حکمتيار: امريکا خواهان نظام فدرالی و تجزيه افغانستان است
حتماً شنيده ايد كه جيمز دابنز؛ رئيس هيت امريكايى در مذاكرات بن؛ و نماينده قبلى أمريكا براى افغانستان و پاكستان؛ در مصاحبه اخيرش با افغانستان انترنيشنل گفته است: فدرالیزم به نفع افغانستان است و به توسعه این کشور کمک میکند؛ او به اين نيز اعتراف كرده كه در نشست بُن؛ متصل اشغال افغانستان از سوى أمريكا؛ نه تنها او بلكه نمايندگان تمامى كشور هاى غربى؛ بر همين رأى تأكيد داشتند؛ هر انسان عاقل و واقف از جريانات آن زمان افغانستان و جهان؛ به خوبى مى داند كه أمريكا براى انتقام به افغانستان آمده بود؛ و با آخرين مادل سلاح هاى كشنده خود؛ هدفش نه ديموكراسى بود؛ نه حقوق بشر و نه تأسيس نظام موفق و قادر به اداره كشور؛ بلكه اين شعار هاى فريبنده؛ براى اغفال دنيا و توجيه تجاوز وحشيانه اش بر افغانستان بود؛ از روز اول تجاوز كه با بى 52 آغاز كرد؛ تا روزى كه آخرين سربازش از افغانستان خارج مى شد؛ بر كشور ما بم و راكت ريخته اند و سينه هاى أفغان هاى مظلوم را نشانه گرفته اند؛ بدترين نظام را بر كشور ما تحميل كردند و مفسد ترين و جنايت كار ترين چهره را بر اريكه قدرت نشاندند. دابنز يك تيوريسن مستقل نه؛ بلكه يك مأمور و مبلغ استخبارات أمريكا بود و است؛ كه وظيفه اش توجيه عزائم بد است؛ نه ارائه راه حل هاى انسانى و موفق براى بحران ها؛ او در واقع پدر بزرگ و استاد و محرك كسانى است كه وظيفه شان تجزيه افغانستان است؛ همان هايى كه شعار حكومت فيدرالى را ديروز نيز از دابنز و طرح او اقتباس و اخذ كرده بودند و امروز نيز آن متصل مصاحبه او زمزمه مى كنند؛ و مى گويند: حال كه يك تحليلگر بى غرض؛ از آن سوى دنيا؛ طرح نظام فيدرالى را به سود افغانستان خوانده؛ لازم است تمامى أفغان ها بى درنگ و بدون قيد و شرط آن را بپذيرند!!
اين منحط ها؛ در پاى هر اشغالگر افتاده اند؛ ديروز مدافعين نظام كمونستى، و حامى و حامل نظريه اشتراك زر و زن و زمين بودند؛ براى تجزيه افغانستان شعار ستم ملى را عنوان مى كردند؛ اما با آمدن أمريكا؛ از سيكولريزم و نظام فيدرالى شبيه أمريكا؛ به دفاع پرداختند!! اما اين كه آيا نظام فيدرالى به سود افغانستان است يا نه؛ و آيا عملاً امكان تأسيس اين نظام وجود دارد يا نه؛ بايد گفت: شرائط در افغانستان از هيچ ناحيه اى براى نظام فيدرالى سازگار نيست؛ افغانستان نه چون ايالات متحده أمريكا است كه از 50 كشور چون افغانستان تشكيل شده؛ كه برخي از ناحيه مساحت و نفوس برابر افغانستان اند؛ ايالات متحده از طريق اعمال قوه و جنگ؛ و تصفيه هاى خونين قومى و نژادى؛ تشكيل گرديده؛ و نه چون پاكستان و هند است كه ايالت ها در آن بر مبناء قومى ساخته شده اند؛ در افغانستان وضعيت چنان است كه برادران تاجك فقط يك ولايت پنجشير را به گونه كامل دارند و در بقيه ولايات شمال و غرب؛ حضور شان در ساختار اجتماعى در درجه دوم و سوم و چهارم قرار دارد؛ برادران هزاره ما سه ولسوالى باميان، سه ولسوالى داى كندى، يك ولسوالى غور، بلخاب در سر پل، و دره صوف را كاملاً يا اكثراً در اختيار دارند؛ اوزبك و تركمن در ولايات شمال كشور از بدخشان تا فارياب مستقر اند؛ به گونه اى كه در برخى اكثريت، در برخى دوم و سوم نفوس ولايات را تشكيل مى دهند؛ پښتون ها در تمامى ولايات شمال؛ به استثناء بدخشان؛ حضور دارند؛ در برخى چون كندز و بغلان اكثريت اند؛ در برخى دوم و سوم نفوس ولايات؛ با اين وضعيت چگونه و بر كدام مبناء؛ قومى، نژادى و لسانى؛ مى توان افغانستان را به چند حكومت فيدرالى تقسيم كرد؟
آنان كه همزمان با حكومت فيدرالى؛ قضيه عدم تمركز قدرت در مركز را عنوان نموده و تهديد مى كنند كه بديل ديگر؛ تجزيه افغانستان است؛ اين ها نه به اين متوجه اند كه تجزيه أفغانستان؛ نه بر أساس سمت ممكن و عملى است و نه بر أساس قوم و نژاد؛ و نه به اين حقيقت متوجه اند كه تمامى كشور هاى داراى نظام فيدرالى؛ به شمول أمريكا؛ داراى مركز خيلى قوى و نيرومند و زعيم با صلاحيت اند؛ همه آن ها اردو، نيروها و إدارات امنيتى نيرومند؛ سيستم ادارى مسلط و ثابت؛ نظام و قوانين جا افتاده و قابل قبول براى همه دارند؛ كه نه انتخابات آن را تعويض مى كند و نه نظام فيدرالى باعث تضعيف آن مى شود. اما ما در افغانستان هيچ يكى از اين ها را نداريم؛ در اين جا شعار نظام فيدرالى؛ پوششى براى تجزيه كشور است؛ نه چيزى ديگر؛ و از سوى آن هايى به مزدوران كر و كور شان تلقين شده كه افغانستان نيرومند، متحد، باثبات و داراى حكومت قدرتمند را مغاير منافع و عزائم بد شان مى پندارند. إن شاء الله اين خواب و خيال دابنز و شاگردانش هرگز تحقق نخواهد يافت.
