افراطيت لقمهء چرب ملک های آباد
برای کسانیکه عقل دارند پوشیده نیست که بسیاری از کشورهای جهان مخصوصا کشورهای استعماری که پوست میش بر روی خود میکشند از وجود افراطیت و تحکم بینش افراطی بر بعضی جوامع منفعت بزرگ میبرند.
مثلا کشور چین میگوید این همه ظلم واستبدادی که برعلیه مسلمانان ترکستان شرقی انجام میدهم وبیش از دو ملیون آنان را در اردوگاه های اجباری حبس کرده ام وحقوق آنان را از دین تا فرهنگ سلب نموده ام برای این است که جلو افراطیت را بگیرم، میگوید کشوری مثل چین بازار تولید جهان است واین مسلمانان را بحال خود بگذارم دینشان را تطبیق میکنند، دینی که زنان آنان را اجازهء تعلیم وکار نمیدهد وخلق چین به شهروند مفتخور ومنزوی وبی سواد نیاز ندارد.
فرانسه هم همین را میگوید،میگوید اگر من برای این شش ملیون مسلمانی که در فرانسه اند آزادی بدهم نظام اسلامی را در پسکوچه های پاریس ونیس ومارسیلی ایجاد خواهند کرد و نظام آنان کار نکردن،مالیه ندادن،و تحمیل نقاب خواهد بود.
امریکا هم گرچند آنقدر قوانین سختگیرانه برعلیه شهروندان مسلمان خود ندارد ولی بسیار به فخر میگوید من اگر جاهایی لشکر کشی کردم برای آزادی ورونق اقتصادی آن مردم کردم ووقتی مردمی که برعلیه فرهنگ لبرالیسم مخالفت کنند وبا من بجنگند سرنوشتشان این خواهد بود که از اندک ترین حق در آزادی محروم خواهند شد ومرا ارزو ميكنند.
روسیه هم برای کشورهای آسیای میانه میگوید من حق دارم مجددا شمارا تابع مطلق خود بسازم اگر من نباشم افراطیت شمارا سرنگون خواهد کرد وروزگاری بالایتان خواهد آورد که رستورنت های شما که ازان ارتزاق میکنید بسته خواهد ماند واین آثار باستانی شما به نام قبر واین وآن منهدم خواهد شد لهذا من را ناصح امين وحارس مرزهاي خود بدانيد.
حتی حزب افراطیی بهاراتیا چناتا که قدرت در هند را در دست دارد ظلم وستم خود بر مسلمانان هند را توجیه میکند که به هدف منع افراطیت است.
حکومت ایران هم نفع میبرد میگوید یگانه بینش اسلامیی که میتواند تمثیل ازحکومت داریی اسلامی کند فقه سیاسی شیعه است كه من نمايندهء ان هستم،زیرا لا اقل إشکال حقوق زن درتعلیم وکار و سیاست را هضم نموده ونسخهء از مشارکت مردم در انتخاب حاکم را ارایه داشته و ایران را در موقع یک قدرت منطقوی مؤثر قرار داده است،حتی اهمال حق اهل سنت در ایران را ببهانهء ممانعت از افراط گرایی مهمل تر میگذارد.
حتی عربستان سعودی هم برای تحول بزرگی را که دارد اجرا میکند ودر این تحول قرائت های مذهبیی را دارد کنار میگذارد از همین منطق تقابل با افراطیت استفاده میبرد،میگوید اگر چنین نکنم بینشی حاکم خواهد شد که به سرو صورت مردان شما حتی کار خواهد داشت وحتی استفاده از انترنت را برای شما حرام خواهد ساخت.
حتی سیاسیون دزد و قاضیان رشوت خور از افراطیت نفع میبرند و بر غلامان رها شده منت میگذارند که مگر ما برای شما از چنین سرنوشتی که دارید بهتر نبودیم؟
ولی حقیقت این است که این کشورها هر کدام به تناسبی دروغ میگویند بعضی این کشورها تاراجگر غارتگر، بعضی اینها تحمیلگرِهویت خود، بعضی اینها بهانه تراش، بعضی اینها دکتاتور، بعضی اینها توسعه طلب بیش نیستند، حتی در ساخت وساز جماعت های افراطی خود این کشورهای شیاد و این سیاسیون صیاد نقش بارز داشتند ودارند.
بینش افراطی هیچ وقت عقیدهء عام مسلمانان نبوده است،واقعیت معیشتی صدها ملیون مسلمان در کشورهای شان گواه است، این معیشت سالم زمانی به هم خورده است که دست پرورده های همین کشورهای شیاد دست به کودتاها زده اند یا خود این کشورهای مکار لشکر کشیده اند.
بلی در اکثر این کشورهای اسلامی جنبش ها يا احزاب اسلامگرا وجود داشتند ودارند این احزاب نسخهء برای حکومت داری اسلامی در دست دارند ولی در هیچ فقرهء اصول حزبی این احزاب سلب کرامت انسانی وجود ندارد،بلکه به فعالیت سیاسی ومشارکت همگانی و تمرکز بر اصول هویتی و دعوت مردم به فضائل دور از تفریط وافراط باور داشته اند و در سطح اعضای خود تطبیق انرا کرده اند،زنان بخش بارز دعوت انان را تشكيل داده اند، ولی حقیقت مسلم دیگر اینکه استعمار همواره چالش های سیاسی واقتصادی را بر سر راه همین احزاب قرار داده است، تا سرحدیکه تا هنوز یک نظام ساسیی اسلامیی که تمثیل شبهِ حقیقی از فقه سیاسی مذهب سنی در جهان اسلام کند وجود ندارد،غرب ومؤتلفینش بر همین مبنا هیچ مشارکت سیاسی اخوان المسلمین را بی ضرب وشتم نگذاشتند، زیرا میدانستند این جنبش با وصف علل ضعفی که دارد فقهی برای مشارکت سیاسی، برای قبول تنوع فرهنگی، برای رشد اقتصادی ورشد تعلیم در جوامع خود دارد، این جنبش در قفس ارزیابی سرو صورت انسانها اسیر نیست، بلکه در صدد مغز سازی انسان مسلمان است که معنای هویت را بداند واز فرهنگ استخوان کشی قبرها بنام بدعت و یا پرستش قبرها به نام عبادت دور رود از آدرس هویت خود به موجود قابل توجهی در میان موجودات جهان مدرن تبدیل شود.
در ماسوای این، کشورهای استعماری اشکالی با افراطیت ندارند، زیرا خوب میدانند افراطیت جز توهین وتحقیر جامعهء مسلمان دست آوردی ندارد و اسلام را همیشه از دائرهء تطبیق دور باقی خواهد گذاشت، واین افراطیت است که هویت عیسوی ویهودی وبودایی را برتر معرفی خواهد کرد واین افراطیت است که موج ارتداد را در میان مسلمانان سرعت خواهد بخشید، و برای کسی دیگر شیمهء مقابله با دخالت استعمار را نخواهد گذاشت.
آنان میدانند که از همین آدرس افراط میشود جوامع مسلمان را در اغتشاش نگه داشت، مسلمانان را ذلیل نگه داشت تا سرحدیکه خیل خیل، رنگ زرد آشفته حال دروازهء ممالک خارج را بکوبند وآنجا رد وطرد و زباله چین شوند،واگر در جوامع خود باشند دچار توهین مذهبی،توهین زبانی، توهین قومی شوند،محروم تعليم وسواد شوند،بالاخره مسخره عالم شوند.
یادم مياید در اوج جنگهای فرقوی ومذهبی عراق یک عالم دین پیدا شد که به اتحاد وهمدیگر پذیری دعوت میکرد و میگفت عراق برای همه عراقیان است انتمای عراقی باید برای عراق باشد برای همسایه نباشد، مدتی بعد از دعوت آن شیخ در یک ویدیو دیدم که یک کسی درحالیکه لباس مذهبی یهودی را بر تن داشت به زبان عبری میگفت آن عالم از افراد ماست، گوینده ویدیو را طوری ضبط کرده بود که وانمود سازد در جلسهء سری صحبت میکند واز ضبط ویدیو آگاه نیست، بعدها کسانی از متعصبین در عراق که به آن ویدیو دست یافتند سخنان آن حاخام یهودی را دلیل بر مزدور بودن آن عالم دین شمردند وبر علیه وی تبلیغات کردند وتوانستند اورا از صحنه برانند،ولی حقیقت این بود که آن کسیکه به زبان عبری واز درون اسرائیل چنین ویدیو را ضبط کرده بود عمدا میخواست ان عالم را که دعوت به اتحاد وترک تعصب میکند بدنام سازد وفقط به یک ویدیو موفق شد، مثلیکه یک طفل را به یک چاکلیت فریب بدهند.
درک این نکته هم مهم است که افراطیت همیشه زادهء اکتفا به ظاهر نصوص ویا سوء فهم نصوص دین نیست،بلکه افراطیت فراتر از این است،افراطیت زادهء محرومیت اقتصادی هست،زادهء محرومیت جنسی هست،زادهء تعصب قومی هست،بسياري از افراطيها حتي ابتدائي ترين كتاب مذهب خودرا نخوانده اند فقط يك اشتغال به بمالايعني است كه انان را ميشوراند،وعدید از عوامل دیگر در تکوین بینش افراطی نقش دارد.
یگانه راه علاج وبرون رفت از این خطر مهلک واین زهر قاتل همانا این است که هر انسان در جوامع آشوب زده به این نتیجه برسد که بدون همدیگر پذیری زندگی معنایی ندارد و بداند که به جز اصول قطعی وارزشهای مسلم بقیه همه مسائل قابل دادو ستد هستند وهر کس در ان ممکن بر خطا وبر حق باشد.
