No-IMG

بيست دومين حلقه درسی برادر حکمتيار تحت عنوان در دفاع از قرآن برگزار گرديد

چهارشنبه مؤرخ ميزان؛ سال ۱۴۰۱ھ‌ش:

 

بيست‌دومين حلقه درسی أمير محترم حزب اسلامی افغانستان انجينير حکمتيار تحت عنوان «در دفاع از قرآن» در تالار تلويزيون جهانی بريا در حضور جمع غفير از برادران و خواهران برگزار گرديد.

جناب حکمتيار به ادامه درس قبلى و در رابطه به يک اعتراض بی‌مايه زير (خلقت آدم از گل) فرمودند:

سها زير اين عنوان آياتى را آورده و بر رواياتى استناد كرده، و نتيجه گيرى اى از آن داشته كه انتهاء نافهمى او را به نمايش مى‌گذارد؛ مى‌نويسد: (آنچه به صراحت از آيات فوق بدست مى‌آيد اينست كه خدا گزيده اى از خاك را برگرفته آنرا با آب مخلوط و گل كرده و سپس از گل، انسان را ساخته و گذاشته تا انسان گلى، مثل سفال، خشك شود و سپس با دميدن دمى از خويش در آن سفال، آنرا زنده كرده است. همين برداشت در كتب مفسرين از قول صحابه ى محمد آمده است).

آقای حکمتيار در پاسخ همين اعتراض واهی طبق معمول سها را مخاطب کرد و فرمود:

فهم و برداشتت از اين آيات خيلى نادرست و انتقاد مبنى بر اين برداشت غلط كاملاً واهى است. آن چه در باره خلقت آدم عليه السلام گفته اى؛ رأى قرآن نه بلكه رأى بايبل است و آن چه را به مفسرين منسوب كرده اى رأى مفسرينى است كه رأى شان را نه از قرآن و حديث بلكه از بايبل اقتباس كرده اند. برايت چند توصيه دارم:

أولاً؛ اين كه بايد بدانى؛ قرآن دو مرحله مختلف پيدايش انسان را به بحث كشيده و جوانب و مراحل گوناگون آن را به نمايش گذاشته: پيدايش نخستين انسان در ابتداء خلقت و پيدايش معمول انسان پس از آن و تا امروز. اگر به بيان قرآن در رابطه به آفرينش كائنات در مجموع و پيدايش انسان به گونه خاص توجه كنيم؛ به زودى درك مى‌كنيم كه قرآن به تمامى قله هاى بارز گراف آفرينش اشاره هاى دقيق و روشن دارد، به مخاطبش مى‌گويد: آسمانها و زمين كدام مراحل اساسى و بارز را سپرى كرده تا به شكل كنونى اش درآمده، اولين انسان چگونه آفريده شد، ماده نخستين تركيب بدن او چيست، اين ماده چگونه در زمين؛ اين مهد پيدايش انسان ايجاد گرديد، ادامه نسل او چگونه تأمين گرديد، نطفه انسان چگونه و از چه چيزى ساخته مى‌شود، چه مراحلى بر آن سپرى مى‌شود تا به شكل انسان كامل درآيد؟!! كسانى كه آيات مربوط به اين مسائل را با كمى دقت مطالعه كنند مى‌دانند كه هر آيه اش يك اعجاز بزرگ علمى است.

ثانياً؛ بايد بدانى زمانى كه قرآن مى‌گويد: خدا انسان را از سفال، تراب، گِل و گِل سياه بوناك آفريده؛ طى اين بيان به مراحلى اشاره مى‌كند كه زمين تا قبل از آماده شدن براى توليد حيات بر روى آن و در آغوشش؛ بخود گرفته، نخست داغ و آتشين بود، سپس قشر بيرونى اش سنگ گونه و سِفت شد، بعد خاك ايجاد شد، اين خاك در يك مرحله به شكل سُفال در آمد، در مرحله ديگر به شكل گِل، بعد به شكل گِل سياه بوناك، در همين مرحله است كه آغوش زمين براى پرورش حيات آماده گرديده و آفريدگار هستى نخست نباتات و سائر جانداران را آفريد و سپس و در پيشرفته ترين مرحله انسان را.

ثالثاً؛ بايد بدانى كه بيان قرآن در رابطه به پيدايش انسان از خاك، نطفه مختلط، علقه، مضغه مخلقه و غير مخلقه؛ به مراحل گوناگون پيدايش انسان اشاره دارد؛ و اين مراحل دقيقاً همانگونه است كه علم و ساينس امروز به ماهيت آن پى برده.

رابعاً؛ در تمامى اين آيات اعجازهاى بزرگ علمى به نمايش گذاشته شده، اگر انسان حقجو با ذهن شفاف در پاى اين آيات متبركه بنشيند و نداى آن را با گوش دل و جان بشنود؛ به سجده خواهد رفت و بى درنگ به عظمت قرآن اعتراف خواهد كرد.

آقای حکمتيار همچنان به ادامه وضاحت قبلی اين را نیز اضافه نمود:

مراحلى كه زمين از زمان پيدايشش تا امروز سپرى كرده؛ با اختصار چنين است:

الف: در ابتداء زمين با تمامى اجرام سماوى يكجا و كتله واحد و به هم پيوسته بود؛ با يك انفجار بزرگ از هم جدا شده اند؛ كتله هاى جدا شده در بدو امر چون كتله هاى گازى بود، نه عناصر تشكيل شده بودند و نه مركبات، زمين نيز در ابتداء مثل آفتاب؛ درخشان، تابناك و آتشين بود، به تدريج عناصر در آن ايجاد شد، نخست عناصر بسيط و سپس عناصر پيچيده، از تركيب عناصر مركبات و منرال ها تشكيل شدند، سطح بيرونى زمين سفت و سخت شد، در نتيجه زلزله ها و آتش فشان ها كوه ها ساخته شدند، قشر زمين ضخيم تر و ضخيم تر شد، باران باعث سردى اين قشر و توليد گل سنگ شدند كه اين گُل سنگ و سائيده شدن قشر بيرونى زمين خاك توليد شد، آب ها اين خاك را به بخش هاى هموار و فرو رفته زمين انتقال داد؛ حرارت زياد باعث آن شد تا گِل ها خشك و سفال گونه شوند، اما سرد شدن بيشتر زمين باعث شد تا در مراحل بعدى اين گل ها خشك نشوند، با سپرى شدن مدت بيشتر اين گِل ها چسپناك و سپس سياه و بوناك شوند؛ در همين مرحله است كه شرائط ايجاد حيات در زمين فراهم شد؛ نخست نباتات و حيوانات ساده و يك سلولى خلق شوند و سپس به تدريج نباتات و حيوانات متكامل تر و بزرگ؛ انسان در آخرين بخش اين مرحله و پس از حيوانات ديگر خلق شده.  اين تحليل ساينس دانان و محققين از چگونگى پيدايش عالم و زمين و انسان است. و اگر شما اين تحليل را در كنار آيات قرآن بگذاريد؛ به اين نتيجه مى رسيد كه تمامى اين حرف ها با آيات قرآن در باره خلقت عالم و زمين و انسان صدر در صد مطابقت كامل دارد.

 

ب: اين كه قرآن مى فرمايد: زمين و آسمان به هم پيوسته بود و خداوند آن را از هم جدا كرد؛ و به گونه مسلسل و سريع به آن وسعت مى بخشد، انسان را از سفال، خاك، گل، گل چسپناك، گل سياه، گل سياه بو ناك آفريده، از نطفه آفريده شده، يك نطفه به جوره مرد و زن تبديل شده، نسل انسان از همين جوره واحد خلق و تكثير شده؛ اين رهنمود ها از يك سو چگونگى مراحل تغيير در زمين را در برابر ما مى گذارد و از سوى ديگر چگونگى پيدايش انسان را؛ همانگونه كه قرآن در رابطه به چگونگى پيدايش كنونى انسان مى فرمايد: او را از خاك، نطفه مختلط، علقه، مضغة بدون شكل و صورت و اعضاء، مضغه مخلقه و غير مخلقه مى آفرينيم و چون طفل مكمل الاعضاء چشم به دنيا مى كشايد؛ چنانچه در اين جا به مراحلى اشاره شده كه در رحم مادر بر انسان سپرى مى شود؛ اشاره به سفال، خاك و گل نيز به مراحل مختلفى اشاره دارد كه ماده خلقت انسان و زمين به خود گفته.

 

وی افزود

به سها گفته ايم: اگر ظرفيت، حوصله و عطش بحثهاى علمى را دارى و مى‌خواهى تفصيل اين بحثها را بدانى تو را به مطالعه تفسير پلوشى دعوت مى‌كنم.

 

 أمير محترم ح‌ا همچنان در رابطه به يک اعتراض ديگری واهی سها تحت عنوان (قرض الحسنه و ربا) می‌گويد:

سها از سود و ربا دفاع مى‌كند، آن را ضرورت جدى و مبرم اقتصاد حاكم بر تمامى دنيا در قرن بيست و بيست و يكم مى‌خواند، بر قرآن اعتراض دارد كه چرا سود را حرام كرده؟ مى‌نويسد: (ربا (قرض با بهره) در اسلام بشدت نهى شده و به قرض بدون بهره (قرض الحسنه) توصيه شده است، اما آيا قرض ربوى واقعا همه جا ظالمانه است و قرض الحسنه در همه ى موارد عادلانه وصحيح است؟. اينكار كه فردى سرمايه اش را در اختيار ديگرى بگذارد تا با آن كار كند و سود ببرد و چيزى به صاحب سرمايه ندهد كارى بشدت غير معقول و غير عادلانه است. چون فرد قرض دهنده براى بدست آوردن سرمايه اش سالها زحمت كشيده چرا بايد از نتيجه ى تلاشش فرد ديگرى سود ببرد و به او هيچ ندهد. بهمين دليل انسانها تمايل ذاتى دارند كه از سرمايه شان در آمدى كسب كنند. بنابر اين قرض الحسنه نمى تواند روشى براى رشد و توسعه اقتصادى باشد. از طرف ديگر قرض الحسنه ى طولانى مدت زياد، غير عادلانه هم هست. چون فردى كه قرض گرفته با پول قرض گرفته شده، سرمايه گذارى مى‌كند، توليد ميكند و يا كار تجارى ميكند و در آمد بدست مى‌آورد. آيا عادلانه است كه از اين سود چيزى به صاحبان اصلى سرمايه نپردازد؟ قطعا خير. بنابر اين قرض الحسنه در مقياسهاى بزرگ نه عادلانه است و نه قابل اجرا. بالعكس قرض ربوى هم عادلانه است و هم قابل اجراء. تمام كارهاى عظيم اقتصادى در جهان امروز با تكيه به قرض ربوى ايجاد شده اند كه هم به جامعه سود مى‌رساند هم به صاحبان پول و هم به قرض گيرندگان!!!)

 

جناب حکمتيار در پاسخ اش افزود:

آقاى سها! اين حرفهاى بيهوده خلاف واقع را كسى جرأت گفتنش را خواهد كرد كه نه فهمى از علم اقتصاد در سر دارد، نه آگاهى اى دقيق از وضعيت جامعه غربى و نه عاطفه اى نسبت به انسان مظلوم و استثمار شده در دل. تنها از نظر انسانهاى بى عاطفه و مزدور ثروتمندان (قرض الحسنه نه عادلانه است و نه قابل اجرا و قرض ربوى هم عادلانه است و هم قابل اجراء)!! اما تو؛ اگر با بيان قرآن در باره ربا موافق نيستى از سوسيالستها و كمونستهاى غرب بپرس كه چه قضاوتى در باره اين نظام دارند، كمونيزم يك قرن قبل چون باغى سركش از نظام بورژوازى غرب سر برافراشت، قدرتهاى بزرگى چون اتحاد شوروى و چين را ساخت، نيمى از اروپا را اشغال كرد، تا چلى، برازيل و كيوبا رسيد، امريكا را در ويتنام شكست داد، هر ربل روسى بيش از هفت دالر امريكايى شد. در فضاء نيز از امريكا پيشى جست و فضاء نوردش را قبل از امريكا بر كره ماه پياده كرد. اگر با اينها ميانه خوب ندارى از كسانى بپرس كه سالهاست والستريت را به گونه مكرر و كم از كم هر سال يك بار به محاصره مى‌كشند، با صداى بلند فرياد سر مى‌دهند كه والستريت مسئول فقر، مسكنت، گرسنگى و تفاوتهاى ظالمانه اقتصادى ميان دارا و نادار شده، والستريت هاى غرب كه مهار اقتصاد جامعه غربى را در چنگال خود دارند، بنيادش بر سود استوار است، سود باعث شده كه بيش از 95% ثروتهاى جهان در دست كمتر از پنج در صد ثروتمندان جهان قرار گيرد. ربا يعنى سود مفت و رايگان بدون زحمت كار، سودخوار كسى است كه حاصل آبله دست كارگر و عرق جبين دهقان؛ مفت و رايگان به كيسه اش مى‌افتد.

 

او می افزايد:

سها از اين نيز اطلاعى ندارد كه اسلام در برابر ربا تنها قرض حسنه را قرار نداده بلكه نمونه هاى زياد معاملات اقتصادى مشروع و معقول را كه هم سرمايه دار از آن منفعت مى‌برد و هم قرض گيرنده و كارگر و دهقان. مضاربت يكى از اينهاست، كه طى آن سرمايه از سرمايه دار و كار از قرض گيرنده و هر دو شريك منفعت و ضرر، نه چون ربا كه منفعت سرمايه گذار تضمين و از قبل تعيين شده و مسئوليت زيان و ضرر بر دوش كارگر.

 

مشر معزز به خاطر وضاحت بيشتر دکتر سها را مخاطب ساختند و گفت:

جناب سها! آرى اسلام ربا را تحريم كرد؛ نه تنها ربا را بلكه تمامى بنيادهاى اقتصاد غربى را تحريم كرده. بنيادهاى اقتصاد غربى اينها اند: ربا، احتكار، انحصار، قمار، تجارت آزاد اشياء؛ هر چه باشد؛ باكى ندارد كه اشياء مضر براى سلامت انسان (چون شراب، سگريت، مواد مخدر) باشد، يا تجارت عزت و عفت زن، تحميق مردم و خالى كردن كيسه شان با اعلانات فريبنده، تمركز ثروت و قدرت در دست معدودى از ثروتمندان، تسلط ثروتمندان بر تمامى اركان قدرت و تمامى رسانه هاى صوتى و تصويرى، راه اندازى جنگها ميان كشورهاى جهان سوم غرض بازار يابى براى فابريكه هاى اسلحه سازى شان، ايجاد بى امنيتى ها در اين كشورها غرض فرار ثروتها و ثروتمندان و حتى دانشمندان شان به غرب، تحميل حكومتهاى مزدور بر اين كشورها، تا ثروتهاى شان را غارت كنند و منابع سرشار زيرزمينى شان را تصاحب نمايند.... اسلام تمامى اينها را تحريم كرد، سودخوار را انسان مخبوط الحواس و شيطان زده خواند و سود خورى را بمثابه جنگ با خدا و پيامبرش، با صداى بلند گفت: نبايد ثروتها ميان معدودى از ثروتمندان دست بدست شود، (كَيْ لاَ يَكُونَ دُولَةً بَيْنَ الأَغْنِيَاء مِنكُمْ).

 

به گفته‌ی آقای حکمتيار: از ديدگاه اسلام؛ نظامهاى حاكم بر امريكا و برخى ديگر از كشورهاى غربى الگوهاى حكومت شيطان اند، شايد براى برخى از غرب زده هاى منحط اين ادعاء عجيب و باورنكردنى جلوه كند، بياييد ببينيم كه شيطان چيست و خواست او چه!!

آيا گاهى به اين انديشيده ايد كه اگر در سرزمينى و بر كشورى شيطان حكومت مى‌كرد و زمام امورش را در دست داشت و در آنجا حكومت و نظام دلخواهش را مى‌ساخت؛ اين نظام و حكومت شيطانى چگونه مى‌بود، چه مشخصاتى مى‌داشت و چه تفاوتها و شباهتهايى با نظام عادلانه انسانى و الهى مى‌داشت؟! با كدام يكى از نظامهاى موجود در دنيا همسان و همگون مى‌بود؟ ساختار سياسى، اجتماعى، اقتصادى و فرهنگى اين جامعه چگونه مى‌بود؟ چه چيزهايى حلال و جائز پنداشته مى‌شد و چه چيزى حرام و ناجائز؟! چه كسى بر اريكه قدرت تكيه مى‌زد و چه كسى به زندان كشانده مى‌شد و تحت تعقيب و شكنجه قرار مى‌گرفت؟ به چه كسى با چه مواصفاتى به ديده يك مجرم و سزاوار مجازات ديده مى‌شد و چه كسى مترقى، روشنفكر، رهياب، مصلح و محق پنداشته مى‌شد؟ كدام حزب با چه رهكار و برنامه اى زمام امور كشور را در دست مى‌گرفت و كدام گروه؛ مخالف نظام و شايسته تجريد و راندن و سركوب شدن؟ كى را (خوب) مى‌خواندند و كى را بد و زشت، بر پيشانى چه كسى مهر (تروريست)، (افراطى)، (اشرار)، (مفسد فى الارض)، (مخالف ترقى و تمدن) كوبيده مى‌شد و به چه كسى القاب (شريف)، (نجيب)، (ديموكرات)، (مترقى)، (آزادى خواه) و (مصلح) اعطاء مى‌گرديد؟! اين نظام شيطانى چه تفاوتهايى با نظامهاى موجود در غرب مى‌داشت؟!!

 

ايشان همچنان می گويد:

براى پاسخ دقيق به اين پرسشها بايد ديد كه شيطان چه مى‌خواهد، چه چيزى را دوست دارد، كدام كار و عمل را مى‌پسندد و از كدام عملكردى نفرت دارد، چه كسى را دوست خود مى‌گيرد و چه كسى را دشمنش، نظام مورد پسند شيطان كدام است؟ آيا در جوامع غربى جريان امور به گونه اى است كه خداى رحمن مى‌پسندد يا به گونه اى كه شيطان مى‌خواهد؟

 

در پايان درس مشر معزز به سوالهای حاضرين پاسخهای تفصيلی إرائه نمودند، و به دعای اختتامیه ايشان درس امروزی به پايان رسيد.

 

بخش مطبوعاتی دفتر أمير حزب اسلامی افغانستان.

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک