No-IMG

از اینجا وآنجا؛ افغانستان، اندونیزی، ایران، اروپا، مصر، دنمارک

از اینجا وآنجا

هین بخوان اینجا وآنجا ای رفیق

گر نخوانی، کم نُما بر ما نهیق

.............................

اندونیزی.

در هفتهء که گذشت یکی از دعوتگرانی وفات کرد که نمونهء بارزِ یک دعوتگرِ دانشور بود.

بسیاری دانشوری را در تکمیل تعلیمات عالی،تألیف ترجمه،شرکت در کانفرانسها، ظهور در رسانه ها،یاد در روزنامه ها، می بینند،ولی دانشوری حقیقی عمل است،و آن است که انسان از راه خدمتِ خلق به کمالِ عبودیت خالق وصل شود.

این دعوتگرِ ما تعلیمات عالی نداشت، مرد اکادیمیسن نبود،القاب بزرگ علمی حمل نمیکرد ولی معلوم میشود که عامل تر از همه بوده است،او مانند بسیاری از منتسبین دعوت دستِ دعا در انظارعام بلند نمیکرد اما سوراخ دعا را خوب یافته بود.

ستیفن کویندرا ایبو در هفتهء که گذشت به عمرِ چهل ویک سالگی در جزیرهء جاوه واقع در کشور اندونیزی وفات کرد.

آقای ستیفن سرگذشت عجیبی دارد،او را میشود شاگردِ اندونیزی صحابیی جلیل القدر سلمان الفارسی رضی الله عنه شمرد، چونکه مانند سلمان در طلب حقیقت از پدر زجرها دید و در طلب حق گام فرسایی ها کرد.

ستیفن چنانکه از نامش هویدا است در یک خانوادهء چینایی نژادِ اندونیزی تولد شد، پدرش عضو بارزاتحادیهء کلیساهای اندونیزی بود، ستیفن از پدرش حماسهء دعوت برای عیسویت وهشدار از ورود به اسلام را آموخته بود و در سفرهای وی اورا همراهی میکرد، ولی ستیفنِ جوان در کمال نا باوری پدر و خانواده به سن 19 سالگی به دین اسلام مشرف میشود.

پدرش اورا از منزل طرد کرد و چندی بعد اورا رسماً ازحق میراث محروم کرد، البته از نظر اسلامی هم ستیفن مستحق میراث پدر نمیشد زیرا مسلمان از کافر میراث نمیبرد. ـــ از نظر جمهور فقهاء نه مسلمان از کافر ونه کافر از مسلمان میراث میبرد،اما بعضی فقهاء منجمله امام ابن تیمیه گفته اند مسلمان از کافری که حربی نباشد میراث میبرد و کافر از مسلمان نمی برد، اما حرف جمهور در کنار قوتِ دلیل نقلی، معقول تر است ــ. .

ستیفن تنها به مسلمان شدن اکتفا نکرد بلکه عزم را جزم نمود و بعد از فراگیری آموزه های اسلامی به خدمتِ مردم روی آورد.

وی بر این عقیده بود که مسلمانان یک اصل عمده را کنار گذاشته اند، چونکه در قرآن یکی از مواردِ صرفِ  زکات گروهی اند که مؤلفة القلوب نامیده میشوند، واین مؤلفة القلوب عبارت از بعضی تازه مسلمانانی بودند که چندان آشنایی با آموزه های اسلام نداشتند و برای دریافت مال چشم طمع دوخته بودند،ستیفن میگفت این مفهوم باید توسعه داده شود و برای آنانی که مسلمان نیستند وفقیر اند باید خدمات ارایه گردد باید کمک شود تا محاسن اسلام را بدانند، او میگفت مسلمان بجای اینکه دستِ طلب دراز کند بهتر است دستِ مدد دراز کند، و میگفت :مسلمان مخلص در این زمان شخصی است که مال وثروت پیدا میکند وآنرا در خدمت فقیران قرار میدهد واین فقط از طریق ایجادِ نهادهای خیریهء که اعضای هدفمند وادارهء قوی و پروگرام منظم داشته باشند ممکن است.

همین بود که در سال 2003 میلادی اولین نهادی را بنام مرکز اسلامی مولفة القلوب اندونیزی تأسیس کرد وبعد از گذشت فقط پانزده سال این نهاد دارای 75 شاخهء فرعی در سراسر اندونیزی گردید و باعث مسلمان شدن هزاران تن گردید. یاران این دعوتگر به درون جنگل های بزرگ اندونیزی میرفتند و مردمان جنگلی را که بعضی آنان حتی مرده خوار بودند دعوت میکردند آنان را غذا میدادند،لباس میپوشانیدند،روش زندگی را می آموزانیدند.

او کلینیک های سیّارِ طبی را و قافله های امدادِغذایی را برای اقلیت های عیسوی وهندو وبودائی هم میرسانید و میگفت مولفة القلوب حقیقی اینها اند، وی میگفت مال امانت الهی است که در نظارتِ این امانت همه فقیران ومستمندانِ یک جامعه شریک هستند، و هر فقیر حق دارد گریبان ثروتمند را  بگیرد تا انداز ضرورت خودرا دریافت کند

ستیفن همانطور که مصداقِ (ومن یتق الله یجعل له مخرجا ویرزقه من حیث لا یحتسب) بود خداوند برایش مغز مدیریت خوب داده بود، او اموالِ موسسهء خود را در سرمایه گذاری های مختلف توظیف میکرد و اشخاص متخصص را در ادارهء آن میگماشت تا هم خود صاحب معاش شوند وهم دیگران را مدد کنند،ستفین پول هارا در عقارات سرمایه گذاری کرد اما وقتیکه فاجعهء کرونا آمد و نیاز مردم به مواد غذایی بیشتر احساس شد وی به فکری دیگری رفت و حوادثی از قبیل کرونا را پیش بینی دراز مدت کرد همین بود که همه عقارات واملاک را فروخت وبجای آن به خریداری زمین واصلاح آن برای زراعت بارنج روی آورد، اکنون هزاران جریب زمین زراعتی نهادهای وی هزاران فقیر را نان وعذا میدهد.

روزنامهء رپیبلیکِ اندونیزی وی را یکی از چهره های بارز تغییر در کشور معرفی کرد، ستیفن نمونهء خوبِ فعالیت بود که در عوض منازعه با حکومت ها به همکارِ حکومت ها در کاهش فقر تبدیل شد.

بدین ترتیب این دعوتگر مسلمان بجای دعواهای خیالاتی و تهدید به فتوحات اوهامی به واقعیت های مشاهداتی روی آورد، به فتوحات دلها کمر بست وتوانست 65 هزار کافر را مسلمان کند، نه اینکه 65 هزار مسلمان را مرتد کند.

همین بود که در جنازه ستیفن هزاران تن اشک ریزان شرکت کردند.

گفتنی است اندونیزی بزرگترین مملکت مسلمان از بابت نفوس و از بابت مساحت نیز میباشد زیرا مساحت بزرگی از ارخبیل ها را با هزاران جزیره دارد اما اکثریت این جزیره ها در ساحت آتشفشانی و بسیار نزدیک به سطح بحر قرار دارد.

تعداد مسلمان در اندونیزی میان هشتاد وپنج الی نود فیصد آمار داده شده است که همه مسلمانان شافعی مذهب میباشند، ومتباقی میان اقلیت عیسوی و هندوئی وبودایی وکونفوشی و ارواح پرستی وبت پرستی قرار دارند،اقلیت های مذهبی بیشتر در ساحات خاصی تمرکز دارند و از آزادی کامل دینی برخوردار اند وبعضی جزیره های عیوسی مذهب مانند تینمور شرقی به دخالت استرالیا استقلال خود را گرفته ودولت مستقلی تشکیل دادند.

درس آموز از ستیفن، مولوی

تو بجای، آن وهابی، برلَوِی

شو "مضاعف" در رهِ تصحیحِ خود

تا بکی از حرفِ علت مُلتوی ؟

خلق را فریاد آمد بر سرت

تو اسیرِ"فرضِ ریش ازکاندهلوی "

ای مقول از اجوفی منقول شو

سوی عزمِ شاه ولیِّ دهلوی

"حجة الله البالغة" مفهوم گیر

تا شوی در درکِ "شِرعة" مُستوی

ای تو "ناقص" از ظواهرهای پُر

غرقِ معنی شو چو بیدل دهلوی

"نوعِ " توغائب میان "جنس" شد

ای تو خارج صورتِ ماهیَّوِی

"صخره" "گردان" میکند "اوزانِ" تو

با زبانِ "محمدالله مولوی"

 ........................................................

ایران

رسانه ها گذارش دادند که شورای امنیت بین الملل در نظر دارد تا نشست سر بستهء را در خصوص پهبادها یا طیاره های بی پیلوتِ ساخت ایران که در جنگ اوکراین استخدام میشود برگذار کند تا این اقدام ایران را مخالف مضمون مصوبهء شماره 2231 بشمارد که در 14 جولای 2015 از سوی شورای امنیت بین الملل در تأیید توافق کشورهای پنجگانهء امریکا روسیه چین انگلیس فرانسه جمع نمایندگی اتحادیهء اروپا صادر گردید.

شخصا رابطه بین مصوبهء مذکور و پهبادهای ایرانی را هیچ نفهمیدم،مگر که در جزئیات آن مصوبه بر چنین رابطهء تصریح گردیده باشد، مگر قرار نبود که ان توافق هسته یی که با ایران انجام پذیرفت منحصر در امور اتمی باشد؟ ویا اینکه ان توافق شامل نظارت بر هر خرید و فروش اسلحه ایران به خارج هم میشود؟.

خلاصه کشورهای مقتدر همیشه معاهده هارا به نفع خود می بندند وهر وقتی که منافعشان ایجاب کرد از آن شانه خالی میکنند و در تفسیر معاهدات به انواع حیله ها دست میبرند.

به هرحال، ما اخلاقا وسیاستا مخالف فروش یا اهدای پهبادهای ایرانی در جنگ اوکراین هستیم،چونکه این کار در چوکات ائتلاف تاریخی ایران با روسیه صورت میگیرد،اما سؤال این است که  چرا فروش اسلحه غربی مورد محاسبه قرار نمی گیرد و ا ز دیگران میگیرد؟  

همچنان که این نگرانی ها نشان میدهد که ایران در ساخت تکنولوژی نظامی مخصوصا پهبادها دست بالایی یافته است و جنگ اوکراین اولین جنگی هست که توان نظامی ایران در این عرصه را به نمایش میگذارد، گرچند ایران چنین نمایش را از طریق حوثیها در یمن برعلیه تأسیسات عربستان به نمایش گذاشت، البته ان نمایش های ایران از آدرس حوثیهای یمن برعلیه سعودی به چشمکِ خود امریکا وانگلیس بود تا گاو شیری عربستان را بیشتر بدوشند.

رئیس جمهوری اوکراین نیز از تأثیر پهبادهای ایرانی در تخریب تأسیسات اوکراینی به فریاد آمده و خواهان قطع روابط دپلماتیک با ایران گردیده است.

گفتنی است که روسها در جنگ اوکراین وارد فاز دوم جنگ گردیده وعطوفت سابق خود در مقابل اوکراین را اندکی کنار گذاشته ودندانهای گرگ سان سوریایی خود را نمایان ساختند.

از اینکه در جنگ اوکراین هر روز سلاح جدیدی استفاده میشود روسها میکوشند اسلحهء جدید خود را کمتر استفاده کنند تا هیبت آن را حفظ نمایند و در عوض بیشتر از پهبادهای ایرانی استفاده میکنند تا برای خصم نشان دهند که اگر نوبتِ اسلحهء خود آنان برسد کار را یکسره خواهند کرد.

از سوی دیگر این رشد ایران در عرصه نظامی به نوعی ضعف روز افزون پاکستان را نیز نمایان میکند، پاکستان گرچند دارای سلاح اتمی است اما مدتی است بیشتر از گذشته در آفات طبیعی وجنجالهای سیاسی و افلاسهای اقتصادی وقرضداری از چین غرق گشته است.

یقینا ما از خرابی خانهء هیچ مملکت مسلمان خرسند نمی شویم و بر پیشرفتِ تسلیحاتی هیچ مملکت مسلمان حسادت نمی ورزیم گرچند که پیشرفت حقیقی  عبارت ازحقوق مندی است،عبارت از تعلیم است، عبارت از معیشت اقتصادی خوب است که این همه زیر بنای یک دولت مترقی محسوب میشوند.

بطورِمثال وقتی میان ترکیه وایران مقایسه صورت گیرد بدون شک نقاطِ خوب وخراب میان هردو کشور متبارز میشود، بعضی نقاطی هست که هر کدام ایران وترکیه فاقد ان هستند، بعضی نقاطی مثبتی هست که ایران دارد ولی ترکیه ندارد،یا ترکیه دارد ولی ایران ندارد و آن همان وجود قانون نسبتاً عدالت محور،آموزش خوبتر،رفاهیت معیشتی بهتر در ترکیه است.

این هردو کشور حالا در عرصهء تولید پهبادهای نظامی به دو کشور پر تولید تبدیل شده اند،خنداننده وهم در عین زمان گریاننده اینکه تولید هردو کشور در آسمان اوکراین به رقابت پرداخته است،هماطور که روسها بر پهبادهای ایرانی تکیه میزنند اوکراینی ها بر پهبادِ بیرقدار ساخت ترکیه تکیه میزنند،چنانکه عدیدی از دولت های اروپای شرقی نیز پهباد بیرقدار را خریداری کرده اند.

بنا به نقل روزنامهء لاکروای فرانسه در آغاز جنگ پهباد بیرقدار توانست اکثریت قطارهای روس را منهدم کند

از سوی دیگر در عرصهء گذارشهای جنگ نیروهای روسیه اعلان کردند که توانستند جلو پیش روی نیروهای اوکراین در شهر خیرسون را که ملحق به خاک خود شمرده اند بگیرند ووضع را به سابقِ خود برگردانند.

روسها از آمار بلند تلفات نظامی اوکراینی ها در چند روز اخیر گفته اند،چندی قبل ارتش روسیه قطارهای منهدم شده کامیون های نظامی ارتش اوکراین را نشان داد که به نقل مقامات روسی ساخته انگلیس وامریکا هستند.

هم اکنون میتوان گفت نیروهای امریکایی وانگلیسی در اوکراین اما زیر نام داوطلب در جنگ اند وجنرالهای غربی همه روزه از دور سیر عملیات ارتش اوکراین را رهنمایی میکنند،وشاید هم یکی ازعلل خشم غربیها بر پهبادهای ایرانی همین باشد

در همچو وضع بعید نیست غربیها آمار کشته شدگان خود را مخفی نگه دارند، طوریکه قرائن نشان میدهد در افغانستان و عراق تلفات خود را کمتر از انچه حقیقت داشت اعلان میکردند،رسانه های غربی در عرصهء منافع علیای غرب کاملا مدیریت شده وسانسور شده اند واز این جهت در ارایهء آمار تلفات نظامیان خود در عراق وافغانستان دروغ گفته اند.

...............................................

اروپا

سخنرانی یک مقام اتحادیهء اروپا جنجال بر انگیز شد.

جوزیف پوریل نمایندهء امور امنیتی وروابط خارجی در اتحادیهء اروپا در مراسم افتتاح وگشایش اکادیمی اروپایی برای امور دپلماسی در بلجیم اروپا را به باغچه تشبیه کرد ودولتهای افریقای وآسیایی را به جنگل توصیف کرد، این مقام گفت اروپا با دست آوردی که دارد حیثیت یک باغ را دارد و اروپائیان باغبانان این باغ هستند، وظیفه باغبان همیشه نگهبانی از باغ است ورنه باغ به جنگل تبدیل میشود.

این سخنان تبصره های زیادی را در پی داشت، بعضی کسانی این را اظهاراتِ غیرِمسئولانه وتبعیض گرایانه از یک نهادِ بزرگِ مبتنی بر مفاهیمِ ضد تبعیضی، شمردند، و تعدادی نیز نوشتند آیا این مقام در یاد دارد که این باغچه با ریزانیدن چه مقدار خونی باغچه شده است و انبارهای خانه های چه مردمانی برای ساختن این باغچه تاراج شده است؟

کسی دیگری نوشته است اگر سیاسیون این باغچه مصروف خود باشند وجنگ سازی نکنند یقینا جنگل نیز باغچه خواهد شد.

اما تندترین اظهارات از دولت امارات متحد عرب بود که این ظهارات مقام اروپایی را خلاف اصول دپلماتیک توصیف کرد و انرا اهانت برای دیگران شمرد.

اما چه چیزی برای این مقام اماراتی جرئت رد بر سخنان مقام اروپایی را میدهد؟

برای اینکه دولت امارات متحد عرب تا سرحد زیادی تبدیل به یک باغچه شده است، بلی،اگر اروپا به باغچه تبدیل شده است با انهمه نیروی رشد وان همه طبیعت شادابی که دارد جای تعجب نیست ولی اینکه دولت صحرایی مانند امارات که تا بیست سال پیش شهرهایش به تعمیرهای پراگنده در میان ریگزار میماند اکنون به شهرهای استاندرد و بزرگ ودارای خدمات و سرسبز تبدیل شده است جای تعجب است.

امارات دارای سیستم مدرن وعادلانهء فدرالی میباشد که برای هر امارتِ داخلی نسبت به حجم منابعِ آن امارت قدر وقیمت بخشیده است،افزون بر این مردم بومی امارات بطورعموم در رضایت با حکام خود قرار دارند.

البته این به معنای انکار وجود خلل های موجود در انجا نیست ولی منظور این است که هر دولت به انداز زر وزور جرأتِ مقابله وهمت دفاع میابد

..............

مصر

محکمهء جنوب شهر قاهره پایتخت مصر شیخ یوسف قرضاوی رحمة الله علیه را که یکماه قبل وفات کرد به اتهام تروریزم در لیست افراد تروریست معرفی کرد، به موجب این معرفی، جهات تنفیذی حق دارند که وی را دستگیر نمایند و انترپول بین الملل از سوی مصر مفوض به بازداشت شیخ مرحوم میباشد.

در این قضیه بر علاوهء شیخ قرضاوی تعداد دیگری از بزرگسالان وبعضی کسانی که عملاً محبوس اند متهم معرفی شدند، اتهام وارد بر شیخ قرضاوی این است که وی به استعمال چاقو و استعمال اسلحهء گرم بر علیه نظام موجود متهم شده است.

از اینکه اصدارچنین حکم باعث تمسخر فراوان در میان مردم گردید روزنامهء دولتی الاهرام نشر کرد که این حکم قبل از وفات قرضاوی صادر گردیده بود گرچند که اعلانِ ان بعد از وفات وی صورت گرفت.

اما سؤالی که معطوف این ادعا گردید این است که بر فرض اینکه چنین باشد نشر چنین حکم در خصوص چنین شخصی در جریدهء رسمی جز یک عمل عمدی چه چیزی بیش بوده میتواند؟

ولی منفعت یک نظام از چنین فیصلهء مضحک چیست؟

هدف از ان خوش سازی نهادهای استعماری ونهادهای استشراقی است، وهدف از آن رشوت دهی برای نهادهای مدنیی داخلی است که برای سفید سازی دکتاتوری ها مشروط بر حذف اسلامیان و اهانت علماء اسلام دست بکار اند واین نهادها همه ساله بنام جامعهء مدنی گذارش خودرا در ارزیابی نظامهای دست نشانده به نهادهای بین المللی بزرگ تقدیم میکنند.

نا گفته نماند که قرضاوی قبل از ان نیز از سوی حکام مسلط بر سوریه و مصر محکوم به اعدام گردیده بود.

قبر قرضاوی به زبان حال میگوید:

ایّامِ بقا چو بادِ صحرا بگذشت

تلخی وخوشی وزشت و زیبا بگذشت

پنداشت ستمگر که ستم بر من کرد

بر گردنِ او بماندو بر ما بگذشت .

همچنان در پیوند به اخبار مصر خبرعجیب دیگری را نقل میکنیم  وآن اینکه دو هفته قبل مردم در یک مسجد معروف در مصر به محفل تجلیل از میلادالنبی دعوت شدند، مراسم تجلیل میلادالنبی در مصر معروف است ومصریان وشامیان به تجلیلِ آن سرِ اخلاص دارند، روز مصادف با میلاد النبی در دوائر دولتی تعطیلی رسمی میباشد،کوچه ها یک هفته قبل با چراغها مزین میشوند و شیرینی های در بازارها بنام حلاوة المولد به فروش میرسد، سابق در خوابگاه محصلین الازهر همه ساله بستهء از شیرینی های کنجد را لیلیه توزیع میکرد،و باعث میشد تا چند شب محصلین در اطاقهای همدیگر رفته و چای نوشی واختلاط کنند، خلاصه مردمِ مصر از ان یک روز بحیث یک روز راحت وصفای طبع استفاده میبرند،مقامات دولتی هم در تجلیل الازهر از میلادالنبی که همه ساله برگذار میکند وعناوین بارز اهداف خود را شیخ الازهر اعلان میدارد شرکت میکنند،رئیس جمهور نیز اکثرا در آن مناسبت شرکت میجوید وسخنرانی میکند.

اما مردم در مسجد مذکور کاملاً منظر متفاوتی را دیدند، دیدند که ناگهان تعدادی در کنار محراب طبله ها را کشیدند وبه نواختن زیر بغلی اقدام کردند و تعداد دیگری لباس های خاصی را بر تن نموده وبه رقصی که  رقص طریقهء مولویه نامیده میشود و در ترکیه بحیث نماد درویشان مولانای بلخ و روم شهرت دارد پرداختند.

متعاقب این کار بگومگوهای زیادی مطرح گردید، ووزارت اوقاف مصر وظیفهء امام مسجد مذکور را به تعلیق دراورده واعلان کرد که کمیته را جهت بر رسی ترتیب میدهد.

نکته در جای دیگریست، حوادث نا درست وخرافاتی منتسب به تصوف در هرجا یافت میشود، همانطوریکه اعمال دهشت افگنانه زیادی بنام انتساب به تفسیر سلفِ صالح صورت گرفته ومی گیرد، چنانکه از قدیم گفته اند «خوی بد بهانه بسیار»

منتها نکته این است که آنچه در این واقعه رخ داد فصلی از فصل های کتاب تلاش تحریف دین اسلام را در یکی از مهم ترین ساحت تمدنی اسلام به خوانش گذاشت،کتابی که مضمون نویس آن نهادهای استشراقی غربی اند و توسط قلم های اجارتی مسلمان نما نوشته میشود،تا بدین سان از طریق آنچه تابو شکنی مینامند درب را به روی ارایهء اهانت های بیشتر، موبقات بیشتر،گشوده باشند.

امروزه ذره شک نکنید که حکومت های ممالک مسلمان برای ادامهء بقاءِ خود بر مسند قدرت وبرای رقابت در جاسوسی انواع رشوت های اعتقادی را برای غرب تقدیم میکنند، زیرا رشوت های مالی دیگر فایده ندارد و اموال انان چه شخصی چه ملی خواه مخواه در بانک غرب قرار دارد وفتوحات غرب از عرصهء تملک اموال به نشر فرهنگ لبرالی نوین عروج کرده است.

(ولله عاقبة الأمور)

..........................

دنمارک.

در دانمارک اکنون قضیه ی میان دوائر دولتی و رسانه ی آنجا رد و بدل میشود که بنام سپيرالكامگنن(Spiralkampagnen)شهرت یافته است.

ماجرای این قضیه به نیمهء دوم قرن گذشته بر میگردد که چندان مدتی از ان نمیگذرد.

گرینلند از بزرگترین جزیره های جهان محسوب میشود گرچند از مربوطات قارهء امریکا است ولی از نظر روابط و حاکمیت از دو قرن به اینسو به دولت های اسکندناوی وابستگی داشته است مخصوصا ناروی ودانمارک از دیر زمانی بر سر آن تسلط ومنازعه داشتند تا اینکه در سال 1970 دانمارک گرینلند را یا جزیره سبز را از فدرالیهای خاک خود اعلام کرد.

اما حالا رسانه ها فاش کردند که در میان سالهای 1960 و1970 اداریون حکومت دنمارک هزاران زن گرینلاندی را که در زبان وچهره و حتی اعتقاد از دانمارکی های اروپایی جدا هستند و قطب نشینان انان بنام مردم اسکیمو نامیده میشدند، عقیم ساخته اند. پزشکان دانمارکی به دستور حکومت در رحم زنان گرینلندی لوله های منع حمل گذاشته بودند و از سادگی ان مردم استفاده نموده وانان را ابلاغ نکرده چنین کاری را در حق آنان کردند، بنا به گذارشها درظرف یک دهه نیمی از زنان قادر بر تولد در گرینلاند را که تعداشان  4500 زن گذارش شده است و در سن خصوبت وتولد قرار داشتند بدون اجازه وبطور مخفی به بهانه های چیک اپ و غیره لولهء منع حامل جا زدند،تا دولت دانمارک از افزایش جمعیت مردمان بومی جلوگیری کند و نسل آنان را منقرض سازد.

..............................

خانم لیزتراس که در سمت صدر اعظمی انگلستان چهل وچهار روز نشست با استعفای خود کوتاه ترین مدت ریاست حکومت در تاریخ صدر اعظمان انگلیس را به دست آورد.

نکته این است که چرا مقامات غربی زود استعفا میدهند وبسیار استعفا میدهند؟

آنان میدانند که دولت داری امانت است ومسئولیت بزرگ است وهرشهروند در توقع رفاهیت و تحقق وعدهء آنان است وتوان فساد شخصی را کمتر دارند ومحاکم بر اعمال آنان چهار چشمه ناظر است.

در هر کشوری که فرهنگ استعفا رواج یافت بدانید که زهد سیاسی در ان کشور رواج یافته است.

«الملکُ یبقی مع الکفر ولا یبقی مع الظلم» مملکت با کفر باقی میماند ولی با ظلم باقی نمی ماند.

..........

افغانستان

طی این هفته اعلان شد که قاضی القضات سابق افغانستان در کشور امارات ودر انتظار دریافت پناهندگی به سوی حضرت امریکا وفات نموده است

شخصا وی را نمیشناختم ولی حرفهای در مورد فراخیی مسند قضا نسبت به حجم وی شنیدم،اما در افغانستان کدام منصب نبوده است که بر مسندنیشانش فراخ نبوده باشد؟

در کنار اینکه برای وی از بابِ طلب فضل نه طلب عدل دعای مغفرت میکنم تذکر میدهم که بی اعتنایی سیاسی به وفات مسند نشینی همچو وی،طعن وبد گویی مردم در قبال وی، بی اهتمامی امریکا به خدمتگارانش،عبرت انگیز بود. نظام قبلی چنان در انظار مردم مکروه ومنفور ومردود گردیده است که هزار توبه کنند مردم باور نمی کنند ومی گویند:

خرِ عیسی گرش به مکّه برند

باز آید هنوز خر باشد

با این تضمین شخصی که این طائفه هرگز توبه هم نخواهند کرد بلکه هنوز همچون گربه در کمین فرصت اند وبعضی این شروران باز خودرا در نظام کنونی جا زدند لهذا عمک ذکر الدین ادامه میدهد که:

سگ چو به دریای هفت گانه بشوی

چونکه تر گشت باز پلیدتر باشد.

توبه کنید که بسیار جنایت کردید،از الف تا یای تان، از مامور بلند پایه تا مامور پاین رتبه تان.

توبه کنید ای(قوما فاسقین). وراه توبه برگردانیدن اموال به ملت است وترک سیاست است تا نسل جدیدی در این وطن سرنوشت خودرا دور از شما وخاطرات نحس شما رقم بزند.

................

تا به یک اینجا وآنجای دیگر

زنده باشی تو بفضلِ دادگر

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک