No-IMG

چرا از اسلام سیاسی می ترسند؟!!!!!

اگر ما شب وروز خود را درون مسجد و خانقاه با نماز و روزه و عبادت و حرکت دادن تسبیح و دعاء و تضرع، سپری کنیم، و با جهان بیرون کاری نداشته باشیم و در اداره حوادث سهمی نداشته باشیم، در این صورت دشمنان با ما هیچ مشکلی ندارند، زیرا آن ها با اسلام که مصروف مراسم عبادتی و گوشه نشینی و تشریفات مذهبی و نوحه سرایی باشد، هیچگونه دشمنی ندارند .

شاید مساجد مارا رنگ و رونق دهند و در ماه رمضان وقت افطار و پس شبی را از طریق مطبوعات خود، اعلان کنند و برای ما ویزای حج را هم به آسانی صادر نمایند .

لیکن خصومت و دشمنی آن ها با آن اسلام دیگر است !

اسلام که می خواهد حکومت کند و بخاطر بدست گرفتن قدرت سیاسی از دشمنان خود، به جهاد و مبارزه بر می خیزد.

اسلامی که می خواهد برای جهان هستی تفسیر دیگری عرضه کند و تمدنی را بر الگو ها و ارزش های دیگری بنا نهد.

اسلامی که بخاطر آزاد سازی وطن و سرزمین خود از اشغال ملیشه های صلیبی  وصهیونیسیتی، به جهاد و مبارزه بر می خیزد .

اسلامی که می خواهد علم و دانش و اختراع و تکنولوژی و فن آوری را رشد دهد، لیکن برای اهداف عالی تر، نه برای اشغال و استثمار و بهره کشی از دیگران و نه برای جنگ و دشمنی با بشر و برباد سازی طبیعت.

اسلامی که از اصلاح فردی پا فراتر می گذارد و می خواهد که جامعه، تمدن و جهان را نیز اصلاح کند.

اینجاست که میان ما و دشمنان ما تفاوت فکری ایجاد می گردد، و با همچو اسلام انقلابی، هرگز کنار نمی آیند و حتی زندگی حاشیه نشینی را نیز برایش اجازه نمی دهند، زیرا حتی از موجودیت همچو فکر در میان جوانان امت اسلامی، نیز احساس خطر می کنند، و یگانه گزینه شان با همچو اسلام، فقط جنگ تباهکن است، و این جنگ گاهی زیر نام نابود سازی سلاح کشتار جمعی و گاهی زیر نام  مبارزه با تروریزم و گاهی زیر عنوان اعاده دموکراسی و... صورت می گیرد .

وجالب است که برای نابودسازی سلاح کشتار جمعی، وحشتناک ترین ملیشه های خود را با خطرناک ترین سلاح های کشتار جمعی، مسلح ساخته می فرستند و برای مبارزه با تروریزم، تروریست ترین ملیشه های صلیبی را برای کشتن امت اسلامی وغارت نمودن جهان اسلام اعزام می نمایند، و در زیر عنوان اعاده دموکراسی، حق زندگی، حق آزادی بیان، حق آزادی حجاب، و حتی حق مالکیت را نیزتوسط نظام وحشیانه لیبرالیزم اقتصادی، سلب می کنند .

و همگی علیه ما از یک سنگر گلوله شلیک می کنند، از بایدن تا پوتین و از نتنیاهو تا ابن سلمان و از لانه تروریستی سازمان ملل تا اتحادیه اروپا و از پیمان وارسا تا پیمان ناتو و از مقامات سیاسی کشور های غرب زده اسلامی تا ملاهای درباری آن ها و حتی آن های که خود رادعوت گران اسلامی معتدل و میانه و یا نواندیشان دینی، جا می زنند .

زیرا همه ای این ها، با موجودیت اسلام سیاسی، موجودیت خود را در خطر می بینند و مقام ومنصب را که با گرفتن تعویذ وطومار از کاهنان معبد قصر سفید و با طواف و زیارت نمودن معبد های دموکراسی غرب، بدست آورده اند، از دست می دهند .

بلی !

قرن هاست که جنگ دشمن با جهان اسلام، دیگر بر سر این نیست که آنها کافر هستند و ما مسلمان، لذا با ما می جنگند .

نه، چنین نیست .

زیرا کفار و منافقین در گذشته های دور، در این میدان شکست خورده اند .

بلکه جنگ امروزی دشمن با ما بر سر اینست که ما اسلام را مطابق تعریف و تفسیر شبکه های استخباراتی، ماسونیستی، صهیونیستی، استشراقی و... غرب شرارت پیشه، باید درک کنیم و تعریف کنیم .

و معانی الفاظ قرآن و حدیث را باید مطابق با میتود و برداشت غرب شرارت پیشه از دین، بفهمیم و درک نماییم و در نتیجه بپذیریم که ایمان یک موضوع روحی است، آزادی ادیان شرط اساسی برای زندگی مسالمت آمیز می باشد و تعریف ما از اسلام باید، تعریف کلیسایی باشد و باید مسلمان معتدل و میانه رو باشیم و بپذیریم که اسلام با بخش های متعدد زندگی، هیچ رابطه ای ندارد و چرندیاتی مانند دموکراسی، سکولاریزم، پلورالیزم، فمینیزم، کثرت گرایی دینی، جامعه مدنی، مساوات میان زن و مرد و ... را نیز نشخوار کنیم و باید مسلمان سکولار باشیم و اسلام را از صحنه زندگی حذف کنیم و در زیر نام آزادی ادیان، ملیشه های اشغالگر صلیبی را در جهان اسلام و اشغالگران یهودی را در فلسطین، بپذیریم و به ترویج و تسویق هر نوع شرک و خرافات و چرندیات، اجازه دهیم و در زیر نام آزادی بیان، فرهنگ غرب را در تمام عرصه های زندگی پیاده نماییم و در نتیجه استقلال و آزادی خود را به عنوان باج ذلت تقدیم کنیم .

و اگر ما اسلام را مطابق تعریف قرآن، تعریف نماییم و از اسلام سیاسی و جهادی حرف بزنیم  و معانی الفاظ قرآن کریم و احادیث پیامبر خود را مطابق تفسیر پیامبر و  فهم صحابه و تابعین و سائر خیرالقرون بفهمیم که روش مسلمانان در فهم قرآن و حدیث، نیز همین است و در نتیجه همین فهم و برداشت صحابه و خیرالقرون از الفاظ قرآن و حدیث بود که با شکم های گرسنه، شمشیر های کهنه خود را برداشتند و بر اسب های لاغر و کجاوه های شکسته سوار شده، امپراطوری های روم و فارس را در نوردیده و دروازه های واتیکان و اتریش را کوبیدند .

اگر ما همچو تعریف از اسلام داشته باشیم، در این صورت ما مسلمان رادیکال و تروریست هستیم، زیرا اسلام سیاسی و جهادی می خواهیم و دین را سیاسی ساخته ایم، و مستحق عذاب توسط آمریکای جنایتکار و شرکای جرمی اش هستیم و باید گرفتار و زندان و شکنجه و تبعید و ترور شویم و خانه و کاشانه ما باید بمباران شود و...

جنگ دشمن امروز با ما در همین عرصه است تا با زور این تئوری و تعریف کلیسایی خود را از دین بر ما بقبولانند، و این جنگ، همه جانبه ترین جنگ و بزرگ ترین نبرد و استراتژیک ترین سنگر اسلام است، و فقط بخاطر قبولاندن همین عقیده و باور غربی از دین و بخاطر تحمیل نمودن همین اسلام آمریکایی بر ما است که مجاهدین، دانشمندان و نویسندگان اسلامی از جاکرتا تا هسپانیا و از نیجیریا تا چیچینا مورد تعقیب و گرفتاری و زندان و شکنجه و ترور قرار می گیرند .

و جنگ بین المللی صلیبی معاصر علیه اسلام در زیر نام مبارزه با تروریزم، بخاطر تحمیل نمودن همین اسلام آمریکایی، آغاز گردیده است .

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک