به بهانه ای محکوم نمودن 8 مارچ ، روز جهانی زن
خانم کریستیان ، گوینده اخبار در کانال تلویزیونی ، الحدث ، در پاسخ به جوان یمنی ، به نام عمر العمودي ، که در نامه ای از زیبایی های وی حرف زده بود ، نامه ای طولانی نوشته است و در نامه خود ، افسردگی ، احساس تنهایی و حسادت خود را در برابر زنان و دختران پرده نشین ، ابراز نموده و توضیح داده است که چگونه بازیچه ای در دست ثروتمندان هستند .
در قسمت های از نامه خانم کریستیان چنین می خوانیم :
خوش آمدی عمر !
من خانم کریستیان هستم .
نامه ارسالی ات را مطالعه نمودم که در نتیجه یک بار خرسند گردیدم و دو بار غمگین ...
خرسند گردیدم ، زیرا زنان فطرتا از شنیدن حرف های عاشقانه و مدح و ستایش ، خرسند می گردند ، اگرچی ما آن را پنهان می کنیم .
و دو بار غمگین گردیدم ، یکبار بخاطر شما ، و بار دیگر بخاطر خود .
بلی عمر !
کاپیتالیزم بین المللی امروز ، زنان زیبا را بخاطر زیبا ساختن گوشه های منزل خود ، مثل تحفه می خرند و به خانه خود می برند ، و قلب ما زنان را می شکنند و در نهایت به کسی دیگری می فروشند .
می بخشید عمر !
ما گویندگان أخبار در واقع زیبا نیستیم ، اگر ما در نظر بینندگان زیبا جلوه می کنیم ، این از هنر نیرنگ بازی ماست .
رخسار ما ترکیبی و زیبایی ما مصنوعی است که وسوسه عمدی را با آن ایجاد می کنیم .
هریکی از ما بخاطر افتیدن مژه های مصنوعی اش بیشتر غمگین می شود تا افتیدن هزاران قربانی بیگناه در جنگ ها ...
در نزد هریکی از ما در میان افتتاح نمودن یک قهوه خانه شبانه و در میان به خاک و خون افتیدن ده ها کودک در بمباران شبانه ، هیچ فرقی نیست ...
ما از اشتباهات تخنیکی و فنی در گویندگی خود بیشتر می ترسیم تا اشتباهات هواپیما های جنگی در بمباران نمودن بیگناهان ...
ما فقط بازیچه ای به شکل انسان و یک وسیله مطبوعاتی هستیم که اخبار بد و خوب را با عین احساس و فیزیولوژی چهره و ویژگی های صورت ، فقط می خوانیم ...
می دانم که شما به خاطر زیبایی مصنوعی ما ، با مردان ما که ما آنها را هرگز نداریم ، حسادت می ورزید .
لیکن تو این را نمی دانی که ما نیز با دختران و زنان سرزمین شما حسادت می ورزیم ، زیرا مانند شما مردان ، با همچو احساسات توانمند وظریف را در میان خود دارند .
مردان که می توانند سخنان مانند سخنان خودت ، جذاب و شیرین که به قلب هر یکی از ما چنگ می زند را ، به آسانی بگویند و من به یقین می دانم که همچو سخنان را به زنان خودتان نیز می گویید .
من بخاطر آرزو های دختران سرزمین شما که در برابر قلب های شعله ور شما ، ایستاد می شوند و با شما ، دوستی نه ، بلکه ازدواج می خواهند ، ولی شعله های قلب شما ، ناگاه خاموش می شود ، خیلی متأسف می گردم .
ای عمر !
بدان که حتی یک سطر از نامه تو ، من را بیشتر از یک سفر سیاحتی به شهر سانفرانسیسکو و یا گرفتن عکس یاد گاری با جوبایدن در داخل باغ قصر سفید ، خرسند و خوشبخت می کند .
و یک جمله دوستانه گرم ، من را از لغزیدن در جاده های مسکو ، بی نیاز می سازد .
و پیشکش نمودن یک عدد گل دوستی صادقانه ، در نزد من از تفریح و سیاحت در باغ های هسپانیا ، بهتر است .
من بعد ازین دیگر به سوی قاره ها و کشور ها ، به تفریح و سیاحت نمی روم ، زیرا در میان سطر ها ، جمله ها و حرف های نامه تو سرگردان هستم .
و بالآخره .
امید وارم نامه دیگری نیز بفرستی ، زیرا این تنها یک نامه نیست طوریکه خودت فکر می کنی ، بلکه توصیه ای گران قیمت است که می توانم با آن از میان امواج پر تلاطم بحر ها بگزرم و به آن شهر ها و ساحل های که قلب من آن همه را دوست دارد ، برسم .
شهر ها و ساحل های که اجازه سفر به آن را ، فقط مردانی مانند شما به من می دهد .
زیرا من تنها و افسرده هستم .
جهان دموکراسی زده عرب ، بعد از اشغال فلسطین توسط صهیونیزم ، برای اولین بار پیرامون یک هدف واحد ، جمع شدند !
در تصویر ذیل ، خانم ، سارية السواس ، زن آواز خوان سوری دیده می شود که دختر وی از شوهر لبنانی اش در طرف راستش قرار دارد و پسر بزرگ وی از شوهر اماراتی اش همراه با دختر خرد وی از شوهر سعودی اش در طرف چپ وی قرار دارند ، همچنان که ایشان فعلا از شوهر عراقی خود ، حامله نیز هستند .
این خانم به تنهایی توانست ، آن آرزوی عرب های سکولار را که اتحادیه کشور های عرب در تحقق بخشیدن به آن ناکام مانده بود ، متحقق سازد .
و چونکه این خبر خوش متحد شدن عرب ها ، از یکی دو سال پیش است و خانم ساریة السواس هنوز جوان بودند و هستند ، احتمال می رود که ایشان ، جغرافیایی حوزه فعالیت خود را گسترش داده و کشور های بیشتر عربی را ، پیرامون این هدف واحد و سترگ جمع کرده باشد .
أ- مساوات میان زن و مرد به سبک آمریکايی !
در آمریکا زن و هویت زن ، هردو گم شده اند !
- در آمریکا فقط 20 % اعضاء کنگره را، زنان تشکیل می دهند ، باقی همه مردان هستند .
- در آمریکا در مقابل هر صد دالری که به مردان پرداخته می شود ، زنان 40-20 دالر می گیرند ، پس معاش ماهانه زنان در آمریکا ، بخاطر زن بودن شان تقریبا 35 % کمتر از معاش مردان است .
- در آمر یکا فقط 8% والی های ولایات را زنان تشکیل می دهند ! باقی همه مردان هستند .
و از این 20 % زنان کنگره و 8 % زنان والی ، که مجموع 28% می شوند ، 10 % این زنان، همجنس گرا هستند و 10 % دیگرشان دو جنس گرا هستند و 4% دیگر شان تغییر جنسیت داده اند و 4% باقی مانده در آغوش مادران کرایی و اجاره یی ، تربیه شده اند !
ب- دفتر های راهنمای معاملات ، برای فروش زنان در آمریکا !
در آمریکا دفتر های رهنمای معاملات برای فروش زنان ، وجود دارد .
وظیفه این دفتر های رهنمای معاملات ، این است که مرد های ثروتمند وکهن سال آمریکایی ، به این دفاتر مراجعه می کنند ، و صاحبان این دفاتر رهنما ، دختران خرد سال که شاگردان مکتب و یا محصل پوهنتون هستند ، را احضار می کنند و با این ثروتمند کهن سال ، معرفی کنند و در مقابل این خدمات که عرضه می کنند ، پول کمیشن کاری و یا دیوثی خود را می گیرند و باز این مرد و دختر میان هم وعده می گذارند .
وعده گزاری مبنی بر اینکه همه مصارف تعلیمی و تحصیلی این دختر را این مرد ثروتمند آمریکایی به عهده می گیرد و این دختر در مقابل آن ، جسم و تن خود را در اختیار وی قرار می دهد ، و نام این برده سازی و زن فروشی را ، ( زنا شویی مترقی ) گذاشته اند !
ج- آغاز خشونت علیه زنان از آمریکا !
از خشونت علیه زن در آمریکا می گذریم و به همین بسنده می کنیم که نخستین ماجرای تیزاب پاشی علیه زن در شهر نیویورک آمریکا واقع شده و از آنجا به دیگر کشور های غربی سرایت نموده است .
د - 8 مارچ برای فریب زنان است .
بیایید یک مثال از یک زن فمینیست بزنیم :
در کشور تونس ، رئیس جمهور این کشور ، زین العابدين بن علی ، سال ها شعار های دموکراسی و ترقی و پیشرفت را زمزمه نمود و از سال 1959 به بعد ، قانون تعدد در ازدواج طبق قانون احوال شخصیه تونس ممنوع اعلان گردید و هر کی تعدد در ازدواج می نمود مجازات می گردید و خانم رئیس جمهور ، لیلی الطرابلسي شعار های پر زرق و برق فمینیستی را سر می داد و هر سال ملیون ها دولار پول مردم فقیر تونس را در تجلیل از 8 مارچ ، روز جهانی زن ، مصرف می نمود و علیه تعدد در ازدواج و یا ازدواج در خرد سالی مبارزه نموده و مردم بیچاره تونس را به غل و زنجیر می کشید .
اما هنگامیکه مردم تونس علیه زین العابدين انقلاب نمودند این خانم که بخاطر حقوق زنان ، اشک های تمساحی می ریخت ، مانند راهبه رولا غنی ، 34 ملیارد دالر سرمایه مردم بیچاره تونس را دزدی نموده و فرار نمود و در حالیکه با تعدد در ازدواج سال ها مبارزه نموده و هزاران نفر از مردم تونس را به بند و زنجیر کشیده بود ، همه ای این شعار هارا فراموش نموده و با یک امیر هفتاد ساله سعودی که قبلا سه خانم دیگر نیز داشت ، ازدواج نموده و خانم چهارم وی گردید که لیلی الطرابلسي با این ترقی و تکامل داروینیستی خود ، خدای فمینیستی خود را نیز بلعید .
مناظره رو در رو میان زن دموکرات و زن با حجاب !
- زن دموکرات :
در این گرمای تابستان ، و در زیر حجاب ، چگونه این همه حرارت و گرمی را تحمل می کنید ؟
- زن با حجاب :
آن چنان تحمل می کنم که تو سختی ها و درد های پوشیدن بوت های کوری بلند را تحمل می کنی که در هر ده قدمی یک بار ، پایت پیچ و تاب می خورد و درست راه رفته نمی توانی !
- زن دموکرات:
چرا این همه سختی را تحمل نموده و در پوشیدن حجاب دقت می کنید تا راه را برای رفتن ، ببینید ؟
- زن باحجاب :
آن چنان تحمل می کنم که تو سختی ها و درد های چسپاندن مژه های ساختگی و دروغین بر چشمت را تحمل می کنی و پول و وقت خود را به هدر می دهی !
- زن دموکرات:
چرا هر روز وقت خود را برای پوشیدن و بستن حجاب به هدر می دهید ؟
- زن با حجاب :
من روزانه از 3 الی 5 دقیقه وقت خود را به پوشیدن حجاب تخصیص داده ام .
نه مانند تو که هر روز بعد از تزریق پیچکاری زهر بوتاكس برای زیبایی ، از 3 الی 4 ساعت در برابر آیینه ایستاد شده و خود را ، آرایش می کنی !
- زن دموکرات :
چرا شما سر و چهره ای خود را با این تکه ، می پوشانید ؟
- زن با حجاب :
بلی من سر و چهره خود را با تکه ای که ضخامت آن حتی به نیم میلی متر هم نمی رسد ، می پوشانم ولی تو جلد روی خود را با کریم ها و پودر های گوناگون آرایشی که گاهی ضخامت همه شان به 2 میلی متر می رسد و حتی منفذ های جلد رویت را نیز مسدود می نماید ، می پوشانی !
و همچنین من سر و گردن خود را با حجاب می پوشانم ، طوریکه تو موهای خود را با اسپری های تثبیت موی و رنگ های کیمیایی متعدد ، می پوشانی!
- زن دموکرات :
هنگامیکه در زیر حجاب دلتنگ می شوید ، با این احساس تان چگونه مقاومت می کنید ؟
- زن با حجاب :
آن چنان مقاومت می کنم که تو با احساس و رغبت خاریدن چشم هایت ، مقاومت می کنی ، تا لنز های رنگارنگ چشم ها و ریمل ساختگی مژه هایت ، بی جای نشوند !
- زن دموکرات :
چرا حجاب ، این لباس را که شما را مقید نموده و در بند می گیرد ، می پوشید؟
- زن با حجاب :
حجاب این لباس گشاده و فراخ هرگز مرا مقید نمی کند و من با حجاب ، هر کاری را بخواهم می توانم به راحتی انجام دهم !
لیکن این لباس های تنگ و چسب تو که از بالا ، گلونت را گرفته و از زیر تو را به گند کشیده است ، تورا مقید نموده و در بند گرفته است ، نه آزادانه تنفس کرده می توانی و نه هم سرت را پایین نموده می توانی.
و هنگامیکه از آرایشگاه بیرون می شوی ، برایت گفته می شود که تا 24 ساعت به چپ و راست خود ، نگاه نکنی که آرایشت خراب می شود !
پس کی در قید و بند است ؟
من یا تو ؟
- زن دموکرات :
چند ساعت که در بیرون خانه هستی و حجاب را از چهره ات نمی برداری ، مگر خود را در قید احساس نمی کنی ؟
- زن با حجاب :
نه، هرگز !
به آن حد خود را مقید احساس نمی کنم که تو بعد از چند ساعت آرایش در برابر آیینه ، از خانه بیرون می شوی و در این ساعت های طولانی در بیرون خانه ، نمی توانی که روی خود را بشویی تا کریم ها و پودر های آرایشی که بر چهره ات مالیده ای شسته نشود و نمی توانی مویت را لمس کنی تا مدل موی که انتخاب نموده ای ، خراب نشود !
- زن دموکرات :
شما این همه رنج و سختی حجاب را بخاطر کی تحمل می کنید ، آیا فکر نمی کنید که برده هستید ؟
- زن با حجاب :
در حجاب هیچ گونه سختی نیست ، و اگر باشد من آن را بخاطر خالق و آفریدگار خود تحمل می کنم !
ولی شما رنج ها و سختی های روزانه چند ساعت آرایش ، مژه های ساختگی و دروغین ، لنز های رنگارنگ چشم ، کریم ها و پودر های آرایشی ، مدل های موی ، لباس های تنگ و چسبیده ، بوت های کوری بلند ، پیچکاری زهر بوتاكس برای زیبایی ، اسپری های تثبیت موی و رنگ های کیمیایی متعدد ، این همه رنج ها و سختی ها را فقط بخاطر خوش ساختن مردان ، تحمل می کنید !
پس من سختی را بخاطر کسب رضای خدای خود تحمل می کنم و تو بخاطر خوش ساختن مردان تحمل می کنی !
پس کی برده است ؟
من یا تو ؟
همچنانکه شما از بیماری روانی دوگانگی شخصیت نیز رنج می کشید.
ببینید !
از یک سو خود را رقیب مردان دانسته و در زیر نام مساوات میان زن و مرد ، به جان مردان افتیده اید و از سوی دیگر این همه سختی ها را بخاطر خوش ساختن مردان بازاری ، تحمل می کنید !
- زن دموکرات:
من دیگر جواب ندارم ، نمی دانم !
در زمان حکومت دموکراسی گذشته ، هر زنی که حجاب می داشت ، ریاست امور زنان اورا در جلسات خود دعوت نمی کرد .
و هر زنی که می خواست طفل تولد کند ، در دفتر ها برای او وظیفه نمی دادند ، و می گفتند باید سقط جنین بکنید !
طوریکه خانم کلثوم زهرا ، از بامیان طفلش را نیر با خود آورده بود ، در دفتر سازمان ملل در کابل بخاطر طفلش ، اجازه دخول برایش ندادند و از دهن دروازه دوباره برگرداندند .
آااااه !
نمی دانم چرا ؟
من جواب ندارم ، من جواب ندارم !
