فقر از عزت من واز افتخار من به دین من نکاست
سی شب سی چهره
ازسخنان شخصیست که از جلیل ترین علماء مسلمان در عصر خود بود وفقه عالیی وی هنوز مشتریان عالی همتی دارد.
وی در شرح حال خود میگوید: در خانوادهء پرورش یافتم که نظر به حوادث زمان میان ناداری و دارایی پهلو میزد ولی فقر وناداری در من چنان اثر نکرد که همت مرا لطمه زند ویا از افتخار من به دین من بکاهد.
محمداحمد مصطفی احمد معروف به ابو زهره در ذی القعدهء سال ۱۳۱۶ هجری قمری مصادف با مارچ سال ۱۸۹۸ میلادی در منطقه محلة الکبری مرکز ولایت الغربیه در مصر تولد شد،مشخصا همان سالی که سید جمال الدین افغانی که بخشی از تاریخ اصلاح در مصر به وی گره خورده است وفات یافت.
نیمهء اول قرن بیست پر از آشوب وحوادث در سطح جهان بود، در عرصهء تاریخ اسلام بساطِ آخرین خلافت مسلمان چیده شد، دیار اسلام در قبضهء استعمار بسان موم در كف شده بود، افکار ونظریات استعلایی بر مسلمانان تحمیل میشد، ودر عرصهء جهانی جنگ اول ودوم جهانی در آن به وقوع پیوست، و در نیمهء دومِ آن آنگاه که ابرقدرت ها به تقسیم غنائم پرداختند حکام ممالک مسلمان میان بلوک شرق وبلوک غرب وظیفهء سربازی را مخلصانه ایفا می نمودند.
اما در این میان علمائی نیز در جهان اسلام بروز کردند که نقاط ضعف مسلمانان ونقاط قوت استعمار گران را درک کردند، خواندند ولی خوب خواندند، نوشتند وخوب نوشتند، آنان عمر عزیز خودرا در استخراج دفینه های تاریخ اسلام و تدوین علوم اسلامی به زبان روان وعام فهم و اهتمام به جنبه های مغزی وترکِ جنبه های قشری صرف کردند.
وقتیکه چنان شرائط و نشأت مرحلهء جدید طبقاتی آن دوره را مطالعه میکنیم به معنای سخن ابو زهره که در بالا نقل کردیم پی میبریم، چه بسا علمائی که فقر توازن آنان را ربوده یا مصدر تفریط آنان ویا مصدر افراط آنان شده است.
شیخ محمد ابو زهره در کودکی قرآن عظیم را حفظ نموده وبه تعلیم در مدرسهء جامع احمدی در شهر طنطا ملتحق گردید ومبادی علوم متداوله را آنجا فرا گرفت بعدا در مدرسهء تعلیم قضاء شرعی شامل گردید واز شاگردان زبده وسپس استادان نخبهء آن نهاد معتبر علمی گردید، به دانشکدهء حقوق در قاهره نیز ملتحق گردیده ودرس حقوق را به اتمام رسانید، سپس در بخش حقوق نیز به تدریس پرداخت و در عین زمان به حیث استاد در دانشکدهء اصول الدین جامعة الازهر نیز تدریس میکرد،و نظر به تمیز علمیی که داشت یکی از مسند نشینان بارز نهاد بزرگِ مجمع البحوث الاسلامیهءالازهر گردید،وي اصدارات وتاليفات حقوقي اروبا را مطالعه ميكرد.
شهرت ابوزهره در عرصهء تحقیق وتدقیق وتدوین آفاق علمی را درنوردید و تألیفات وی شاهد نبوغ علمیی آن بزرگمرد اند.
وی تنها یک مؤلف نبود که از هر چمن سمنی بچیند، بلکه او عالم هدفمندی بود که شدیدا معتقد بود که نظریهء دعوت به تطبیق شریعت بدون اینکه فقه اسلامی در قالب قانون تدوین گردد وبدون اینکه داد وستد فقهی میان مذاهب فقهی اسلامی واخذ از اقوال همدیگر صورت گیرد امکان ندارد،همین بود که اوکوشید تا تعصبات مذهبی را از ریشه بخشکاند واین را از طریق بر ررسی اصول مذهبیی ائمه اسلام پیشکش کرد، وی بدون اینکه تصریح کند خواننده را در مقابل این نقطه صریح وروشن قرار میدهد که ائمه اسلام با وصف آن همه اختلاف فقهی در حقیقت اختلافی نداشته اند.
سلسله کتابهای وی ازهشت تن ائمهء اسلام کتابهای ماتع وجامع اند، در آن سلسله انسانِ منصف انصاف علمیی این عالم منصف را میبیند وحظ میبرد، واز تبحر این عالم علاۤمه غبطه میخورد،وی کتابهای به عنوان:
الامام ابو حنیفه، حیاته وعصره،آراؤه وفقهه
الامام مالک، حیاته وعصره، آراؤه وفقهه
الامام الشافعی حیاته وعصره، آراؤه وفقهه
الامام ابن حنبل، حیاته وعصره، آراؤه وفقهه
الامام زيد بن علي،حياته وعصره،اراؤه وفقهه
الامام جعفرالصادق، حیاته وعصره، آراؤه وفقهه
الامام ابن حزم، حیاته وعصره،آراؤه وفقهه
الامام ابن تیمیه، حیاته وعصره،آراؤه وفقهه، را نوشت.
همچنان در کتاب ارزشمند دیگری بنام تاریخ المذاهب الاسلامیه آغاز نشأت فرقه های اسلامی اعم از کلامی و فلسفی وسیاسی وفقهی را از لابلای عرض افکار آنان وشبهات آنان وعوامل آن به عرض گرفت.
کتاب تاریخ الجدل فی الاسلام را نوشت،بدینسان او تاریخ علم کلام اسلامی را از میان متون متقدمین ومتأخرین فرق ومذاهب اسلامی گرفته و به زبان روان باز نویسی کرد.
در عرصهء مقارنهء ادیان کتابِ معروفِ محاضرات فی النصرانیة را نوشت.
درعرصه فقه معاصر موضوعات عقیم را کنار گذاشت وچنان نکرد که وقت را در تحقیق حواشیي مسائلی که گذشته اند ویا تکرار نمیشوند سپری کند، بلکه به مسائلی خودرا وقف کرد که میدانست اگر آن مسائل بازنویسی مجدد نشوند حکومت های متغافل ومتجاهل قوانین را عاری از حضور فقه اسلامی خواهند ساخت، اینجا بود که کتاب معروف الجریمة والعقوبة فی الفقه الاسلامی، یعنی جرم وجزاء در فقه اسلامی را نوشت که هردو به طور جداگانه هم نشر شده اند، کتابی در احوال شخصیه، کتابی در میراث بنام المواریث، کتابی در وصیت بنام الوصیه، وکتاب معروفی بنام اصول الفقه در علم اصول فقه نوشت، همچنان فشردهء از احوال شخصیه اسلام را به خواهش نهاد حقوق بین الدول در امریکا نوشت وبه انگلیسی ترجمه گردید، همچنان که کتاب نظریهء عقد، ونظریهء ملکیت را که از کتابهای معروف اند نوشت.
کتابِ العلاقات الدولیه فی الاسلام روابط بین الملل در اسلام وی با وصف کوچکی از اوائل کتابهای است که راه را برای پژوهشگران بعدی فن سیاست شرعی هموار کرده است.
خلاصه کمتر پژوهشگر علوم اسلامیست که از کتابهای این فقیه بزرگ نفع نبرده باشد، چنانکه خیرالدین زرکلی صاحب دائرة المعارف معروف مسمی به الاعلام، ابو زهره را بزرگترین عالم شریعت در زمان خود شمرده است،او بحق چنین بود.
از اينكه محبت وافر به نشر علم داشت سعي بسيار كرد كه علامه زاهد الكوثري را كه از تركيه به مصر بعد از سقوط خلافت امده بود به سمت تدريس تشويق كند.
در زمان جمال عبدالناصر که رهبر پان عربیسم محسوب میشد ابو زهره در عرصهء افکار در مقابل وی قرار گرفت گرچند وابسته به هیچ جریانی نبود،عبدالناصر از علماء خواست تا برای سوسیالیزم از منظور اسلامی کار کنند ابوزهره گفت آنچه شما از سوسیالیزم تقدیم داشته اید همان مبانی کمونیزم است، اما این به معنای این نبود که وی به سرمایه داری باورمند یا از فساد ان غافل باشد بلکه وی شدیدا مخالف حیله های سودجویانه در نظام بانکی بود، وی کتابها ومقاله های عدیدی در رد ربا وقرض های که نفع را نهایتا به یک جهت جلب میکند نوشت.
میگویند یکی از بدبینیهای وی نسبت به جمال عبدالناصر این بود که جمال عبدالناصر محمد نجیب را خلع قدرت كرد،اين محمد نجيب که قدرت را بعز سقوط شاهي متصدي شد از شاگردان ابو زهره در فاکولته حقوق بود و بينش غير مستبدانه داشت.
وی تقرب به حاکم را بر تقرب به حق در بیان سخن حق مقدم نمی داشت، باری در کانفرانسی خطاب به یکی از رؤسای مملکت که علماءرا مخاطب قرار میداد ونظریات خودرا میقبولانید گفت: شما برای این مارا خواسته اید که از ما بشنوید یا برای این خواسته اید که از شما بشنویم؟
بزرگترین تمیز ابو زهره این است که وی با وصفیکه یک عالم سنیی اشعری است اما دست خوانندهء خودرا بسوی عدم تعصب وبسوی حسن ظن به همه فرقه های اسلامیی که اصول دین را پذیرفته اند میکشاند.
وی در اواخرِ حیات خود کتاب خاتم النبیین را نوشت، و در عین زمان به نوشتن تفسیر قرآن کریم پرداخت که بنام زهرة التفاسیر معروف است.
پایان عمر این عالم جلیل هم جلیل بود، در یکی از روزهای جمعه خیمهء را در پایان خانهء خود بر پا میکند ومحفل عمومیی را در ان به هدف بیان بعضی مسائل که باید در قانون گنجانیده شود دائر میکند، در اثنای که محفل ادامه دارد به منزل بالا میرود تا نوشتن تفسیر را ادامه دهد و تفسیر سورهء نمل را تکمیل میکند وبعد ازعصر در حالیکه اوراق تفسیر را با خود دارد پایین میاید تا به محفل دوباره بپیوندد ولی پایش میپیچد وبه روی اوراقِ تفسیر وقلمش میافتد وروحش قبض میشود.
وی بسال ۱۹۷۴ میلادی وفات یافته است.
رحمت خدا بر ان عالمِ عامل، فقیه معتدل، ومتکلم مستدل،امام محمد ابو زهره
