No-IMG

این همه گپ!!

بیشترین آنهایکه این پوست را میخوانند، ده ها پوست دیگر را خوانده و صدها کامنت را از نظر گذرانده اند، وشاید هم ده ها کلیپ شنیداری و دیداری را هم شنیده ودیده باشند. این همه تنها در فیسبوک. حالا اگر برخی از شما عزیزان تویتری باشند ویا هم تلگرامی واینستاگرامی ویا هم همه ای اینها،  حساب خواندگی وشنیدگی ودیدگی تان از پیش "مستوفی" هم شاید گم شود. حالا شاید یکی بیاید وبگوید که کم حساب کردی تائب صیب.! حساب آنچه در شبکه های تلویزیونی میبینم ومیشنویم، وآنچه در کتابها و روزنامه ها میخوانیم و آنچه از مکتب و منبر به گوش مان میرسد ، حساب این همه گپ چه شد؟  میگویم درست، این هم " ورسره ".

پرسش این است که در آخر روز وقتی میخواهی به خواب بروی، چند فیصد همه ی این اطلاعات گوناگون به یادت مانده است؟ کدامینش به دلت چنگ زده، وکدامینش باور هایت را به چالش کشیده است؟ آیا احساس کرده ای که باید کامنتی پای یکی از پوست ها میگذاشتی؟ ویا هم با خود گفته ی در نخستین فرصت یک پوست نو بنویسی وحساب بسیاری ها را روی کف شان بگذاری؟ ویا هم مشت های بسته ی را باز کنی ودهن های بازی را بسته نمایی؟ وباز ده ها پریشانی ودلواپسی های شخصی دگر ترا در خود فرو برده اند وهمه ی آنچه را خوانده بودی وشنیده بودی فراموشت کردند؟

راستش اینجا نه در پی کدام سخن کارشناسانه از انقلاب اطلاعاتی هستم و نه هم در باره ی تاثیر فناوری اطلاعاتی بر روان وباور های مان سر تان را به درد می آورم . هر چند این خود یک نیاز است اما باید کارشناسان در این زمینه بنویسند وما بخوانیم. من تنها از جایگاه یک مصرف کننده ی روزانه ی اطلاعات مینویسم. وتجربه ی من اینرا میرساند که این " هرج ومرج " اطلاعاتی که روزانه ما را میبلعد، واین همه اطلاعات " غث وثمین " را که ما مصرف میکنیم، تا جای مسئول نوعی از کرختی احساس، درون گرایی، سطحی اندیشی ومنفی گرایی های است که همه کم وبیش شاید از آن رنج میبریم. نمیدانم تجارب شما چه میگوید، اما اقلا از دید من اینگونه به نظر میرسد.

روزانه این گرداب اطلاعات مساحت بزرگی از وقت واندیشه ما را به خود اختصاص میدهد که کمتر فرصتی برای مطالعه های کارشناسانه وژرف در تخصص های خود مان، ویا هم حوزه های مورد علاقه ی مان پیدا میکنیم. آهسته آهسته داشته های علمی وتخصصی مان جای شان را به عناوین خبرها وگفته ها ونا گفته های سیاستمداران و سیاست مداریان و سلیبرتی های وطنی میدهند. اما در عین حال دور شدن از این دنیا برای ما دشوار مینماید، وبه قول مولانا " بی همگان به سر شود بی تو به سر نمیشود ". حالا این مهم نیست که این دشواری بر میگردد به نوعی از اعتیاد به هرج ومرج اطلاعاتی، یا هم بر میگردد به باور ما بر تاثیر گذاری روی توده ها وادای مسوولیت های دینی واجتماعی ویا هم روشنفکری وانسانی.

هنوز در جستجوی راهی میانه ی هستم که مصرف اطلاعات روزانه را مدیریت کنم، بدون اینکه از جریان زندگی به حاشیه بروم، یا اینکه در هرج ومرج اطلاعاتی خودم را گم کنم.

شب زنده داری تان بخیر ودعا های تان قبول درگاه حق

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک