نگاهی کوتاه بر موافقتنامه دوحه و مسئله ایمن الظواهری
اگر نگاه دقیق به توافقنامه دوحه انداخته شود و در هرکدام از بندها حالت های مختلف مورد تجسم و تصور قرار بگیرد، با وجود مطرح کردن مسائل، بازهم ابهام و ضعف در تدوین متن آن وجود دارد.
من به این باور نیستم که آنها نتوانستند یک متن قوی تدوین کنند، بلکه عمدا بخاطر به بنبست نرسیدن در شرایط قطعی و احتمالی آینده سعی کرده اند این متن انعطاف پذیر و گاها مبهم باشد. در تدوین این متن، برد بیشتر با امارت اسلامی است.
بیایید نگاهی به بخش دوم موافقتنامه بیندازیم
در بند اول ذکر شده که امارت اسلامی به هیچ یک از اعضایش، سایر افراد و گروهها از جمله القاعده اجازه نخواهد داد که از خاک افغانستان برای تهدید امنیت ایالات متحده و متحدانش استفاده کنند.
واقعیت هم اینست که در یکسال گذشته تهدیدی از افغانستان متوجه آمریکا و متحدانش نبوده، برنامه ای برضد آنها در افغانستان طراحی نشده وحتی آمریکا ادعا نکرده که القاعده در حال طراحی حمله برعلیه ما در افغانستان بود با است.
در بند دوم بیان شده که * امارت اسلامی پیام واضحی خواهد داشت که آنهایی که برای امنیت ایالات متحده تهدید محسوب میشوند در افغانستان جای ندارند و به اعضای امارت اسلامی هدایت خواهد داد که با گروهها یا افرادی که امنیت ایالات متحده و متحدانش را تهدید میکنند، همکاری نکنند*
این بند صرفا مکلفیت امارت را در ابلاغ کلامی و نوشتاری نشان میدهد، در این بند و در هیچ کجای این توافقنامه ذکر نشده که اگر اشخاص، اعضا و یا کتله های کوچک از امارت با مخالفین آمریکا (احتمالا) همکاری کردند مسئولیتش برعهده امارت است
در بند سوم آمده که امارت اسلامی افغانستان هرگونه گروه یا فرد را از تهدید امنیت ایالات متحده و متحدانش ممانعت خواهد کرد، (که در طی یکسال گذشته تهدیدی صورت نگرفته) جلو سربازگیری، آموزش و تمویل آنها را خواهد گرفت (میتواند طالب ادعا کند که چنین فعالیت هایی در افغانستان برعلیه آمریکا ومتخدانش وجود ندارد، اگر وجود میداشت آمریکایی ها با امکانات شان میتوانستند از آن آگاه شوند و موضعگیری کنند) و مطابق تعهداتش در این موافقتنامه از آنها میزبانی نخواهد کرد (طبق حتی اعلان خلیلزاد، اگر فرض کنیم سناریوی رسانه ای فعلی درست باشد، امارت از او میزبانی نکرده، بلکه فرد و شخص میزبانی کرده و این مسئولیت و عواقب برای امارت ایجاد نمیکند.
در بند چهارم و پنجم هم که واضح است، هیچ شواهد و ادعایی (تا فعلا) وجود ندارد که امارت به مخالفین آمریکا ویزا وپاسپورت داده باشد
اما چند نکته را باید در مورد حادثه متذکره وتوافقنامه دوحه باید در نظر گرفت:
۱- بیست سال ایمن الظواهری (احتمالا) در کوهها و مخفیگاه ها بود و ایالات متحده نتوانست او را هدف قرار دهد، حال (اگر فرض کنیم واقعا طالب او را در کابل جای داده بود) آیا طالب به او پناهگاه داده بود تا آمریکا نتواند او را بزند یا اینکه باعث شد او ساده تر هدف قرار بگیرد؟
در این حالت، طالب (خواسته یا ناخواسته) فراتر از موافقتنامه دوحه کار کرده است و پاداش آن را باید دریافت کند و صداقت خود را در تعهدات نشان داده است
۲- طالب هنوز بصورت رسمی حضور و هدف قرار گرفتن الظواهری را تایید نکرده است. بیایید مسئله را آنگونه که آمریکا بیان میکند قطعی و نهایی در نظر نگیریم و سناریوهای احتمالی دیگر را هم از نظر نیندازیم. من از زبان آقای حکمتیار شنیدم که گفت اسامه قبلا وفات یافته بود، اما آمریکایی ها سناریوی ایبت آباد را اجرا کرده و آن را حقیقت میدانند.
۳-آمریکا وجهان، طالبان را تا فعلا بعنوان دولت نمی شناسند و طالبان نیز مکلفیت های دولت را ندارند، در حالیکه در پاکستان حکومت وجود دارد و عضو میثاق ها وپیمان های بین المللی است. اگر (فرضا) حضور الظواهری در کابل به معنی همکاری طالب با او است و عواقب منفی برای آنها خواهد داشت، عواقب منفی حضور و هدف قرار گرفتن اسامه در پاکستان کجاست؟
صرف حضور و یا حمایت یک شخص یا حتی یک کتله (فرضا) نمیتواند به معنای قرار گرفتن کلیت طالبان در موضع ضعف و اتهام باشد.
۴- حضور (احتمالی) الظواهری در کابل نمیتواند ارتباط و حمایت امارت اسلامی از او را ثابت کند، در بدترین حالت، فقط ضعف اطلاعاتی امارت را نشان خواهد داد. ضعفی که آمریکا با وجود منابع و امکانات مافوق تصور و غیرقابل مقایسه خود، بیست سال آن را داشت ونتوانست در جغرافیای افغانستان با وجود تسلط کامل، ظواهری و همکارانش را پیدا کند.
۵- حضور فرد نمیتواند اثبات کننده حمایت و همکاری باشد، چنانچه پایگاه نظامی یا سیاسی القاعده در کابل هدف قرار میگرفت، آنگاه به معنی ملامتی و تقصیر طالب در نظر گرفته میشد. بین حضور یک فرد (آن هم برای دیدار با خانواده) و حضور پایگاه بسیار تفاوت وحود دارد. حضور فرد مسئولیت ایجاد نمیکند، حضور پایگاه مسئولیت ایجاد میکند
۶- چنانچه واقعا الظواهری در کابل هدف قرار گرفته باشد، فصل جدیدی از حضور جهانی امارت اسلامی گشوده شده است.
این به معنای قابلیت امارت برای همکاری ها ومراودات بین المللی است، نه به معنای ضعف و سرپیچی از توافق
اکنون امارت توانمندی خود را در موارد اساسی نشان داد:
تامین امنیت، پایان جنگ، بیطرفی، همکاری های اقتصادی و منطقوی، از بین بردن تولید مواد مخدر، مبارزه با داعش، کشته شدن رهبران القاعده (به هر نحوی) و تضعیف القاعده در افغانستان، از بین بردن یا کاهش شدید فساد اداری و…
۷- برای طالب هنوز بدیل ساخته با آماده نشده است، در داخل آمریکا نیز فشار بر حکومت بشدت کاهش یافته، شرایط اقتصادی آمریکا هم ایحاب یک جنگ جدید را (حداقل در دوره بایدن) نمیکند، جنگ ومنازعه در نقاط دیگر جهان برای رقابت کشورهای متخاصم وجود دارد و نیاز به شعله ور ساختن میدان جدیدی (در کوتاه مدت) نیست، افغانستان مثل سابق نقطه اساسی منازعه جهانی نیست،
بنابراین، معادله قاعدتا نمیتواند بسمت خرابی و جنجال برود…
ادامه دارد
