هشت ماه مارچ به عنوان روز زن تعیین گردیده و درمحافل بین المللی تجلیل میگردد
کوتاه عرض دارم که تعبیرِ (محافل بین المللی) یک تعبیرِعام از عرفِ حقوقیی واجتماعی سائد در دنیای ما میباشد، و بدون شک در دنیای ما اعراف مختلفی رائج اند ولی آنچه همه عقلای جهان بر ان متفق اند این است که این اعراف نباید حق انسان در داشتن یک زندگی کریمانه را سلب کند و حق انسان در استفاده از حقوق طبیعی را نقض کند،همین است که همه ممالک جهان این روز را به حیث روزی که نمادی از مسئولیت پذیری حکومت ها در قبال قضایای زنان باشد میشناسند و آن قضایا از مسائل تعلیم تا مسائل حفظ الصحة را شامل میشود.
ممالک مسلمان نشین از درکِ اهمیتِ حقانیتِ چنین قضیه نیز غائب نمانده اند، تقریبا در همه ممالک مسلمان نشین در این روز مطبوعات مقاله های مفصلی را برای چالش زدائیی از مسیر زنان جامعه به نشر میسپارند و علماء دین با نقل آیات واحادیثی که معنای (والمؤمنون والمؤمنات بعضهم اولیاء بعض) را تعریف جامع ومانع تر بکند و راه استمدادِ قانون از چنین آیات را هموار سازد در چنین محافل چنانکه شاهد بوده ام شرکت میکنند.
ولی در جامعهء افغانی ما در قبال این قضایا ومخصوصا همین روز هشت مارچ دو گروه را متوجه میشویم:
اول اینکه گروهی از مردم ما بدون کدام قیدو شرط، فرهنگ غربی در تعریف از زن را نه اینکه میپذیرند بلکه انرا نسخه معقول برای جامعهء خود معرفی میدارند، در یک کلمه باید گفت که آنچه امروزه فرهنگ لبرالیسم غربی از زن ارایه میدارد یک بینش فمنستیی افراطیی میباشد که درعقل نمی گنجد، هرچند که دعوای عقلانیت کند، علاوه براینکه تلاش ترویج ان در جوامعی مانند جامعهء افغانی نتائج معکوس داشته واز سوی مردم مرفوض خواهد بود.
گروه دوم نیز کسانی اند که هرنوع یاد آوری از چنین روز را یا روزهای حتی از قبیل روز مادر را ویا روز کارگر را مخالف اسلام میشمارند یا آن را بدعتی در دین میشمارند یا آن را ترویج فرهنگ غربی میشمارند یا آن را تأثر از کفر میشمارند و از این قبیل...
شخصا با گروه اول چندان مراوده ندارم زیرا آنان مسیر خودرا مشخص انتخاب کرده اند و به تسبیبات وتعلیلات دینی کدام اعتقادی ندارند وحرمتی هم قائل نیستند، وعلی الظاهر نانشان در روغن تر هم هست.
ولی با گروه دوم چه من باشم چه هر کسی مثل من باشد نا گزیر است در مسیر دعوت واصلاح وتعلیم وتعلم و استعمار شناسی و استعمار زدایی واستبداد زدایی مراوده ها داشته باشد مباحثه ها داشته باشد مناصحه ها داشته باشد، لازم است این طیف دوم را علی التکرار فهمانید که جامعهء ما اشکالات وافری درعرصهء اتلاف حقوق زنان داشته ودارد.
قسمتی از این ضیاع واتلاف را علماء ومجتهدین ما در سابق الزمان هم درک کرده بودندْ وبرای منع ان وتقلیلِ آن نوشتند که در این عرصه در جامعهء ما به آن کم توجه میشود.
قسمتی این اتلاف وضیاع نیز ناشی از بینش بعضی فقهائی بوده است که نظر به زمانی و مکانی اجتهادی کردند که امروزه تطبیق بعضی آن نا ممکن است وبالآخره هر مجتهد بر حق نیست گرچند در اجتهاد خود ثواب گرفته باشد.
و بعضی آن اتلاف وضیاع در لفافهء دینی ارایه شده است که کاملاَ کاذبانه به دین منسوب گردیده است ودین ازان بیزار است.
لهذا سر را زیر ریگ کردن وانکار کردن از وجودِ اتلاف حقوق زنان جامعهء ما ربطی به فقاهت دینی ندارد ودردی را درمان نمیکند و سری را بلند نمیسازد و مدنیتی را رقم نمیزند، بلکه اصرار بر چنین انکار وادعای اینکه همه چیز گل و گلزار است و همه آنچه جوامع دیگر دارند مردود است، جامعهء مبتلا به چنین درک را به بی درکیی کامل و به بیماریهای لا علاج سوق میدهد.
وقتی به نصوص اسلام نگریسته میشود دریافته میشود که مکانت ومنزلت ومشارکت زنان جامعه در تأسیس یک جامعهء سلیم و تمتع به حقوق طبیعی که هر انسان با آن متولد میشود بسیار ذکر شده است، ولی در جامعهء ما این کلیات واین عموم واین روایات موشگافانه به روایت های که از بابت روایت ضعیف اند یا از بابت درایت ضعیف اند مخصوص گردیده اند یا متروک گردیده اند یا حتی مردود گردیده اند.
زنان در مجالس رسول خدا وصحابه حاضر میشدند و از نقش خود دفاع میکردند، باری آن حضرت صلی الله علیه وسلم در شأن اسماء بنت یزید انصاری رضی الله عنها که در مجلسی که در ان رسول خدا وصحابه نشسته بودند وارد شد وخودرا نماینده زنان معرفی کرد (انی وافده النساء الیک) بلکه افزود هیچ زنی با این نظر من مخالف نیست وانگه سوال خودرا مطرح کرد، روی به صحابه کردند و فرمودند: آیا سخنی از زنی بهتر از سخن این زن در امور دینش شنیده اید؟ وانگه جواب سوال وی را اریه کردند. این مشت نمونهء خروار است که بران باید قیاس کرد، بر امثال این روایات باید قیاس کرد.
رسول خدا فرموده است (انما بعثتم میسرین ولم تبعثوا معسرین) یعنی شما برای آسانی کردن فرستاده شده اید برای سختی کردن فرستاده نشده اید.
چوامع مسلمان نیاز دارند تا با ارایهء مفاهیم خوب از حقوق زن در جامعهء مسلمان، سایهء ثقیلِ مفاهیم غربی از حقوق زن را جواب دهند.
