No-IMG

آفاتِ طبیعی اخیر در افغانستان ونیاز مبرم حکومت امارت به سیاست تغییر

تصاویر دلخراش سیل در ساحاتی از کشور مخصوصاً در ولایت لوگر عمق افزایش فجائع در کشور آشوب زدهء ما را نمایش میدهد، خانه ها تخریب، کشت وزراعت ها مغروق،اجساد زیر گل ولای،و صدها تن بی خانمان شده اند.

در کنار اینکه مانند هزاران هموطن رنج دیده تحسر شدید خود را ابراز میدارم و برای آفت زدگان صبر جمیل وتحمل متین آرزو دارم فراموش نمیکنم که نکات آتی را نیز عرض دارم:

طوری که معلوم میشود ساحات وسیعی از جهانِ ما شاهد تغییر سریع اقلیم است، وضعیت آب وهوا در عدید از کشورهای جهان تغییر نموده وتا سرحدیکه بعضی نهرهای بزرگ در اروپا در شرف خشکیدن کامل قرار گرفته است، افغانستان اکنون و در مابعد بیشترین آسیب را در این عرصه شاهد خواهد بود، اضرار آفات طبیعی طوریست که بر همه جامعه تقسیم میشود، حتی در کشورهای قبائلی و منعدم القانون منجر به غصب و استملاک چراگاه ها و اراضی وعقارات مردم در نتیجهء بی خانمانی میشود زیرا سیاست ها نیز پای خودرا از طریق حوادث طبیعی پیش میکنند،بطور مثال یکی از جنگ های عمدهء داخلی در بعضی کشورهای افریقایی همین پیامدهای آفات طبیعی است.

بدین ترتیب هر کسی که از این قبیل حوادث افغانستان سنگی برای استفادهء سیاسی بسازد مثلا خوش شود که چنین واقعات رخ میدهد تا از این طریق نظام موجود مخدوش گردد صرفنظر از اینکه سوء نیت دارد سوء برداشت از نتائج این نوع حوادث نیز دارد.

در همین صدد حکومت امارت خواهان امداد فوری از جامعهء جهانی و ممالک مسلمان نشین گردیده است.

این درخواست امداد را تعدادی به نقد وتمسخر گرفتند، بعضی کوشیدند مفاهیم اسلامی را از این طریق مورد نقد قرار دهند و بگویند که مسمانان دعوای عزت میکنند ولی در موقع حوادث محتاج غیر مسلمانان میشوند و توسط کمک آنان نجات میابند،وبرای این طیف شورانیدن مسائل کلامی واعتقادی در سخت ترین حالات انسانی اولویت دارد، وجواب رد بر این ها بسیار ساده است، اینان فراموش میکنند که هر دولت در جهان کنونی از آدرس عضویت خود در نظام بین المللی حق مطالبهء امداد را دارد،افزون بر اینکه نظامهای مقتدر جهانی وقتی رسما مانع تشکل بعضی نظامهای متضاد با منافع خود میشوند و اقتصاد جهانی را در کنترل میگیرند،و نهادهاي خيريهء را كه از ادرسشان نباشد ممنوع اعلام ميدارند،عیبی نیست که نظامهای مغلوب در بدیهیات حقوق بشری طالب کمک شوند، ولی در عین زمان این نظامهای مغلوب مکلف اند تا خود را از مغلوبیت به غالبیت برسانند.

 البته بعضی هم نیت نقد مفاهیم اسلامی نداشته بلکه روش خاص حکومت مبتنی بر بینش ط البی را از این طریق به نقد میگیرند.

من بر این نظرم که ما گرچند سیاست کلیی نهادهای امداد رسان بین المللی را که آدرس دخالت جامعهء جهانی اند خوب میدانیم و میدانیم که آنان درمان عاجل میکنند ولی درمان کامل نمی کنند وعمدا نمی کنند ولی ما همواره در وضعی بوده ایم که به درمان عاجل نیاز داشته ایم،از این بابت ندای طلب امداد از جامعهء جهانی را  ضروری میدانیم و میافزاییم که حکومت امارت نیاز مبرم به بازخوانی مجدد جامعهء جهانی دارد.

جامعهء جهانی عبارت از یک گدام مفت و یا عبارت از یک موسسهء خیریهء بلا انتفاع،و یا قرض حسنه نیست، جامعهء جهانی استوار بر بعضی مفاهیم فرهنگی است که اکثریت قاطع انسانهای روی زمین آن مفاهیم را یک قرن بیشتر میشود که در مکاتب از طفولیت آموخته و تا دم مرگ برای آن کار کرده وسیاست وفرهنگ واقتصاد کشورهای خود را انسان شناسی خود را وخدا شناسی خود را بر آن مفاهیم بنا نهاده اند.

حق تعلیم برای مرد و زن، حق انسان در داشتن نظامیکه ملامح آن توسط قانون مشخص باشد،حق شهروند در مساوات، عدم تبعیض زبانی عدم تبعیض مذهبی،فراهم ساختن کار برای زن ومرد مفاهیم بدیهیی انسانی در کرهء زمین قرار گرفته اند که حتی کشور کوریای شمالی که انسانها در آن مانند برده وغلام زندگی میکنند این را میداند.

لهذا در قدم اول بر تعداد زیادی از طبقهء علمائی افغانی که از درک این مفاهیم دور بوده ودور مانده اند لازم است تا این مفاهیم را درک کنند و درک کنند که این مفاهیم بدیهی خلاف ارزش اسلامی نیست بلکه روح شریعت ومقاصد شریعت است که برای رفاهیت انسان برای معیشت یک انسان شکور برای تحقق معنای عدل برای شرح معنای آدمیت ضرور میباشد.

و در همین صدد بر مدراء حکومت امارت است که بدانند که هیچ دولتی بدون تعامل با جامعهء جهانی زندگی ندارد واگر دارد مانند زندگی یک مفلوج است،لهذا اصول ومفاهیم جامعهء جهانی را رعایت کنند و افغانستان را از چتر آن بیرون نبرند، و مردم افغانستان را از آدرس تنوع سیاسی وتنوع مذهبی وتنوع فرهنگی در استفاده از حقوق شریک سازند،تا افغانستان از گزند زلزله ها وسیلابهای سیاسی وطبیعی در امان بماند، ومدتی این مردم رنجدیده زندگی کنند و هزاران هموطن که در بیرون از وطن پریشان وسرگردان اند به مادروطن خود برگردند و بیلی وکلندی در دست گیرند.

همچنان بر تعداد زیادی از افغانیهای خارج نشین است که واقعیت ها را مد نظر گیرند و در اوهام وتخیلات بسر نبرند و نگذارند که مانند مخالفین بعضی کشورهای همسایه در خارج جور شوند که سالهای طولانی است در حرّافی و لفاظی تا سرحد بیماری روانی پیش رفته اند و جامعهء جهانی ونهادهای رسانهء خارجی از انان به حیث پرزهء موقت استفاده برده است ودر اوطانشان آب از آب تکان نخورده است.

خلاصهء سخن اینکه در این شرائط عصیب چارهء جز از تنازل ها نداریم، بیاییم تقبل ها را جایگزین تقابل ها سازیم.

والله المستعان.

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک