حکمتيار: فشارهاى خارجى عليه إمارت اسلامى به اوج خود رسيده و تبليغات شديد نيز خيلى افزايش يافته
در حالى كه فشارهاى خارجى عليه إمارت اسلامى به اوج خود رسيده و تبليغات شديد نيز خيلى افزايش يافته؛ به پيمانه اى كه مسئولين و گزارشگران سازمان ملل متحد نيز سهم نمايان و جدى در اين فشار ها و تبليغات داشته و گزارشگر خاص آن ريچارد بنيت به حدى جلو رفته كه از تمامى جهان مى خواهد: براى تغيير در وضعيت وخيم حقوق بشر در افغانستان؛ بايد اقدام فورى كند. اما نه گفته كه چه نوع اقدام فوري؛ ملل متحد در اثناء هجوم قبلى امريكا و ناتو بر افغانستان؛ از اين هجوم حمايت كرد؛ آيا هدف از اقدام فورى؛ تكرار تجربه قبلى است؟ در حالى كه ملل متحد به عنوان بنياد بى طرف بين المللى؛ بايد مخالف و مانع اين نوع اقدامات باشد نه حامى و مشوق و محرك آن؛ آقاى بنت؛ توأم با اين كه وضعيت امنيتى كشور را خيلى بد توصيف كرده؛ طالبان را به كشتار هاى دسته جمعى اقليت هاى مذهبى و قومى و نقض شديد حقوق بشر متهم نموده و گفته است: حملات هدفمند بر اقليت هاى قومى و مذهبى به شدت ادامه دارد؛ در اين راستا؛ حرف هايى داشته كه مخالفين مسلح نظام نيز جرأت و مجال آن را نداشته اند. رسانه هاى غربى نيز با شدت و حدت تمام مصروف تبليغات عليه إمارت اسلامى و سياست ها و تصرفات آن اند.
اما در عين حال مى بينيم كه ايالات متحده امريكا؛ سلسله جديد مذاكرات با طالبان؛ آن هم در مستوىٰ هيئت هاى بلند پايه بخش هاى استخباراتى را آغاز كرده؛ در كنار آن اقداماتى داشته كه نشان مى دهد؛ امريكا در پى تفاهم و توافق با طالبان بوده و مى خواهد مثل مذاكرات قبلى دوحه؛ مذاكرات دو طرفه اى ديگر و معاهده جديدى ديگر داشته باشد؛ هر چند تحت پوشش تطبيق بند هاى باقى مانده معاهده دوحه باشد. اين در حاليست كه مذاكرات دوحه و معاهده اى كه به آن منتج شد؛ كاملاً ناكام، غير معقول و غير عملى و نادرست بود و به وضعيت بد كنونى منتج شد؛ مذاكرات دوحه به گونه طراحى شده بود كه فقط يك جهت افغان ها در شركت كند و بقيه همه كنار گذاشته شوند؛ و نفى آنان باعث شود تا راه مخالفت با نظام آينده را در پيش گيرند و افغانستان با وضعيتى روبرو شود كه هم اكنون با آن مواجه است؛ حكومت يك گروه و مخالفت بقيه با آن؛ عامل عمده ناكامى آن مذاكرات و عدم تطبيق معاهده دوحه؛ در واقع اين بود كه اين مذاكرات دو جانبه بود و تمامى اطراف تأثير گذار داخلى و خارجى ديگر؛ به شمول حكومت دست نشانده امريكا در كابل و احزاب افغانى شامل حكومت و در خدمت امريكا و كشور هاى اروپايى شامل پيمان ناتو و ديگران؛ نه در مذاكرات حضور داشتند و نه از چگونگى معاهده مطلع بودند؛ امريكا به هيچ يكى از اينها اعتناء و التفاتى نكرد. امروز همه مشوش اند كه شايد مذاكرات كنونى امريكا با إمارت اسلامى تكرار تجربه ناكام قبلى باشد. رقباى جهانى و منطقوى امريكا نيز تشويش جدى دارند كه مبادا اين مذاكرات پيام بدى براى آنان داشته باشد. در اين رابطه چند مطلب مهم قابل يادآورى است:
افواهات حاكيست كه اين مذاكرات در پاكستان آغاز شد و سپس به دوحه انتقال يافت.
خلاف معمول؛ و در عوض مسئولين سياسى؛ ميان مسئولين امنيتى و استخباراتى دو طرف و طولانى تر بود.
هر چند توافقات طرفين تا حال رسانه اى نشده؛ ولى از شواهد و اقدامات هر دو معلوم مى شود كه پيشرفت هاى جدى اى داشته اند.
پرواز هاى طياره هاى بدون پيلوت (درون) محدود شد و حملات راكتى اش مشروط به دستور و موافقه قصر سفيد: كه اين يكى از مطالبات و جدى ترين خواسته إمارت بود.
امريكا اعلان كرد كه از جنگ در افغانستان و مخالفين مسلح حكومت كابل حمايت نمى كند. كه اين نيز يقيناً امتيازى براى طالبان تلقى مى شود و بر روحيه مخالفين مسلح نظام كه انتظار كمك هاى بيدريغ از سوى امريكا را داشتند؛ ضربه اى محكم است.
از نظر عده اى؛ ازدياد كمك هاى هفته وار؛ از 30 به 40 مليون و حتىّٰ 80 مليون دالر؛ نشانه و نتيجه همين توافقات تلقى و تبليغ مى شود.
امريكا با استفاده از اثر و رسوخ خود؛ كمك كرد تا بانك نوت هاى جديد افغانى در اختيار كابل قرار گيرد؛ مقدار آن رسانه اى نشده ولى افواهات حاكيست كه در حدود دو صد مليارد افغانى؛ معادل چيزى بيش از دو مليارد دالر امريكايى است. بانك نوت هاى كنونى افغانى سخت فرسوده شده و امكانات دوامش را تا حدى زيادى از دست داده و حكومت طالبان و تمامى افغان ها را با مشكلات زيادى مواجه كرده؛ با تعويض آن به بانك نوت هاى جديد اگر از يك سو؛ اين مشكل حل مى شود؛ از سويى ديگر؛ در صورت عدم اتخاذ تدابير جدى؛ محدود نه كردنش به تعويض كهنه به جديد؛ مشكلات زيادى براى افغان ها ايجاد خواهد كرد؛ عرضه بانك نوت هاى بدون پشتوانه و به گونه اى بى رويه؛ به انفلاسيون و پاين آمدن ارزش افغانى منتج خواهد شد.
يكى از ادارات مربوطه امريكايى؛ اعلان كرد كه كار بر تمامى پروژه هاى ناتمام امريكا در افغانستان؛ به زودى آغاز مى شود!!
اما اين كه إمارت اسلامى در مقابل مواضع و اقدامات جديد امريكا؛ متقابلتاً چه تعهداتى كرده و چه كار هاى انجام داده؛ بايد منتظر روشن شدنش باشيم.
اما عده اى ترور ايمن الظواهرى را نتيجه زد و بندها ميان دو طرف تبليغ كرده اند؛ و به تبصره يكى از مسئولين امريكا استناد نموده اند كه گفته بود: برخى از طالبان به الظواهرى پناه دادند و برخى ديگر در تهيه معلومات و ترور او امريكا را كمك كردند.
اجازه بازسازى معابد يهودى ها در هرات را نيز عده اى به اين توافقات ربط مى دهند.
تشويش رئيس جمهور روسيه ولاديمير پوتين از حضور فعال گروه هاى تروريستى درافغانستان، اظهارات مقامات مسئول روسيه و چين؛ در باره وضعيت كنونى افغانستان؛ نزديك شدن بيشتر چين و روسيه و موضع مشترك عليه امريكا؛ و مخصوصاً پس از مذاكرات اخير إمارت و امريكا؛ نشان مى دهد كه هر دو از انكشافات اخير مشوش اند؛ و به اين نتيجه رسيده كه شايد در افغانستان كار هايى عليه منافع آنان صورت گيرد؛ عدم افشاء اين توافقات و سكوت كامل كابل؛ بر اين تشويش ها افزوده است. رئيس جمهور روسيه: ولاديمير پوتين گفت: روسيه اين توانمندى را دارد كه تلاش هاى امريكا در جهت تحميل نظم جهانى خودپسندش بر جهان را مختل كند و مانع آن شود؛ هر چند او جنگ اوكراين را نيز به تلاشهاى امريكا و ناتو عليه روسيه نسبت مى دهد؛ اما اظهار نظرش در خلال مذاكرات جديد امريكا و طالبان؛ نشان مى دهد كه هدفش جلوگيرى از اقدامات امريكا در افغانستان است.
وزارت خارجه روسيه نيز گفته است: در افغانستان بيست گروه تروريستى فعال اند؛ داراى ده هزار جنگجو اند؛ و امنيت منطقه را تهديد مى كنند.
برخى از كشور هايى كه منافع منطقوى شان با جريانات و وضعيت افغانستان گره خورده و حضور فعال رقيب شان را در اين منطقه ستراتيژيك؛ خطرناك مى پندارند؛ از اين تشويش دارند كه مبادا ميان إمارت اسلامى و امريكا؛ توافقى مبنى بر استقرار برخى قطعات نظامى امريكا؛ در افغانستان و مخصوصاً در شمال اين كشور؛ صورت گرفته و يا در حال رسيدن به چنين توافقى اند. اظهارات رئيس جمهور قبلى امريكا؛ ترامپ در رابطه به اين كه به هيچ صورتى اجازه نمى داد؛ تمامى نيروهاى امريكايى از افغانستان خارج شوند؛ كم از كم ميدان هوايى بگرام را بايد در اختيا خود مى داشتيم؛ چون مصارف هنگفتى بر آن كرده ايم و در موقعيت حساس و در نزديكى مركز تأسيسات اتمى چين قرار دارد!! اين اظهارات بدون شك موجبات تشويش بيشتر اين كشور ها را فراهم كرده؛ اظهارات ترامپ در واقع تصميم و رأى پنتاگون و سى آى اى را منعكس مى كند نه فقط نظر شخصى وى را.
اگر ما افغان ها؛ با قضايا و جريانات كشور؛ مسئولانه و مدبرانه برخورد نكنيم؛ و در نتيجه سهل انگارى هاى ما؛ كابل در جنگ رقابتى قدرت هاى بزرگ؛ در كنار يك جهت و عليه جهتى ديگر قرار گيرد؛ افغانستان به يك اوكراينى ديگر تبديل خواهد شد. اين مسئوليت دينى و ملى فرد فرد افغان است؛ مخصوصاً وجيبه دينى آنان كه متعهد به اسلام و آزادى كشور خود اند و در برابر هر اشغالگر رزميده اند؛ لازم است نگذاريم كشور جنگ زده ما؛ بارى ديگر به ميدان جنگ هاى نيابتى تبديل شود. بايد نگذاريم تجارب تلخ و خونين گذشته تكرار شود؛ افغانها نبايد و نمى توانند در برابر جريانات كشور بى طرف و بى تفاوت باشند؛
