هشدار که فرصت ها دارند ازدست می روند
پس از تحول ١٥ اگست سال پار، پایان جنگ بین الأفغاني، ختم اشغال شده، تأمین و بهبود امنیت نسبی در کشور عزیز و بعض کار های مثبت حکومت سرپرست کنونی، از نظر ما فرصت های بزرگ و خوبی برای افغانستان به دست آمده بود و هنوز هم وجود دارد.
اما :
متأسفانه فرصت های موجود برای رفتن افغانستان به سوی ثبات و استقرار سیاسی و بالتبع برنامه ریزی برای توسعه و انکشاف و رهبری افغانستان به طرف استقلال، وحدت ملی، و نجات از بحران یکی پی دیگر از دست می روند.
حکومت و نهاد های حکومتی امارت اسلامی اکثرا به جای پرداختن به قضایای مهم و کلیدی، به امور سلیقوی و ثانوي و مداخلت در شیوه ی زندگی شخصی مردم چون تعیین شکل لباس چون عمامه و کلاه و و پیراهن و تنبان و منع پوشیدن دریشی و نکتایی ، اندازه ریش، چگونگی موی جوانان ، ایجاد محدودیتهای روز افزون تحصیلی و کاری بر زنان، تبدیلی بیرق و نشان، کوشش برای منحل ساختن احزاب و ونهاد ها و ایجاد موانع فرا راه کار رسانه ها مصروف است.
به مصالحه ملی، مشارکت سیاسی، تهیه ی نقشه ی راه برای آینده کشور، کسب مشروعیت ملی، ایجاد فضای اعتماد در ملت، جلب رضایت مردم، برنامه های اقتصادی،خط مشی برای حکومتداری خوب، سپردن کار و مسؤوليت به اهل آن، تسامح و مدارا در تعامل با فکر و نظر مخالف، التیام زخم های چهل سال جنگ گذشته یا اصلا توجه نمی شود و یا کم توجه می شود.
با وجود امنیت نسبی، اقتصاد کشور به شدت رو به ضعف روان است، بی کاری روز بروز بیشتر می شود، جوانان در تلاش و حال فرار از کشور اند، صدای آغاز دوباره جنگ و اغتشاش اینجا و آنجا بلند می شود، عده ی باز برای به خاک و خون کشیدن وطن و مردم منتظر فرصت اند، بعد از هشت ماه حکومت هنوز هم سرپرست است، دستگاه حکومت کار آیی لازم را ندارد، رهبر حکومت امارت اسلامی هنوز هم در خفا بسر می برد و و در انظار عمومی ظاهر نمی شود، قانون و اصول اساسی که مرجعیت نظام باشد وجود ندارد، به جای قانون ذوق و سلیقه اشخاص و مسؤولین حکومتی حاکم است، دروازه های مکاتب بروی دختران دوره های متوسطه و لیسه هنوز هم بسته مانده، برکناری کادر های متخصص از وظایف دولتی و گماشتن اشخاص فاقد تحصیل و تجربه تخصصی در وظائف دولتی به قوت ادامه دارد، در نظام تحصیلات عالی کشور به جای توجه به بهبود کیفیت درس و تدریس و تحقیق به امور بیهوده و شکلی اهمیت داده می شود، بسیاری از پوهنتون های خصوصی رو به ورشکست شدن و بسته شدن اند، در نتیجه تعامل نامناسب حکومت با کادرهای متخصص و تحصیل یافته، انگیزه و دلبستگی به درس و تحصیل در جوانان کاهش یافته است، حکومت و مسؤولین دولتی به مشوره و صدای نقد و اعتراض مردم و افراد وطن دوست و خیرخواه نه توجه می کتند و نه پاسخ می دهند.
در چنین وضعیتی بعض اقدامات خوب و إجراءات مثبت حکومت نیز در میان انبوهی از مشکلات گم می شود، جلب توجه نمی کند و کمتر از طرف مردم جدی گرفته می شود.
راه حل برای خروج از این وضعیت اینست تا رهبری حکومت نخست به نامطلوب بودن اوضاع اعتراف کند و سپس برای تغییر آن پالیسی بسازد و برنامه ریزی کند.
برای برنامه ریزی درست باید حکومت وسعت نظر و فراخی سینه داشته باشد و مشوره و نظریات شخصیت های دارای اهلیت و کفایت وطن چه در داخل تحریک طالبان و چه از خارج آن را بشنود و به آن عمل بکند و پالیسی ناکام شک و بی اعتمادی بر افراد خارج از دایره طالبان را کنار بگذارد.
برای شنیدن و عملی سازی مشوره ها و نظریات و خواست های مردم به ویژه اهل خبره باید یک مکانیزم و چوکات رسمی مناسب ایجاد شود تا کار به جایی برسد.
متأسفانه افغانستان سرزمین فرصت های سوخته و از دست رفته است و حکومت ها و زمامداران و رهبران سیاسی بیشترین مسؤوليت به هدر دادن فرصت های ملی را به دوش دارند ، فرصت های بزرگی درین چهل سال گذشته از دست رفته اند و درین هشت ماهی که از به قدرت رسیدن تحریک طالبان سپری می،شود و باز ر دیگر فرصت های مهمی را از دست داده ایم.
زمامداران و اعضای محترم تحریک طالبان باید میان حزب و جریان و تحریک و حکومت و دولت تفکیک کنند و افغانستان و دولت افغانستان و ملت افغانستان را مساوی با تحریک طالبان و امارت اسلامی نپندارند.
افغانستان و ملت ما به مراتب بزرگ تر و مهمتر از تحریک طالبان و سایر احزاب و جریان ها و اقوام است.
تحریک طالبان مانند هر جریان سیاسی و نظامی دیگر برخی و جزئی از مردم و ملت است، نه همه مردم و ملت و نه هم بادار و وصی و قیم بر ملت.
ازین رو باید خود را جزء ملت و خادم و مأمور ملت افغانستان بداند و نه بادار و آقای ملت.
تقاضای شرع، عقل و مصلحت انیست تا حکومت کنونی امارت اسلامی و هر حکومت دیگر، مشروعیت خود را از ملت بگیرد و مطابق اراده و خواست ملت - که از طریق یک مکانیزم واضح و روشن تمثیل می شود- امور کشور مطابق اراده ملت اداره شود.
بدبختانه مشکل از اساسی ما در افغانستان، اینست که همیشه حکومت ها بر خلاف اراده ملت و با زور و اکراه و یا تقلب خود را بر ملت تحمیل می کنند و خود را بادار ملت و عقل کل می پندارند.
امارت اسلامی باید به راه ناکام حکومت های قبل از خود نه رود و به این شیوه و سنت سيئه الي الأبد پایان بدهد.
با وجود همه مشکلات خوشبختی اینست که هنوز هم فرصت داریم و هنوز هم وقت برای اصلاح و بهبود وضعیت وجود دارد و اگر اراده و نیت و عزمی برای نجات کشور از بحران وجود داشته باشد - که إن شاء الله وجود دارد - می توان نیت را به عمل تبدیل کرد و وطن و هموطنان را به سوی فردا و آینده ی بهتر سوق داد.
اگر تحول و تغییری در وضعیت رونما نه شود و رهبری تحریک طالبان و حکومت امارت اسلامی جرئت و توان ابتکار و اتخاذ تصمیم برای تصحیح و اصلاح امور را نداشته باشند، خدا نخواسته وطن شاهد خرابی بیشتر اوضاع خواهد بود و شاید شش ماه و یا یکسال بعد، این فرصت های که حالا هم وجود دارند، دیگر از دست خواهند رفت و آن گاه پشیمانی سودی نخواهد داشت.
ابزار این تحول ایمان، اخلاص، علم، برنامه، وحدت، تعاون و عمل پیگیر و خستگی ناپذیر است.
همه با هم به سوی یک افغانستان آرام، آباد و آزاد..
ژوندی دي وي گران، اسلامی، یو موتی او پر مختللی افغانستان
و ما ذلک علی الله بعزيز.
