No-IMG

حکمتیار: شهزاده معاهده اى را با انگليس ها در پغمان امضاء كرد

افغان ها؛ در مدت كمتر از يك قرن؛ با سه ابرقدرت زمان خود؛ درگير شدند؛ نيروهاى بريتانيا از جنوب، نيروهاى اتحاد شوروى از شمال؛ و نيروهاى ناتو از فضاء و از شرق و شمال؛ بر كشور ما تجاوز كردند؛ هر يكى در اوج غرور و يكه تازى اش وارد كشور ما شده و مؤقتاً آنرا به اشغال خود درآورده اند.

هر يكى حكومت دست نشانده اش را تحميل كرده و قدرت را به بدترين هاى جامعه ما سپرده اند؛ پست، ذليل، وطنفروش، دين فروش، ضمير فروش و مزدور؛ اما الحمد لله هيچ يكى نتوانست اين كشور را براى مدت طولانى در اشغال مستقيم خود داشته باشد. از اولين روزهاى ورود به حريم اين كشور؛ با مقاومتى روبرو شده اند كه بطور روز افزون تشديد گرديده، مردم سربلند و آزاده اين سرزمين مردخيز؛ دسته دسته به صفوف مقاومت پيوسته اند، به سنگر رفته اند، در كنار رهبران برخاسته از متن ملت ايستاده اند، در راه دفاع از آزادى و استقلال و حفظ هويت ملى و مقدسات دينى شان؛ به قربانى همه چيز خود آماده شده اند، جان و مال شان را در راه خدا قربانى كرده اند، با امكانات محدود دست داشته شان به جنگ دشمن رفته اند و تا آنگاه جنگيده اند كه نيروهاى اجنبى را از مرزهاى كشور بيرون رانده اند و پرچم آزادى از سلطه اجنبى را به اهتزاز درآورده اند.

تقدير الٰهى چنان بوده كه قدرت هاى بزرگ استعمارى تمامى كشورهاى حول و حوش افغانستان را اشغال كرده اند؛ يكى از انگلستان حركت كرد و تا هند جلو رفت و تمامى كشورهاى مسير را در اشغال خود آورد و امپراطورى اى درست كرد كه  آفتاب در آن غروب نمى كرد. ديگرى از مسكو حركت كرد، نيمى از اروپا را در غرب، و تمامى آسياى مركزى تا سرحدات چين و جاپان را در شرق تصرف كرد و به نيرويى تبديل شد كه هيچ كشورى در روى زمين؛ توان مقابله با آن را در خود نمى ديد. امريكا با بزرگترين و مجهز ترين پيمان ناتو؛ و همراهى 48 كشور و همكارى تمامى همسايه هاى افغانستان؛ كشور ما را اشغال كرد؛ و 20 سال تمام در اين كشور جنگيدند؛ اما هر يكى از اين اشغالگران؛ زمانى كه پاى شان به افغانستان كشانده شد، با جريانات غير مترقبه و حوادثى رو برو شده اند كه احدى انتظار آنرا نداشت؛ هيچ كسى تصور نمى كرد كه اين ابرقدرت ها؛ در كشورى چون افغانستان؛ با مقاومتى مواجه شوند كه نه تنها توان سركوبى آنرا ندارند و تحكيم سلطه بر افغانستان را براى شان دشوار ساخته؛ بلكه به جنگى كشانده شده اند كه پيروزى در آن را محال يافته اند؛ نه وسايل جنگى مدرن و پيشرفته شان كارگر افتاده و نه سربازان مغرور فاتح شان كارى از پيش برده؛ نه با كشتارهاى بيرحمانه توانسته اند مقاومت را سركوب كنند و نه با ويرانگرى ها و تخريب تأسيسات اقتصادى و نابودى تمامى امكانات زندگى اين مردم؛ توانسته اند سنگر ها را بكوبند و آزادى خواهان افغان را به تخليه سنگر ها و گذاشتن سلاح برزمين وادار كنند. مجاهدين افغان در مقاومت و جهاد شان عليه ناتو؛ كاملاً تنها بودند؛ نه تنها هيچ حامى اى در دنيا نداشتند؛ بلكه رقباى جهانى امريكا و كشور هاى همسايه افغانستان نيز امريكا را در اشغال كشور ما همراهى كردند؛ اما با وجود آن؛ پس از مدت كوتاهى؛ به اين نتيجه رسيده اند كه افغان هاى سربلند حضور نيروهاى اجنبى را در سرزمين خود هرگز و به هيچ صورتى تحمل نمى كنند؛ چاره اى جز ترك اين كشور و اخراج نيروهاى شان نيافته اند.

اهميت ستراتيژيك افغانستان چنان بوده كه اشغالگران را به تصرف آن كشانده و پس از شكست نيز حاضر نبودند با خروج قواى خود قضيه را خاتمه يافته خوانده و افغان ها را آزاد بگذارند و از مداخله در امور داخلى اين كشور خوددارى ورزند؛ برعكس خواسته اند با خروج نيروهاى شان؛ حساسيت افغان ها را خفه كنند، در ظاهر بيرون بروند و بدينترتيب مقاومت را تضعيف و خاموش كنند؛ ولى از طريق تحميل مهره هاى داخلى خود؛ سلطه شانرا بر اين كشور حفظ نمايند.

نيروهاى انگليس بيرون رفتند؛ ولى شهزاده اى را در عقب گذاشتند كه در برابر يك موتر رولزرويس انگليسى؛ كه چون تحفه اى در سفرش به انگلستان به او داده شد، چادر ملكه اش را در محضر مردم دور انداخت، عنعنات دينى و ملى افغان ها را به تمسخر گرفت، فرمان صادر كرد كه مرد و زن افغان مكلف است لباس ملى اش را كنار بگذارد، دريشى بپوشد، شپو بر سر بگذارد و نيكتايى بزند، و زنان؛ چادر افغانى را از سر بردارند و با موها و پاهاى برهنه و عريان نمايان شوند؛ تا از اين طريق به ترقى و تعالى برسيم و از عقب ماندگى نجات بيابيم!! اين شهزاده معاهده اى را با انگليس ها در پغمان امضاء كرد كه بر تمامى معاهدات اسلافش با انگليس ها صحه مى گذاشت؛ به شمول معاهدات يعقوب خان و عبدالرحمن خان؛ شامل معاهده گندمك و تجزيه و تقسيم افغانستان. و آنگاه كه او بسوى روس ها متمايل شد و از افكار كمونستى كرملين نشينان متأثر گرديد؛ انگليس ها او را كنار زدند و در عوضش مهره ديگرى را مسلط كردند؛ نادرشاه را از طريق بمبئى و پشاور به كابل رساندند و تخت و تاج كابل را به او سپردند. در تمامى مدتى كه خاندان نادرى بر كشور ما حكومت كرده؛ ما روز استقلال كشور را در حالتى تجليل كرده ايم كه در واقع از آزادى واقعى محروم بوده ايم و تحت سلطه غير مستقيم اجنبى قرار داشته ايم. عده اى ساده انديش پنداشته اند كه افغانستان آزاد است و افغان ها به استقلال رسيده اند؛ نمى دانستند كه نادرخان در اصل مكناتن افغانى انگليس ها بود. همچنان روس ها آمدند؛ پايتخت را اشغال كردند، ببرك را بر اريكه قدرت نشاندند، يك مليون سرباز جنگ آزموده شانرا گروه گروه به افغانستان فرستادند، تمامى وسايل مدرن شانرا تجربه كردند، از اشغال دائمى افغانستان عاجز ماندند، چاره اى جز برون رفتن از اين كشور اشغال ناپذير نيافتند، رفتند ولى نجيب را در عقب خود گذاشتند و آنگاه كه نجيب چانس بقا در قدرت را از دست داد و به استعفاء وادار شد، مهره هاى مجاهدنما را در يك جبهه ائتلافى با مزدوران كمونست مسكو؛ وارث تخت و تاج ساختند، با ارسال سلاح و پول درپى بقاى آنان در اريكه قدرت شدند.

نيروهاى امريكايى پس از بيست سال جنگ خونين و ناكام؛ مجبور شدند كشور ما را ترك كنند؛ خواستند خروج شان آبرومند و به گونه اى باشد كه حفظ منافع استعمارى اش در افغانستان و منطقه تضمين بوده و نظامى كه بيست سال بر آن سرمايه گذارى كرد؛ حفظ شود؛ مذاكرات دو جانبه را در دوحه و در كنار بزرگترين پايگاه نظامى اش تدارك ديدند؛ كه منتج به امضاء معاهده دوحه گرديد؛ اما اراده الهى به گونه اى بود كه نگذاشت خروج ناتو آبرومند بوده و با دست پر از افغانستان خارج شوند؛ خروج امريكا از افغانستان چنان بود كه يكى از سناتور هاى معروف امريكا آن را شكست ستراتيژيك خواند و ديگرى آن را چنان صدمه بزرگ به حيثيت و اعتبار امريكا شمرد كه گفت: پس از اين كسى امريكا را دوست با اعتبار و قابل اعتماد نخواهد گرفت!!

برادران و خواهران عزيز!

كشور هاى آزاد شده از سلطه اجنبى؛ همواره سرنوشت مشابه داشته اند. دشمن بيرونى را بيرون رانده اند و در ظاهر به آزادى رسيده اند؛ ولى مهره هاى داخلى دشمن بر سرنوشت آنها مسلط گرديده و از نيل به آزادى واقعى محروم مانده اند؛ دشمن توسط همين مهره ها نه تنها از تحقق آرمان ملت هاى آزادى خواه مانع شده اند؛ بلكه رهبران ملى شان كه در جريان مقاومت از متن ملت برخاسته اند و دشمن از سركوبى، تهديد، تطميع و خريدارى آنها عاجز شده؛ توسط اين مهره ها بزندان رفته اند، به اعدام محكوم شده اند، تبعيد و ترور شده اند.

كارى را كه دشمن نتوانسته با سربازان خود انجام دهد؛ با مهره هاى مزدور خود به آسانى انجام داده است.

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک