حکمتیار: دين و مذهب را در جامعه غربى چنين مى يابيم
از نظر قرآن و تمامى كتب الهى؛ به شمول تورات، انجيل و زبور؛ شيطان سمبول شر، فساد، جنگ افروزى، دشمنى و عداوت با انسان و انسانيت است؛ تمامى زشتى ها، بدى ها و فساد ها به شيطان منسوب گرديده؛ قرآن دو گروه را به نام شيطان ياد كرده: 1- شيطان نوع جنى و 2- شيطان در چهره انسان؛
انسان از نخستين روز پيدايشش دو محرك خير و شر درون ذاتى دارد؛ نفس مطمئنه و نفس اماره بالسوء؛ و دو قرين برون ذاتى دارد؛ به نام فرشته و شيطان.
قرينى از فرشته ها؛ رهنما و مشوق او به سوى نيكويى ها است؛ و قرينى از جنس شيطان او را به زشتى و بدى مى گمارد و از حسنى و نيكى باز مى دارد، دشمن سوگند خورده انسان كه مصمم است در هر گامى برايش در كمين بنشيند، از چپ و راست زير ضربات خود بگيرد، از راه راست منحرفش كند، زشتى ها و بدى ها را برايش زيبا جلوه دهد، انسان را به جنگ و ستيز عليه فطرت خود؛ و سنن الهى در آفرينش فرامىخواند.
آن چه را دين به ضرر انسان مى خواند؛ و آن را تحريم نموده؛ اگر به ذاتش مربوط است يا به اجتماعش، اگر در رابطه به قضاياى اقتصادى و اجتماعى اش پيوندى دارد و يا به امور اخلاقى و سلوكى اش؛ اگر به نظام سياسى و اجتماعى مربوط است و يا به امور اعتقادى و فكرى؛ شيطان نه تنها حرمتش را نمى پذيرد و آن را به ضرر و زيان انسان نمى پندارد؛ بلكه آن را موجب (خلود و دوام) و باعث (ارتقاء و تعالى) مى داند؛ آن چه از ديدگاه دين منفور و مكروه است و انسان را از آن منع مى كند؛ شيطان آن را براى انسان مزين و زيبا جلوه مى دهد و به آن متمايل مى سازد.
در هر سر زمينى كه يكى از اين دو شيطان مسلط باشد؛ وضع را چنين خواهى يافت:
1- نيروهاى جنگ افروز و عاملين شر و فساد بر آن حكومت مى كند. هدف شان از جنگ افروزى نه تنها جاه طلبى و تحميل سلطه بر ديگران است؛ بلكه براى فروش تجهيزات نظامى و مصنوعات و توليدات داخلى اش؛ خواهان داشتن ماركيت و بازار بوده و براى همين هدف شوم؛ آتش جنگ هاى سرد و گرم را مى افروزند.
2- مبانى اقتصادى جامعه اش بر سود، احتكار، انحصار، قمار، رشوت، غارت، حمايت از ثروتمندان، استفاده ناجائز و ظالمانه از نيازمندى و احتياج طبقه نادار، بينوا و مستمند، تمركز ثروت در دست معدودى از طبقه حاكم، محروميت اكثريت جامعه از ضرورى ترين نياز هاى انسانى.
اعلانات دروغين و فريبنده تجارتي، حتى استفاده از جمال و زيبايى زن و صداى جذاب و محركش غرض جلب مشترى؛ مشروعيت بخشيدن به هر كار و عمل هر چند غير اخلاقى و غير انسانى؛ در راستاى كسب ثروت، حتى خودفروشى و عرضه عفت، از طريق مراكز رسمى فحشاء و استفاده از برنامه هاى تلويزيونى و پخش سريال هاى مبتذل و گنده، و جائز شمردن تمامى آن چه در هر دين الهى تحريم شده؛ و هر انسانى شريف آن را كار زشت، خلاف فطرت انسانى، ظالمانه و شيطانى مى خواند.
4- مبانى سياسى و اجتماعى اين انظام همواره چنين خواهد بود:
• نظام طبقاتى و قبيلوى و سلطه يك قوم و قبيله؛ و تضمين و تحميل برترى طبقه و قبيله حاكم بر طبقه محكوم.
• سلطه ثروتمندان جامعه و حمايت از منافع آنان به قيمت صدمه و زيان به منافع و حقوق اكثريت فقير.
• شورى هاى انتصابى و احياناً و به دليل فشارهاى داخلى و خارجى؛ برگزارى انتخابات جعلى و پر از تقلب.
• جنگ سرد و گرم؛ علنى و مخفى؛ براى رسيدن به قدرت و حذف حريف و رقيب قومى و سياسى.
• تأمين پيروزى كسى كه امكانات مالى و تبليغاتى اش بيشتر است و حاميان بيرونى اش نيرومند و مسلط بر وسائل تبليغاتى.
5- جامعه تحت سلطه شياطين جنى و انسى را از ناحيه وضعيت و نهاد هاى فرهنگى چنين خواهى يافت:
• روابط آزاد و بى رويه جنسى و حذف تمامى سنن، حدود و ضوابط اخلاقى و مذهبى كه اين روابط را تنظيم مى كند و در محدوده قانون قرار مى دهد.
• تشويق و ترغيب مردم به شراب و هر چه انسان را از حالت طبيعى اش مى كشد و مست و مخمور مى سازد، به صحتش صدمه مى زند؛ به كارهايى واميدارد كه در حالت نورمال و طبيعى از آن نفرت دارد و اكثراً به عبور از مرزهاى اخلاقى و انسانى منتج مى شود و درگيرى ها را باعث مى شود. اكثر درگيرى ها ميان انسان ها و حيوانات و پرندگان؛ يكى از عوامل عمده اش همين است. در كشور هاى غربى بيشترين درگيرى ها و قتل ها از تجاوزات جنسى مايه مى گيرد؛ تجاوزات جنسى در يكى از پايتخت هاى كشور هاى غربى؛ بيش از چندين كشور آسيايى در مجموع است. در روايات نيز آمده است: در سرزمينى كه زنا عام شود؛ قتلها در آن عام مى شود.
• تشويق به موسيقى؛ آن هم موسيقى مست و توأم با اشعار و سرودهاى شهوت بر انگيز؛ كه مرد را به خيانت به همسرش و زن را به خيانت به شوهر و فرزندانش واميدارد؛ بنياد خانواده را متلاشى مى كند.
• پاى كوبى ها و رقص هاى مختلط، نيمه برهنه، با آرايش غليظ؛ توأم با موسيقى مست؛ و در حالت نشه؛ نتيجه اش نيز همان كه امروز در جامعه غربى شاهدش هستيم؛ خانواده و علاقه به تشكيل خانواده؛ در حال انقراض و متلاشى شدن است؛ كارش از حد همجنسگرايى نيز عبور كرده.
• ورزش؛ اين ضرورت انسانى و ضامن صحت و سلامتى انسان؛ نيز به وسيله اى تجارتى و كسب ثروت؛ در دست ثروتمندان تبديل شده؛ بازيگران اين عرصه نيز به خريد و فروش گذاشته مى شوند؛ بر مشاهده مسابقه هاى ورزشى هم پول اخذ مى شود و هم تكس تأديه مى شود. ورزش، موسيقى، رقص ها و پاى كوبى ها چنان عموميت يافته كه به بيان قرآن؛ به دين و مذهب شان تبديل شده: اتخذوا دينهم لهوا و لعبا: لهو و لعب را دين خود گرفته اند!!
4- دين و مذهب را در جامعه غربى چنين مى يابيم:
• باور و اعتقاد به خرافات مضحك و مسخره.
• عيسى را خداى اصلى، يكى از سه خدا و فرزند خدا گرفته اند. كه همزمان نمى توان عيسى را هم خدا پنداشت و هم فرزند خدا و هم يكى از سه خدا: خداى پدر، خداى پسر و خداى مادر (يا روح القدس).
• باور بر اين كه خدا خواست در سيماى عيسى به زمين فرود آيد، به صليب كشيده شود؛ تا خونش فديه تمامى گناهان مسيحيان شود!! عجيب است؛ آفريدگار زمين و آسمان و اين كائنات عظيم و بى انتهاء؛ را خواسته اند چنين تمثيل كنند؛ از آسمان به زمين آمد؛ در رحم مادر جا گرفت؛ چون طفلى تولد شد و به دنيا آمد؛ دو سال مادرش به او شير داد؛ شستشو كرد؛ به غذا و خوردنى و نوشيدنى ضرورت داشت، از سوى پيشوايان مذهبى يهود دستگير و به رومى ها سپرده شد، به زندان رفت؛ معتقد اند كه او را به صليب كشيدند... اين همه براى آن كه خونش فديه اى باشد براى نجات مسيحيانش!!!
• چند حركت شكلى بى محتوى و خيلى مضحك و مسخره؛ به نام عبادات دينى!!
• تشبيه خدا به انسان؛ و اين اعتقاد كه خدا؛ انسان را شبيه صورت خود آفريده؛ از گل مجسمه اش را ساخته، برخى از روح خود را در او دميده، زنده شد؛ خواست همسرى از حيوانات براى خود انتخاب كند؛ اما همسر مورد پسندش را ميان آنها نيافت، به خواب رفت، خدايش از قبرغه چپ او و در نتيجه عمليات جراحى؛ همسرى برايش آفريد و چون بيدار شد؛ آن را پسنديد و گفت: اين از جنس خودم است!!
• باور به اين كه فقط غسل تعميد؛ به دست كشيش، و خوردن لقمه اى از دست او براى نجات و مسيحى شدنش كافى است.
• خريد و فروش سند بهشت.
• باور به پيشگويى هاى مسخره اى كه در تورات و انجيل و مجموعه آن ها؛ بايبل آمده.
• كشيش را نماينده خدا و مسيح گرفتن، سهم خدا را به او سپردن، اسناد بهشت را از او با پول خريدن، و از اين طريق اسباب زندگى مرفه و آرام را براى صدها هزار كشيش و راهب مفتخوار فراهم كردن. در اسلام حق خدا در ثروت و دارايى مؤمنان به مسكينان تعلق مى گيرد؛ نه به فرقه خاص مذهبى.
• انتظار به عودت مجدد مسيح عليه السلام و تسلط مسيحيان بر تمامى جهان.
اگر هر بخش نظام هاى غربى را در روشنائى رهنمود هاى قرآن به بررسى بگيريد؛ و در كنار خصلت هايى بگذاريد كه قرآن به شيطان منسوب كرده، حتماً و به زودى به اين نتيجه خواهيد رسيد كه نظام هاى غربى از نظامى كاپى شده كه شيطان مى خواهد. اگر شيطان مى توانست در سر زمينى حكومتى بر پا كند؛ كاملاً شبيه به نظام هاى غربى خواهد بود!!!
