No-IMG

روسيه و عربستان و امریکا

از اینجا وآنجا

افغانستان

طی بیست سال گذشتهء عمر جمهوریت قلابی در افغانستان  قوانین زیادی ولوائح زیادتری تصویب گردید.

شکی در این وجود ندارد که نهادهای بین المللی که گرداننده وچرخانندهء حکومت سابق بودند درطرح بعضی قوانین نقش عمده داشتند و هدف خاصی در طرح بعضی ان داشتند با اینهمه تا جائیکه من به بعضی مصوبه های حقوقی افغانستان از طریق مطالعه مطلع میشدم میتوانم بگویم که تصویب بعضی این قوانین نه تنها از ضروریات یک جامعه بلکه شرط آدمیت یک جامعه است.

قانون اساسی افغانستان را مکرر از نظرگذارنیده ام، هیچ قانون اساسی مبرا از نقص وعیب نیست ولی قانونیکه حدالمقدور بکوشد مبانیی را تدوین نماید که حقوق انسانِ جامعهء خود را از تلف شدن بیشتر جلوگیری کند قانون اساسیی خوبی محسوب میشود.

برداشت من این است که در قانون اساسی افغانستان  چند مواد مبهم الدلالتی وجود داشت،وقانونگزار طوری که برای من معلوم میشد عمدا انرا مبهم گذاشته بود تا درآینده بتواند انرا به نفعِ ایجاد یا حذفِ بعضی موادی که در فلکِ بینشِ سیاسی وفکریی لبرالیزم بچرخد تغییر دهد. من این موارد را زمانی یاد داشت هم کرده بودم،همچنان که تقریبا چهارده مادهء قانون اساسی مذکورطوری به نفع کوچیها ایجاد گردیده بود که حکومت آنان را مالک اراضی مردم سازد وآنان را طبقهء اعلی وذیحق جامعه معرفی کند.

اما به استثنای مورد حق تلفی که از حقوق العباد است قانونِ اساسی مذکور درعرصهء حقوق الله مواد مخلی نداشت، بلکه اکثریت مواد آن خوب بود.

از اینکه قانون اساسی منبع مدون قانون در یک جامعه است ملاحظه نشده است که بقیه قوانین مصوبه در افغانستان مشکل شرعی داشته باشد، بلکه بطور کل قوانین افغانستان سازگار با ظاهر شریعت بود،و بعضی آن ظلم وستم وسوء استفاده را منع هم میکرد

حالا اگر کسی بخواهد اصلاح حقوقی بیارد، چنانکه بعضی رسانه ها صدور اعلامیهء جدید امیر نظام کنونی افغانستان در خصوص بازنگری بسیاری از قوانین دورهء جمهوریت را نشر کردند، چه کاری خواهد کرد؟

آیا حق العبد را در مصوبه های حقوقی افغانستان اصلاح خواهد کرد؟ و همه اتباع افغانستان را منتفع از حق اساسی خود، وبرادر وبرابر در نزد قانون خواهد ساخت،و سبب سعادت شهروند جامعه خواهد شد واسلام را بحیث دین نیازگوی مادیات ومعنویات انسان افغانی معرفی دارد؟

یا اینکه فقط بعضی بینش های فقهی سختگیرانه را که حتی در هیچ جامعهء اسلامی در هیچ زمانی بطور رسمی معمول نبوده واز دائرهء تصریح یک فقیهِ محلی ،فتوای یک فقیه محلی بیرون نبوده، ویا موارد فقهیی معروف بوده اما با مقاصد شرعی که مقتضای زمان ومکان را از نظر ساقط نمیکند متعارض بوده،بنام اصلاح قانون وارد میکند؟

واز همه مهمتر چه کسانی وظیفهء غور وتدقیق وتمحیص مسائلی به بزرگی ایجاد یا الغای قانون در یک جامعه را خواهند داشت؟

شما تصور کنید که یک شخصی، در بهترین تصور فقط با اطلاع ظاهری بر عبارت کتابِ شرح وقایه وهدایه وچند متنِ ظاهریی کتب حدیث، قانونی برای یک مملکت تصویب کند یا قانونی را از ان مملکت زائل کند.

افغانستان به تأسیس مجمع علمیی بزرگی برای بازنگری قوانین نیاز دارد،اعضای این کمیته باید علماء مقاصدی،ـ یعنی علماء واسع الاطلاع که تحقق جوهر شریعت را بر الفاظ مقدم میشمارند، یعنی معنی گرایان نه لفظ گرایان ــ حقوقیون، وبعضی سیاسیون مستقل و نیک،و دربعضی موارد نخبه گان مردمی که ازعرف وعادات قومی ومردمی و ولایتی آگاهی دارند بوده باشد. در غیرِ آن ایجاد وحذف هر گونه قوانین چیزی جز فقدان ارزش علمی بیش نمیباشد.

....................................................................

حوض گل آلود شرقی وماهی گیریی غربی.

افغانستان بحیث نمونه:

بی بی سی از مطرح شدن کشتار هزاره ها در پارلمان انگلستان گذارش داده است.

حوادث پیهمی که مخصوصا هموطنان هزاره را در افغانستان هدف قرار داد و هر ماه بلکه احیانا هر هفته  از آنان جویبار خون در حسینیه ها در مکتب ها در کورس ها و قبل ازان در دورهء جمهوریت در راه پیمایی ها را جاری ساخت و آخرین مورد ظالمانهء آن کشتار دختران کاج بود که به شکل هشتک در رسانه های اجتماعی تبارز کرد و مظاهره ها را هرسو در پی داشت باعث گردید تا بعضی سازمان های بین المللی و در رأس سازمان ملل متحد و نیز پارلمان انگلستان وبعضی سیاسیون دیگر اروپایی لب به سخن بگشایند و حوادث قتل آنان را به نوعی نسل کشی تعبیر کنند،ــ گرچند این تعبیر دلالت حقوقیی ویژهء خود را دارد که هنوز بکار نرفته است ــ  و در کل برای حمایت هزاره ها به نحوی سخن بر زبان بیارند که هم حمایت تلقی شود وهم عدم تقابل.

 اینجا لازم است این خبر را از زاویه عقل وخرد و شرع به تبصره گیریم، و ازاینکه طوری که گفته اند" آنجا که عیان است چه حاجت به بیان است" تبصره را  کوتاه میگیریم

نکتهء اول: کشتارهای دسته جمعی ونسشل کشیها بر اساس سه مورد صورت میگیرند:.

اول بر اساس تفاوت بینش مذهبی

دوم بر اساس تفاوت قومی

سوم بر اساس تفاوتِ بینش سیاسی.

در بارهء اول: کشتار بر اساس تفاوت بینش مذهبی.

تاریخ جهان کشتارهای دردناکی را بر اساس تفاوت بینش مذهبی شاهد بوده است، در این کشتارها نه فقط مردمان نظامی که در صحنه میدان جنگ کشته میشدند بلکه مردمان خانه نشین وملکی که نقشی در جنگها نداشتند نیز بحکم مذهب یا بنا بر سوءِ استفاده از مذهب کشته میشدند یا از سرزمین خود طرد میشدند.

کشتارهای پروتستانت ها توسط کاتولیک ها و در مواردی بر عکس ونیز کشتارهای دولت صفویه برعلیه سنیان ایران را و در مواردی بر عکس را تاریخ حکایت میکند.

منظورم از کشتار مذهبی یعنی کشتارهای درون دینی است نه کشتارهای دو دین متقابل که آن نیز حکایت های دردناکی دارد ولی در آموزه های ادیان آسمانی محکوم به قواعد میباشد، وآخرین نمونه های کشتار ناشی از تقابل دینی را در کشتار هزاران مسلمان بوزنیایی در اروپا که توسط صربهای عیسوی صورت گرفت میتوان مثال داد.

اما انچه امروز  در عرصه کشتار مذهبی صورت میگیرد بسیار زشت تر از قبل است، زیرا امروزه علی الظاهر همه ممالک جهان مصوبه های حقوق بشری مبنی بر عدم تبعیض نژادی وعدم قتل بر اساس هویت دینی ومذهبی ونژادی را پذیرفته اند، با اینهم بعضی این دولت ها ویا بعضی جهت های مؤثر در درون این دولت ها کشتارهای از این قبیل را دامن میزنند وآن را حتی انجام میدهند، و این آخرین سرحدِ غدر وخیانت است، زیرا اینکه چنین دولت ها وجهت ها رسما اعلان کنند که اهل فلان مذهب وفلان قوم سرزمین خود را ترک کنند وبه جایی دیگری بروند آسان تر خواهد بود نسبت به اینکه آنان را شهروند اعلان بدارد و مورد حمایت بشمارد ولی آهسته آهسته آنان را کشتند بگیرند.

حالا بیاییم این سؤال را کنیم که کسیکه بر اساس بینش مذهبی اهل مذهب دیگر را میخواهد بکشد چه منفعتی برای مذهب خود میرساند؟

آیا مذهب وی نیکنام میشود یا مذهب وی بدنام میشود؟

ایا چنین شخص میخواهد انسانها درگوشه وکنار جهان ودر مسیر تاریخ چه شهادتی در حق مذهب وی بدهند؟

مذهب اورا مذهب ظالم،خونریز،حق ستیز،بشناسند و از منتسب به آن به الحاد پناه برند ویا به گاوپرستیی خود شکرگزار باشند یا مانند تشنهء در صحرا در انتظار داعیی روشنضمیری باشند که نائل شدن به آن مذهب را راحت وجدان و غایت ایمان بشمارند؟

کدام یک ای متعصب جهول؟

بدون شک جواب این سؤالها معروف است.

کشتار مکتبی هم وجود دارد،مانند کشتاری که کمونیسم در روسیه وچین مرتکب شد ومیشود.

در بارهء دوم: کشتار بر اساس تفاوت قومی:

سؤال کوتاه: کسانیکه بر اساس تفاوت قومی علاقهء کشتار قوم دیگری را دارند چه افتخاری برای قوم خود کمایی میکنند؟ قاتل قومی چه نوع زندگی را برای خود برای جامعه ترسیم میکند؟ مخصوصا که این قاتل قومی یکنفر یا یک گروپ نباشد بلکه یک بینش کلان باشد، از خود طرفدارها داشته باشد.

عین سؤالهای که در بارهء مذهبیی قاتل کردیم در بارهء این قومیی قاتل هم میکنیم، این قومیی قاتل منفور تر از مذهبیی قاتل است، زیرا آن مذهبیی قاتل میتواند فریب خوردهء مذهبی باشد، یا تابع مذهبِ سفاکی باشد،یا مذهبِ خوب خودرا غلط فهمیده باشد، به هرحال مرد بیمار گفته میشود، بیمار روانی، ولی این قاتل قومی که به غیبیات مذهبی باور ندارد چه نفعی از کشتار قومی میبرد؟

اگر قومش با خرد وبا اندیشه است پس چه نیازی به چنین کشتارها دارد؟ بلکه با خرد ومنطق وعلم ودانش قومش میتواند حکومت کند،دلها را اسیر کند،عقلها را تسخیر کند، اما اگر قومش فاقد خرد ومنطق واندیشه باشد پس برای چه سرنوشتی کشتار میکند؟ .برای چه افتخاری ای قومپرست ضلول؟

اما آیا قومها فاقد خرد واندیشه هستند؟

هیچ قومی بدون وجود خوب وخراب نیست،بدویت در مجموع زشت است،چنان زشت است که بدویت در قرآن هم مذموم شمرده شده است،در اقوال صحابیانی مانند علی رضی الله عنه بدوی را شخص " بوّال علی عقبیه" بول کننده بر پاشنه های خود،توصیف شده است.

مدنیت خوب است، لهذا اخلاق صحیح دینی وحتی اخلاق کنونی جامعه بین المللی راه تغییر زشتی های قومی را از طریق تأیید خوبانِ هرقوم و دعوت به مدنیت میشناسد.

قاعدتاً نظر به شواهد تاریخی مدنیت ها در مقابل بدویت ها شکست خورده اند، و شهر نشینان و یا اقوام با فرهنگ چارهء جز نشرعلم ومعرفت و اهلی سازی انسان بدوی ندارند چونکه انسان مدنی جنگ نمیتواند، مگر اینکه مدنیتش به درجهء از فکر واندیشهء عالی برسد که دولت مقتدری ایجاد کند، و آن دولت مقتدر ارزشهای مدنی را حفظ کند ونهادینه سازد و بدین ترتیب دولت از فرهنگ دولت دفاع کند وهمدیگر را در امتداد زمان مانند چرخ و زمین لولانیدن گیرند، واین چیزیست که دو قرن میشود دولت های بزرگ به آن دست یافته اند.

اما یقین کنید تبعیض قومی شرور ترین پدیده است،تبعیض قومی بدتر از تبعیض مذهبی است،در تبعیض مذهبی راه هدایت وتغییر وجود دارد ولی در تبعیض قومی ندارد، دیدیم انسانهای زیادی وجود داشتند ودارند که تحصیل کرده اند،علم دین آموخته اند تعلیم اکادمیک در شرق وغرب کرده اند،ولی علاقهء وافر برای تصفیه قومی،برای کشتار قومی،برای طرد واخراجِ قومی دارند، بدون اینکه ملتفت شوند با حاکمیتِ تک قومی چه أرمغانی میآرند؟ وچه تصویری برای تاریخ بشر ارایه میدارند؟.

در بارهء سوم:تفاوت بینش سیاسی:

تفاوت بینش سیاسی نیز یکی از عوامل کشتار قومی محسوب میشود، مثلا حاکم یا باندِ حاکم یا شخصِ با نفوذ در یک دولت،یا باندِ با نفوذ در یک دولت تعدادی را یا مذهبِ خاصی را یا قوم خاصی را برای بدنام سازی رقیب خود کشتار میکند،انفجارهای را ترورهای را طراحی میکند.

بسیار به پریی دهان و با در نظرگیری قبحِ تیوری توطئه میگویم کشورهای مقتدر جهان بالخصوص بعضی ممالک غربی مانند امریکا انگلیس فرانسه ازهمین نوع میباشند و در کشتارها سهیم اند،در تربیت باندهای سفاک سهیم اند،بلکه بر تمرین وتربیت آنان اشراف دارند.

نکتهء دوم:

آیا نهادهای بین المللی مخصوصا سازمان ملل و پارلمان اتحادیه اروپا وامثال ان در اعلامیه های خود مبنی بر دفاع از حقوق اقلیت های مذهبی و قومی صادق هستند؟

هرگز، اینها فقط ماهیگیر در آب گل آلود اند، اینها میخواهند خودرا ناجیی بشریت نشان دهند،آتش میافروزند وخودرا آتش نشان معرفی میکنند.ولی تو انسان شرقیی مکلف هستی تا چنین فرصت را برای این ملل ماهیگیر ندهی

همچنین درهمین راستا اعلامیهء اخیر نمایندهء اتحادیهء اروپا مبنی بر اینکه آنان ازهیچ جنگ نظامی و سیاسی برعلیه حکومت کنونی در افغانستان حمایت نمی کنند دلیل دیگر بر سفاهت آنانی است که به این طیف چشم امید بسته اند.

آنچه که باقی مانده است همانا عدم تشویق مردم به فرار از وطن است،تجمع مردم هر ولایت در کنار متنفذین کنونیی ولایات خود است،مردمیکه شدیدا نیاز به فراموش کردن مافیای قدیم دارند.الله اعلم.

..........................

روسیه

در هفتهء گذشته قیصر روسیه ولادیمیر پوتین نوعی جدیدی از زورآزمایی خود را در اوکراین به نمایش گذاشت وی در جواب انفجار یک پل بزرگ که میان روسیه وشبه جزیره کریمه پیوند میدهد و اوکراین در دست داشتن ان از سوی وی متهم شد نقاط  بارزی را در کیف موشک باران کرد نوعی از این موشک ها عبارت از پهبادهای ساخت ایران بوده است که یکبار مصرف توصیف شده اند، بدین ترتیب نشان داد که روسیه هنوز در اوکراین انچه را که در سوریه مسلمان کرد نکرده است،وپوتین به همین مناسبت فرمانده جدیدی را برای زعامت جنگ اوکراین گماشته است، فرماندهی که تاریخی از قساوت در جنگ چچین وجنگ سوریه دارد

..............

عربستان و امریکا

یک مقام امریکایی عربستان را به سوء استفاده از انشغال جهان به اوکراین متهم کرد،وگفت با کاهش سطح تولید نفت به روسیه خدمت میکند،اما عربستان این اظهارات امریکایی را خلاف حقائق شمرده ورد کرده است.

عربستان سعودی در سازمان اوپک پلس که بیست وسه عضو دارد وبعضی اعضای ان خارج از اعضای سیزده گانهء سازمان جهانی اوپک هستند تصمیم گرفت که تولید نفت کاهش یابد این کاهش نرخ نفت را در بازار جهانی افزایش میبخشد و پول زیاد را به جیب کشورهای صادر کنندهء نفت واریز میکند.

این اقدام عربستان بی تآثر از رویداد اوکراین نیست.

دهر خلقی را به مرگ اغنیا میپرورد

یک نهنگِ مرده اینجا بهرِ صدماهی غذا است.

............................. 

فیفا وسیاست.

شعار دائمی سازمان جهانی ورزش "فیفا" همیشه این بوده است که ورزش را با سیاست نمی آمیزد، و از سوی دیگر ممالک غربی هم همیشه بر جدایی ورزش وسیاست تاکید میکردند ولی همانطور که درجدایی دین وسیاست دروغ میگفتند و آن جدایی را برای اهداف سیاسی در شرق کار میبردند، با ورزش نیز عین روش را انجام میدهند.

شهرداری پاریس گفته است در موندیال قطر تلفزیونهای بزرگ را در جاهای عمومی آنطور که در دیگر موندیال ها نصب میکرد  نصب نمیکند تا به این طریق از شمار بیشتر تماشاچیان وگرمیی بازار موندیال قطر بکاهد، شهرداری پاریس این اقدام خود را در دفاع از لواطت کاران عنوان داشته است زیرا قطر بطور باید وشاید به این "پدیدهء فرهنگی مترقی"نگه نمیکند، این در حالیست که بعضی تیم ها مکلف به پوشیدن پیراهن لواطیون گردیده اند، اما ورزشکاری که قمیص دفاع از فلسطین را بر تن میکند از سوی سازمان جهانی ورزش اخراج میشود.

..................

تا یک اینجا وآنجای دیگر خدا یارو مددگار شما

اللهم عافنا وآمنّا فی ایماننا،وابداننا واوطاننا.

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک