حکمتيار: كسانى كه شعار شان تكرار تجارب ناكام و خونين گذشته است؛ جواب رد بگوييم
برادران و خواهران عزيز!
همزمان با تيره و متشنج شدن مناسبات شرق و غرب؛ تشديد جنگ اوكراين به پيمانه اى كه امريكا و روسيه همديگر را به جنگ اتمى تهديد مى كنند، احتمال آغاز جنگى در تايوان ميان امريكا و چين نيز تا حدى زياد تقويه شده؛ لهجه هر دو طرف خشن و جنگ طلبانه جلوه مى كند؛ در عين زمان بحران افغانستان نيز ابعاد پيچيده تر به خود مى گيرد؛ چند مورد خاص همين را باز گو مى كند:
آنان كه كم از كم در بيست سال گذشته؛ در كنار ناتو بودند و مصروف جنگ تحت قومنده اشغالگران؛ و يكجا با نيروهاى اشغالگر افغانستان را ترك كردند و به اروپا و امريكا انتقال يافتند؛ عده اى در جاده هاى كشور هاى غربى شعار جنگ مى دهند، عده اى بحران كشور را كه تجاوز نيروهاى اجنبى باعث آغاز آن بوده؛ و ملت مظلوم ما با ميراث هاى شوم و نحس دوران اشغال مواجه اند؛ اما عده اى نافهم و مغرض آن را ناشى از جنگ قومى و نسل كشى مى پندارند و مى پردازند؛ در حالى كه اين جنگ از كودتاى دوم كمونست ها در ثور 1357 آغاز شده و تا امروز ادامه دارد؛ در اين مدت طولانى؛ ملت مؤمن و متحد ما كه وحدت شان از اسلام مايه گرفته و در طول تاريخ متحد مانده اند و از كشور و ارزش هاى مشترك و مقدس شان همواره و در برابر هر اشغالگر دفاع كرد اند؛ هيچ فتنه گرى نتوانسته؛ وحدت محكم آنان را متلاشى كند و سنگر هاى شان را از اين طريق فتح كند؛ احدى نتوانسته اين ملت مؤمن، غيور، سربلند و هوشيار را بر اساس قوم، نژاد، لسان و سمت از هم جدا و تقسيم كند؛ در اثناء هر جنگ آزادى؛ فقط بر دو گروه تقسيم شده اند: 1- آنان كه سلاح برداشتند، راه جهاد و جنگ آزادى را در پيش گرفتند، در برابر اشغالگران محكم و استوار ايستادند، قربانى دادند و پرچم آزادى را بر افراشتند؛ اكثريت قاطع ملت؛ از تمامى اقوام و قبائل؛ پشتون و غير پشتون؛ تاجك، اوزبك و هزاره، سنى و شيعه، همه در كنار هم و در يك سنگر؛ در اين جنگ طولانى و نابرابر شركت كردند. 2- گروه دوم؛ يك اقليت كوچك و مطرود ملت؛ در پاى اشغالگران افتادند و عليه هموطنان خود جنگيدند؛ با اشغالگران آمدند و بر كرسى اقتدار نصب شدند و با آنان يكجا كشور ما را ترك كردند. اين ها نه از هيچ قوم و نژادى نمايندگى مى كنند و نه به هيچ ارزش و هدفى مقدس باور دارند. شعار هاى تجزيه ملت و كشور يك مأموريت از سوى اشغالگران و غرض تضعيف مقاومت و جنگ آزادى بوده؛ و عليه خواست تمامى ملت؛ نه نمايندگى از خواست كدام قوم و قبيله؛ برخى شعار تجزيه كشور به شمال و جنوب و تأسيس خراسان و هزارستان را از اتحاد شوروى ياد گرفتند و برخى از ناتو؛ نقش عمده را در تكرار اين شعار هاى تجزيه طلبانه؛ پرچمى هاى وابسته به اتحاد شوروى و اعضاء شعله جاويد وابسته به پيكنگ داشتند؛ به ياد داريم كه اولين شعار هزارستان؛ سال ها قبل از سوى همين ها عنوان شد؛ مجله اى داشتند و در آن علاوه بر مطالب مضر ديگر؛ حتى مى نوشتند: ما شيعه ها در موقعيتى قرار داريم كه مى توان مثل سوريه؛ كه يك اقليت 6 در صدى بر آن حكومت مى كند؛ حكومت خود را در كابل داشته باشيم؛ ايران نيرومند در كنار ما خواهد بود!! به ايشان مى گفتيم: آيا مى خواهيد كشور هزارستان از هشت ولسوالى باميان و داى كندى بسازيد؛ ميان چند كوه؛ كه از هر سو در محاصره است و با هيچ كشورى ديگر نيز هممرز نيست؟!! آيا گمان مى كنيد كه چنين كارى عقلانى و عملى است؟ در خلال بيست سال اشغال افغانستان توسط ناتو؛ همين ها اين شعار ها را زمزمه كرده اند و امروز نيز همين ها در جاده هاى كشور هاى غربى عضو ناتو زمزمه مى كنند. هيچ افغان هوشيار و مؤمن با اين ها همصدا نخواهد شد؛ و فريب دشمنان كشور و ملت ما را نخواهد خورد.
توصيه و سفارشم به تمامى افغان هايى كه خواهان خاتمه جنگ و نجات كشور از بحران اند؛ اين است:
بياييد جنگ و جنگ افروزان را؛ همه و همواره به شدت محكوم كنيم؛ مربوط هر قوم و قبيله و داراى هر زبان و لهجه و هر شعار و بيرق؛ بر هر قاتل هر انسان بى گناه؛ نفرين و لعنت بفرستيم.
از هيچ قاتل، جانى، ظالم و مزدور اجنبى، در خدمت شبكه هاى اتستخباراتى و عامل و وسيله جنگ هاى نيابتى حمايت نكنيم؛ برعكس بر روى هر يكى سيلى محكم بكوبيم.
با كسانى همصدا شويم كه خواهان خاتمه جنگ و پايان بخشيدن به بحران اند؛ از راه حلى حمايت كنيم كه ضامن تأمين امنيت و عدالت است، به استحكام هر چه بيشتر وحدت ملى مى انجامد و به حكومت منبعث از اراده مردم منتج مى شود.
بياييد تمامى افغان هاى مخالف جنگ و فعال در مبارزه سياسى؛ دست به هم بدهيم، خواست ها و شعار هاى مان را توحيد كنيم و بر چند خواست اساسى و ملى تركيز و تأكيد نماييم: 1- تأسيس شورى عالى و مقتدرى كه اجماع ملى را تمثيل نمايد و در رابطه به تمامى قضاياى ملى و متعلق به تمامى ملت؛ آخرين مرجع تصميمگيرى بوده و فرد فرد به تصاميم آن تمكين و التزام داشته و اعضاء آن نمايندگان واقعى و منتخب ملت ملت باشد. 2- همين مرجع ممثل ملت در مورد تسويد و تصويب قانون اساسى جديد و چگونگى نظام آينده كشور تصميم نهائى بگيرد و تمامى ملت از آن حمايت كند؛ باور داريم كه مى توان از اين طريق به تمامى اختلافات و منازعات پايان بخشيد و جلو مداخلات اجنبى در امور كشور را سد كرد و افغانستان فارغ از جنگ ساخت.
بياييد همين را به عنوان راه حل نهائى و عملى تجربه كنيم؛ به كسانى كه شعار شان تكرار تجارب ناكام و خونين گذشته است؛ جواب رد بگوييم.
نه جنگ؛ آنهم جنگ نيابتى و نژادى به سود هيچ افغان؛ مخصوصاً اقليت هاى قومى است و نه همراهى با گروهايى كه مأموريت شان همواره تركيز بر جنگ بوده و در كنار هر اشغالگر ايستاده اند.
