No-IMG

وزارت ها و ریاست ها ممالک مسلمان؛ فاقدِ بودجه یا فاقدِ عمل، یا فاقد ارزش هستند

مکث.

سیستم دولت داری در ممالک مسلمان نشین طوری تنظیم شده است که لیست درازی بنام وزارت ها و ریاست ها دارند،وزارت های دارند که در ممالک پیش رفتهء غربی هم وجود ندارد، اما این وزارت ها یا فاقدِ بودجه یا فاقدِ عمل، یا فاقد ارزش هستند.

مثلا وزارتی بنام مسکن سازی در بسیار ممالک اسلامی وجود دارد ولی یگانه کاری که میکند این است که مسکن نمیسازد و فقط پوشی برای حصر مافیای زمین در طبقهء دولت میباشد، همینطور شهرداری یا شاروالی در ممالک مسلمان نشین که باید به تنظیف بپردازد نماد بی نظافتی میباشد،-البته کشورهای مانند امارات، کویت،عربستان، قطر،سلطنت عمان، وآنسو مالیزی، و تا سرحدی ترکیه را از این وضع میشود مستثنی شمرد، واقعا وضعیت خدمات در این ممالک نامبرده از ممالک اروپای شرقی وبعضی ممالک غربی کرده بهتر است -.

اما از میان همهء این وزارت ها وریاست ها سه وزارت در ممالک مسلمان نشین شدیدا فعال است وبودجهء فوق العاده دارد وزارت دفاع، و وزارت داخله، وزارت یا ریاست استخبارات یا امنیت ملی.

ممالک غربی بیشترین قرارداد هارا با همین سه وزارت میبندند وهوش وچشم وگوششان در ممالک شرقی بر همین سه وزارت است،بیشترین تمرین هارا به همین سه وزارت تخصیص میدهند حتی اگر روابط متشنج شود باز هم ارتباط ممالک غربی با این سه وزارت قطع نیست،مانورها ادامه میابد رفت آمدها ادامه میابد، متخصصین امنیتی خواسته میشوند ومخفی ملاقات میکنند وبرمیگردند.

آیا هدف ممالک غربی از توجه شدید به این سه وزارت  فقط فروش اسلحه است؟

بیشتر از فروش اسلحه هدف همانا اطلاع ووقوف به جزئی ترین حوادث این ممالک مسلمان نشین است، به عبارت دیگر این سه وزارت در نقش جاسوس رسمی برای ممالک غربی کار میکنند،مثلا چندین کشور مسلمان نشین که به تعذیب زندانیان شهرت دارند وسالها زندانهای آنان جهنم تعذیب بوده است قراردادِ دریافتِ وسائلِ تعذیب را با فرانسه دارند، افسران استخبارات این ممالک زیر نظر افسران انگلیس تربیت میشوند.

اهتمام وتوجه غربی ها به وزارت دفاع ممالک مسلمان نشین به هدف خنثی سازی آن است، به هدف خرید سلاح و آماده بودن برای جنگ با همسایه ها است،برای اطاعت از دکتاتوری است،و هدف از اهتمام به وزارت داخله کنترل مردم است،تا مانع تجمعات آنان مانع آزادی آنان شوند وتقلب در انتخابات هارا مدیریت کنند.

اما بیشترین اهتمام را به امنیت ملی واستخبارات دارند، این نهاد با لا اخلاقی ترین شیوه تربیت میشود،تفنن در استنطاق وتعذیب را برای افسران استخبارات آموزش میدهند،انان را به ترور وکشتن در نیمه شب ها معتاد میسازند، طراحی انفجار در تجمعات مردمی، در مساجد، بخش عمدهء وظائف آنان شمار میشود.

در یکی از این ممالک یک فرقهء کامل امنیتی با ریش های دراز وپیراهن افغانی وارد قریه جات میشدند و ده ها زن وکودک را به شکل فجیعانه با تبرزین میکشتند، و فردا روزنامه های ان کشور آن فجایع را به گروهیکه با آن دولت در جنگ بود نسبت میداد، دریک دولت دیگر چهارصد انسان را هنگام برامدن از مسجد تیرباران کردند و وواقعه را بنام دو گروه موهوم ختم کردند که اصلا آنجا وجود نداشتند،گوشهء از این فجائع تلخ را همان افسرانی حکایت میکنند که چنین حوادث را شاهد بوده اند، وبعضیشان خاطرات خود را نوشته اند.

امروزه وسائل ترور وحذف وانفجار شدیدا پیش رفته شده است،بسیاری از حوادث بنام انتحار ختم میشود ولی عبارت از انفجاریست که از سوی امنیت ملی آن کشور ترتیب شده است، در بعضی این ممالک کلیساها انفجار داده شدند تا بهانهء برای اتهام گروه خاصی باشد. بعضی دولتها هم اکنون روبوت های در شکل مگس را ساخته اند که هدف را تعقیب وخودرا در وی منفجر میکند، بعضی این انفجار ها توسط تلفن بی سیم یا توسط موتر صورت میگیرد بدون اینکه در ان موتر مواد جا سازی شده باشد،بعضی ترورها توسط اشعه صورت میگیرد.

عطش گروه های تکفیری به کشت وخون که این گروه ها در ممالک مسلمان نشین همه کاره درهمچو عطش جلوه داده میشوند یک بخشی از روزگار تلخ این ممالک است ولی همهء آن نیست، بخش عمدهء آن همان استخبارات است که اساتید خودرا دارد.

بسیاری از این عناصرِتکفیری جز نام خالی و چهرهء وهمیی بیش نیستند،تعدادِ کمی انان در عرصهء ارتکاب جرم وجنایت حضور واقعی دارند،تعداد کمی آنان از عهدهء تهیه وتدارکِ شخصیی اعمال دهشت افگنی میبرایند.

بعضی این ممالک مسلمان نشین افسرانی دارند که کاملا در نقش عالم وشیخ دعوتگر ظاهر میشوند وبعضی آیات واحادیث و بعضی اقوال ائمهء تکفیر را از بر حفظ کرده اند واز این طریق به جلب وجذب عناصر خالی الذهن پرداخته وباعثِ تنفیذ اعمال دهشت افگنانه توسط آنان میشوند.

رسانه های وابسته، در متبارز ساختن غیر متبارز و مخفی ساختن چیزهای متبارز نقش اساسی دارند، چنانکه پدیدهء تکفیر نمونهء بارزی براین است.

مفکورهء تکفیر در ممالک مسلمان نشین مرده بود و فقط حکایتی از یک دورهء تاریخی بالاتر از هزار سال بود ولی اینک چنان بر سر زبانها قرار دارد که طفل نوزاد هم به تبصره در مورد آن زبان میگشاید و مردم فکر میکنند که هر تکفیری میتواند بزرگترین عمل کشت وخون را انجام دهد درحالیکه این پدیده از طریق نهادهای استخباراتی در دو دههء اخیر در ممالک مسلمان نشین إحیا گردید.

بحران قومی یکی از بارزترین بحرانهای است که ممالک غربی درممالک مسلمان نشین آنرا سوء استفاده میکنند،اکثریتِ خشونت های مذهبی در ممالک مسلمان نشین ریشهء قومی دارد، مافیای قدرت وثروت در این ممالک که به ساده ترین اصول ومقررات مذهب پایبند نیست برای تحقیق اهداف خود یا عناصر تکفیری را استفاده میبرد ویا عمل خود را بنام عناصر تکفیریی موهوم ختم میکند. وهمهء این نهادها ودستگاه های امنیتی زیر اشراف ونظارت دولت های استعماری تربیت میشوند وحادثه میآفرینند و دهشت میافگنند

هدف نهائی از این برنامهء نحس انحطاطِ مستمر شرق،إبقاء جهت های مورد پسند استعمار بر سریرِ حاکمیت، رشد دکتاتوری،مصروف شدن ملل مسلمان فقط به دریافت نیازهای اولیه،بهشت انگاری ممالک استعماری وشوق مستمر بسوی آن، فرار دادن سرمایه ها، مهاجر شدن مغزها،رشد دادن منازعات اعتقادی ومذهبی،تغییبِ تمرکز بر بازسازی حقوقی، و بالآخره ارتداد از اسلام از طریق إقناع اتباعِ آن به انعدام تمدنی وانعدام آدمیت در اسلام،میباشد.

نظامهای متمرکز وسلطه جو در ممالک مسلمان نشین خود زمینهء مستعمره بودن خودرا بیشتر مهیا میسازند.

آنچه که میتواند جوامع مسلمان را از این باتلاق اندکی برهاند جمع گشتن در اطراف مشترکات است، این مشترکات تاکید بر نظریهء عصمتِ اهل قبله،اعتراف به واقعیت های قومی ومساوات قومی،اعتراف به واقعیت های مذهبی،تصدیی بیشتر امور یک ولایت توسط فرزندان همان ولایت،میباشد، اگر این مشترکات عملی گردد باز هم یک قرن کامل نیاز است تا این ممالک در دائرهء جامعهء بین المللی جا بیابند و صاحب عزت نفس شوند.

به عبارت دیگر این مشترکات به مثابهء وضوء است که اگر نباشد نمازی نمی باشد.

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک