بدترین نظام سرمایه داری همان است که در شرقِ مسلمان نشین جریان دارد
(لعلَّکُم تَتَفکَّرُون)
صاحب سرمایه از نسل خلیل
یعنی آن پیغمبری بی جبرئیل
زانکه حق در باطل او مضمر است
قلبِ او مؤمن دماغش کافر است
شعرِ فوق بخشی از شعر معروف علاّمهء شرق محمداقبال لاهوری رحمة الله علیه، زیر عنوان اشتراک وملوکیت در شأن صاحب کتاب سرمایه است.
مناسب میبینم یک تبصرهء کوتاهی را اینجا نقل کنم که در پای مطلب یکی از عزیزان که پرسشی در بارهء کتاب معروف کارل مارکس مطرح کرده بود نوشته بودم،تا هم دید افق اقبال لاهوری به مناسبت یادبود وی برایمان نمایان شود وهم به کمال معنای لعلکم تتفکرون نزدیک شویم.
«مارکس مسائل اقتصاد ومعضله های آن را مفصل بحث کرده است، مباحث وی پیش گویی های خوبی در بارهء نظام سرمایه داری بود که تازه در غرب به سن بلوغ میرسید،مارکس "شهوتِ این سگ بالغ"را خوب درک کرده بود،با آنهم بینش مارکس در کتاب مذکور اشکالاتی داشت تا جاییکه سبب انگاری اقتصاد از سوی وی در هر چیز باعث شد کسانی مقولهء را بسازند که میگوید: مارکس هر چیز را به عینک اقتصاد وفروید هر چیز را به عینک عقدهء جنسی میبیند.
اما اسلام مفصل در باب اقتصاد بحث نکرده است ولی مفاهیم کلی را در این باره بیان داشته است، صراحتی که اسلام در بارهء سود دارد و تأکید بر همبستگی اجتماعیی که دارد و تأکید بر حق جماعت که در مال دارد،و اولویتی که برای ملکیت عام در مقابل ملکیت خاص دارد نشان میدهد که مباحث اقتصادی اسلام با بسیاری از مفاهیم اقتصادی مارکسیستی جور میایند یا میتوانند نزدیک باشند، اما آموزه های اسلام در بارهء مال با نظام سرمایه داری بسیار تفاوت دارد.و ما اینجا از شمولیت فکر مارکسیستی حرف نمی زنیم فقط منظور ما کتاب معینی است.
والبته نا گفته هم نماند که نظام سرمایه داری در داخل خود غرب به اصلاحاتی روی آورده است که در زمان مارکس وجود نداشت، وبدترین نظام سرمایه داری همان است که در شرقِ مسلمان نشین جریان دارد.
لهذا بر دانش آموزان مسلمانی که در بخش شرعیات میخواهند چیزی را بدانند خواندن کتاب سرمایهء مارکس از ضروریات علمی حساب میشود،
گرچند فهمیدن کتاب مذکور کار آسانی نیست ولی برای طالب العلمی که شبهای دراز زمستان بر سر بوریا کتابهای سخت میبذی، وصدرا، وشمس بازغه وحواشی های سختِ آن کتب را میخواند فهمیدن قسمت اعظمی از کتاب سرمایه نخواهد سختی کند.
مسلمانان قرنها است منطق ارسطو و بعضی آراء افلاطون را در مدارس میخوانند، فلسفهء یونان را میخوانند اگر کتاب مهمی به حجم کتاب مارکس را بخوانند که بهتر ومفید تر از آن کتابهاست چه مشکلی جز منفعت دارد؟
مگر این نیست که پیامبر خدا فرموده است؟ (الحکمة ضالّة المؤمن انّی وجدها هو احقّ بها)حکمت گمشدهء انسان مؤمن است هرجا که حکمت را یافت مستحق ترین برای دریافت حکمت همان مؤمن است.
خلاصه عصر متأخرین مدارس اسلامی عصر افول وانحطاط به معنای کلمه بوده است،گیریم چند هوشیاری در زمان مأمون عباسی به ترجمهء بعضی کتب حکمت قدماء از طب ونجوم وهندسه و فلسفه و منطق نمی پرداختند مسلمان امروزی در بعضی جوامع همان را هم نمیخواند و ضروریات بیشتری را حرام میدانست.
بعضیها گمان میکنند در کتاب سرمایهء کارل مارکس به ساحت دین تعرض شده باشد،چنین چیزی وجود ندارد، جز یگان اشارهء عابرانهء که به سرمایهء نا مشروع کلیسا شده باشد، اول و اوسط وآخر کتاب کاملاً بحث ریاضی واقتصادی و ریشه یابی استبدادِ متملکین است.
کتابِ سرمایه یا کاپیتال کُهنگی ندارد.
نا گفته نماند کتابهای ارزشمندی از سوی مسلمانان در مسائل اقتصادی و نقد اقتصاد مارکسیستی و اقتصاد سرمایه داری نوشته شده است که بسیار اند.
رازدان جزو و کل از خویش نامحرم شد است
آدم از سرمایه داری قاتلِ آدم شد است.
