سید ابوالحسن ندوی رح در قصر شاهی مرحوم ملک فیصل شهید پادشاه اسبق عربستان
مُفتی محمد معصوم افغانی
علامه سید ابوالحسن ندوی -رحمت الله علیه -
در قصر شاهی مرحوم ملک فیصل شهید پادشاه اسبق عربستان :
مُفکرجهان اسلام حضرت علامه مولانا سید ابوالحسن علی ندوی -رحمت الله علیه - متوفی' سال(1999م) ،زمانیکه درسنه( 1975م) به دعوت رسمی ملک فیصل شهید پادشاه عربستان وارد قصر شاهی آن مملکت درپایتخت عربستان (ریاض)شد با استعجاب وحیرت تمام دَر و دیوار ،سقف ودروازه ای مهمان خانه ای مَلِک را دقت نِگری کرد .
ملک فیصل علت این دقت نگری را ازایشان جویا شد؛
ایشان فرمودند :
من هیچگاهی وارد قصر شاهان نشده بودم واین نخستین دیدار من از قصر شاهی بود بناء درحیرتم انداخت ....
من به منطقهای تعلق دارم که حالا پادشاه ندارد اما زمانی هم بود که درآنجا شاهانی حکومت میکردند.
من درتاریخ حالات گوناگون خیلی ها را خواندم اما ورود من به اینجا مرادر تقابل غرق کرده است.
من فکر میکردم که دربین ما یک بادشاه گذشته است که هندوستان، پاکستان، سریلنکا، برما ونیپال جزوی قلمروش بود .
وی در52سال دورحکومتش 25 سال آنرا برپشت اسپ سوار سپری نموده بود .
ولی مسلمانان در آن زمان آزاد بودند،ثروتمند بودند،با سهولت زندگی می نمودند اما حالت پادشاه چنین بود که لباس وصله زده و پیوندی برتن داشت.
و معیشت خودرا با نوشتن و کتابت قرآن کریم و ساختن کُلاه تمویل می نمود وتمام شب را در حضور خداوند قیام می کردو در حضور وی اشک می ریخت.
درآن زمان حُکام غریب بودند وساده می زیستند اما عوام ثروتمند بودند ودر راحت زندگی می نمودند ولی امروز که محل شاهی شمارا دیدم مُتعجب شدم ودر فکر فرو رفتم که همه چیزی چقدر تغیر کرده است ؟
امروز از یک طرف پادشاهان ما به حدی تبدیل شده اند که صاحب ثروت وقصر های مجلل اند اما از سوی دیگر مُسلمانان طوری هست که در فلسطین خانه ندارند و در کشمیر جوی خون روان است وآسیای میانه از شناخت وجایگاه خود محروم اند .
امروز که درقصر شما وارد شدم این تقابل مرا مستغرق نمود
زمانیکه حرف های گیرای سید ندوی ( رح ) تمام شُد وسکوت مجلس را فراگرفت اشک های مَلِک فیصل شهید رخسارش را تر ساخته بود.
درزمینه بیشتر باید وضاحت داد که :
نُخست اشک هایش سرازیر شد وسپس به گریه شروع کرد وچنان گریست که صدای ناله اش محافظین گارد شاهی را وارخطاساخت تا وارد صحنه شوند اما شاه ایشان را با اشاره دست به بیرون رفتن دستور داد وسپس خِطاب به سید ندوی فرمود :
آن پادشاهان ازاین جهت چنین بودند که ناصحینی چون شمارا درکِنار داشتند .
شماها تشریف بیاورید وهمانند من انسانهای ضعیف و ناتوان را نصیحت کنید .
الله متعال هردو بزرگوار را مغفرت نموده وازآنها راضی وخوشنود باشد .
برگردان : نظام الدین بدخشانی
22 ربیع الاول 1444هق
