No-IMG

نگاه مُختصری پیرامون زیارتگاه بلخ منسوب به آرامگاه علی مرتضی رض

درین شکی نیست که زیارتگاه بلخ چون سایر زیارتگاهها ومحلات مذهبی درافغانستان وسایر کشور های دیگرازآوان موجودیت تاکنون  منحیث یک محل تجمع ، جلب وقابل توجه مردم ، منبع عایداتی وهمچنان وسیله ی ابزاری تحکیم نظام بررعیت ازجانب زمامداران منفعت جوی وقت استفاده به عمل آمده است .

اینکه صاحب قبر مطرح ویامعروف درمیان مردم ویاهم شخص قابل ارادت واعتمادی درآنجا مدفون است ویاخیر ؟

درین مختصرنیاز دیده نمیشود که پیرامون آن بحث تفصیلی و قابل ملاحظه یی صورت بگیرد ، چون صُحبت وتبصره مزیدی درقسمت فلسفه وجودی هرچه بیشتر آن وقت وزمان وتحقیق زیاد و همچنان منابع تاریخی ضخیمی ضرورت است که از حوصله این برگه بیرون میباشد .

ولی به هرحال رویهمرفته  ازینکه حداقل صبغه شرعی وتاریخی مختصر آن را قدری به تصویر کشیده باشیم ، میخواهم درچند جمله کوتاه وموجز ذیل مسایلی مربوط به آنرا خلاصه نمایم

۱ - ایجاد بیشتر همچو زیارتگاه های وهمی ویاهم حقیقی دراماکن ومحلاتی وزیادتر درجاهایی اعمار ومحل تجمع مردم میگردد که اکثر باشندگان وساکنان آن محلات از نعمت بزرگ عِلم واهداف واقعی دین بی بهره و بدور واقع شده باشند .

۲ - در دین مقدس اسلام ، درزمان پیامبر ( صلی الله علیه وسلم ) ، دروقت حاکمیت خُلفای راشدین وزمان فرصت تحقیق ومطرح شدن سایر ائمه مجتهدین کرام وبزرگان دین هیچ سند ودلیل شرعی نقل نشده است که افراد صاحب رسوخ دینی ومذهبی هنگامیکه به لقاء الله متعال میپیوندند ، مُسلمانان محل مدفون وی را زیارتگاه عام وخاص بگرداند تا بالوسیله دروازه های بدعات وخرافات باز شود .

یعنی زیارت قُبور بدون شک ازدیدگاه شرع نه تنهاجواز دارد بلکه هدایات آن جناب ( صلی الله علیه وسلم ) است که مقابرتان را زیارت کنید تا مایه عبرت گردیده و اهمیت دنیا وحتمی بودن مرگ واحوال آخرت برایتان بیشتر تداعی شود البته به شرط آنکه شیوه زیارت مطابق سنت  نبی اکرم ( صلی الله علیه وسلم ) بوده وبالای قبور سلام وادعیه ماثورخوانده شود .

۳ - روایات تاریخی اسطوره یی درمورد زیارتگاه منسبوب به حضرت علی ( رضی الله عنه ) دربلخ اینطور حکایت دارد که گویا پیکر منسوب به علی ( رضی الله عنه ) خلیفه چهارم اسلام درزمان حاکمیت خلافت عباسیها وهمچنان ابومسلم خراسانی درخراسان به شکل پنهانی ازنجف عراق به شمال بلخ منتقل شده و توسط یکی ازروحانیون در قرن ششم هجری به کشف رسیده‌ وسپس در ۵۳۰ هجری، توسط سُلطان سنجر سلجوقی بارگاهی را در این مکان بِنا کرده وبعداً در زمان حمله چنگیز مغول در ۶۱۷ ه ق تخریب شده‌است.

واما به شکل فعلی توسط یکی ازشاهان تیموری بنام سُلطان حُسین بایقراء در ۸۸۵ هجری ساخته شده و پس از آن بارها توسط زمامداران وقت برای حصول منفعت های سیاسی خود شان مورد مرمت و نوسازی قرار گرفته است  . 

 ۴ - باید گُفت طوریکه تاریخ بیان میدارد ازموجودیت زیارتگاه بلخ منسوب به حضرت علی ( رضی الله عنه ) وامثالهم درجامعه بدون شک زمامداران وقت ورِجال قُلَّابی دینی استفاده ابزاری نموده اند که درین حال نه تنها مسئولین نظام دروقت وزمانش بخاطر جلوگیری ازشیوع عقاید باطله درمیان مردم وجایب دینی خویش را انجام نداده اند بلکه بیشتر مردم توسط آنها تشویق و ترغیب گردیده تا ازاسلام واقعی فاصله گرفته ودر بدعات وخرافات غرق شوند .

۵ - برگه های تاریخ معاصر کشور بیانگر آن است که درزمان ظاهرشاه پادشاه اسبق افغانستان سالانه تنها ازهمین منبع زیارتگاه بلخ مبلغ چهارمیلیون افغانی عواید به خزانه دولت بدست میآمد ، البته این درآمد ازمجراهای چنده برای ترمیم زیارت ، مصارف صفایی وخدمتگاران زیارت ، سهولت تشنابها وهمچنان دیگ بزرگ مِسی که درگوشه یی از زیارت گذاشته شده است ( این ازگذشته های دور بدینسو بامجاز شمردن وفتوای دُکانداران دینی گویاکه درآن نذرها ، صدقات وتبرعات نیازمندان جهت حل مشکلات شان واریز میشود ) جمع میگردید .

نکته اخیر همانطوریکه درارشادات قُرآنی واحادیث نبوی شریف پیرامون تطبیق ، انتشار و رایج شدن احکام شرعی ونیزجلوگیری ازمنکرات ومنهیات درمیان مردم وضاحت داده شده است ، این وجایب هرفرد جامعه اسلامی میباشد که درقدم نخست خود را ازمسایل دینی درقسمت عملکردهای روزمره خویش بگونه لازم آگاه بسازد وسپس حتی الوسع برای منورسازی اذهان عامه مسئولیت های دینی اش را اداء نماید که همانا این عمل والا امربه معروف ( کارهای پسندیده ) ونهی ازمنکر ( اعمال ناپسند ) است .

چنانیکه ناجی بشریت ورحمت عالمیان پیامبر اکرم ( صلی الله علیه وسلم ) درین مورد ارشاد فرموده اند :

عن ابی سعید خدری ( رضی الله عنه ) عن رسول الله ( صلی الله علیه وسلم ) قال :

مَن رأى مِنکُم مُنکراً فَلیُغَیِّرهُ بِیَدهِ فإن لَم یَستطِع فَبِلِسانِه فَإن لَم یَستطِع فَبِقَلبِه وَ ذلِک أضعفُ الإیمان .

به روایت صحیح مُسلم ( رحمهُ الله )

یعنی : هرکس از شما عمل ناشایسته‌اى را ببیند ،  با دست ( قوت وتوان ) خویش مانع آن شود و اگر نتواند به زبان و اگر آنرا هم نتواند باید به دل مانع آن شود ( یعنی کراهیت ونارضایتی خود را نسبت به آن عمل خلاف شرع نشان دهد ) که همین اندکترین و حداقل ایمان است .

و من الله التوفیق

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک