No-IMG

حکمتيار: نگاهى به جنگ اوكراين و عواقب آن!

در رابطه به جنگ اوكراين نه تنها شاهد تحليل ها و تبصره هاى يك جانبه هستيم؛ بلكه برخى را خيلى سطحى نگرانه مى يابيم؛ در ضمن اين تحليل ها با نظريه پردازى هاى نيز مواجه مى شويم كه هدفش اثبات اين ادعاء است كه گويا روسيه به جنگى كشانده شده كه طراح آن پنتاگون است!! عده اى نيز فقط به اين پرداخته اند كه ذهنيت جهانى در رابطه به اين جنگ چگونه است و در صورت دوام جنگ و شكست روسيه در آن؛ پيآمد هايش براى مسكو و رئيس جمهور آن ولاديمير پوتين چه خواهد بود

اما به اين كمتر پرداخته شده كه در صورت پيروزى روسيه در جنگ اوكراين و تصرف تمامى اين كشور مهم اروپا و از لحاظ مساحت دومين كشور بزرگ بعد از روسيه؛ با تأسيسات اتمى اش و زراعت پيشرفته و اهميت ستراتيژيكش در منطقه؛ چه اتفاقى براى امريكا خواهد افتاد؛ و تا چه پيمانه اى به اعتبار لرزان امريكا پس از شكست شرم آور در جنگ افغانستان؛ صدمه خواهد زد؛ اين تحليل هاى يك جانبه را در صورتى مى توان قابل ملاحظه گرفت كه: اولاً امريكا در آغاز اين جنگ نقش بالفعل بازى مى كرد؛ نه نقش جهت مترصد و مستفيد محتمل از حوادث غير مترقبه؛ ثانياً محاسبه مسكو از وضعيت و دستآوردش در اين جنگ را نادرست، غيرواقعى، نامحتمل و ضعيف ثابت مى كرد؛ و ثالثاً مسكو را چون جهتى نشان مى داد كه پايش نخواسته به جنگ كشانده شده. در حالى كه هيچ يكى از اين سه مورد نه در واقع قابل رؤيت است و نه در تحليل يك جانبه آقاى قيومى. كشور هاى اروپايى فقط در صورتى دو باره بسوى امريكا رو خواهند كرد كه: جنگ دوام كند، پيروزى روسيه به تأخير بيفتد و امريكا نقشى تعيين كننده در اين عرصه را بازى كند؛ و اين هر سه احتمال ضعيف؛ غير قابل پيش بينى جلوه مى كند. از اين كه جنگ را مسكو آغاز كرده؛ ابعاد جنگ و احتمالات آن را نيز حتماً در نظر داشته و روحيه ضعيف و شكست خورده ناتو و در رأسش امريكا در جنگ طولانى، خسته كن و بى دست آورد در افغانستان را نيز در محاسبات خود گرفته؛ و به خوبى دانسته كه پيروزى در جنگ اوكراين چه معنى اى براى روسيه خواهد داشت و موازنه را تا چه حدى به نفع روسيه تغيير خواهد داد؛ مى توان گفت: روسيه در ارزيابى هايش نه تنها اشتباه نكرده بلكه دقيق و سنجيده عمل كرده و خواسته است از فرصت مساعد استفاده اعظمى كند. احتمالاً روسيه در ارزيابى وضعيت منطقه و جهان؛ اين را نيز مطمح نظر داشته كه در صورت عكس العمل فعال و قدرتمند ناتو و فرستادن نيرو هاى رزمى به اوكراين چه اتفاقى پيش مى آمد. شايد روسيه مى خواست پاى امريكا و ناتو به اين جنگ كشانده شود؛ و دنيا شاهد شكست ديگر ناتو باشد؛ به گونه اى كه اف 35 امريكا نيز با اس 400 روسى سرنگون گردد و راكت هاى زمين به هواء پيترايت نيز بى تأثير ثابت شود؛ دو اسلحه مدرنى كه تا قبل از توليد اس 400 روسى برترى نظامى امريكا در عرصه تيكنالوژى را تضمين مى كرد؛ روسيه براى اثبات برترى در عرصه تكنالوژى نظامى اش به جنگى ضرورت داشت كه برترى اس 400 در برابر اف 35 و پيترايت را به نمايش بگذارد؛ تا از اين طريق امريكا بازار فروش گران ترين و پيش رفته ترين تجهيزات نظامى اش (اف 35 و پيترايت) را براى هميش از دست دهد. شعار هاى ميان تهى قصر سفيد و پنتاگون  مبنى بر اين كه حمله روسيه بر اوكراين پيآمدهاى خيلى بد براى روسيه خواهد داشت و امريكا عكس العمل شديد و غير پيش بينى شده و بالاتر از تصور مسكو نشان خواهد داد؛ نه تنها مانع حمله روسيه بر اوكراين نبود بلكه باعث تشويقش مى شد و آن را در مطابقت با پلان جنگى اش مى يافت.

امريكا با توجه به تمامى ضعف هاى خود و خطرات جبران ناپذير وارد شدن در جنگى ديگر، آن هم در برابر حريف نيرومند و در همسايه گى اش؛ فقط به تقبيح تجاوز پرداخت و شيوه وضع تحريم هاى اقتصادى را در پيش گرفت؛ كه يقيناً هيچ دستآوردى از آن نخواهد داشت؛ نخواست به جنگى وارد شود كه حريفش آن را طرح ريزى كرده و برايش در كمين نشسته؛ و اگر اين اشتباه را مرتكب مى شد؛ بدون شك كه شكست در جنگ اوكراين آخرين ميخ بر تابوت ايالات متحده امريكا ثابت مى شد.

ستراتيژى جنگى روسيه از اين ناحيه نيز سنجيده و دقيق است كه پيشروى هايش با احتياط و تأنى توأم است و قبل از حمله بر پايتخت و سعى براى اشغال بزرگترين و پر نفوس ترين شهر (كيف)؛ به تصرف تأسيسات اتمى و شهر هاى ستراتيژيك ديگر؛ چون خرسون و خاركيف پرداخت؛ اين ستراتيژى؛ احتمال تصرف بدون مقاومت كيف را بيشتر مى سازد و از كشتار بى رويه غير نظاميان و تخريب تأسيسات مهم جلوگيرى مى كند.

فتح اوكراين به چين نيز اين فرصت را مساعد خواهد كرد كه با استفاده از شرائط مساعد كنونى؛ مشكل تايوان را به آسانى و بدون مقاومت حل كند.  

آن چه اكنون براى امريكا مقدور است؛ چيزى غير از اين نيست كه براى آغاز جنگ هاى چريكى در اوكراين بعد از سقوط محتوم كيف؛ برنامه ريزى كند؛ اما جنگ چريكى معمولاً زمانگير بوده و نمى تواند جلو سقوط سريع اعتبار و حيثيت امريكا را بگيرد و كشور هاى اروپايى نيز تصميم شان در رابطه به تعامل با روسيه فاتح را؛ به تعيين سرنوشت چنين جنگى طولانى موكول نخواهند كرد؛ پس از اين نه اروپا و نه سائر كشور هاى جهان؛ بر حمايت سياسى و نظامى امريكا حساب باز خواهند كرد و به خاطر امريكا در جبهه مخالفت با مسكو قرار نخواهند گرفت؛ هر يكى راه مستقلى در پيش خواهد گرفت و با توجه به مصالح ملى خود؛ سياست جديد و مغاير با سياستهاى قبلى اش اختيار خواهد كرد. و به اين ترتيب؛ همه شاهد تكرار اين سنت ثابت الهى خواهيم بود كه شكست و زوال هر امپراطورى از شكست در يك جنگ و صدمه جبران ناپذير به ابهت و اعتبارش در اقمار تحت الحمايه؛ آغاز مى گردد.

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک