یکسال از تغییر نظام وحلول نظام دیگر در کشور ما افغانستان گذشت
قاعده است که هر نظام از خود منتفعی دارد این منتفعین با آمدن و رفتن نظامها غمگین و خرسند میشوند اما سوال این است که آیا اکثریت جامعه منتفع است یا نیست؟
انتفاع اکثریت جامعه از خود معیار دارد، واین معیار در داشتن لقمهء نان، کاهش فقر، داشتن امنیت در جان ومال و در فرهنگ،وجود تعلیم مدرن وهمخوان با نیازهای انسان معاصر برای ذکور واناث میباشد،ادنی ترین حقوقی که امروز هیچ کشوری در جهان علی الظاهر دیگر از ان مستثنی نیست، جامعهء متمدن وانسان آن است که مردم هویت مذهبی هویت فرهنگی هویت زبانی حقوق سیاسی خود را عملا ورسما حس کنند.
من بحیث یک فرد هموطن ومنتسب به اکثریت جامعه یکسالی را که گذشت چنین ارزیابی میکنم وممکن در این ارزیابی خود به حکم دوری و به حکم عدم دسترسی بر بسیاری مسائل دچار اشتباه باشم ولی یقین میدانم که کلیات امور افغانستان در سایهء کلیات جهانی از نظر کسانی چون من غائب نیست.
1 ـ خروج نیروهای بیگانه از افغانستان امر مثبت و تحقق یک وجیبهء نیک بود، این نیروها بر خلاف آرزو وگمان نیک مردم افغانستان که از آنان توقع عدم دخالت سیاسی، توقع عدم دخالت فرهنگی در پوشش مهام وماموریت های سازمان ملل متحد را داشتند شدیدا نیروهای دخالتگر،اخلالگر،سهیم در حذف وترور،مافیا پرور بودند.
طرفداران حضور قوت های بیگانه باید بدانند که مردم شریف در هیچ ملکی ومملکتی استمداد وپناه جویی وافتیدن به دامان نیروهای استعماری را عزت نمی شمارند.
یکی از محاسن حوادث اخیر افغانستان درك همین نكته است که خارجی پرستی جایگاهی ندارد و دنیا وآخرت را تباه میسازد.
2 ـ اینکه مردم شاهد زوال قدرت چهره های بودند که مدت طولانی به مافیای اقتصاد،به رمز رشوت،به رمز فرعونیت وتکبر وغرور وطمطراقی تبدیل گردیده بودند امر مثبت بود،
منظر آن خانه های مجلل و آن قصرهای شکوهمند که در انظار عام قرار گرفت و صاحبان ان قصرهای مشید گمان نمیبردند روزی فرا خواهد رسید که اشخاصی که طبقهء سوم جامعه محسوب میشدند وارد ان شوند و بر کرسی هاوکوچ های ان چمبر بزنند،مارا به این آیت مبارکه ملتفت میسازد که (کم ترکوا من جنات وعیون وزروع ومقام کریم. ونعمة کانوا فیها فاکهین.کذالک واورثناها قوما اخرین.فما بکت علیهم السما و الأرض و ما کانوا منظرین)چقدر باغها و چشمه ها را گذاشتند، کشت ها را ومنصب های خوب را. نعمت های را که در آن بهره مند بودند.چنین ما آن را میراث گذاشتیم برای مردم دیگری.پس نگریست بر ایشان آسمان وزمين.
3 ـ قلت جرم وجنایت و کمبود تلفات در عرصهء جنگ امر مثبت است.
4 ـ تقدیم جنگ بر مذاکره ووقوع جنگ در بعضی ساحات کشور امر منفی بود که هنوز برای منع ادامهء آن فرصت است و هر انسان خیرخواه طرفدار ادامهء جنگ ورعب وخشونت نمیباشد.
5ـ مردمان بسیاری بی سبب یا با سبب از افغانستان فرار کردند و ترک وطن کردند واین کاملا به نقص افغانستان تمام شد،ای کاش اکثریت این مردم که اگر در خارج از افغانستان حال خوب ندارند به وطن برگردند و نظام موجود مکلف به رفع نگرانی ها واستقبال از این مردم میباشد.
6ـ زنان در عرصه کار و تعلیم دچار ممانعت شدند،واین یک امر منفی بود وهست واگر اصلاح نشود یک لکهء ننگ بر جبین هر مسلمانیکه چنین نظر داشته باشد خواهد ماند،نظام موجود باید در این عرصه به رای علماء امت و رآی نخبه های علمی افغانستان که طرفدار حق زنان در کار وتعلیم همزمان با رعایت حجاب شرعی اند،گوش فرا دهد، همچنان که نظام موجود باید آسان ترین آراء فقهی را منهاج العمل خود قرار دهد نه اینکه اقوال شاذ فقهی را بحیث سختگیری منهاج العمل سازد.
7ـ افغانستان خانهء مشترک همه اقوام ومذاهب است،احترام به اهل هر مذهب اعم از سنی وشیعی،احترام به اهل هر منهج اعم از صوفی وسلفی،احترام به اهل هر مکتب سیاسی تا زمانیکه به ارزشهای بزرگ هویت اسلامی وافغانی پایبند اند از صلب مکلفیت نظام موجود است،تحمیل تک زبانی، تحمیل تک فرهنگی، تحمیل تک مذهبی، تحمیل تک قومی هیچ وقت بجایی نمیرسد ومنتفع از آن دشمنان دین ووطن خواهند بود.
8ـ هیچ مملکتی بدون داشتن اعتراف جهانی نمیتواند زندگی سیاسی واقتصادی کند، بر نظام موجود ونیز بر همه مردم افغانستان است که در این صدد کار کنند و نگذارند افغانستان ازاین بیشتر خار وخوار باقی بماند.
9ـ در اخیر بیاییم بپذیریم که نسلی که دورهء زمامداریی سیاسی خودرا تجربه کرد به فراغت برای زن وفرزند خود واستفاده از ذخیره های پولی اکتفا کنند،و بیاییم براي افغانستان مشترک ،افغانستان مشترک الاطیاف والمذاهب والاعراق و الاقوام،در زیر چتر اصول وارزشهای کلیی اسلامی کار کنیم.
فکر کنم این وجیبهء هر هموطن است.
(فستذکرون ما اقول لکم وافوض امری الی الله)
زودیست که در یاد میآرید آنچه میگویم ومیسپارم سرنوشت خود را به خدا.
والله علی ما اقول شهید.
