حکمتيار: به اهالی مناطق شمال توصيه و سفارش برادرانه و دلسوزانه داريم كه از جنگ افروزان حمايت نكنند
برادران و خواهران عزيز!
در جريان بيست سال اشغال؛ برخى از مناطق كشور؛ چون باميان، داى كندى و پنجشير؛ آرام و فارغ از جنگ بودند؛ نه مقاومتى عليه اشغالگران را در آن شاهد بوديم و نه مخالفت با دولت؛ فرياد ها و شعار هاى سهم و مشاركت معنىٰ دار قبيله و قوم خاصى در حكومت را نيز از هيچ كسى نه شنيديم؛ بلكي عده اى از وضعيت راضى بودند و در اقتدار شريك و عده اى ديگر خاموش و ساكت. اگر كسى در مخالفت با اشغالگران و حمايت از مجاهدين صدائى بلند كرده؛ توسط مزدوران استعمار در همين ولايات سركوب گرديده؛ اما امروز؛ برخى با تمام توان و طاقت شان تلاش دارند اين مناطق را ناآرام و كانون جنگ هاى نيابتى؛ در پوشش حق خواهى ها و سهم معنىٰ دار در حكومت سازند؛ آن هم از سوى كسانى كه در گذشته با طالبان تعهد و بيعت داشتند؛ و اما با وجود تعهد با طالبان؛ هيچگاهى و در هيچ بخشى از اين مناطق؛ عملياتى عليه اشغالگران نداشتند؛ پس از سقوط حكومت قبلى؛ و سلطه طالبان بر كابل، به برخى از اين ها؛ مأموريت او پست هايى اختصاص يافت و تا زمانى كه بر اريكه قدرت بودند؛ نه اعتراضى داشتند و نه شكايتى؛ اما امروز از همين ها و به نمايندگى از آن ها از جنگ طلبان ديگر؛ صداى قيام مردمى و شعار هاى جنگ قومى مى شنويم؛ به اهالى اين مناطق توصيه و سفارش برادرانه و دلسوزانه داريم كه از جنگ افروزان حمايت نكنند؛ آتش اين جنگ خانه هاى شما را مى سوزاند و فرزندان شما را به كام مرگ مى فرستد؛ و سودش به نيروهايى خارجى مى رسد كه منافع شان را با ادامه جنگ و بى ثباتى در افغانستان گره زده اند؛ عاملين داخلى اين جنگ افروزى ها؛ در خدمت اجنبى اند و جنگجويان اجير؛ نه به منافع شما مى انديشند و نه به هيچ هدف انسانى و اسلامى تعهد و باورى دارند.
برادران و خواهران عزيز!
مردم در مجموع و اعضاء حزب اسلامى به گونه خاص از ما مى پرسند: در برابر توطئه هايى كه به هدف تحميل جنگى ديگر نيابتى؛ به راه افتاده؛ چه كنيم و چه موضع و روشى اختيار نماييم.
به ايشان مى گوييم: جنگ نيابتى و به حمايت مالى و نظامى نيروهاى اجنبى؛ نه تنها راه حل نيست؛ بلكه تكرار تجارب ناكام و خونين قبلى است؛ مخالفين مسلح؛ با تركيب كنونى و سوابقى كه دارند و سياست هايى كه داشتند و اعمال مى كنند؛ با هيچ معيار و ملاكى؛ بديل مناسب؛ عوض إمارت اسلامى نيستند؛ اكثريت اين ها؛ در دو دور اشغال؛ و در 44 سال گذشته؛ در كنار دشمنان بودند؛ از سوى اشغالگران بر اريكه قدرت نصب شده اند و امتحانى بد داده اند؛ و امروز نيز طرحى جز تكرار همان تجارب خونين قبلى ندارند.
بايد متوجه بوده و از تاريخ آموخته باشيم؛ زمانى كه جنگ در يك كشور؛ رنگ قومى و قبيلوى به خود مى گيرد؛ اقليت ها؛ قبل از ديگران و بيشتر از ديگران؛ شديد ترين صدمه ها را متحمل مى شوند؛ هيچ رهبر و زعيم هوشيار و عقلمند؛ اقليت ها را به چنين جنگى نمى كشاند؛ و هيچ اقليت عقلمند؛ قدرت طلبان جنگ افروز را زعيم خود نمى گيرند؛ لطفاً زمام امور تان را به زعامت طلبان نو خاسته، بى تجربه و خادم اجنبى نسپاريد.
ملت ما و تمامى افغان هاى متعهد به اسلام و كشور؛ نمى توانند در برابر جريانات حساس و همه شمول كشور؛ بى تفاوت و نظاره گر باشند و بگذارند عوامل بيگانه به سرنوشت و مقدرات كشور شان بازى كنند؛ آنان كه در برابر هر اشغالگر محكم و استوار ايستاده اند و به بهاى جان و مال و فرزندان شان؛ از كشور و ارزش هاى دينى و ملى و استقلال و آزادى خود مردانه وار دفاع كرده اند؛ امروز نيز در برابر عاملين جنگ خواهند ايستاد.
با آن كه حزب اسلامى سهمى در اين حكومت ندارد؛ و خواهان آن هم نيست؛ و حكومت هاى ائتلافى را راه حل نمى پندارد؛ فقط اين را مى خواهيم كه كشور از بحران نجات يابد و ملت ما داراى حكومت اسلامى منبعث از اراده مردم باشد؛ به إمارت اسلامى گفته ايم و مكرراً مى گوييم: براى برون رفت از بحران؛ چاره اى جز اين نداريم كه: نخست مرجع با صلاحيت تصميمگيرى؛ ممثل واقعى إراده ملت بسازيم و ثانياً؛ قانون اساسى جديد؛ مبتنى بر ارزش هاى اسلامى و ضامن تأمين عدالت اجتماعى؛ به مفهوم واقعى آن؛ داشته باشيم؛ صلاحيت تسويد و تصويب قانون اساسى نيز بايد به همين مرجع عالى تفويض گردد؛ و فرد فرد ملت؛ به آن تمكين كند. چگونگى نظام، تركيب حكومت، نحوه مشاركت در قدرت، وضع سياست هاى داخلى و خارجى حكومت، نقش احزاب سياسى و ساختار مجاز و مشروع آن ها، معضلات سرحدى با همسايه ها؛ و تمامى قضاياى مهم ملى؛ كه اجماع ملى را ايجاب مى كند؛ بايد از سوى همين شورىٰ مقتدر و ممثل ملت؛ تصويب و نهائى شود؛ تصاميم فردى، انحصارى، گروهى و قبيلوى؛ در اين قضاياى مهم ملى؛ نه تنها پذيرفتنى و عملى نيست؛ بلكه به تشنج، بى ثباتى و جنگ ها مى انجامد.
اميدواريم روزى فرا رسد كه افغانستان فارغ از جنگ، حكومت قابل قبول براى همه؛ منبعث از إراده ملت؛ خادم مردم و متعهد به ارزش هاى دينى و ملى؛ داشته باشيم. إن شاء الله چنين روزى حتماً فرا مى رسد.
