No-IMG

از اینجا وآنجا؛ عربستان سعودی

در اوائل ماه مارچ جاری مجلهء معروف وقدیمیی امریکایی د اتلانتیک the atlanticمصاحبهء با ولیعهد عربستان سعودی شاهزاده محمد ابن سلمان انجام داد، این مصاحبه که أًفقِ اجتماعی عربستان سعودی را از زبان فردی که اسماً درمقام دومِ این مملکت مهم محسوب میشود و درحقیقت فرد اول مملکت است واضح تر نمایان میسازد دلالت های مهم خودرا دارد،دلالت های که مسلمانان گرچند تابع دولتهای جداگانهء باشندولی بی تأثیر وبی تأثر از چنین أفق اجتماعی کشوریکه قبله وروضه شان در ان است نخواهند ماند، این مصاحبه تبصره های زیادی را در پی داشت، وحتما رسانه های متن کامل انرا به فارسی نشر کرده باشند ولی من به منظور اشارت به چنین دلالت ها وبرای اینکه دراز هم نشود قسمت های عمدهء ازان مصاحبه را اینجا ترجمه کرده ام وبسیار کوتاه پیرامون بعضی نقاط توضیحاتی در میان دو قوس درج کرده ام.

البته متن کامل مصاحبه را از سایت خبریی عربیی سی ان ان گرفتم.

خبرنگار:

از سال ۲۰۱۹ به اینسو به عربستان رفت آمد دارم ودرهربارتغییراتی را ملاحظه میکنم و ترقی بیشتر را مشاهده میکنم، ما داریم به سال ۲۰۳۰ نزدیک میشویم و کشور شبیهِ دبی شده است وتا جایی حتی شبیه امریکا شده است،آیا فکر میکنید که سعودی وضع خودرا تغییر میدهد ومانند بقیه جهان میشود؟

( خوانندهء زیرک شاید غرض آلودیی سؤال را از لحن آن درک کند).

ولیعهد:

ما نمیکوشیم که مانند دبی یا امریکا باشیم، بلکه میکوشیم بر پایهء امکانات اقتصادی وفرهنگی وبر اساس مرام ملت سعودی وتاریخ خودمان رشد کنیم، از این جهت نسخه سازی از جاهای دیگر نمی کنیم، بلکه میکوشیم چیزی از خود برای جهان اضافه کنیم ...( ولیعهد نام از پروژه های اقتصادی وفرهنگی که انجام داده میبرد)

خبرنگار:

آیا میشود کشور را تا سطحی رشد بدهید که هویت اسلامی عربستان سعودی ضعیف گردد؟

ولیعهد:

همه دولت های جهان بر سلسله اعتقاداتی – باورها- متکی هستند، بطور مثال امریکا بر باورهای دمکراسی، آزادی، بازار آزاد، وغیره استوار است،ملت ها نیز براساس همچو باورها متحد میشوند،ولی اگر سؤال را اینطور طرح کنی که آیا همه دمکراسی ها خوب اند،وآیا همه دمکراسی ها سودمند اند؟  جواب قطعاً این خواهد بود که نه.

دولت ما بر اسلام استوار است،بر فرهنگ قبائلی استوار است،بر فرهنگ منطقه استوار است، بر فرهنگ شهر استوار است،بر فرهنگ عربی استوار است، بر فرهنگ سعودی استوار است، و بر اعتقادیات خود استوار است، جمعاً این مسائل روح جامعهء مارا تشکیل میدهند واگر اینها را کنار بگذاریم  کشور فرو میپاشد، وقتی این سؤال مهم مطرح میشود که چطور عربستان سعودی را در مسیر درست قرار دهیم؟ عین سوال برای امریکا نیز متوجه میشود که چطور میشود دمکراسی وبازارهای آزاد وآزادی را در مسیر درست قرار داد؟

ازاین لحاظ ما از اهمیتِ معتقدات خود نمی کاهیم زیرا که روح ماست، و مسجد الحرام درعربستان است وکسی نمیتواند آن را زائل سازد،  وما بدون شک در قبال مسجد الحرام مسئولیت همیشگی داریم (این بخش متعلق به مسجدالحرام دلالت ویژهء خود را دارد، چون من چند سال قبل گفته بودم ممکن حکومت سعودی وضع خاصی فقط برای مکه ومدینه تعیین کند

خبرنگار:

ولی فکر میکنم شاید با من همنظر باشید که شیوه که اکنون در نشر اسلام معتدل جریان دارد از شیوهء که در سال ۱۹۸۳ کسیکه همین منصب شمارا متصدی بود فرق دارد( از ۱۹۸۲ تا ۲۰۰۵ شاه عبدالله بن عبدالعزیز متصدی این منصب بود).

ولیعهد:

اصطلاح اسلام معتدل شاید باعث خوشنودی تندروان ودهشت افگنان شود، زیرا وقتی اسلام معتدل بگوییم اینطور میرساند که عربستان سعودی و بقیه ممالک دیگر دارند چیزی جدیدی بنام اسلام میآرند.

ما به آموزه های حقیقیی اسلام که پیامبر اسلام وچهار خلیفهء راشدِ وی بران بودند برمیگردیم، آنان مجتمعاتی باز و صلحجو داشتند،در میان آنان عیسوی، یهودی زندگی میکرد، آموزه های آنان برای ما آموخت که به همه فرهنگ ها وادیان با چشم پوشی احترام بگذاریم،واین آموزه ها الگو بودند،ما اکنون به ریشه ها بر میگردیم،به چیز حقیقی بر میگردیم،افراطیون دین را ربودند وانرا مطابق خواست ومرام خود دست کاری کردند،آنان میکوشند تا اسلام را مردم از عینک آنان ببینند،مشکل این است که کسی که با آنان با قاطعیت بحث کند و با جدیت برخورد کند نیست،واین باعث شده است که  انان چه در میان جامعهء سنی چه در میان جامعهء شیعی فرصت مناسب برای نشر افکار تندروانهء خود بیابند.

خبرنگار:

کسانی ازمؤسسهء دینی در همینجا گفتند: این افراط گرایی زادهء تأثیرات جماعتِ اخوان الملسمین بوده است که در دهه های ۶۰و۷۰قرن بیست حضور داشتند، ولی از وجود طیفِ محافظه کار سعودی نیز نمیشود انکار کرد که وجود دارند،اینان نیز تاثیر در رشد افراط گرایی داشتند،وقتی شما میگویید ما از تأثیر خارجی گروه اخوان المسلمین خلاصی میابیم، پس عکس العمل  شما در مقابل عنصر افراط گرایی خود جامعه سعودی چیست؟

ولیعهد:

جماعت اخوان المسلمین نقش بزرگ وفعال در ایجاد تندروی داشته است،بعضی آنها مانند پلی بودند که به افراطگرایی میکشاند، وقتی با آنان صحبت میکنی تندرو معلوم نمیشوند ولی آنان دست شمارا به سوی افراطگرایی میبرند،بطور مثال اسامه بن لادن  وظواهری اعضای اخوان المسلمین بودند،رهبر تنظیم داعش از جملهء اخوان المسلمین بود،اینجاست که این جماعت ابزار قویی برای  ساخت تندروی در دهه های گذشته محسوب میشود،ولی همه تندروی موقوف به آنان نیست،بلکه مجموعی از رویدادهای دیگر نیز هستند که باعث شدند،نه فقط در جهان اسلام،بلکه حتی امریکا با راه اندازی جنگ در عراق برای تندروان مساحت داد،همچنان بعضی تندروان در سعودی تابع جماعت اخوان نیستند،مخصوصا بعد از انقلاب ۱۹۷۹ ایران  وسپس تلاش تسلط بر مسجد الحرام نقش در این راستا ایفا کردند.

(انتساب بن لادن وظواهری به جماعت اخوان حقیقت ندارد، این هردو منهج واضح خودرا داشتند ومخالفت های صریح خود با اخوان را داشتند وتنظیم خودرا داشتند،مخصوصا ظواهری در مملکت خود ولو بطور غیابی از آدرس تنظیم خاص خود محاکمه شد،اما طیف سکولر وپان قومیست عرب که در تقابل با بینش اسلامگرایی قرار داشتند همواره فکر اخوان المسلمین در داشتن یک اتحاد ذات البینی ممالک اسلامی را که بر اصول شرع استوار باشد ومتاثر از استعمار غرب وشرق نباشد مادر فکر گروه های که عمدا یا سهوا یا جهالتاً یا خیانتاَ مرتکب خشونت با جوامع خود شدند میشمارند،اما نسبت دادن رهبر داعش به اخوان عجیبتر،لهذا این سخن ولیعهد نشاید که ناشی از نادانی وی باشد بلکه تکرار عبارتیست که دلالت خودرا دارد).

اما در خصوص شیخ محمدبن عبدالوهاب- ادامهء سخن ولیعهد-  او مانند بقیه دعوت گران است،او پیامبر نبود،بلکه فقط یک دعوتگر بود  و از ضمن آن عده سیاسیون ونظامیون بود که برای دولت اول سعودی کار کردند.

مشکلی که آنزمان در جزیرهء عرب وجود داشت این بود که فقط همین شاگردان شیخ محمد بن عبدالوهاب بودند که خواندن ونوشتن را بلد بودند وتاریخ هم از منظور آنان نوشته شد وتندروان هم ازان سوء استفاده کردند،ولی من مطمئن هستم اگر شیخ محمدابن عبدالوهاب  وشیخ عبدالعزیزابن باز وبقیه مشایخ دیگر اکنون زنده میبودند در رأس کسانی قرارمیگرفتند که با این گروه های دهشت افگن میجنگند، مشکل داعش این است که شخصیت سعودیی را که زنده باشد بحیث الگو نمی پذیرد ولی وقتی آن شخصیت وفات کرد، سخنان اورا میبرند و خارج از سیاق استفاده میبرند.(این سخن که نوشتن وخواندن را فقط شاگردان شیخ محمد ابن عبدالوهاب بلد بودند حرف عجیبست،ورنه جامعهء سعودی در ان زمان پر از علماء و قراء و کتباء بود،اگر منظور وی دورهء پسا تسلط دولت سعودی بر شبه جزیرهء عرب باشد ممکن است، زیرا ان زمان مدرسهء شیخ محمدابن عبدالوهاب وشاگردانش رقباء را جذف کرده بودند). 

شیخ محمدابن عبدالوهاب عبارت از سعودی نیست،سعودی دارای مذهب سنی وشیعی است  ودر مذهب سنی چهار مذهب وجود دارد  ودر مذهب شیعی مذاهب بسیار دیگر وجود دارد  وهمهء اینها در کمیته های شرعی تمثیل دارند وهیچ کسی اجازه ترویج برای یک مذهب خاص را ندارد تا آن مذهب خاص را نمایندهء تعریف دین در عربستان سعودی بسازد.

شاید این در سابق رخ داده بود که اسبابش را نیز برایت گفتم، مخصوصا در دههء هشتاد ونود قرن گذشته،ولی ما اکنون آن را در اتجاه درست قرار میدهیم،ما بر میگردیم به اسلام قدیمی، اسلام پاک،تا مطمئن شویم که روح سعودی استوار بر اسلام، بر قبیله، بر فرهنگ شهر، و فرهنگ منطقه  در خدمت دولت قرار میگیرد ودر خدمت ملت قرار میگیرد  ودر خدمت منطقه وجهان قرار میگیرد، ومارا بسوی رشد اقتصادی میکشاند،واین چیزی بود که در پنج سال اخیر نمایان گردید، من نمیگویم بر میگردیم بلکه ما بر گشته ایم،اگر این سخنان را در ۲۰۱۶ میگفتم میگفتید که ولیعهد فرضیه سنجی میکند ولی حالا میبینید که ما عمل کردیم.

خبرنگار:

در دفعهء قبل برای ما از تلاشت برای شنیدن احساس ها وخواسته های مردم سعودی گفتید، از این گفتید که چقدر منفعتی در تغییر دارند،معلوم میشود هنوز به خط فرجامی نرسیده اید وتغییری که در نظر دارید محقق نشده است، میشود بگویید تا کدام انداز نزدیک شده اید؟

ولیعهد:

اگر من از خط نهائی بگویم پس من رهبر زشتی خواهم بود، خط فرجامی ونهائی دور است،آنچه برماست دویدن است، ما باید هر لحظه در دوش باشیم.

خبرنگار:

ولی آیا حدی وجود دارد؟ مثلا من میتوانم ان چیزهای که در امریکا مطابق قانون میتوانم انجام دهم اینجا نیز انجام دهم؟ ویا بنا براینکه اینجا دولت اسلامی است حد معینی وجود دارد؟

ولیعهد:

 از منظور اجتماعی منظورت است؟

خبرنگار:

بلی بطور مثال گفتم.

ولیعهد:

 در اسلام بعضی اموری است که برای مسلمان حرام است  وخداوند جزای برای آن تعیین کرده است وچیزهای دیگری هم است که برای آن جزا تعیین نکرده است ورازی میان بنده وخدا میباشد،اما اگر بیگانه باشی آموزه های اسلام بر تو تطبیق نمیشود، اگر بیگانه یا حتی مسافری باشی که از طریق عربستان سفر کنی  حق داری مطابق باورهای خود کاری که میخواهی انجام دهی،ولی درچوکات نظم . واین عیناً همان چیزی بود که در زمان پیامبر وخلفای راشدین رخ میداد،آنان قوانین اجتماعی را بر غیرمسلمانان تطبیق نکردند وفرقی در ان میان شهروند وبیگانه نگذاشتند.

خبر نگار:

شناخت دقیق شما از شریعت اسلامی در میان حکام آل سعود بی نظیر است وموضع گیری شما بسیار مدرن است ولی در میان علماء مسلمان رواج ندارد، آیا در آینده شاهد خواهیم بود که حکام سعودی خودشان اعتنای شخصی نموده ومتصدی مسائل شریعت اسلامی شوند؟ چونکه در سابق متولیان دینی متصدی این کار بودند.

ولیعهد:

در شریعت اسلامی ولی امر-حاکم- رأس موسسهء اسلامی  میباشد،تصمیم نهائی در مورد فتوی ها از مفتی نیست بلکه از سوی شاه است( البته این همان مرحلهء ضرورتی است که انفاذ امارت متغلب یازورمند برای دفع فتنه نامیده شده است،وشیوهء مطلوب نیست، ورنه حاکم به تنهایی همه کاره نیست بلکه مکلف به متابعت از نص است، واین نص توسط اهل حل وعقد تفسیر میشود، وچیزی بنام متولیان دینی وجود ندارد،بلکه علماء دین وجود دارد واین علماء بخشی از این اهل حل وعقد هستند نه همهء آن، چنانکه تفصیل این مسائل در کتب کلام وکتب افکار اسلامی درج است)

پس –ادامه سخن ولیعهد- مفتی وهیئت افتا برای شاه مشورت میدهد ولی در آموزه های اسلامی  حاکم فیصلهء فرجامی را دارد وبر همین بیعت شده است، بلی آنان میتوانند بحث کنند دلیل بیاورند واز آموزه های اسلامی دلیل بیاورند،از زمان رسول از زمان خلفاء راشدین دلیل بیاورند،باید قرآن را تدبر کنی  وباید در خصوص حدیث غور کنی تا به مقصد برسی،وسپس مطمئن باشی که مردم آمادگی قبول چنین فتوی را دارند.

خبرنگار:

شنیدم که از اهمیت حدیث متواتر میگویی  ما معمولا این سطح از تعمق وارزیابی را در ولیعهد یا شاه شاهد نبوده ایم.

ولیعهد:

این منبع اساسی انقسام در جهان اسلام گردیده است،تندروان وبقیه مسلمانان از همین نقطه تفکیک میشوند،  ده ها هزار حدیث وجود دارد که اکثریت این احادیث ثابت نیستند،ولی بسیاری از ان برای توجیه اعمال خود استفاده میبرند،مثلا داعش والقاعده احادیث بسیار ضعیف را برای اثبات مدعای خود استفاده میبرند.

خدا در قران ما رابه پیروی آموزه های رسول امر میکند،مردمان قرآن را مینوشتند واحادیث را مینوشتند پیامبر آنان را در ابتدای اسلام  امر کرد که  احادیث را ننویسند تا با قرآن نیامیزد،ازاین جهت وقتی به حدیث استناد میکنیم باید بسیار محتاط باشیم،همین است که احادیث سه بخش شده اند:

یکی متواتر است که انرا بسیار مردم از پیامبر شنیدند و توثیق شده است واین احادیث قوی محسوب میشوند و تعداد ان تقریبا صد حدیث است.

دوم، احادیث آحاد است که شخص اول از پیامبر وشخصی دوم از اول شنیده و شخص سوم از دوم شنیده وبا چنین شیوه به سرحد توثیق رسیده است، این نوع احادیث را که خبر واحد میگویند جستجو میکنیم که آیا با آموزه های قران ویا آموزه های حدیث متواتر همخوانی دارد یا ندارد وبراساس همان ازان استفاده میبریم.

سوم چیزی بنام خبر داریم که منسوب به شنیدن از پیامبر است واز این نوع اخبار ده ها هزار داریم  وهیچ نیازی نیست که استفاده شوند، مگر در یک صورت وآن اینکه دو انتخاب داری که هردویش خوب است، آن وقت ازان خبر به تایید یکی استفاده میبری انهم مشروط براینکه به منفعت مردم باشد، وما دقیقا همین را میخواهیم انتشار دهیم  تا جهان اسلام را در بارهء استفاده از احادیث متوجه بسازیم،ما اکنون در مراحل پایانیی این کار قرار داریم  وشاید در ظرف دوسال دیگر این کار را تمام کنیم،ما فقط به توثیق احادیث به طریق درست ومعقول روی آورده ایم.

خبرنگار: آیا در بارهء موسیقی با شما جنجال میکنند؟.(البته خبرنگار این را در سوال های فرجامی ودر اثنای توصیف ولیعهد از خود وموسیقی شنوی وی ، میکند)

ولیعهد:

بلی میکنند وما هم جنجال میکنیم  وباز به آموزه های قدیم اسلام رجوع میکنیم میبینیم که یک موضوع متفق علیه نیست، و حتی اگر متفق علیه باشد ما در آموزه های خود داریم که ضرورت ها ممنوعه هارا را تا سرحدی مباح میسازد. ( خلاف فقهی در مورد موسیقی متعلق به موسیقیی است که دارای کلمات مجون نباشد واز نماز منع نکند وآمیخته با منکرات نباشد، ولی در موسیقی های که آمیخته با منکرات باشد خلافی نیست که حرام است، ودولت حق ترویج انرا ندارد، ولی حق دخالت در حریم خصوصی را ببهانه منع آن نیز ندارد، اما در سعودی مشکل این است که کمیتهء برای ترویج این ساخته شده است که هیئة الترفیه نامیده میشود

خبرنگار:

سعودی از جزای اعدام بسیار استفاده میبرد، وبسیار انتقاد میشنود، قطع دست نیز دارید،ومجازات های دیگر نیز دارید که مطابق شریعت اند، آیا میخواهید همه این جزاها را کنار بگذارید؟

ولیعهد:

 در خصوص اعدام،همه اعدامهارا پایان بخشیدیم به جز یک حالت که در قرآن ذکر است، وما نمیتوانیم انرا تغییر بدهیم  وآن همان قصاص است که خانوادهء مقتول حق دارد بکشد یا ببخشد که البته باید بعد از رفع دعوی در محکمه صورت گیرد ( ولی دو هفته بعد از همین مصاحبه ۸۱ نفر به اتهام ارتکاب جرم تخریب ودهشت افگنی اعدام شدند).

خبرنگار:

آیا شاهی مشروطه در آیندهء عربستان جا دارد؟

ولیعهد:

نه ندارد،سعودی بر اساس شاهی مطلق تاسیس یافته است، ولی شاهی مطلق آن چنان نیست که شاه صبح از خواب برخاست هرچه دلش خواست کند.

خبرنگار:

اختلاف با قطر؟

ولیعهد:

جنجال فامیلی بود.

خبرنگار:

صدر اعظم اسرائیل در این اواخر بازدیدی از ابوظبی انجام داد، آیا عربستان نیز مسیر آن دولتهای عربیی را تعقیب خواهد کرد که اسرائیل را به رسمیت شناختند؟

ولیعهد:((در جواب این سوال میگوید هر دولت عضو شورای همکاریی خلیج در تصمیم خودکه ضرر به دیگر نرساند ازاد است)  ما آرزو داریم مشکل فلسطنیان واسرائلیان حل شود ما به اسرائیل حیث دشمن نمی بینیم بلکه انان را بحیث جهتی میبینیم که احتمالا نظر به منافع مشترکی همپیمان شویم، ولی قبل از ان مرحله،باید بعضی قضایا حل گردد.

خبرنگار:

آیا افکار دمکراسی و شاهی مشروطه ذهن شخص شمارا جلب کرده است؟

ولیعهد:

بلی کرده است ولی هرکدام جای خودرا دارد،دمکراسی در امریکا زیباست، این دمکراسی انجا دولت بزرگ واقتصاد بزرگی ساخته است وما هم اینجا شرائط خودرا داریم و اقتصاد وترقیی خودرا داریم، امریکا هم صد سال قبل حالت رقتباری داشت، ولی............

تبصرهء کوتاه

البته با وصف این همه یک بخشی از تقابل مذهبی در عربستان بر علیه بینش تصوفی باقی خواهد ماند وبر همین اساس ائتلاف قدیم خانوادهء حاکم عربستان واتباع مدرسهء محمدابن عبدالوهاب در سرحد محدودی باقی خواهد ماند که نمایندگی از ان را جناحی موسوم به مدخلیه میکنند این مدخلیه بیشتر از اینکه علماء بیطرف باشند عنصر پلیس هستند، لهذا فرهنگ هدم قبور وتقابل افرینی از ان ادرس باقی خواهد ماند،منتها عرصه های فروان دیگری خواهد بود که سعودی دران جامه بدل خواهد کرد، وبدون شک بینش افراطی تنزل خواهد کرد ولی اینکه جای این تنزل افراطی را بینش تفریطی خواهد گرفت بعید نیست،ما ارزو ميبريم كه دفع افراط به قبول تفريط تعويض نشود،وجان سخن اینکه خانوادهء حاکم سعودی برای لقمهء نان و حد اقل راضی نگهداشتن مردم خود از هیچ ابزاری وائتلافی وتحولی دریغ نمیکنند،واين را هوشمندي سياسي مينامند،اینجاست که جهان غرب ونهادهای استعماریی تنصیری باید ساحت دیگری را بحیث جایگاه تولید افراطگرایی وانگشت نما ساختن اسلام بحیث دین بیچاره در علاج قضایا بلکه بحران افرین انتخاب کنند که کرده اند، پس ملت های که میخواهند فخر فروشی کنند متوجه باشند که ازاین پلان در امان بمانند،ووعدهء ترامپ را که كشور ما را به دانشگاه هاروارد افراطگرایی تشبیه داده بود عملی نسازند.والله المستعان.

----

عجائبات

کمپنیی که موتر هامر را میسازد وشبیه بیردم است به فرمایش امیر امارات متحد عرب نسخهء شخصیی از هامر ساخته است که ۶متر ارتفاع و۱۴ متر طول دارد،یعنی سرمایه داری سفاهت میافریند.

همچنان از عجائبات اینکه در کویت یک خادمهء هندی مدت یکسال تمام برای خانوادهء که کار میکرده است مواد غائطهء خودرا در غذای انان میافزوده وگرم تقدیم میداشته است،بنا به گذارش الانباء کویت اهالی خانه بسیار اوقات طعم مختلفی را در غذا ملاحظه میکردند تا اینکه کامیره نصب نمودند وحقیقت را ضبط کردند وبه چشم سر دیدند، پلیس خادمه را گرفتار ووی در تحقیقات گفته که این کار را به قصد انتقام میکرده است چون ان خانواده با داشتن چنان ثروت جای خواب او.را در بالای منزل تعیین کرده بودند، انتقام چه قهرمانیی میافریند.

واز همه عجیبتر اینکه کشور موزمبیق در سال اول تحصیلی دروازهء مکتب را برای هزاران دختر دانش اموز مسدود اعلان میکند،هزاران دختر شبی را با اشک بر بالین سپری کردند وملیونها اهالی موزمبیق شریف در تحسر بسر بردند، وقتی عمک ذکرالدین شنید گفت بچم میشود که حکومت موزمبیق این کار را بحیث تحفهء نوروزی سال نو در قالب انتقام  داده باشد.

با معذرت از ملت وحكومت موزمبیق.

شعري از شاعر موزمبيقي واتسو كمارا

منجم گفت دیدم طالعت را

دروغی گفت من طالع ندارم

تا یک اینجا وآنجای دیگر خدا نگهدار

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک