روزنامهء «هشت صبح» همین است؟
چند روز قبل تبصره ی مضموم با عکسی از شیخ الازهر دکتر احمد الطیب بسوی بعضی صفحات مجازی ما مردم ره یافت،محتوای تبصره نقل اعتراضی از یک شخص همیشه معترض بنام خالد منتصر وچند تن دیگر بود که گفتند شیخ ازهر را ببینید که در سفر برگشت از اروپا وآنهم برای تداوی کتابی بنام افول الغرب یا زوال غرب یا افول آفتاب غرب را میخواند.
معترضین سکولر مصری شیخ ازهر که روزگار را بکام خود میبینند اعتراضی فراتر از شخص شیخ الازهر را عنوان میکنند، آنان در کل نهاد الازهر را و بالتالی مفهوم تدریس شریعت را که منجر به ترسیخ آن در اذهان عامهء مسلمین میشود مراد دارند.
اما جالب اینکه این اعتراض از گریبان روزنامهء بنام هشت صبح که فکر کنم فقط الکترونیکی است نیز سر بدر کرده است، وعین سخنان منتصر و عین اعتراض بر الازهر وشیخ الازهر به فارسی تبارز داده شده است.
اینجا برای اذهان خالی که هر چیز را «هله پته» میشنوند و از همین نوع هله پتگی سرنوشتشان مشهود است و هر نوع معلوماتی که برایشان داده میشود هله پته قبول میکنند، حقائقی را عرض کنم.درکِ این حقائق در درک درست ما از مفاهیم اسلامی بسیار حائز اهمیت است وجناح اعتدال همیشه به آن فراخوانده و میخواند وبرای افغانستان نیز همچو اعتدالی را آرزو دارد.
من شخصاً از دوست داران وارادتمندان شیخ الازهر نیستم،ولی وی شخص عالم ودانشمند است، تراث اسلامی را دقیق میداند،صوفیی عاقل وعارف نرمخو وعالم روشن ضمیر است،به زبان انگلیسی وفرانسوی مسلط است و بحیث استاد همکار بارها در دانشگاه های فرانسه فلسفهء اسلامی را تدریس کرده است.
از نظر سیاسی عضویت سابق حزب وطن به رهبری مرحوم حسنی مبارک را داشت و حتی در اسقاط حکومت منتخب در تاریخ مصر به رهبری مرحوم دکتر محمد مرسی در کنار ارتش قرار گرفت،یعنی خط ومشی وی در فهم قضایا واضح است،اما وی واقعیت هارا میداند او میدانست که جهان استعمار هرگز حکومت اخوان در مصر را قبول ندارد طوری که در ترکیه زود خواستند سقوط دهند. وی همچنان خوشباوری مفرط در نزد احزاب اسلامی را نیز میداند همچنان که دقیقا پهنهء وسیع شریعت اسلامی را میداند و تفسیر افراطی از اسلام را سرطان امت میشمارد،لهذا وی ترکیز بر هویت اصیل اسلامی و بر جامعهء مصری میکند.
همین شیخ ازهر مانند بقیه اسلافش همیشه در ترسیخ شهروندی ورابطهء نیک با عیسویان قبطیی مصر نقش ایفا میکند،همه ساله کلیسا افطاریی بزرگ را در رمضان دائر میکند و شیخ ازهر حاضر میشود و در مناسبت های مذهبی انان نیز پیام تبریکی را میفرستد وبدین ترتیب جامعهء مصر را از بسیار آفات حفظ کرده اند، امروزه عیسویان مصری طبقهء محافظه کاری هستند که مفهوم خانواده را درک میکنند یعنی واقعا اهل کتاب اند.
همین شیخ الازهر از موسسین نهاد گفتگوی ادیان است با رأس واتيكان محاوره ميكند واخرين بار در نشست روم با وي نشست داشت،اما وی میگوید من طرفدار اتحاد مادیی ادیان هستم نه طرفدار اتحاد معنویی ادیان، اما نواندیشان میگویند اتحاد معنوی ادیان ضرور است وهیچ دینی در آخرت هم دعوای حقانیت نکند.
در الازهر انواع علوم عصری تدریس میشود،از طب تا هندسه، تا اقتصاد وتجارت،و شرق شناسی وحتی زبان عبری تدریس میشود.
باری اقای فاروق وردک بحیث وزیر معارف افغانستان مصر تشریف اورد و با شیخ ازهر دیدار داشت ودر ضمن ملاقات در دفتر وی گفت ما به همکاری شما شدیدا نیاز داریم تا معرفت درست را به ما نقل دهید، شیخ ازهر گفت بر عکس الازهر به شما افغانها نیاز شدید دارد تا اساتید ماهر را بفرستید که ادبیات وآثار فارسی را که قرین عربی شریک هویت اسلامی بوده برای شاگردان الازهر تدریس کنند.
همین حالا رئیس سابق بخش فارسی در الازهر خانم محترمهء است که شدیدا خدمت وافر در عرصهء ترجمهء آثار نموده وبرای افغانستان خدمات جلیله نموده است.
یعنی این الازهر است،با اینهم چرا طیف سکولر بر ان معترض اند؟
برای اینکه تقابل طیف سکولر زادهء گفتن ومزد گرفتن است،این طیف حتی مانند سکولران منصف غربی نیستند که هویت ملی خود را پاس دارند بلکه برای استشراق معاصر جاروکشی میکنند وحتی نهادهای همچون الازهر را خوش ندارند، ودر عین زمان هماره در خدمت دکتاتوری وقلع وقمع قرار گرفته وشکم های خودرا پندانیده اند.
وقتی که از مصر چنین باشد از افغانستان را « تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل»، مگر چیزی بنام جمعیت فکر را بیاد نداریم ؟.
نهاديكه يكي از برنامه هاي عمدهء ارك براي رسيدن به اين روز بود.
فکر کنم در این شرائط که افغانستان دچار بحران همه جانبه است، رسانه های از این قبیل خود را بیشتر بی مضمون تر میسازند.
برای این رسانه ها اگر خواهان حفظ مصداقیت نسبی هستند غور ومطالعه و وقوف بر شرائط و تحقق از صدق وکذب اخبار مهم است.
آیتی است که ( ومن لم یجعل الله له نورا فما له من نور)
