No-IMG

غرب و روسیه و آسیا

از اینجا وآنجا.

یکی از اخبارِیکه طی هفتهء گذشته  به تبصره و خوشباوری و گمانه زنی میان بعضی مسلمانان تبدیل شد  فرمان رئیس جمهوری روسیه ولادیمیر پوتین در خصوص لغو ممنوعیت کتابِ معروف حدیث یعنی صحیح البخاری بود.

اینجا بهتر است تبصره های را در حاشیهء این خبر به هدف آگاهی بیشتر داشته باشیم:

پوتین مشخصاً مصوبهء سال 2014 وزارت عدلیهء روسیه را که در ان طبع یک سلسله کتابهای که در تراث سنتی مسلمانان اشتهار دارند را ممنوع قرار میداد ملغی قرار داد.در سال 2014 و همزمان با آغاز اطماع روسیه در الحاق  شبه جزیرهء تاریخی کریمه روسها از بروز خشم مجدد تاتارهای شبه جزیرهء قرم یا کریمه که دشمنیی تاریخی با روس ها دارند بیم وهراس داشتند، غربی ها هم ناگاه بر طبل ضیاع حقوق تاتارهای کریمه کوبیدن گرفتند و از سوی خود تاتارها نیز خودرا نظر به مقولهء «دشمنِ دشمنِ من، دوست من است» به اوکراین بیشتر وابسته میدیدند و پیش قراول مقاومت ملی برعلیه روسیه را قلمداد شدند و در نزاع کنونی نیز اوکراین برای استرداد کریمه از روسیه بر آنان چشم امید بسته است، اما در داخل کریمه روسها برای جابجای خود کار کردند،روسها نمی خواستند جزیرهء که مردمان ان زمانی دو بار توانستند خودرا به مسکو برسانند و صلب جنگهای روسیه وعثمانی را تشکیل میداد در نقشهء امروزی خارج از سرزمین روسیه باقی بماند، روسها به تغییرات دمگرافی روی آورده اکثریت مخالفین مدنی خود را یا فرار دادند یا راهی زندانها ساختند، کنترل شدید را بر تجمعات مذهبی مسلمانان آنجا اعمال کردند، کتابهای از جمله ریاض الصالحین و بخاری و غیرذالک از کتابهای که در ان روایات متعلق به جهاد یا روایات متعلق به عدم قبول تسلط کفار و یا روایات متعلق به لزوم تفاوتِ اخلاقی وشمائلی مسلمان از کافر را در متن خود داشت ممنوع قرار دادند.

البته این مسائل فوق الذکر در همه کتب مسلمانان قرار دارد، از قرآن کریم گرفته تا کوتاه ترین کتب فقه که مختصرات فقهی نامیده میشود این مسائل را دارد، ولی تفاوت کتابهای روایتی محض از کتابهای فقهی در این است که در کتابهای فقهی روایات تفصیل میشوند، احکام بر سبیل تعلیل یعنی علت یابی شرح میشوند، اما در اکثر کتابهای روایت یعنی احادیث  چنین نیست، از این جهت گروه های مسلح جهادی بیشترین استفاده را از همین کتابهای روایات میکنند، مخصوصا که در دو دههء اخیر کتابهای روایت احادیث به زبان روسی از سوی بعضی نهادهای وابسته به بعضی ممالک عربی ترجمه گردیده بود و روسها در جنگ چیچین استفادهء گروه های مسلح منتسب به جهاد از همچو روایات را ملاحظه کرده بودند.

پوتین در همان زمان وبرای توجیه حملهء دوم برچیچین ونقض معاهدهء که بوریس یلتسن با آزادیخواهان چیچین انجام داده بود  و شکست ذلیلانهء روسها تلقی میگردید به یک بهانهء عمده نیاز داشت، پوتین که فرزند اصیل سازمان جاسوسی ک گ ب بود یک سلسله حملات بزرگ را درهتل ها واماکن عمومی در روسیه  راه اندازی کرد و ان را بنام حملات انتحاری از سوی افراطیون مسلمان چیچین  وداغستان مهر زد درحالیکه آزادی خواهان چیچین دست داشتن در ان را کاملا رد کرده بودند، ولی بهانه مؤثر واقع شد و ارتش پوتین چیچین را اشغال کرد و آزادی خواهان همراه با مجاهدینی که یا به نیت مدد ویا به نیت اوهام آمده بودند منتهای دفاع را انجام دادند وجنگی را انجام دادند که در مخیله نمی گنجد،اما پوتین با لشکر غول آسای خود چیچین را یکسره منهدم ساخته  و آرزوی دیرین ملکه کاترین در قفقاز را محقق ساخت. اما بعد از ان روسها مانند همه  قدرت های استعماریی دیگر ره تدبیر سیاسی و دل آسایی را پیش گرفتند،روسها بعد از تسلط بر چیچین اصرار بر مرکز گرایی نکردند بلکه خود مختاری وفدرالی را در ساحات تحت تصرف خود عملی ساختند و فدرالی ها را مقید به قانون اساسی ساختند که از بدنهء روسیه بریده نتوانند واگر عزم بریدن از روسیه در سر بپرورانند جنگ چیچین را در یاد آرند.

رئیس کنونی چیچین رمضان قدیروف فرزند مفتی سابق چیچین بنام قدیروف است، قدیروف در اوائل برعلیه روسیه در ضمن مقاومت مسلحانهء چیچین به رهبری مجاهد حقیقی آزادی خواه شهید جوهردوادیف جنگید ولی بعدا از مقاومت جدا گردیده وبه روسیه همکار شد،بسیاری دلیل تحول وی را اختلاف مذهبی میشمارند،چونکه  بعضی اتباع دولت های عربی که در افغانستان میجنگیدند وبنام مجاهدین عرب یاد میشدند همزمان با آغاز جنگهای داخلی مجاهدین افغانستان را ترک گفته  به تاجکستان رفتند وبه مقاومت ملی تاجکستان پیوستند ولی بعد از مصالحهء اجباریی حزب نهضت وحکومتِ رحمانوف  که توسط  حکومت وقت مجاهدین به صورت گرفت به چیچین رفتند،این تعداد با وصفیکه با چیچینی ها بر مفهوم جهاد بر علیه روس متفق بودند اما اختلافهای بنیادیی نیز بينش هردو طيف جود داشت، مثلا آزادی خواهان چیچین هدف خود از جهاد را فقط آزادی چیچین و دفاع از سرزمین خود میشماریدند،در حالیکه این تعداد مجاهدین عرب جهاد را به معنای آزادی همه سرزمین های مسلمان نشین قفقاز میشماریدند،همچنان که این تعداد بینش سلفیی جهادی داشتند که با تصوف و قبور اولیاء و با حلقه های ذکر دسته جمعی مخالفت داشته وانرا از مظاهر شرک میشماریدند،در حالیکه مجاهدین چیچین اتباع طریقت قادری و نقشبندی بودند،بدین ترتیب اختلاف مذهبی در درون مجاهدین چیچین بروز کرد، اعراب جهادی با بینش صوفیی حاکم بر چیچین در تقابل افتیدند، بعضی فرماندهان چیچینی از جمله کسی بنام شامل باساییف تابع فرماندهء عربیی بنام خطاب شدند و ضربات مهلکی بر پیکر روس وارد کردند چنانکه گفته میشود خطاب و شامل ده هزار سرباز روسیه را از پا در آوردند، اما بطور عام قضیه چیچینی ها وروسها باید از ادرس مذاکره و گفتگو وقبول به فدرالی حل میشد و پای جریانهای مسلح منتسب به جهاد به آنسو نباید کشیده میشد، زیرا آن جنگ به معنای انتحار در مقابل روسیه بود.

قدیروف به همپیمان پوتین متحول شد ودر پاکسازی چیچین از عناصر جهادی کار کرد ولی در مقابل قدرتی را وثروت هنگفتی را برای خانوادهء خود تضمین کرد و گروزنی را که مانند برلین در جنگ دوم جهانی شده بود  به بودجهء روسیه و درامد نفتی چیچین از سر آباد کرد، و به تحکیم بینش سیاسیی صوفی پرداخت،بعد از کشته شدن وی فرزندش رمضان مسیر پدر را پیش برد.

رمضان را میشود یک امپراطورچه در امپراطوریی روسیه بعد از امپراطور پوتین شمرد.او بوکس میکند پیش نماز میشود، رقص میکند،تلاوت میکند،مهمانی های خیالیی را که از شیر گنجشک تا تخم شتر در آن فراهم باشد ترتیب میدهد ومقامات روسی را فرا میخواند، حج میرود در حج طالب داخل شدن در درون کعبه میشود،حجاب را تشویق میکند ومحافل بزرگ ترانه خوانیی دختران سفید پوش سفید رنگ بلند قامت تنومند چیچینی را که با حجاب ولباس محلی چیچینی آراسته میشوند ترتیب میدهد، در رقص واتن های محلی مردمش به رقص وپایکوبی میپردازد، کانفرانسهای علمی بر گذار میکند که آخرین آن برگذاری کانفرانس بزرگی زیر عنوان تجمع علماء اشعری بود که در کانفرانس مذکور علمائي بسیاری از گوشه وکنار جهان اسلام شرکت جستند.

رمضان در جنگ اوکراین که روسها نگرانی از بروز مجدد جنگ مسلمانان داشتند که مبادا با استفاده از انشغال روسها با اوکراینی ها به جنگ مجدد بر علیه روس بپردازند، در کنار پوتین قرار گرفت و سربازان چیچینی را به خط جنگ فرستاد واین سربازان نقش عمده در اشغال بعضی شهرها داشتند اوکراینی ها فرقه داو طلبی را از ادرس کلیسای اوکراین تشکیل داده بودند این فرقه بر اساس عقیده خالص عیسوی اماده جنگ در خط مقدم جبهه بود و به شهر معروف ماريوبل اعزام شده بودند ولی سربازان چیچینی که نیز با صدای الله اکبر میجنگیدند کار این فرقه را ختم کرده وادار به شکست و تسلیمی نموده وكارخانه معروف ان شهر را تسخير كردند.

اینک رمضان خواهان لغو یک سلسله فرامین قبلی متعلق به منع نشر بعضی کتابهای سنتی اسلامی منجمله صحیح البخاری شده است وپوتین نیز این مطلب را پذیرفته واجازهء طبع آن را داده است.

اما سوال اساسی این است که آیا این موضوع چنان مهم است که تعدادی از مسلمانان به ان چنان خوشحالی را راه اندازند که کمتر از خوشحالی عدهء از ماتریالیستان به انفجار مسجد گذرگاه هرات نباشد؟

پاسخ این سوال از نظر من این است که اصلا به چنین خوشی نمی ارزد، گرچند که یک نقطهء مثبت در آن وجود دارد که در اخر بیان میداریم. و آنچه نظر مارا تأیید میدارد عبارت از نقاط ذیل است:

اول: اول اینکه  روسیه نیز کشور تحقیقات ومطالعات است و امور فرهنگی خود را بر اساس استراتیژی پیش میبرد، زمانی که روسیه طبع وبلکه داشتن این کتابها را جرم میشمارید زمانی بود که از وجود چنین کتابها احساس خطر میکرد یا هم وجود ان را بهانه برای دشمن تراشی میشمرد، اما فعلا روسها پیروز اند، پوتین دوباره مرزهای اتحاد جماهیر شوروی قدیم را در دست گرفته است،حتی یکی از عوامل طرفداری ضمنیی  روسیه از نظام امارت در افغانستان را نیز میتوان همین نقطه بر شمرد،یعنیکه روسها ببهانهء حمایت وحفظ جمهوریت های اسیای میانه از خطر محتمل افراط گرایی  ان کشورها را زیر قبضهء مجدد خود گرفته اند ودر اینده بیشتر خواهند گرفت.

لهذا پوتین مانند همه قدرتمندان از منطق مدارای قدرت تعامل میکند، با مدارا کردن، با راه انداختن موضوعات پوپولیستی قدرت ها حکومت میکنند.

دوم: دوم اینکه این فرمان پوتین کدام کار کلانی نیست، زیرا اینطور نبود که در روسیه کتاب بخاری وجود نداشت بلکه وجود داشت مخصوصا در عصر انترنت کتابها به آسانی یافت میشوند، زمانی چاپخانهء قازان نفیس ترین کتابهای تراث را طبع میکرد، گرچند قسمت اعظم دست نویسهای اسلامی از ساحات روسیه در اواخر قرن گذشته به بیرون قاچاق وتجارت شدند.

سوم: سوم اینکه تقابل مذهبی و رشد بینش منفی در میان طیف جوان مسلمان ومخصوصا تقابل سلفی ومذهبی که در ساحاتی از روسیه دارد رشد میابد بجای اینکه از طبع چنین کتب به نفع مراجعات وتحقیقات استفاده کنند به تقابل وروایت کوبی بر فرق همدیگر استفاده خواهند کرد، برای هیچ عاقلی پوشیده نیست که امروزه بخش اعظم انحطاط واختلاف مسلمین را نقل احادیث بدون تفقه وبدون درایت واکتفا بر روایت تشکیل میدهد، رشد چنین اختلافات مذهبی و تقابل منهجی اکنون به نفع روسیه نیز هست، زیرا ممالک استعماری منفعت خود را در تعدد نهادهای مسلمان میبینند تا مسلمانان نتوانند مرجعیت واحدی داشته باشند و غرق اختلاف درونی باشند وبرای حل اختلاف خود به نهادهای عدلی وقضائی وامنیتی کشور استعماری متوسل شوند،طوری که امروزه ده ها نهاد وجریان های خیریه ویا حزبی مسلمان را میبینیم که  در  انگلیس وامریکا مستقر هستند وبرای رفع اختلافات داخلی خود به قانون ومحاکم لندن وپاریس و واشنتن صف میبندند،وقتیکه این حال نهادهای اسلامی باشد نهادها وجریان های غیر اسلامی شرق را که تسلیمی وخضوع مطلق را جهاد خود بر علیه اسلام میدانند خودت تصور کن.

لهذا چنین چیزها هیچ جای خوشی ندارد ،بلکه جای خجالتی دارد،مسلمانان کتاب های تراث خودرا به هر قیمت پیدا کرده میتوانند کتابخانه ها از ان پر است ولی انچه مسلمانان انرا پیدا کرده نمیتوانند تعلیم مدرن است ساینس است مطالعهء عمیق جامعه شناسی وتاریخ شگافی است احساس شهروندي مشترك است.

این خوشیها به همان خوشی میماند که زمانی بعضی مسلمانان وقتی ستیز وخشمِ هتلر برعلیه یهود را شنیدند فکر کردند هتلر مسلمان شده است اما این عده مسلمان جهول فکر نکردند که ستیز هتلر با جنس یهود در قدم اول مخالفت با اسلام است و اسلام  بدبینی بر اساس قوم ونژاد را نمي پسندد، و اسلام طرفدار فناء نژادها وادیان نیست.

اما آنچه نقطهء مثبت در قضیه است این است که این کار پوتین رشد آزادی شخصی در روسیه را و احترام ظاهری به دین اسلام را میتواند نمایش دهد.

................

واتیکان.

پاپ واتیکان فرانچیسکو پیام عذرانهء برای مردمان بومی کانادا  فرستاده وازآنان معذرت خواهی نموده است.

هدف این معذرت خواهی پاپ این بوده که در این اواخر صدها وهزاران استخوان کودکان در محیط کلیساهای معروف کاتولیک در کانادا کشف گردید که گفته میشود متعلق به کودکان سرخ پوستان کانادا که قبائل اصیل ان سرزمین پهناور بودند بوده است و ان کودکان به جبر واکراه از آغوش خانواده هایشان گرفته شده ودر کلیساها به عقیده عیسوی وادار میشدند.

گذارشها این آمار را طی یک قرن در حدود صدو پنجاه هزار کودک تخمین زده اند ولی حقیقت خلاف ان است، بلکه روند تحمیلی اعتقاد عیسوی از قرن شانزده در امریکا از سوی اسپانیها وپرتگالیها ومخصوصا در قرن هفده وهجده از سوی فرانسی ها وانگلیسها در کانادا وامریکا به سرحدی  بود که ان مردم تقریبا بطور کامل از دین خود متحول شدند.

گفته میشود مرگ این کودکان در نتیجهء شیوع امراض وبی اعتنایی و گرسنگی در کلیساها بوده است.

پاپهای واتیکان به معذرت خواهی های زیادی عادت دارند اما اگر متعلق به قضایای مسلمانان باشد معذرت را نمی شناسند.

با اینهمه خود فرهنگ معذرت خواهی از بزرگترین مقام کلیسا علی الظاهر ارزش خوب اخلاقی محسوب میشود، امروز بسیاری علماء مسلمان و زعامت های مسلمان دیده میشوند که در اشتباهات فاحش افتاده اند یا سبب خون ناحق شده اند سرنوشتی را برباد داده اند ولی شرم میدارند که در محضر یک مجلس معذرت جویی کنند، شرم میدانند که خودرا در قبال مردم مسؤول معرفی دارند.

در مجموع فرهنگ شرق معذرت خواهی را چندان نمی پذیرد در حالیکه آموزه های دین مقدس اسلام همه بر تشویق معذرت خواهی استوار است،حتی پیامبر اسلام باری برای صحابیی شانه اش را پیش کرد که ای فلانی من ترا باری با چوب برای برابریی صف خله زده بودم نک بیا انتقامت را بگیر که مديون تو نروم.

ولی عرف وعنعنات قبیلوی که معذرت خواهی را ننگ میداند بر اسلام مسلط شده است.

به دین باطل خود دشمنان چها کردند

چها چها چه بگویم مگر بلا کردند

..........

غرب وروسیه و آسیا.

دیگر پوشیده نمانده است که جامعهء بین المللی  اکنون در شرائط عصیبی بسر میبرد که میتوان انرا «مرض الموتِ» دورهء از ادبیات حقوقی،ادبیات سیاسی، ادبیات اقتصادی ، ادبیات اجتماعی جهان که پسا جنگ دوم جهانی ظهور کرده بود نامید.

مبصرین سیاسی بر سر عاقبت بردو باخت روسیه وغرب قمار زده اند.

امریکائیها گرچند اروپائیها را به تعبیر عمک ذکرالدین در «آنجای گاو» پیچاندند اما اروپائیها آنجای گاو را «آنجای الاغ» پنداشته و محکم خودرا آویزان کرده اند وحاضر به رها دادن انجاي امریکا به هیچ قیمتی نیستند وامریکا نیز میداند که اروپائیها از امریکا مستغنی نخواهند بود. شراکت اروپا وامریکا فراتر از منافع اقتصادی است بلکه مشارکت بابا ونواسه است چنانکه در سلسلهء زیر عنوان غرب وشرق که از همین دریچه نشر میشود به این نکته اشارت کردیم..

زمستان این سال میتواند عمق این بردو باخت را بیشتر نمایان سازد، در میان کشورهای اروپایی المان شاهد زمستان سخت سیاسی نیز خواهد بود، المانی که انگلیس دست بالای ان را چندان نمی پذیرد،مشکل دیگر المان این است که بر عکس فرانسه به جز تاثیر اقتصادی در ممالک جهان تاثیر دیگری ندارد و دمکراسیی آن نیز مانند دمکراسی فرانسه خشونت پذیر نیست ولی مردم راحت طلب ندارند، اقتصاد لرزان، بلند رفتن نرخها، بلند رفتن سرسام آور نرخ نفت وگاز  که مرا هم به تعطیل موتر کهنه ام واداشته،هم اکنون نگرانی عمیق را در سراسر اروپا و بالخصوص در میان المانیها ایجاد کرده و خطر تورم در پول یورو را ببار آورده و مشکلات اتحادیه اروپا را بیشتر ساخته است، واینک جرقهء مخالفت مردمی در اروپای شرقی آغاز گردیده است.

گرچند اتحادیه اروپا تاکید نموده است که انرژی بدیل را از ناروی والجزائر و امریکا فراهم خواهد ساخت و در فرجام روسیه را از نظر اقتصادی زمینگیر خواهد کرد اما چنین توقع دشوار است که به سادگی پذیرفته شود، اين وضع دشوار تاثیرات ژرفی بر پروندهء پناهندگان و طرز معیشت آنان نيز خواهد داشت.

پوتین به نوبهء خود مسئولیت فقر وفاقه را بر دوش غرب افکنده است،شاید برای اولین بار در بیانیهء پوتین از تقابل مفاهیم وتقابل اسامی نامبرده میشود ،پوتین علنا غرب را متهم به افساد و بربادی جامعه جهانی وگروگان گیری اقتصادهای رو به رشد کرد و گفت نود فیصد صادرات گندم اوکراین به انبارخانه های غرب میرود و به فقیران ده فیصد هم نمیرسد.

پوتین از توجه روسیه به ائتلاف آسیاییی وآیندهء خوب روابط روسیه واسیا صحبت کرد و این به معنای این است که روسیه منبعد به  ایجاد تحول در ممالک اسیایی در مقابل آنچه  اهتمام غرب به پروسهء  اندو پاسفیک ـ  indo . pasificنامیده میشود اهتمام میورزد.

در یازده فبروری سال جاری کاخ سفید  استراتیژی جدید خود در خصوص  منطقه اندو پاسفیک  را که عبارت از منطقهء ممتد  میان اقیانوس ارام و اقیانوس هند است اعلام کرد. اندو پاسفیک نقریبا نیم  نفوس کره زمین را  در متن خود دارد و دو حصه اقتصاد جهان را دارد وهفت ارتش بزرگ دنیا در ان عرصه دارند، ایالات متحده  در ان استراتیژی خود  به سلسله تعهداتی در زمینهء حقوق تا اقتصاد پرداخت، در عرصهء حقوق امریکا اعلان کرد که به جز اینکه از دولت های اندو پاسفیک مطالبهء پایبندی به معاهدات بزرگ بین المللی و مسلمات حقوق بشری دارد دیگر به نوعیت نظامهای ان کاری ندارد ودر امور ان دخالت نمیکند،  ولی به آزادی و رشد  اقتصادی  منطقهء اندو پاسفیک به نحوه که امریکا از ان مستفید باشد اهتمام جدي میورزد،مانورهای اخیر امریکا در مضیق تایوان در چوکات همین تعهدات امریکا افزون بر تعهدات سابقه امریکا به تایوان صورت میگیرد.

در کل سستی اهتمام امریکا به افغانستان را نیز در چوکات همچو اولویت های امریکا میتوان خواند.

اینک پوتین نیز در راستای فتوحات اقتصادی و سیاسی آسیا وافریقا گامهای وسیعی برداشته ومصمم بر برداشتن گامهای دیگری است،مخصوصا که ترکیه در بحران غرب وروسیه توانست اندک بیطرفی خودرا حفظ کند واین اقدام لا اقل چالشهای آسیایی فرا راه پوتین را اندکی خواهد کاست. روسیه گرچند کمتر از چین در دریای زرد از آدرس کوریای شمالی نفوذ دارد ولی در کل جنوب شرق آسیا هنوز از حیطهء حضور امریکا محسوب میشود،مخصوصا که میان روسیه وجاپان دشمنی تاریخی وجود دارد ومنازعهء مرزی هردو کشور بر سر جزیره هاي منشوري هنوز حل نشده است.

به هر حال جهان اسلام در میان این ماجراها فرصتی خواهد داشت که متاسفانه ان فرصت را دکتاتورهایش به نفع دکتاتوریی بیشتر وافراطیونش به نفع افراط گرایی بیشتر و روشنفکرانش به نفع  تسلیم وخضوع مطلق استفاده خواهند برد.

کسی را که بخت بر گردد

شب حجله عروس نر گردد

.........

مراکش یا المغرب.

چند روز قبل بعضی رسانه ها مخصوصا رسانه های الجزائر منظری از شاه مراکش محمد السادس یا محمد ششم را نشر کردند،در این فیلم که مدت ان چند ثانیه بیش نیست شاه مراکش در حالی دیده میشود که در یک کوچه است ومانند ادمهای که مست شده باشند راه میرود و یکی از افرادش دستش را میگیرد  ودیگری مانع فیلم برداری میشود.

رسانه های که این صحنه را نشر کردند گفتند این فیلم زمانی گرفته شده است که شاه مراکش در فرانسه از یک خمارخانه نشه میبرامد،از اینکه الجزائر با مراکش رقابت دیرینه دارد وسبب ان را در همین سلسله چند بار ذکر کردیم رسانه های الجزائری بیشتر به رسوا سازی شاه المغرب پرداختند وگفتند ببینید این شخصیست که خودرا امیر المومنین میگوید و درخطبه های جمعه در مملکتش بنام وی خطبه میخوانند .

اما مقامات مراکشی این خبر را رد کردند وگفتند حقیقت ندارد و با فیلم چند ثانیه یی نمیشود چنین قضاوت کرد وتهمت بست.

نکته این است که صرفنظر از سقم وصحت مسئله به منتهای افلاس ممالک مسلمان نشین از این منظر متوجه شویم که شاهانش و رؤسایش در کوچه های پاریس کافی خوردن میروند یا شاپینگ میروند، شاهی ورئیسی که به قدرت های استعماری به چنین عظمت ببیند و کافی خوردن خودرا در انجا افتخار بشمارد ایا قادر به مطالبه حق خواهد بود؟ ایا قادر به مخالفت خواهد بود؟

چند سال قبل عکسهای صریح وواضحی نشر شد که سه زمامدار جوان سه مملکت مهم جهان عرب را نشان میداد که در یک کافی ویا ساقی خانه در فرانسه نشسته بودند،این سه تن شاهزاده محمد ابن سلمان وشاهزاده بن زاید و شاه مغرب محمد ششم بودند این سه تن با موزه های دراز و کرتی های چرمی مانند جوانان لندهور ولدر در یک خمارخانه خندان نشسته عکس گرفته بودند تا به ممالک خداداد خود پیامهای زیادی را از طریق یک عکس حمل کنند.

جوامع مسلمان امیرالمومنین ندارند واگر بیابند باز در امیرالمومنین طالع ندارند.

خلاصه در یک کلام:

دولت یعنی قرار داد اجتماعی  است.

قرارداد اجتماعی میان مردم برای انتخاب یک فرد بحیث زمامدار که قانون اساسی برخاسته از ارادهء مردم که یقینا در ان مبانی هویتی دینشان حضور دارد حدود صلاحیت های زمامدار را تعیین کند.

فقه سیاسی اسلام در عرصهء دولت داری همین قرارداد اجتماعی را میشناسد، خلفای راشدین بر اساس قرار داد اجتماعی تعیین شدند.

عقل ومدنیت جز قرارداد اجتماعی چیزی دیگری را نمیشناسد، عمل به قرارداد اجتماعی قرض نظریهء جان جاک روسو نیست بلکه عمل به سیرت خلفای راشدین است که بر اساس رای عموم مردم متولیی قدرت شدند وخودرا در مقابل مردم مسئول میشمردند و بر کسی که انان را خلیفة الله میگفت اعتراض میکردند.خلفاي راشدين در تعيين خود مسلمانان را ميان عامه وخاصه تقسيم نكردند.

زمانیکه با اغاز دولت بنی امیه خلافت به امارت خانوادگی تبدیل گردید میراث فاسد حکومت های قبائلی، حکومت های خودکامه،حکومت های تیوکراس اوج گرفت وتاریخ این سرزمینها در تقابل فرهنگی وتحمیل فرهنگی گذشت، چنین خلافت ها وچنین امارت ها وچنین سلطنت ها چه سنخیتی با مبانی اسلام که عدالت است دارند؟ جز همان سنخیتی که یک سلطان فاسق یا شاه فاسق یا امیر فاسق با اسلام دارد.

متاسفانه در ادبیات اخلاقی جوامع ما فسق را فقط عبارت از عدم ارتکاب فحشا وننوشیدن شراب تعبیر میکنند وغیر ازان را نمی پذیرند، درحالیکه ظلم رأس فسق است، قوم پرستی رأس فسق است، حذف زبان رسمي وهویت تاريخيي مردم بومی از یک سرزمین رأس فسق است.

با اینهمه ممالکی از قبیل المغرب وامارات واردن وعمان وقطر گرچند شاهی وسلطنتی وامارتی اند  و در عرصهء قرارداد اجتماعی نقص دارند با انهم کوشیده اند خودرا به کشور قانونمند تبدیل سازند و از ادعای خلافت خدایی پایین آیند و خلافت واقعی بنی آدم را از طریق خدمت و کاهش فقر و گسترش مفهوم شهروندی مطرح سازند.

اللهم احفظ اوطان المسلمین ووفق ولاة امورهم الی العدل والانصاف.

اندکی با تو بگفتم غم دل ترسیدم

که دل آزرده شوی ورنه سخن بسیار است.

تا یک اینجا وآنجای دیگر خدا نگهدار.

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک