وبلکه انرا محقق سازد، به عبارت دیگر اگر فرض بر این گیریم که یک دولت کاملا قومگرا بر ایران حکومت میکرد شاید در تحقق اهداف فرامرزیی خود وتقابل خود با عرب  به آنچه که امروز ایران از آدرس حکومت مذهبی دست یافته است دست نمی یافت.

ولی به یقین این اختلاف شیعی وسنی که غرب شدیدا بر ان سرمایه گذاری میکند، بلکه از پنج قرن به اینسو ــ 1502ــ در صورت ائتلاف شیعی وغربی، و در یک قرن اخیر در صورت ائتلاف غربی وسنیی عربی نیز بروز کرده و به تخریب مجتمعات اسلامی انجامیده و راحت انسان شیعی وسنی را مشترکاً سلب کرده است، جماعت های افراطی از آدرس این دو مذهب به چیزی جزحذف همدیگر راضی نیستند، دولت های مدعیی مذهبی از آدرس شیعه وسنی نیز به چیزی جز خاموش سازی همدیگر درعرصهء جغرافیایی خود راضی نیستند، در حالیکه کاملا میتوانند با دادن خودمختاری مذهبی ونیمه خودمختاری سیاسی برای همدیگر و اصدار قوانین مانع اهانت،زندگی شرافتمندانهء را برای شهروندان خود فراهم سازند.

خوب،پس وقتی چنین چیزی را ضرورت پنداریم، مجبور میشویم این سؤال را کنیم که کدام یک از منتسبین مذهب شیعه وسنی برعلیه همدیگر هتاک تر اند؟

کدام یک بزرگان همدیگر را لعن ونفرین میکنند؟

کدام یک  ساحت بزرگ اسلام را تنگتر میسازند؟

بدون شک جرم وجنایت در هردو طرف وجود دارد، واینجا بحث عصمت امام وعدم عصمت امام،بحث اینکه چه کسی بعد از پیامبر باید خلیفه یا امام میبود یا نمیبود، بحث توسل به ائمه و اغراق وغلو در ائمه واولیاء، بحث غلو درعصمت صحابه، بحث غلو در مُشرّیع شماری سلف چنانکه بسیاری سنی ها میکنند، را کنار بگذاریم وفقط به سؤال های فوق پاسخ دهیم.

یقینا برعلماء شیعه بیشتر لازم است تا برعلیه طعن و لعن همسران پیامبر که به نص قرآن امّهات المؤمنین اند،بر علیه طعن ولعن اصحاب بزرگ پیامبر موضع جدی بگیرند، زیرا از آدرس علماء اهل سنت طعن ولعنی نثار هیچ یک از ائمهء شیعه صادر نمیشود، بلکه آنان واجب الاحترام محسوب میشوند، پس وقتی این معضله به اتفاق برسد متباقی مسائل خلاف را هردو جانب راحت تر میتوانند حل کنند، یا لا اقل گفتمان صادقانه انجام دهند و در این گفتمان واقعیت ها را نصب العین قرار دهند.

نا گفته هم نماند بعضی منتسبین شیعه که به هتاکی میپردازند در ممالک غربی اقامت داشته و از آدرس نهادهای غربی تقویت میشوند.

این سؤال را نیز فراموش نکنیم، آیا فحش دادن برای یک گفتمان بسیار مضر است یا تکفیر کردن؟

فحش دادن وهتاکی لفظی بیشتر مضر است،بلی تکفیرگرایی در میان بعضی منتسبین سنی بسیارتر است و این کثرت تکفیر ارتباط به کثرت حوادث در جهان سنی نیز دارد، اما  هر انسان عاقل میداند تکفیریک  مسئلهء اعتقادی است، با انسان مکفر اگر به قواعد معاملات پایبند باشد میتوان تعامل کرد ولی طعن وفحش مسئله اخلاقی است و فضای تنفر را بیشتر به وجود میارد.

لهذا آرزو برده میشود ندای شیخ ازهر لبیک صادقانه دریابد.

حالا به یک بخش دیگر خبر نیز توجه کنیم:

همانطوری که گفتیم نشست مذکور از سوی انجمن جهانی گفت وشنود البحرین، در المنامه پایتخت البحرین برگذار شد،و نهاد دیگری زیرعنوان مرکز جهانی گفت و شنود شاه عبدالله ابن عبدالعزیز در عربستان وجود دارد واین نهاد بسیار ذیربط به نهادهای بین المللی است و زیر نام کایسید  فعالیت میکند،چنانکه  در ضمن «گروه بیست» یا، گروپ آف تونتی، که عبارت از اتحادیه اروپا ونوزده دولت دیگر است  فعالیت میکند و در ضمن اهداف خود عبور از اختلافات دینی به هدف دست یابی به یک بینش جهانی واحد را عنوان میکند.

اما «مجلس حکماء المسلمین» یا شورای حکماء مسلمان  که یکطرف برگزار کنندهء نشست البحرین بود عبارت از نهادی است که  در سال 2014 در کشور امارات متحد عرب تأسیس گردیده است و درمتن خود تعدادی ازعلماء جهان اسلام را دارد اما عضو اتحادیه جهانی علماء مسلمین نیستند و گفته میشود شیخ الازهر ریاست آن را بعهده دارد واز اعضای بارز آن نیز عالم بزرگ موریتانی ودستیار سابق قرضاوی دکتور عبدالله ابن بیه و واعظ معروفِ یمنی شیخ حبیب الجفری وکسانی دیگری اند که در تقابل صریح یا ضمنی با جنبش جهانی اخوان المسلمین محسوب میشوند.

اما این نهاد در بطن خود اهدافی دارد که رموز فهمان گرهِ کورِ آن را گشوده اند.

کشور امارات توسط بعضی اعضای این مجلس مجمعی را بنام « البیت الابراهیمی» یعنی خانهء ادیان ابراهیمی گشود، این مجمع کانفرانسی نیز ترتیب داد، مباحثی که از سوی این مجمع مطرح شد کاملا واضح ساخت که دست سیاسیی بزرگی این مجمع را میچرخاند و از نتائج سریع آن آماده سازی فضا برای انچه بود که توسط کاخ سفید امریکا صلح ابراهام در فلسطین نامیده شد، «صلحی» که به موجب ان امارات، البحرین، کشور المغرب، اسرائیل را به رسمیت شناختند ومتعاقب ان حکومت تکنوکرات سودان که تازه رئیس جمهور اسلامگرای سودان جنرال عمر حسن البشیر را خلع قدرت کرده بود نیز به اعتراف اسرائیل شتافت، برعلاوهء که این مجمع چنان از مساوات ادیان سخن میزد ومیزند که اگر باد مطابق مراد آن بوزد دین مقدس اسلام مومی در کف عیسویت و مسجد اطاقی در کنار کلیسا خواهد گشت.نه فقط مراوده با اهل کتاب که این بیت ابراهیمی رهبران بت پرستی را نیز به حیث پایه های معرفت میطلبد.

شیخ الازهر آن زمان برای تبرئه ساحه خود از چنین مجمع ملاحظات خود بر اعلان مجمع ادیان ابراهیمی امارات را اعلان داشت، و این کار شیخ ازهر به مذاق حکومت مصر که در دست سکولرهاست خوش نخورد، حکومت امارات نیز برای رونق بخشیدن مجلس حکماء مسلمین شیخ ازهر را در صدر این مجلس نشانیده است ورسانه های وابسته به حکومت مصر نیز از شیخ ازهر بحیث رئیس ان مجلس نام میبرند، اما اینکه واقعا شیخ ازهر در نتیجهء فشار بر چنین مسند نشسته است وقلبا نا راضی است، یا که شخصا راضی است؟ حدس وگمان های وجود دارد که اینجا تفصیل آن نیست، وبالاخره شیخ ازهر در کنار اینکه یک عالم وانشمند است حتما اشتباهات خود را دارد،ولی این هم ممکن است وجود کسی چون شیخ ازهر در چنان مجلسی از جلوه های انحرافی جلوگیری کند و دست های مرموز را اندکی عقب زند.والله اعلم

سؤال عمده این است که در سه کشور بومیی عربی که زادگاه اسلام بوده است واراضی آن نظر به حدیث « لا یجتمع دینان علی ارض العرب» دارای خصوصیت محسوب میگردند سه نهادی اکنون مباحث اسلامی را مدیریت میکنند که هر کدام این سه نهاد ارتباط متین با واتیکان دارند و پاپ واتیکان در هرکدام این مجالس مهمانِ خندان است که سرخ روی میاید وسرخ روی میرود، نه فقط این بلکه از سوی نهادهای لبرالیستی معروف که مدیریت همجنسگرایی،مدیریت اسلام هراسی را به عهده دارند تأیید میشوند.

دوستان عزیزی که این مطلب را میخوانند من را مخالف گفت شنود با پاپ واتیکان وبا رهبران هر دین دیگر فکر نکنند، شخصا باور کامل به محاورات یا گفتمانهای مکتبی، گفتمانهای ادیانی دارم، ولی در عین زمان  مانند همه اسلاف امت کاملا ایمان دارم که دین اسلام دین رحمانی است و دین حق است، ودر باب اعتقاد حق متعدد نیست بلکه واحد است، وانسانها مکلف به سراغ حق واحد هستند، و نجات اخروی در پیرویی دین حق است،لهذا اگر محصول این گفتمانها برای کاهش اختلافات ذات البینی مسلمین باشد وبرای سراغ مبانی مشترک اعتقادی با عیسویت ویهودیت باشد، وبرای سراغ مبانی اخلاقی با بعضی ادیان دیگر باشد کار خوب است، ولی اگر هدف از این گفتمانها ذوب سازی اسلام در ادیان دیگر باشد، گشودن راه بسوی ادیان دیگر در اراضی مقدس مسلمین باشد،آماده سازی اذهان برای قبول انحرافات روز افزون لبرالیسم باشد، یقینا در خلاف با مبانی اعتقاد ما قرار دارد و از آن برائت میجوییم.

و سؤالی که در آخر باید از خود بکنیم جایگاه علماء افغانستان در چنین نشست ها کجاست،چه مباحثی برای گفتن دارند؟و بقیهء علماء جهان اسلام در هر طیفی که هستند آنان را در عرصهء علم ودانش ومباحث تمدنی وبینش سیاسی در کدام حجم میبینند؟

چرا اعراب بدوی جزیره نشین میتوانند به مفاهیم تمدنی و به مفاهیم سیاسی بزرگ پی ببرند و مجالس از این دست ترتیب دهند و ساحهء افغانی حتی در عرصهء علمائی ومدارسی خود در تقابل با همدیگر باشد؟ در پی حذف همدیگر باشد،با برادر مسلمان خود کنار نیاید.

والله المستعان.

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک