آیا نشر موضوعات تحلیلی در فیسبوک را میتوان مقاله نامید؟
در نوشتهء خواندم که یکی از محترمین گفته است چیزهای که در فیسبوک نشر شوند مقاله گفته نمیشود بلکه مقاله آن است که در یک مجله نشر گردد.
عرض این است که در سابق رسانه های اجتماعی از قبیل فیسبوک و سکایب و واتس اب واین وان وجود نداشت یگانه طریقِ نشر مطبوعات بود، روزنامه ها بیشتر موضوعاتی را نشر میکردند که انرا مقاله سیاسی یا ادبی مینامیدند طبقهء علمی مخصوصا کانون های علمیی معتبر مجلهء داشتند که هر ماه یا هرچند ماه صادر میشد ونخبه ترین اساتید در ان مینوشتند، بعضی این مجله ها شهرت فرامرزی داشتند، مانند مجلهء که انستیتیوت حقوق بین الملل از لاههء هالند صادر میکرد، مجلة السیاسة الدولیة،مجلة القانون والاقتصاد در جهان عرب در سطح بلند رواج داشتند.
این مجله ها بحث هارا نشر میکردند،بحث عمیق تر از مقاله بوده وبیشتر نیاز به استناد دارد،وبحث هم نظر به جهتی که تقدیم میشود فرق میکند،احیانا بر سبیلِ خلط بعضی بحث ها را مقاله هم میگفتند که بیشتر در نوشته های ادبی وسیاسی مصداق داشت،مثلا بحث اقتصادی وریاضی را اگر مقاله بنامند رکیک میاید.
حالا دورهء مطبوعات تقریبا افول کرده است،سایت های الکترونیکی چنان رشد کرده است که حتی کانون های علمی محتویات مجله های قدیم خود را در آن میریزند، فیسبوک هم بحیث یک شبکهء اجتماعی بر جای مطبوعات قدیم نشسته است،درست است که سردرگمیی دارد و ناخوانان بسیار دارد ولی چنین چیز در مطبوعات هم بود،قصاب ها بیشتر به جان روزنامه میدویدند تا گوشت را در ان بپیچانند.حالا هم کسی اگر مطالبی را نظر به علل وعواملی نمیخواند یا نمیتواند از مقاله بودن مطلب نمی کاهد.
مخصوصا که هر فیسبوک هم مخاطب خاص خودرا دارد، البته هیچ گاه نشریه های الکترونیکی جای متانت نشریه های کتبی را نمی گیرند.
ضمنا نیز همان محترم بر یکی از فرهیختگان نحوهء درست نویسی نام یک فیلسوف را اعتراض گرفته است،که جیجیک سلواکی غلط است و صحیحِ آن ژیژک اسلاوی است،و این گویا نشان نا آشنایی به آن مبارک شاه صاحب است،ولی در عربی وی را جیجیک مینویسند و ممکن است آن فرهیخته کتابت عربی آن اسم را نقل کرده باشد که در فرهنگ ما بیشتر مروج است و ترجمهء آثار نویسندگان جهانی به زبان عربی هم بیشتر میسر است، اما سلواکی را بحیث پسوند مکانیی وی نام برده باشد یعنی از سلواکی،شبیهِ خال ممد لرخابی طلا مد تخاری، عبدالرحیم چاه آبی، اکهء مغفرت دروازی، وغیر ذالک..حقیقتا من هم زمانی همین جیجیک را که تازه پر آوازه شده بود از کشور سلواکی که شاخهء از یوگسلاوی قدیم بود فکر میکردم،ولی وی از سلوینی بوده است که نیز از عمق یوگسلاوی قدیم است.
ضمنا آن محترم طبقهء ملا را عاری از منطق شمرده که اگر منظورش فن منطق باشد بسیار غلطِ کلان است،چونکه صرفنظر از بینش طبقهء ملا ومولوی در فلان جامعه،مسلم این است که ناقل کتبی وشفاهی منطق وحکمت قدیم وبعضی اصناف فلسفه همینها بودند،تدریس معقولات وترکیب وترتیب قضایا سرگرمیی این طائفه در مدارس بود، طبقهء این محترم اگر قادر بر گشودن زبان در منطق وحکمت نزد ملا ومولوی میشدند کرامت میکردند، نحوهء سخن منطقی ادبیات نوشتاری آنان را طوری ساخته بود که اوصاف دنباله دار میشدند وانان با داشتنِ ملَکهء ذهنی وقریحهء ادبی در خواندن عبارات عربی وفارسی نیاز به زیر وزبر و کامه گذاری نداشتند که بعدا در اثر ضعف یا در اثر تأثر از نوشتهء لاتینی رواج شد.
بعضی آنان دیوانهای اشعار را تقریبا از بر داشتند،در حالیکه بسیاری از مدعیان ادبیات امروز دو قصیدهء بیدل، دو غزل حافظ،دو پند سعدی را از بر یاد ندارند.
به هر صورت.
