بيست و سومين حلقه درسی برادر حکمتيار تحت عنوان در دفاع از قرآن برگزار گرديد
يکشنبه مؤرخ ۲۴ ميزان ۱۴۰۱ھش:
بيست و سومين حلقه درسی محترم انجينير صاحب حکمتيار أمير محترم حزب اسلامی افغانستان زير عنوان «در دفاع از قرآن» در تالار تلويزيون جهانی بريا و در حضور جمع غفير از برادران و خواهران برگزار گرديد.
آقای حکمتيار به ادامه درس قبلى فرمود:
در درس قبلى به اين جا رسيده بوديم كه نظام ها يا رحمانى اند و يا شيطانى؛
از ديدگاه اسلام و هر دين الهى؛ (شيطان) (سمبول شر) است و دشمن انسان و انسانيت؛ شيطان يعنى الگوى شر، زشتى و فساد، از نخستين روز پيدايش انسان سوگند ياد كرده در هر گامى برايش در كمين خواهد نشست، از چپ و راست بر او هجوم خواهد برد، از راه راست به كجروى و انحرافش خواهد كشاند، بديها و زشتيها را برايش مزين خواهد كرد، به جنگ عليه فطرت انسانى و تقاضاهايش او را تحريك و ترغيب خواهد كرد، تا ثابت كند كه انسان سزاوار و شايسته خلافت زمين نبود و نيست!! چنانچه قرآن مى فرمايد:
وَلأُضِلَّنَّهُمْ وَلأُمَنِّيَنَّهُمْ وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَيُبَتِّكُنَّ آذَانَ الأَنْعَامِ وَلآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ وَمَنْ يَتَّخِذِ الشَّيْطَانَ وَلِيًّا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْرَانًا مُبِينًا 119 النساء 119
هر چه را دين به ضرر انسان دانسته و آن را ناروا و حرام شمرده؛ اگر به ذات او تعلق دارد يا به جامعه اش، اگر مربوط به اقتصاد باشد يا اخلاق، به نظام سياسى و اجتماعى او مربوط باشد و يا به مسائل اعتقادى و فكرى اش؛ شيطان نه تنها حرمت آن را نمى پذيرد و به ضرر انسان نمى پندارد؛ بلكه آن را موجب (خلود و دوام) و باعث ارتقاء و تعالى بشر مىگيرد. هر چه از نظر دين و ارزشها و معيارهاى دينى منفور و مردود است و انسان را از آن باز مىدارد و منع مىكند؛ شيطان آن را براى انسان مىآرايد و به دست درازى بسوى آن مىگمارد.
قرآن در همين رابطه مى فرمايد:
فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّيْطَانُ لِيُبْدِيَ لَهُمَا مَا وُورِيَ عَنْهُمَا مِنْ سَوْآتِهِمَا وَقَالَ مَا نَهَاكُمَا رَبُّكُمَا عَنْ هَذِهِ الشَّجَرَةِ إِلا أَنْ تَكُونَا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونَا مِنَ الْخَالِدِينَ 20 الأعراف 20
آقای حکمتيار به خاطر وضاحت بيشتر اضافه نمود:
اگر به بخشهاى گوناگون نظام حاكم بر غرب كمى با تمعن و دقت توجه كنيد مىبينيد كه در اين نظام تمامى اشياء و امورى حلال و جائز گرفته شده كه هر دين الهى آن را تحريم كرده است. اگر اين نظام و ارزشهايش را در روشنايى رهنمودهاى قرآن، تورات و انجيل به بررسى و ارزيابى بگيريد آن را چنان خواهيد يافت كه گويا شيطان در قصر سفيد بر كرسى رياست جمهورى نشسته و نظام دلخواهش را پياده كرده؛ در اين نظام امورى انجام مىيابد كه تمامى اديان الهى آن را كار شيطان مىخواند.
اگر براى شيطان اين شرائط و زمينه فراهم گردد كه در گوشه اى از دنيا جامعه دلخواهش را بسازد و نظام مورد پسندش را حاكم كند؛ اين نظام با جامعه و نظام كنونى خيلى از كشور هاى غربى هيچ تفاوتى نخواهد داشت، جامعه شبيه جامعه غربى مىساخت و برنامه هاى سياست داخلى و خارجى اش در ابعاد اجتماعى، فرهنگى و نظامى همانگونه مىبود كه امروز رؤساء جمهور كشور هاى غربى دارند.
وی افزود:
اگر بخواهيم جامعه غربى را در چند جمله مختصر ترسيم كنيم و بنيادهاى فرهنگى، سياسى، اجتماعى و اقتصادى اش را نشاندهى نماييم؛ كافى است بگوييم:
بنيادهاى نظام اقتصادى جامعه غربى اينها اند:
1- ربا (سود) كه وسيله استفاده سوء از مجبوريتهاى انسان مظلوم و محروم توسط ثروتمندان حريص و بى رحم است و در تمامى اديان الهى تحريم گرديده؛ بنياد اساسى نظام اقتصادى جامعه غربى است؛ مناسبات و داد و ستد اقتصادى در غرب بر همين سود استوار است، اگر از سيستم بانكى و تجارتى غرب و تعاملات اقتصادى اش ربا را حذف كنيم اين نظام توان يك گام به جلو گذاشتن را نخواهد داشت و به زودى نخست با ركود شديد مواجه خواهد شد و سپس از ميان خواهد رفت.
2- قمار كه نيرنگى است شيطانى؛ كه يا انسان حريص به دام آن مىافتد و يا جاهل؛ يكى تمامى داشته هايش را در چند لحظه اى از دست مىدهد و كيسه اش خالى مىشود و ديگرى مفت و آسان و بدون كار و كسب و تحمل رنج و زحمت صاحب مال و ثروت بادآورده مىشود!! نه تنها از ديدگاه دين الهى حرام است بلكه در ترازوى هر قضاوت عادلانه انسانى؛ بازى ناروا و ظالمانه است؛ اما در جامعه غربى نه تنها جائز است بلكه هم در مستوى شخصى و هم در مستوىٰ دولتى وسيله اى مهم دست يافتن به مال و ثروت است.
3- احتكار كه شكل پيشرفته آن انحصار و آن هم توسط شركتهاى بزرگ است، به ثروتمندان مجال زراندوزى هاى هر چه بيشتر را فراهم مىكند، به آنان فرصت مىدهد تا با استفاده از ثروت شان اشياء مورد نياز مردم را به قيمت ارزان بدست آورند و ذخيره كنند و با ايجاد قلت و كمبود كاذب و تحميلى اين اشياء؛ بهاى آن را بالا برند، انسان مسكين و محتاج را وادار سازند تا در برابر آن بهاى بيشتر از قيمت اصلى اش بپردازد، بازار و نرخ اشياء را در كنترول خود مىگيرد، همينكه عرضه اشياء احتكار شده پايين آمد و تقاضا بيشتر شد و نرخها بالا رفت، محتكر آن را به بهاى دلخواهش به بازار عرضه مىكند و سود مفت و آسان بدست مىآورد؛ منشأ و عامل اين سود و منفعت؛ نه كار و زحمت او است و نه كمال و هنرش؛ فقط ثروتش و احتياج و مجبوريت ديگران اين فرصت را برايش فراهم مىكند كه مردم نيازمند را غارت كند.
مشر معزز به خاطر توضیح بيشتر می افزايد:
اين به سبب جائز و مشروع شمردن احتكار است كه اشياء ضرورى و حياتى چون غَذاء و ادويه هم چندين برابر قيمت اصلى اش به بازار عرضه مىشود، محتكر دوا و غَذاء؛ پرواى آن را ندارد كه انسان همنوع او به سبب فقر و بيمارى مىميرد و قادر به پرداخت بهايى نيست كه محتكر آن را تعيين كرده و چند برابر قيمت اصلى آن بالا برده. يك مثال دردآور آن دواء ايدز است؛ يكى از كمپنى هاى امريكايى آن را در انحصار خود آورده و احتكار كرده؛ به هيچ كمپنى ديگر اجازه توليد آن را نمى دهد؛ حكومت برازيل سعى كرد اين دواء را به قيمت خيلى ارزانتر از بهاى امروزى اش به بازار عرضه كند؛ اما حكومت امريكا اين اجازه را به آن نمى دهد و مانع آن مىشود. اگر قيمت اصلى آن يك دالر باشد؛ كمپنى امريكايى آن را به صد دالر مىفروشد. يك سى دى و دى وى دى كمپيوتر كه در پاكستان توليد مىشود قيمتش از هشت تا پانزده روپيه پاكستانى است؛ اما شركت مايكروسافت امريكايى در بدل چهار صد روپيه يعنى معادل پنجاه برابر بهاى اصلى آن مىفروخت.
ثانياً: اعلانات تجارتى فريبنده، خلاف واقعيت و اكثراً دروغين، استفاده از زنان زيبا و صدا و حركات جالب و محرك آنان براى جلب توجه مشترى.
ثالثاً: جستجوى بازارهاى فروش سلاح؛ از طريق جنگ افروزى ميان كشورها و ملتهاى حريف و رقيب.
رابعاً: جستجوى منابع مواد خام به بهاى كم و ماركيتهاى پر منفعت براى توليدات فابريكه هاى شان و براى رسيدن به اين مأمول راه اندازى جنگهاى گرم و سرد.
خامساً: هر كارى را كه عائدش پول باشد جائز شمردن؛ حتى عرضه عفت و ناموس به بازار و تأسيس مراكز معلن و رسمى فحاشى كه به دولت تكس و كميشن مىدهند؛ به اين مراكز گنده و كثيف اين فرصتها را نيز مهيا كردن كه غرض جلب و جذب مشتريان شان رسانه هاى تصويرى و شبكه هاى تلويزيونى در اختيار داشته و فيلمهاى مبتذل و كثيف از صحنه هاى عريان فحاشى را با وقاحت تمام به نمايش بگذارند.
رهبر محترم حزب اسلامی افغانستان افزود:
بنيادهاى نظام سياسى و اجتماعى جامعه غربى اينها اند:
الف: باور به برترى نژاد سفيد و تلاش براى تسلط آن بر سائر نژادها.
ب: حكمروايى ثروتمندان و مالكان شركتهاى بزرگ.
ج: نظام طبقاتى و تقسيم مردم به (خيلى فقير) و (خيلى غنى).
د: انتخابات شبيه قمار.
جنگ سرد ميان ثروتمندان غرض تصاحب اقتدار سياسى و جائز شمردن هر كارى براى شكست دادن به حريف و رقيب؛ جز توسل به اسلحه گرم.
ذ: پيروزى گروهى كه امكانات مالى و وسائل تبليغاتى اش بيش از ديگران است. و اين حقيقتى است كه هر انسان خبير و آگاه از وضعيت امريكا بر آن شهادت مىدهد. بيرنى ساندرز كانديد حزب ديموكرات در انتخابات رياست جمهورى سال 2016 مىگويد: نظام مالى امريكا فاسد و در حال فروپاشى است، كسى مجال كانديد شدن و پيروزى در انتخابات رياست جمهورى امريكا را بدست مىآورد كه مورد حمايت سرمايه داران (والستريت) باشد.
وی به دوام وضاحت علمی اش می افزايد:
مبانى فرهنگى جامعه غربى اينها اند:
1- روابط آزاد جنسى و پامال كردن تمامى حدود و ضوابط اخلاقى و مذهبى كه خواهان قانونمند شدن روابط جنسى و تنظيم آن مطابق تقاضاهاى فطرت سالم انسانى اند.
2- شراب.
3- موسيقى.
4- رقص و پاى كوبى مختلط.
5- ورزش؛ اما نه براى صحت و سلامت انسان و نه رايگان و مجانى و براى همه، بلكه اين نيز در دست ثروتمندان به وسيله تجارتى مبدل شده، ورزشكاران خريده مىشوند و بر تماشاى بازى ها پول هنگفت بدست مىآورند!! ورزش، پاى كوبى ها، موسيقى و سرود به پيمانه اى عموميت يافته كه مطابق بيان قرآن؛ دين و مذهب شان شده: اتَّخَذُواْ دِينَهُمْ لَهْوًا وَلَعِبًا. همين حالا قطر براى برگزارى مسابقات سالانه بازى هاى المپيك دو ملياره دالر اختصاص داده؛ و شايد باور دارد كه عائدش بيش از اين خواهد بود؛ اين پول هاى هنگفت در شرائطى به اين بازى ها مصرف مى شود كه در خيلى از كشور هاى عربى و اسلامى؛ مردم از گرسنگى مى ميرند!!
آقای حکمتيار همچنان اضافه نمود:
ساختار دينى و مذهبى جامعه غربى اينها اند:
* باور به خرافات گوناگون؛ حتى سحر، فال، و پيش گويى ها خرافى.
* عيسى عليه السلام را خدا، پسر خدا و جانشين خدا گرفتن.
* خون مسيح را ذريعه بخشايش تمامى گناهان پيروانش دانستن.
* چند حركت مضحك و مسخره اى چون مراسم مذهبى و به نام عبادت و نيايش.
* خدا را شبيه انسان خواندن، اين باور كه خدا انسان را شبيه صورت خود آفريده، نخست مجسمه او را از گل ساخت، سپس اين مجسمه را روى آتش گذاشت تا پخته شود، بعد برخى از روح خود را در او دميد!!
* موسيقى مذهبى.
* شخصيت پرستى بجاى خدا پرستى.
* اعتقاد به ضرورت واسطه و وسيله ميان خدا و بنده.
* باور به پيشگويى هاى خرافى و مسخره اى كه در كتابهاى به نام تورات و انجيل آمده.
كشيش را چون نماينده خدا گرفتن، سهم خدا را به او سپردن، اسناد بهشت را از او در بدل پول خريدن و براى صدها هزار كشيش و راهب مفت خور؛ اسباب و امكانات زندگى مرفه فراهم كردن.
* انتظار به آمدن مجدد عيسى عليه السلام و اين كه مىآيد تا سلطه مسيحيان را بر تمامى روى زمين برقرار كند.
وی میگويد:
اگر هر بخش نظام غربى را در روشنايى رهنمودهاى قرآن ارزيابى كنيم و در كنار حرفهاى قرآن در باره شيطان و عملكردهاى شيطانى بگذاريم؛ به وضوح خواهيم ديد كه در اين نظام تمامى افكار، گفتارها و كردارهايى دست بهم داده و اين نظام را ساخته اند كه هر دين الهى آن را به شيطان؛ اين نماد شر و فساد منسوب كرده است.
سپس آقای حکمتيار همچنان در رابطه به اعتراض ديگری بیمايه سها زير عنوان (مردان دو برابر زنان ارث مىبرند)؛ را نيز تفصيلاً پرداخت و گفت:
سها زير اين عنوان مىنويسد: بلاشك اينهم يكى از بيعدالتيهاى ديگر قرآن در حق زنان است.
بياييد ببينيم قرآن چرا سهم پسر را دو برابر سهم دختر قرار داده است:
برخى از نقادان كم مايه و نافهم اين اعتراض را دارند كه چرا در ميراث؛ سهم پسر دو برابر سهم دختر است، عده مكار و فريبكار كه خود را مدعى خودخوانده دفاع از حقوق زنان جلوه مىدهند؛ بر اين توزيع اعتراض مىكنند؛ بدون توجه به اين كه توزيع ميراث بخشى كوچك از نظام كامل و جامع اقتصادى در اسلام است؛ بحث در اين رابطه بايد در إطار و نِطاق تمامى نظام صورت گيرد؛ نه به گونه مستقل و جدا از سائر بخشها. در نظام اقتصادى اسلام زن از مكلفيت هاى اقتصادى فارغ است؛ و اين در حالى است كه مدارك مختلف كسب سرمايه را در اختيار دارد؛ از شوهر و اقاربش ميراث مىبرد، مَهْر دلخواهش را بدست مىآورد، سرمايه هايش را به كار مىاندازد، حق كسب و كار را دارد و مىتواند از اين طريق عوائد داشته باشد؛ باوجود آن؛ هم در خانه پدرش و هم در منزل شوهرش؛ تمامى مصارفش بر دوش ديگران است!! پدر و شوهر ذمه وار مصارف مالى و اعاشه و اباته او اند!! مگر تمامى اينها امتياز خاص و فوق العاده به زن نيست؟!! تنها انسان نافهم و بى عقل اين را تبعيض در حق زن خواهد خواند!! لازم بود بگويند: سهم مرد اندك و بارش سنگين تر است؛ بايد زن در حمل اين بار سنگين او را يارى كند و برخى از مكلفيت هاى مالى را به عهده بگيرد!! كم از كم بايد نسبت به مرد دلسوزى داشته و به طيب خاطر از بار او بكاهد!! ولى خداى حكيم و عليم همين را مناسب ديده، تقاضاى بازوان نيرومند مرد همين است كه بارش نسبت به زن سنگينتر باشد.
حلقه تدريسی امروز طبق معمول بعد از مرحله سوال و جواب به دعای اختتامیه مشر معزز پايان يافت.
بخش مطبوعاتی دفتر أمير حزب اسلامی افغانستان.
