No-IMG

از اینجا وآنجا؛ بحران اوکراین

مسلمانان پیش قراول جنگهای نیابتی واصالتی.

با وصفیکه ملامحِ یک توافق صلح میان اوکراین وروسیه در اثر مساعی ترکیه بچشم میخورد، اما سوراخهای دیگری در بوجیی منازعات تباری وهویتی ودینی نمایان میشود،چنانکه تازه ترین مورد بروزِ تنشِ مجددِ نظامی میان ارمنستان وآذربایجان است، آذری ها بر این باور اند که دخالت روسیه صلحی را بر آنان تحمیل کرد که مانع استرداد کامل اراضی از دست رفته شان در ناگورنو قره باغ در سال قبلي شد، آذریها وترکیه آرزو دارند که بتوانند مرز اقلیم نخشیوان را از طریق تبادل اراضی با بدنهء اصلی آذربایجان وصل کنند واین چیزیست که روسها بشدت مانع آن اند زیرا اگر این آرزو محقق شود ترکیه از طریق آذربایجان به دریای خزر وصل خواهد شد.

از سوی دیگر گذارشها  از ورود تقابل مذهبی در بحران روسیه واوکراین خبر میدهند،گفته شده است صدها کشیش ارتودکس اوکراینی جنگ برعلیه روسیه را مقدس شمرده و سلاح بر داشته اند، کشیش بزرگ اوکراین پوتین را عین شیطان توصیف نمود و افزود آنچه پوتین در حق ملت وکلیسای اوکرایین انجام داده است خلاف ادعای وی در خصوص مرجعیت شماری مسیحیت ارتودکس میباشد.

همچنان ارتش اوکراین دو گروه مسلح متشکل از مسلمانان چیچینی وتاتاری را زیر نامهای گروه جوهر دوداییف و گروه مسلمانان آزادی خواه شبه جزیره کریما تشکیل داده است،چیچینی های طرفدار ارتش اوکراین بر علیه چیچینی های طرفدار مسکو میجنگند، همچنان گفته شده است که هم روسها وهم اوکراینی ها مسلمانان سوریایی را برای جنگ استقدام کرده اند.

------

آتش بس موقت عربستان ویمن

حوثیهای یمن اعلان داشتند که برای مدت سه روز عملیات پهبادی وموشکی بر اراضی عربستان سعودی را متوقف خواهند کرد و در صورتیکه عربستان عملیات نظامی خودرا متوقف سازد آنان آماده اند که برای همیش عملیات نظامی خود بر عربستان را متوقف سازند، در پی این اعلان عربستان نیز اعلان نموده است که آتش بسی را به مناسبت ماه رمضان اجرا خواهد کرد و تمامی اعمال نظامی بر اراضی یمن را متوقف خواهد ساخت،مقامات سعودی این اعلان خودرا نه پاسخ به ندای حوثیها بلکه پاسخ به دعوت منشی عمومی شورای همکاری دولت های عربیی خلیج آقای دکتر نایف الحجرف اعلان کرده اند که خواستار  توقف عملیات نظامی  به هدف آماده سازی فضا برای مذاکرات ذات البینی یمنی ها گردیده است.

جوانب درگیر یمن برای مشورت های ذات البینی به ریاض دعوت شده اند ولی حوثیها مشارکت در آن را نپذیرفتند، حوثیها عنوان کرده اند که مذاکرات باید در کشور سومی که بیطرف باشد ودر نزاع دخیل نباشد دائر گردد، آنان همچنان در پاسخ به اعلان آتش بس سعودی گفتند زمانی آتش بس را میتوانند باورکنند که سعودی ها محاصره دریایی  یمن را پایان بخشند.

نا گفته نماند که حوثیها طی مدت های اخیر بعضی تأسیسات دولتی و میدانهای هوایی و پالایشگاه های نفتی و انبارهای نفتی را در سعودی مورد حمله قرار دادند، گرچند بسیاری از حملات موشکی آنان توسط پندافند هوایی سعودی خنثی گردید ولی بعضی آن به هدف رسیده وخسائر هنگفتی را ببار آورد که آخرین آن آتش سوزیی بزرگ در نزدیک شهرجده بود، این حمله در نزدیکی ساحتی که در آن مسابقهء معروفِ موتر دوانی فورمولا ۱ صورت میگرفت رخ داده است، حوثیها چندی قبل حملات مشابهی بر امارات متحد عرب نیز داشتند.

اینکه سعودیها به انجام آتش بس موافقت نموده اند اولین گام معقول را در معضلهء یمن که دامگاه واقعیی انان بود گذاشتند، آرزو برده میشود آتش بس مؤقت هردو کشور به مؤبد تبدیل گردد.

چند سال پیش نیز درچندین تحلیل مرتبط به وضعیت یمن گفته بودیم که غربیها متمثل در امریکا وانگلیس که خودرا سابقه دار استعماری وهمپیمان کنونیی حوزه عربیی خلیج فارس میشمارند در نزاع یمن وسعودی در پس پشت با حوثیها متحد اند ورنه حوثیها وممول انان ایران جرأت راه اندازی حملات در عمق اراضی سعودی را نمیکنند،این حملات به چراغ سبز امریکا صورت میگیرد، وقتی حکومت عربستان از حملات هوایی شدید دو سال قبل استفاده کرد نهادهای غربی موضوع نقض حقوق بشر را پیشکش نمودند پیگیری این موضوع شاهزاده های سعودی واماراتی را که همه دار وندارشان در بانکهای انگلیس وامریکا است وقصرهاي مجلل در شهرهای انجا دارند به نگرانی مواجه ساخت واز ان تاریخ ببعد حملات هوایی ائتلاف سعودی واماراتی بر یمن که قربانیان ملکی بسیار داشت اندکی کاهش یافت ولی متقابلا حملات حوثیها بر اراضی سعودی افزایش یافت.

ممکن چنین سؤال پیدا شود که امریکا که همپیمان اساسیی عربستان است چطور ممکن است برای حوثیها که رابطهء‌نزدیک با ایران دارند چراغ سبز نشان بدهد؟

فراموش نکنیم که غربیها گرچند شدیدا دنبال ترويج فرهنگ لبرالییستی در شبه جزیرهء عرب اند و سکولاریزه سازی را در نسل دوم خانوادهء حاکم سعودی وامارات وبحرین بذر پاشیده اند اما صحنه را چنان مدیریت میکنند که از فرهنگ لبرالیزم فقط مفاسد برای سعودی وامارات باقی بماند واما ازمحاسن ان محروم بمانند، بطور مثال غربیها که مسئلهء بازار آزاد را لازم القبول میدانند وبرای تحمیل آن لشکر کشی میکنند آماده نیستند فائده وسود آن چنان عائد حال دولت های ضعیف گردد که از قید مدیریت بیرون شوند، مثلاَ امارات متحد عرب که کوششهای بی دریغی برای تبعیت غرب بخرچ داد و اعترافش به اسرائیل نیز در همین راستا بود از گزند حملات حوثیها در امان نماند،حملهء محدود حوثیها توانست اقتصاد ان کشور را در عرصهء سرمایه گذاری عقاراتی وبانکی ضربه بزند ورنه امارات تقریبا به مرکز طبقهء مرفه جهان تبدیل گردیده بود، هنرمندها وفتبالیستهای معروفی قصرهای مجلل در جزائر مصنوعی امارات خریده بودند، همینطور پروژهء نیوم عربستان سعودی که حکومت به آن بحیث ایجاد اقتصادِ بدیلِ نفت چشم دوخته اند از چنین سوء نیت غربی مستثنی نخواهد بود.

لهذا اگر مقامات عربستان بتوانند چنین جرأت کنند که نیروهای خود را از یمن که فقط نیم ولایت در اختیار مخالفین حوثیها باقی مانده است بیرون کنند و با حوثیها به توافقی دست یابند که دخالت ایران را از آدرس یمن دور نگهدارد یقینا شهامت کرده اند،سعودیها اگر تعقل کنند با یمنی ها ولوحوثیهای ان میتوانند رابطهء قویتر از رابطهء حوثیها با ایران، برقرار سازند،مخصوصا که بینش تندروانهءمذهبیی که در عربستان بر طبل چنین تقابل میکوبید در اجندای ولیعهد سعودی زین بعد چندان جایگاهی ندارد.

اما اینجا شاید یک سؤال در نزد بعضی ما خطور کند وآن اینکه چرا دست ایران از دخالت و نفوذ در یمن قطع باشد؟

البته نظریهء استقلال دولت ها هر نوع دخالت واعمال نفوذ وگروگان گیری حوادث سیاسی یک مملکت را نا درست میشمارد، با آن هم رقابت های منطقوی که درمرتبهء مابعدِ رقابت های جهانی قرار دارند نوعی از قواعد اعلان ناشده را دارد،این قواعد حکم میکنند که دولت سوم در رقابتی که میان دولت اول ودوم پدید میاید جانب همسایه داری را رعایت کند، بطورمثال حتی مطالبهء مسکو بر بیطرفیی اوکراین زادهء همین قواعد است، گرچند که مسکو در تمسک به چنین قاعده دروغ میگوید،بدبینی پاکستان با افغانستان نیز در چوکات همین قواعد میچرخید.

لهذا نگرانی سعودی از وضع خود در بحرین ویمن بجاست، اما دخالت نظامی به هدف تأمین منافع خود در تعارض میان مقررات ناشی از قواعد اعلان ناشده ومیان قواعد اعلان شده که دخالت های نظامی را بدون اجماع بین المللی ممنوع میشمارد قرار گرفت، ونیز در تصادم با درك اهداف غرب و تصادم بادرك واقعیت تاریخی يمن وجغرافیا نشناسیی یمن قرار گرفت، یمنی که شهرت به جنگ دارد و دخالت نظامی جمال عبدالناصر را نیز به شکست مواجه ساخت.

خلاصة القول سوء استفاده استعماری و دخالت استعماری در امور جوامع اسلامی فقط از طريق یک راه صورت ميابد.

کدام راه؟

راه حماقت جوامع اسلامی.

مثلاَ طی ربع قرن اخیر این همه تقابل سنی وشیعه چه نفعی به رگِ گردن پندیدگان این دو مذهب آورد؟

مثلاَ طی ربع قرن اخیر استقبال از استعمار و استقدام اشغال ها ببهانهء روشنفکری چه روشنیی برای مستقبلین ومستقدمین خود باقی گذاشت،و اشغالگران چه وفایی به تعهدات خود برای کف زنندگان خود نمودند؟

مثلاَ طی ربع قرن اخیر افراط گرایی وتندروی وتحمیل عوام امت بر ظاهرگرایی  وتکفیر وتفسیق مردم بر اساس شکل وشمائل ويا برداشت هاي ضعيف چه آبروی برای این طبقه محتسب  گذاشته است؟ مردمی که در طول وعرض دیار اسلام علی الفطره وعلی العادة مختلف اند.

کدام عقلی به بینش بدویْ، سلیقوی،قبیلوی،چنین طیف قناعت خواهد کرد؟ وکدام کافری حسرتِ از دست دادن عطفوت ورحمت دین مقدس اسلام را خواهد خورد؟

عزیزان غرض ما هم از چنین تبصره ها استخلاصِ نتائج است ورنه اخبار را که خودتان بهتر وبیشتر میشنوید.

بلی این مسائلی است که بعضی میفهمیمْ ومیشرمیم،بعضی نمیفهمیم ومیپنداریم که میفهمیم،بعضی هم نمیفهمیم ونمیخواهیم بفهمیم و فهمیدگان را نا فهم میشماریم.

از حضرت علی کرم الله وجهه است که: (الناس اعداء لما جهلوا)  مردمان دشمن آنچه اند که نمیدانند.  

----- 

در هفتهء قبل بخش عمدهء مصاحبهء ولیعهد عربستان سعودی را نقل کردیم، خوانندهء ان مصاحبه متوجه میشود که ولیعهد چندبار از رجوع به دوران خلفای راشدین نام برده است، بعضی دوستان در قبال این مسئله دچار ابهام گردیدند، درک دلالت این لفظ در سخنان ولیعهد برای درکِ مستقبل فکری ومذهبی عربستان ضروری است، و آن دلالت این است که ولیعهد میخواهد بگوید بعد از دوران خلفای راشدین هزارها مسائل در عرصهء معاملات وسیاست وحقوق پدید آمد، بسیاری این مسائل توسط بینش اجتهادی ویا توسط فقه گرایی و یا توسط روایت گرایی بوجود آمدند پس هیچ کدام اینها برای ما الزامیتی ندارند که در قانون جای گیرند، اگر الزامیتی دارند شخصی میباشد، نه اینکه جامعه بران وادار شوند.

وبه این ترتیب از چنین سخن ولیعهد که برایش گفته شده است چنین بگوید دو مسئله پدید میآید یکی اینکه جوامع مسلمان اگر واقعاَ میخواهند رشد کنند وآنان را کسی تحویل گیرد باید با برخی موروثات که از قطعیت اجماعی برخوردار نیستند درعرصهء سیاست وداع گویند، یعنی سیاست دولت را وقانون دولت را بر مسائل ظنی ومختلف فیه آنگاه که موجب تضییق میشود متوقف نسازند، بلکه عمل به مختلف فیه را شخصی بگذارند، واین جنبهء سخن معقول است ودرست است و به صلاح جوامع است. ومسئلهء دوم اینکه همه موروثات وتولید فقهی اسلامی ببهانهء رجوع به دورهء خلفای راشدین وسپس استدلال بر فعل بر اساس انعدام ان فعل در زمان خلفای راشدین ترک گردد، واین معقول ودرست نیست، زیرا موروثات فقهی وعرفانی اسلامی فی الجمله هویت تاریخی امت را تشکیل میدهند و بسياري ان در عرصهء مقایسه بر بسیاری از تولیدات فکری ملل دیگر ترجیح میابند،اینجاست که  فقه مقاصد شرعی از ضروریات بلکه از واجبات امت مسلمان میباشد، بر اساس همین فقه مقاصدی میشود با سیاست، با اقتصاد، با هنر، با حقوق شهروندی اعم از زن ومرد، داد وستد داشت، ولی این فقه مقاصدی فقط در دیاری میروید که اهالی آن دیار معنای فرهنگ وتمدن را میدانند.

خلاصة القول آنچه پروسهء تغییر در سعودی را تقویت میکند وکار ولیعهد سعودی را آسان میسازد جمود وانغلاق بینش مذهبی حاکم در آن دیار بود، ولی نکته اینکه حتی همان جمود وانغلاق وهابی یا سلفی به این مرحله نرسید که قشر اناث را از تعلیم وکار منع کند..

----

بسیاری از مسلمانان نیاز دارند تا پیش از اینکه به سراغ مسائل شرعی بروند به سراغ بستر فرهنگیی خود نیز بروند، تا غبار افکار قبیلوی وبدوی خودرا نزدایند مسائل شرعی را فهم نخواهند کرد واعراف خودرا بجای حکم شرعی تاج گذاری خواهند کرد.

ولله فی خلقه شئون.

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک