No-IMG

از سلمان رشدی تا کرم زهدی

یقینا اگر فتوای آیت الله خمینی مبنی بر حذفِ فیزیکی سلمان رشدی و تعیین جائزه برای این مهام نمیبود رشدی اصلا در عرصهء شهرت رشد نمیکرد.

از زمان آن فتوی ببعد چندین مسلمان در ماجراهای متعلق به سلمان رشدی توسط پولیس در اینجا وآنجای دنیا کشته ومجروح وتوقیف شده اند. وسلمان رشدی هم در طول این مدت بدون اینکه چندان هراسی متوجه وی باشد از داستان شیطانیی خود نان و آب خورد و خودرا قربانیی آزادی بیان معرفی کرد، احزاب افراطی غربی و احزابِ ضداسلامی شرقی نیز طی این مدت از آدرس فتوای مرگ سلمان رشدی بر طبل اسلام هراسی کوبیدند واینک نیز حادثهء اخیر متعلق به سلمان رشدی بحیثِ ضرری در ضمن سلسله إضرارهای عمدیی که اینجا وآنجا مسلمانان وهویت اسلامی را از آدرس بحث ومنطق و گفتگو هدف قرار میدهد،صورت میگیرد.

به نظر من همانطور که اقدام خودسرانهء فردی در عقب حادثهء تلاش قتل رشدی منتفی نیست وجود برنامهء عمدی از سوی نهادهای صهیونستی منتفع از مظلوم نمایی خود، نیز منتفی نیست، بلکه راجح است،مخصوصا که اسرائیل باز سروهوای راه اندازی کشتار طفلان و زنان در غزه را برنامه دارد، ومخصوصاً که مرحلهء اخراج نظامی ایران از سوریه ولبنان به سرعت پیش میرود و ایران نیز در هر تقابل فقط لبنان را آدرس میدهد،افزون براینکه رشدی پیر وفرتوت ونسیا ومنسیا گردیده بود و نیاز به زنده سازی از طریق مرده سازی داشت.

عموماً، تقابل با رشدی وامثاله از ذهن هرمسلمان خارج نبود و نیست ومسلمانی وجود ندارد که رشدی واقوال شیطانیی رشدی را مردود نداند، منتها  تعیین نوع این تقابل از عقلانیت تا دیوانگی فرق میکند.

کسانی این تقابل را در خموشی دیدند زیرا گفتند در خارج از یک مملکت مسلمان نشین از سوی یک کافر اهانتی به مسلمانان صورت گرفته است،چیزی که از قدیم تا کنون صورت گرفته است،واگر قرار باشد با هر اهانتی طبل جنگ کوبیده شود زندگی تهی از معنی میشود.

کسانی این را از طریق تدویرکانفرانسهای علمی و بیان اکاذیب وجعل کاریی رشدی وامثاله و ابلاغ کتبیی اعتراض خود به کشور متبوع رشدی، مناسب دیدند.

کسانی نیز در طول سی سال خشم خود بر رشدی را با حمله بر مراکز پلیس وتاسیسات دولتی و سوزانیدن موترهای مردم و گرفتن چوب وخاده در دست و زدن بر هر درو دیوار فرو نشانیدنید.

تاکید بر حذف فیزیکی رشدی وامثاله چنانکه در میان طیفی از مسلمان طی سه دهه مطرح میشود بر علاوه آسیب های که بر شمردیم بیانگر نیاز جدی این طیف به مراجعهء مجددِ سیرت پیامبر و تحلیل وارزیابی اقوال فقهاء میباشد، اعتنا به خلافِ معروف میان جمهور و اکابر مذهب حنفی در مسئلهء اینکه آیا طعن ذمی در رسول خدا ناقض ذمه است یا ناقض ذمه نیست؟ میتواند شاهد و مقیس علیه در مسئلهء معاصر بوده باشد.

همچنان که تفکیک میان شتم ـ دشنام ـ ومیان طعن ادبی و یا طعن مذهبی ویا طعن مکتبی نیز ضرور است،مثلا یک کسی میاید میگوید شما مسلمانان عدالت را رعایت نمیکنید زیرا در دین شما عدالت وجود ندارد،این سخن طعن شمرده میشود ولی این طعن را مسلمان عالمی که معنای عدالت را میداند و به قواعد عدالت جهانی فرا میخواند وعدالت طبیعی را میشناسد اهانت میشمارد وبر علیه چنین گوینده رد میکند ومیگوید ادعای تو دروغ است در اسلام حرمت دنیوی همه ادیان وهمه معابد به نص صریح محفوظ است و حتی دشنام دادن بت های مشرکین درست نیست تا مبادا به عکس العمل بیانجامد.

اما یک مسلمانی که قواعد جهانی عدالت را نمی پذیرد، عدالت طبیعی را نمیشناسد، اعتراف میکند که اگر سلاح اتم دستش بیاید بالای همه کفارجهان استعمال خواهد کرد،مسلمانیکه حتی زبان برادر مسلمانش را در وطنش در زادگاهش تحمل نمیکند ودر صدد حذف آن کمر بسته است، پس چنین مسلمان آیا عجب نیست که از چنین سؤالی برنجد؟ایا برای چنین مسلمان شرم نیست که وقتی ظالم وغیر عادل گفته شود خشمگین شود؟

چنین مسلمان را به رنجش چه؟ به آبروی پیامبر چه؟ به اظهار چهرهء حَسِینِ اسلام چه؟ مگر چنین مسلمان صدبرابر سلمان رشدی برای تنفیر از دین محمدی کمر نبسته است؟.

بلی عزیزان،این مسائل وامثال آن نیاز بازخوانی عمیق دارد، تنها به استعاره گرفتن صارم المسلولِ ـ شمشیرِ آختهء ـ امام ابن تیمیه درشاتم الرسول وقیاس مسائل جهانی امروز به آن، و ترک بینش اکابر مذهب حنفی و اقتدا به خرده محشیان مدعی الحنفیت،فقه نمیشود.فقه همانا رد معقول و مستند بر حجت و منطق وتفکیک میان تکلیفِ شهروندِ مملکت مسلمان نشین وشهروندِ مملکتِ غیرِ مسلمان نشین و بقیه مسائلی از این قبیل،است.

نهایتا،کرم زهدی را به این خاطر یاد کردم که آن مرحومی زمانی از رؤس گروه جماعت اسلامی در مصر بود که ترور مرحوم انور السادات به آن گروه نسبت داده میشود،زهدی نوشته های بسیار در جنگ بر علیه حکومت ها ومرتد شماری حکام داشت ولی در 22 سال زندان به مراجعهء منهج جماعت اسلامی پرداخت و اعلان داشت که جماعت مذکور میتوانست از فرصت های خوبی برای همکاری مدنی برای امداد فقراء برای اصلاح درونی افراد استفاده کند و جنگ و خشونت وترور وانفجار را کنار میگذاشت، زهدی گرچند با این سخنانش در میان بسیاری از همرزمان خود جبون و ترسو وچاپلوس معرفی گردید ولی واقعیت این بود که کرم زهدی بعد از تجارب تلخ و در واپسین روزهای زندگی خود به حقیقت پی برده بود و فرصت تأمل خوب ومخلصانهء را برای آنانیکه ابعاد قضایا را متوجه نمیشوند یا دیر متوجه میشوند پیشکش کرد.

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک