از اینجا وآنجا؛ ریشی سوناک و بحران اقتصادی شدید انگلستان
انگلستان.
ویدیویی که یک مقام انگلستانی در تویتر خود هنگام پرواز بر فراز لندن نشر کرده است فیشنگ های رنگارنگ را که از زمین بسوی هوا شادیانه رها میشوند نشان میدهد. گویا شهری در شادمانی غرق است.
امتیاز فیشینگ ها در همین است که انسان اگر فقط همان منظرهء پر جلایش آن را ببیند گمان میکند که در موقع پرتاب آن فیشنگ ها همه غرق شادمانی اند ومردمان بسیاری آنجا جمع شده اند، در حالیکه بسیار اوقات چنین نیست،خودم چند بار فریب چنین فشینگ ها را خورده ام.
با این هم انگلیسها و هندوها حق داشتند که شب انتخاب ریشی سوناک چنین رقص وپایکوبی وفیشنگ پرانی کنند.
اینکه هندوها چرا، واینکه انگلیس ها چرا چنین حق دارند؟ بیاییم از لابلای تحلیل وتجزیهء خبر بشنویم:
آقای ریشی سوناک که گفته میشود جوان ترین صدراعظم در تاریخ انگلستان است روز سه شنبه بحیث صدر اعظم انگلیس از سوی حزب محافظه کار تعیین گردید تا اینکه تا مدت فرا رسیدن انتخابات 2024 بحیث رئیس حکومت انگلیس ایفای وظیفه کند.
بعد از استعفای خانم لیزتراس که فقط چهل روز حکومت کرد شاه چالرز سوُّم ریشی سوناک را در این مهام گماشت.
گرچند چنان جلوه داده میشود که رابطهء قصر باکینگهام که نشمینگاه خانوادهء شاهی میباشد وکوچهء داونگ ستریت که مقر حکومت انگلیس در آن قرار دارد فقط یک رابطهء تشریفاتی است، ولی چنین نیست، رابطهء این هردو را میتوان میان تشریفات ومیان إلزامیت حساب کرد.گرچند قانون حدود وصلاحیت ها را تقسیم بندی کرده است ولی انگلیس کشوریست که قانون شفاهی وقانون غیر مُدون که بحیث میراث فقهیی انگلیس در عرصهء حکومت داری و شاهی محسوب میشود در مسائلی بر قانون مدون پیش دستی دارد، ویا به قول بعضی حقوقیون، امریکا کشور قوانین است و انگلستان کشور لوائح است.
ریشی سوناک هندی الاصل است، تعیین وی موجی از خوشی را در میان هندوهای انگلیس نه هندیهای آن، بر انگیخت، خوشیهای که محصور در انگلیس نماند و به هندوستان سرایت کرد، وکاهنان هندی در هندوستان به قربانی ها پرداختند وتعیین ریشی سوناک را برکاتِ جنابِ گاو شمردند که روح کریشنا در شاخها ودُمهای آن نظر به عقیدهء باطلِ آنان مجسد گردیده است، اما طبقات ارستکرات یا اشرافیی هند تعیین سوناک را پیروزیی فرهنگ خضوع وفرمانبرداری از بریطانیای کبیر شمردند که در دورهء استعمار وظائف بزرگ را در طبقات اشرافیی هند حصر میساخت، و در این میان افراد طبقهء مستمند در هند که نظام سرمایه داری مغز اورا شسته است نیز به رقص وپایکوبی پرداختند.
و از همه مهمتر حزب افراطیی بهاراتیا جناتا وصدر اعظم افراطیی ان مودی است که خود را مصداق همان ضرب المثلِ خان یافته است.
میگویند: یک خان بر سر زمینها نخره کنان قدم میزد و نخودها را که در مشت داشت دانه دانه بسوی دهان خود پرتاب میکرد، یک نوکری داشت که همیشه دنبال خان راه میافتاد واتفاقا یک دانه نخود در دهان بازِ نوکر رفت وخان هم که فهمید بدون اینکه روی گراندیده باشد با پوزِبلند گفت: چی ماسره وُگرزی داسی شیان به خوری.یعنیکه با من بگردی چنین نعمت ها نصیبت میشود.
با تعیین سوناک هندوها بر پاکستانی ها که به تعیین صادق خان بحیث شهردار افتخار میکردند، یک قدم نه بلکه چهل قدم پیش رفتند.
اگر به یاد داشته باشید در شمارهء 15سپتامبرِ "هفته نامهء اینجا واینجا" در تبصره ی بر وفات الیزابیث ملکهء انگلیس اشارتی به رابطهء عشقیی همسر متوفای چارلز پرنیسیه دیانا با جراحِ قلب پاکستانی داکترحسنات خان نموده بودم وگفته بودم که چارلز گرچند در ظاهر تبسم پهن کند اما در دل فراموش نخواهد کرد که همسر معروفش با دو مسلمان رابطه داشت و چنین رابطه ها موجب طلاق چالرز از وی گردید،گرچند در آن طلاق چادوگریی کامیلا اندرسون نیز بی نقش نبود، آن دو مسلمان یکی حسنات خان ودیگر دودی الفاید بودند، دودی با دیانا یکجای مرد یا میرانیده شد ولی حسنات زنده مانده است وباید بحیث پاکستانیی دشمن هند از صدر اعظمیی سوناک سوزاک شود وانتقامش را در کشورِ عمک ذکرالدین بگیرد.
خوب، این به معنای این نیست که تعیین سوناک را به چنین قضیه ربط کامل دهیم ولی این را از باب این گفتم که هردو کشور هند وپاکستان بلکه در مجموع رابطهء دولت های کومنولث انگلیستانی عبارت از مستعمره های سابق نیستند بلکه هنوز مستعمره اند، فقط از استعمار مطلق به مرحلهء فدرالی ارتقا یافته اند، اما انگلیسها همیشه هندی ها را بر پاکستانی ها ترجیح داده اند، به عبارت دیگر هندوهای نوکر را بر مسلمانان نوکر ترجیح داده اند، نوکری هم مراتب دارد.
جالب اینکه ریشی سوناک از وقتی که تعیین گردیده است چنان در ابراز دیانت هندوئیی خود سرگرم است که بسیاری در کشور مدعیی سکولاریی چون انگلستان توقع نمی بردند، اما وقتی به تاریخ چهار صدسالهء رابطهء انگلیس وهندوها و سردار سازی آنان نگریسته شود تعجب برطرف میشود.
سوناک زمانی که قبل از این به منصب وزیر خزانه راه یافته بود درمقابل دروازهء وزارت به انجام طقوس هندوسی پرداخته و شمع ها را روشن وگلهای هندی را آویزان کرده بود، واینک از روز سه شنبه به اینسو به چندین معبد هندوسی در لندن سر زده است، و در یکی از این زیارت ها برای گاو مقدس زردک در دهان گذاشت، وی در حقیقت بدون قصد چنین وانمود کرد که در تیاترِ سرزمین تیاتر نویس وادیب معروف انگلیس ولیام شکسپیر، زردکی بیش نمی باشد.
سوناک با کاهنان هندی عکس گرفت وبه کاهن بزرگ سجده کرد و همسرش با آویزان کردن پارچه های هندوی اورا همراهی میکرد.
سؤال این است که آیا دمکراسی انگلستان میتواند تعیین مسلمانی را که کاملا به قوانین بریطانیا پایبند باشد در چنین پست بپذیرد؟
و اگر بپذیرد آیا میتواند بپذیرد که آن مسلمان چنین سعی در ابراز دیانت خود نماید ؟
بلکه سؤال مهمتر اینکه آیا چنین مسلمانی سیاسیی یافت خواهد شد که ذرهء از ایمان ریشی سوناک به گاو را به خدای واحدِ احدِ صمدِ لم یلد ولم یولد داشته باشد؟.
خوب،به هر حال: اگر نقدی در این صدد وارد میکنیم هرگز نمی توانیم بر ذکاوت و بر فقاهت سیاسی انگلیس نقدی وارد کنیم، زیرا چنین تعیین برای انگلیسها جای افتخار است که چنین کشوری دارند که چنان درحاکمیتِ قانون واستمراریتِ نظم وپلان غرق است که فرزندان مستعمراتِ ان قایق مدیریت ان کشور را ناخدایی میکنند وچنان این کسانی که "تابعیتِ کسبی" دارند شیفته وفریفتهء خدمت برای کسانی که "تابعیت اصلی" دارند گردیده اند که انسانِ انگلیستانی بومی میتواند نفس راحت عمیق بکشد، و حرارتِ نفسِ عمیقش بر سرو صورت همه حکام مدعیی مسلمانی که بر تخت ممالک مسلمان نشین نشسته اند بوزد،مخصوصا به کشورهای مسلمان نشینی که هنوز به نظام برده داریی کفیل پایبند اند، و به سرو صورت انسانهای عدیم الفقهی بوزد که هنوز در آرزوی زنده سازی دوران بردگی وکنیزگیری اند.
انگلیسها حق دارند افتخار کنند که در راستای مردم سالاری نظامی دارند که در ظرف دو سال 6 صدر اعظم برای منفعت جامعهء خود انتخاب وتغییر داده اند،و همهء این تغییرات در چوکات قانون و حاکمیت مردم بر مردم صورت میگرفته است، حاکمیت مردمیی که هویت دینی وهویت فرهنگی وهویت تاریخی مردم اصیل انگلیس در آن غائب نیست.
فقرهء جنجال بر انگیز قانون تابعیت انگلیس:
یکی از مواردی که نشان میدهد مکتسبان تابعیت یعنی انانی که انگلیس های اصیل وبومی نیستند وبعدا تابعیت به دست آورده اند کاسه های داغتر از آش اند موضع گیری ضد پناهندگی ریشی سوناک است.
آقای سوناک به تأسی از حزب محافظه کار انگلیس بیشتر از همه طرفدار تشدید قوانین پناهندگی و مهاجرت بسوی انگلستان است، او با کشتی های که پناهندگان را از دریای مانچ بسوی انگلیس میگذراند سختگیرتر خواهد بود و بر همین اساس وزیر داخلهء قبلی را در منصب خود ابقا کرد.
برعلاوهء اینکه وی طرفدار تعدیلی میباشد که بر سلبِ تابعیت انگلیس پیشنهاد گردیده است،وفق این تعدیل حکومت فقط با ادعای اینکه منفعت جامعه را در نظر میگیرد حق دارد تابعیت را از فردی که بخواهد بدون اینکه قبلاً فرد مذکور را ابلاغ نماید سلب کند.
از اینکه ماده 15 اعلامیهء جهانی حقوق بشر بر حق هرشخص در داشتن تابعیت تأکید میورزد وهمچنان توافق معروف 1961 مبنی برلزوم کاهش حالات انعدام تابعیت تاکید میورزد، این تعدیل پیشنهادی میتواند ناقض این هردو توافق جهانی بوده باشد، گرچند حکومت انگلیس در سلب تابعیت زن بنگلادیشیی بنام شمیمه بیگم که به عضویت تروریزم متهم بود جواب چنین انتقاد را چنین داد که انگلیس میکوشد در اثر سلبِ تابعیت، حالتِ انعدامِ تابعیت بوجود نیاید، وبدین منظور اگر تابعیت را از اشخاصی که در کشورهای اصلیی خود بحکم اصالتِ خونی مستحق دریافت تابعیت اند سلب میکند مخالفت با اعلامیهء جهانی حقوق بشر نکرده است،اما چنین تعلیل و چنین دلیل نیز فاقد مصداقیت است، زیرا کسیکه تابعیت وی بطور ناگهانی سلب گردد تا حین دریافتِ تابعیتِ دیگر یا تا حینِ استردادِ یعنی حصول مجددِ تابعیت کشور اصلیی خود ـ بنگله دیش در مثال شمیمه بیگم ـ بدون تابعیت باقی میماند واین نقض مادهء پانزدهم اعلامیه جهانی حقوق بشر است،افزون بر اینکه کشورهای صادر کننده نفوس که بیشتر پناهندگان از ان کشورها میایند چندان آمادهء دادن تابعیت خود برای انانیکه در کشور دوم تولد شده اند نمی باشند.
با اینهمه حزب کارگر انگلیس یا لا اقل کسانی در ان حزب مخالف چنین تعدیل اند، ریشی سوناک طرفدار چنین تعدیل است،عموما ریشی سوناک در فرصتی متصدی منصب صدر اعظمی انگلیس شده است که انگلستان دچار بحران اقتصادی شدید بوده و نرخ پوندِ آن روز به روز در تنزل است.
................. ...............................
امریکا.
توماس فریدمان نویسندهء معروف وستون نویس امریکایی گفته است: در حالیکه جهان مصروف تبصرهء چگونگی استفادهء ولادیمیر پوتین از سلاح اتمی است اما پوتین در پیش چشم جهان آهسته آهسته دکمهءبمب دیگری را فشار میدهد وان بمب بمب انرژی در زمستان نام دارد.
.دقیقا و اگر اروپا در دریافت نفت هم مواجه مشکلات شود چنانکه عربستان از طریق اوپک پلس نرخ را بلند برده است میتوان گفت پوتین بمب خطرناکی دیگری را انفجار داده است که بستن گاز به روی اروپا است.
جالب اینکه موضوع منجمد سازی اروپا بواسطهء قطع گاز در اذهان روسها لانه کرده است،تا جائیکه یکی از روسها از چندماه به اینسو گازخانهء خود را روشن گذاشته وان را زنده از طریق انستاگرام پخش میکند تا ملیونها تن در اروپا از وفرت گاز در روسیه و قلت ان در اروپا حسرت بخورند.
کمبود گاز تفاوت فاحش را در نرخ ها ایجاد نموده و نرخ همه خوردنی ها را در بازارهای اروپایی بلند برده است .
...............................................
عربستان سعودی
شاه دخت ریما بنت بندر بن عبدالعزیز که سفیر مملکت خانواده اش در امریکا میباشد روز سه شنبه مصادف با 25 اکتوبر ماه جاری در مصاحبهء با شبکهء خبری امریکایی سی ان ان سخنانی گفت که توسط آن از اهداف حاکم کنونی کشورش و آینده فرهنگی واعتقادی عربستان واضحتر پرده برداشت.
ریما در حالیکه دریشی به تن داشت و درحالیکه با تقسیم منظرِ سرِ خود میان کاکلِ برتافته وزلفِ نابافته وروی شانه خمیده و پارچهء گاچ کوتاه تحول بینش خانوادهء حاکم کشورش در قبال حجاب را نمایش میداد گفت: برای ما وقت بدهید، امریکا دو صد سال نیاز داشت تا تغییر کند و به این وضع برسد، اما ما در ظرف پنج سال به انداز هشتاد سال امریکا پیش رفته ایم، در امریکا پنج سال پیش جنجال وبحث بر سر سقط جنین بود وهنوز هم ادامه دارد و تغییر نکرده است ولی ما در عربستان طی پنج سال که امریکا تغییر نکرده تغییر کردیم، درست است که چیزهای زیادی برای تغییر داریم ولی باید بدانید ما از محیطِ مختلف هستیم و کار تدریجی نیاز دارد تا تغییر بیاید، برای ما وقت بدهید و سال 2030 را خواهید دید که چه نوع تغییراتی خواهد بود.
نکته این است که سخنان این زن پرده از فرو رفتن سریع عربستان به فرهنگ لبرالیسم وبناءً سکولاریسم دارد، ولی نه از نوع سکولاریسم غربی که به نظریهء انتخاب و حاکمیت فرهنگیی خود،و رأی مردم،وپاسخ گویی سیاسیون در قبال قانون،تفکیک قوای سه گانه،باور دارد.
بعبارت دیگر،غرب دمکراسیی خصی شده را برای مستعمره های مسلمان نشین خود تحمیل میکند، مانند شیری که از ان مسکه اش گرفته شده باشد، درچنین دمکراسی فقط همان خلع حجاب،تغییر جنس،گشودن رقصخانه ها و قمارخانه ها ومیخانه ها توصیه میشود،و موضوع مردم سالاری در چنین دمکراسی مطرح نیست بلکه با آن مقابله نیز میشود،و با مشت بر دهان آنانیکه منادیی مردم سالاری اند ومحکوم کنندهء فرهنگ لبرالیستی اند کوبیده میشود و زندانها از علماء ارزشگرا پر میشود.
در عین زمان و از همین منظر بازتاب گستردهء مظاهرات ایران در رسانه های بزرگ عربی را میتوان ملاحظه کرد که اکثر این رسانه ها مظاهرات ایران را مظاهرات برعلیه حجاب معرفی میکنند، و بدین ترتیب خود را در مقایسه با ایران قرار میدهند.
عربستان گرچند بطور رسمی رسانه های محدودی دارد ولی رسانه های بزرگی را تمویل میکند،روزنامه های معروف الحیاة، الشرق الاوسط، کانال های تلویزیونی بزرگی چون ام بی سی و کانال العربیة مربوط عربستان میشوند.
کانال ام بی سی همواره برنامه های ستاره های عرب را در عرصهء موسیقی ورقص راه میاندازد وکانال العربیة چنان در نقد مفاهیم اسلامی فعال است که مردم ان را بجای العربیة العبریة نام مانده اند، یعنی کانال مربوط اسرائیل نام مانده اند.
کانال العربیه فقط به مسائل دفاع از منافع اسرائیل بسنده نمیشود، بلکه به ترویج مفاهیم ضد اسلامی با عناوین مختلف مبادرت میکند.
چند روز قبل یک خبر از یک شیخ سودانی در رسانه ها منتشر شد که یک مرد کهن سال ونا بینا است و برای اینکه بدون نیاز به کسی به مسجد برود از خانه اش تا مسجد که یک میدان ریگزار است ریسمان دوانیده و به کمک ان ریسمان بجای عصا تا مسجد میرسد، مردم با دیدن چنین تصویر به دروازهء ایمان رفتند وچنین پیر را ستودند وچنین ایمانی را آرزو کردند،بعد از یک هفته از این خبر کانال العربیه با عنوان معنی داری سر کشید. کانال العربیه تصویر ان مرد را با چنین عنوانی تبارز داد: "پیره مرد سودانی حیلهء عجیبی برای رسیدن به مسجد میکند".
و با چنین عنوان آن پیر را از مقام یک نورانی به مقام یک مُحتال وچوتار وحیله گر در ذهن خواننده تنزل داد.
چنین عنوان ها در چنین رسانه ها و در بی بی سی با دقت انتخاب میشوند.
بلی،کانال العربیه مربوط عربستان میشود.
اینجا یک سؤال عمده مطرح میشود وآن اینکه آیا عربهای اصلی وبدوی در تناسب با بقیه ملل مسلمان بیشتر پراگمات هستند؟ بیشتر منافع و واقعیت گرایی را بر ارزشگرایی ترجیح میدهند؟
و آیا این ادعای بعضی از تیوریسن های لبرال عربستان که بسیاری از مفاهیم اسلامی ساختهء مسلمانان غیرِ عرب است وباید عربستان با آن بشمول بسیار کتب احادیث قطع رابطه کند درست است؟.
هر کدام این جوابهای درازی میطلبد.
(وأنّا لا ندری اشر ارید بمن فی الارض ام اراد بهم ربهم رشدا)
.................
به گذارش الجزیره مرد ایرانیی که هفتادسال حمام نکرده بود مدتی بعد از حمام کردن وفات کرد.
این پیره مرد که گفته میشود آغاز خانه به دوشی اش در اثریک عشق نا کام اتفاق افتاده هفتاد سال عمر خود را در دشت و صحرا سپری میکند، و از حفرهء برای خواب استفاده میکرده است، وی ریش وبروتش را از طریق پیش بردن درآتش کوتاه میکرده است.
معلوم میشود جوانان حول وحوش آن بیابان به وی توجه داشته اطاقی برای وی نیز ساخته بودند ولی وی بازهم در همان کنده میخوابیده است، وی در جواب اصرار زائرانش که چرا غسل نمی کند میگفته است بیمار میشوم و نهایتا این خبر تحقق میابد.پیره مرد به سن 94 سالگی بعد از ابتلاء به بیماری ناشی از جان شویی وفات میابد.
جالب این است که چطور یک انسان هفتاد سال بدون ارتباط با مردم در بیابان زنده بماند و از گزند امراض میکروبی مصون بماند.
مگر راست است که:
"دلا خو کن به تنهایی که از تن ها بلا خیزد
سعادت آن کسی دارد که از تنها بپرهیزد "
از گذارش بلعیده شدن زن اندونیزیایی توسط مار میگذریم و به این گذارش خاتمه میدهیم که آزمایشگاهی در امریکا وایروس کرونایی را تولید کرده است که هشتاد فیصد کشنده است واین دلیل قویی دیگر بر اینکه وایروس کرونای چینایی هم مصنوعی بوده است میباشد.
یعنی این قوت های شیطانی انواع وسائل آزار واذیت جامعهء بشری را در دست گرفته اند.
اللهم انا نجعلک فی نحورهم ونعوذ بک من شرورهم.
تا یک اینجا وآنجای دیگر خدا نگهدار.
