حکمتيار: ما به معيار هاى جعلى حقوق بشر ضرورتى نه داريم و نه به دفاع شما
حتماً فرمان فوق العاده سفير بريتانيا در كابل را شنيده ايد كه در رابطه به تلاشى هاى اخير در برخى از مناطق؛ با لهجه آمرانه و تهديد آميز به حكومت افغانستان دستور داد كه تلاشى خانه ها را فوراً متوقف كنيد!! و حتى گفت: گمان مكنيد كه وضعيت اوكراين ما را چنان به خود مصروف ساخته كه شما را فراموش خواهيم كرد؛ ما شما را نيز زير نظر داريم!! به او مى گوييم: خدا را شما را چنان به خود مصروف كند كه ما و تمامى دنيا از شرارت ها و شيطنت هاى شما براى هميش نجات بيابيم. اينها هنوز هم فكر مى كنند كه حق صدور چنين فرامين را دارند؛ لازم است به اينها با الفاظ صريح و قاطع تفهيم شود كه دوران اين قلدرى ها گذشته است؛ نه ملت ما اين ننگ را مى پذيرد كه شما متولى و سرپرست شان باشيد و نه حكومت و مسئولينش خواهند گذاشت شما براى شان خطوط و حدود تعيين كنيد. برويد مشكلات خود تان را در اروپا و مخصوصاً در اوكراين حل كنيد.
بريتانيا در طول تاريخ و به گونه خاص در سه قرن اخير؛ سياه ترين دوسيه جنايات جنگى و نقض حقوق بشر را دارد؛ بريتانيا و شركاء غربى اش در اين سه قرن عامل قتل بيش از پنج صد مليون انسان در آسيا، افريقا، امريكاى شمالى و جنوبى، آستراليا و در خود اروپا بوده اند. بريتانيا در گذشته به اشغال امريكا رفت و اكثريت سرخپوستان مالكان اصلى اين سر زمين را يا كشت، يا آواره كرد و زمين هاى شان را غصب كرد و سفيد پوست ها را بر تمامى اين سرزمين و ثروت هايش مسلط كرد؛ هم آزادى شان را از آنان گرفت، و هم دين، مذهب، فرهنگ و زبان شان را. تا همين قرن بيست و يك؛ حق داخل شدن به شهر ها را نداشتند، كاوباى هاى جنايتكار را تا اكنون مى ستايند و مالكان اصلى سرزمين امريكا را وحشى و بد فرهنگ جلوه مى دهند!!
بريتانيا ديروز بادار و استاد امريكايى ها بود و اما در تمامى موضعگيرى هاى سياسى اش در قضاياى جهانى چون مستعمره صد در صد متكى بر امريكا عمل مى كند.
به ايشان مى گوييم: دست شرارت ها و شيطنت هاى تان را از ما برداريد؛ جناياتى كه شما در جريان بيست سال اشغال افغانستان مرتكب شده ايد؛ نظير آن را كمتر مى توان در تاريخ يافت، شما خود دوسيه هاى طويل جنايات جنگى در كشور ما داريد؛ و يك بارى هم كه شده؛ نه جنايات وحشيانه رفقاى تان در پيمان ناتو را محكوم كرديد و نه جنگجويان اجير افغانى تان را؛ بلكه همواره به دفاع از آن پرداخته و همواره شريك جرم شان بوده ايد؛ افغان ها به چشم خود ديدند كه شما در بيست سال دوران سياه اشغال؛ مرتكب چه جنايات وحشيانه عليه ملت مظلوم افغان شديد؛ در نيمه هاى شب و در حالى كه مردم به خواب عميق رفته اند؛ سربازان تان را با هليكوپتر ها بر بام خانه هاى مردم ديسانت كرديد، از پشت ديوار به داخل خانه ها بم پرتاب كرديد؛ تا بدون مزاحمت وارد خانه ها شويد؛ فرزند را پيش چشم پدر، مادر، همسر و اولادش به گلوله بستيد؛ همه چيز خانه ها را غارت كرديد، آدم كشان حرفوى و اجير را از گوشه گوشه افغانستان و از تمامى دنيا جمع و استخدام كرديد و به قتل و كشتار افغان ها گماشتيد، انفجار ها در مساجد و تكايا و اجتماعات غم و شادى مردم؛ همه اش كار شما بود؛ شما كه گروه هاى آدمكش چون بليك واتر را براى كشتن بى رحمانه افغان ها آورديد و در كشتار افغان ها دست شان را باز گذاشتيد؛ چگونه امروز خود را مدافع حقوق بشر جلوه مى دهيد و بر وضعيت بدى كه شما بر افغان ها تحميل كرده ايد؛ اشك مى ريرزيد؟!!
به مدافعين مكار و كاذب حقوق بشر بايد گفت: ما نه به معيار هاى جعلى حقوق بشر شما ضرورتى داريم و نه به دفاع شما؛ ماهيت و چهره اصلى هر دو را عملاً و در جريان اشغال بيست ساله ديديم و با تمام حواس خود حس كرديم؛ ما معيار ها و ارزش هاى خود را داريم؛ متعالى و الهى؛ اسلام ما را از اين مستغنى ساخته كه معيار هاى جعلى حقوق بشر را از شما كاپى كنيم؛ اين اسلام است كه حرمت ها را نگهميدارد، به ارزش هاى انسانى تمكين مى كند، كشتن يك انسان را چون كشتن تمامى مردم دنيا مى خواند، بد ترين تجاوز را تجاوز بر عزت و حرمت انسان گرفته است؛ به حرمت خانه و مسكن انسان به پيمانه اى وقع و احترام گذاشته كه مى فرمايد: جز حكم محكمه با صلاحيت و قاضى عادل و موافقه و اجازه صاحب خانه؛ احدى حق ندارد وارد خانه كسى شود؛ هر چند دزد و قاتلى در آن مخفى شده است؛ نه به خانه باغى مسلح نظام اجازه ورود را داده است و نه خانه هاى سر زمين مفتوحه دشمن؛ پيامبر عليه السلام در فتح مكه اعلان كرد: هر كه در خانه خود را بست؛ در امان است و احدى حق ندارد وارد آن شود. على رضي الله عنه در معامله با نيروهاى باغى همين دستور العمل را صادر كرد.
در اسلام فقط مجرم مجازات مى شود؛ اين مجازات نيز بايد چنان باشد كه موجب أذيت به هيچ فردى ديگر نشود؛ نه اعضاء خانواده اش و نه عامه مردم؛ اين اسلام بود كه براى اولين بار و در كتاب قرآن اين اصل را گذاشت و پنج بار بگونه مكرر فرمود:
(وَلا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى...) الزمر 7
(أَلا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرَى) النجم 38
و هيچ كسى بار گناه ديگرى را بر دوش نمى كشد.
يعنى هر كسى مسئول گناه خود است؛ مجازاتش جز او به احدى بر نمى گردد و شامل حالش نمى شود.
همچنان مى فرمايد:
وَأَن لَّيْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَى.
و اين كه براى انسان پاداش و بهرهاى نيست؛ مگر آنچه خود براى آن تلاش ورزيده است.
اين اسلام است كه در مورد متهم مى فرمايد: احدى حق ندارد او را در جريان استنطاق تعذيب كند؛ حتى به اندازه يك سيلى نيز؛ اگر حاكمى فرد متهمى را در جريان تحقيق و استنطاق به سيلى زد؛ مجرم است بايد قصاص شود؛ و اگر متهم بعد از يك سيلى به جرمى اعتراف كرد؛ اعترافش اعتبار ندارد و دروغ تلقى مى شود.
