از اینجا وآنجا؛ روسيه و امريکا در جنجال اوکراين...
اعتراف پوتین به اعلان استقلال یکجانبه دونتسیک و لوگانسک علی الظاهر واهمهء آغاز یک تهاجم گستردهء روسیه بر اوکراین تا سرحد اشغال کییف را متوقف ساخت، ولی دلالت های واضحی از خود بجا گذاشت :
دلالت اول: نقشهء جهان که درنیمهء دومِ قرن ۲۰ بر اساس سیادت وبسطِ حقوق بین الدول وانمود میشد در قرن ۲۱ دوباره به نقشهء قرن ۱۹ و نیمهء اول قرن ۲۰ برگشته است، وجای مبانی حقوقی بین المللی را نظریهء تشکیل دولت ها بر اساس امتداد ملیت ها که در قرن نزده سائد بود و موجب جنگهای نیمهء اول قرن بیست نیز شد، گرفته است.
مصداق این را در حملات مکرر ونقض حریم ممالک ضعیف از سوی اعضای شورای قلابیی امنیت بین الملل،شاهد بوده ایم.ولی روسیه با تصریح نظریهء تباری مصداق بارز ان است،چنانکه روسیه با سرکوب وحشیانهء قیام ملل مسلمان قفقاز و دخالت نظامی در گرجستان و اعتراف به اوسیتی شمالی سپس دخالت به نفع جنرالهای یوگسلاوی که در کشتار بی رحمانهء هزاران مسلمان دست داشتند و سپس اشغال شبه جزیره قرم وحالا اعتراف به دو منطقهء جدایی طلب اوکراین انچه را که گفتیم، ثابت میسازد.
افزون براینکه دخالت نظامی روسیه در سوریه وقتل عام مسلمانان آن دیار که گرچند در توافق سری با امریکا صورت گرفت، اطماع پتر کبیر واطماع شوروی سابق در رسیدن به آبهای گرم را عملی ساخت.
حتی زمانی تروتسکی از رهبران اوائل کمونیزم روسیه اعلان داشت که در توافق سایکس بیکو برای روسیه پیشنهاد شده بود که استنابول را بگیرد.
واین سخن تروتسکی به معنای کلمه نشان دهندهء امتداد عقيدهء دینی وهویت مذهبی در رگهای این قدرت های مدعیی سکولاری وتأثر انان از تاريخ میباشد.
پس انچه سیادت حقوق بین الملل خوانده میشود فقط بر دولت های ضعیف و ملل مستضعف تطبیق میگردد،بطور نمونه تا هنوز چندین حاکم افریقایی و انانیکه گفته شده است در جنگهای داخلی دست داشتند به محکمه کیفری لاهه کشانیده شدند، و یا اموال دارایی های انان از سوی نهادهای مالی بین المللی ضبط گردیده است، ولی هیچ نظامی اسرائلیی، امریکاییی، روسیی، به این محاکم کشانیده نشدند.
دلالت دوم: بحران اوکراین خاتمه نخواهد یافت، چونکه نقاط دیگری نیز هست که با حکومت اوکراین درگیر اند،افزون بر اینکه پوتین صراحتا گفت اوکراین بخشی از تاریخ لا یتجزای روسیه است که ستالین انان را دولت ساخت، در تعديلاتي كه قانون اساسي روسيه داشت روسيه براي خود حق دخالت براي حفظ اقليت هاي روسي وحمايت از زبان انان را ميدهد.
لهذا این نشاندهندهء اطماع پوتین در اروپای شرقی نيز میباشد.
دلالت سوم: حتی اگر اوکراین با روسیه بر ترک بخشهای از خاک خود توافق کند بازهم روسیه به انضمام اوکراین به ناتوراضی نمی باشد، واز این جهت تنش واحتمالِ اشغال ادامه خواهد داشت.
دلالت چهارم: غربیها در رأس امریکا ومؤتلف عمدهء ان انگلیس طوری که معلوم میشود خواهان اشغال اوکراین توسط روسیه بودند تا هم پای روسیه را به یک جنگ فرسایشی بکشانند وهم اروپای غربی را بیشتر تابع ومطیع خود بسازند ودر سایهء ایجاد یک فضای رعب، دوران سابق در اروپا را زنده سازند و هزینه را هم از ملل اروپایی بگیرند.
دلالت پنجم:
بوتين معاهدهء مينسك را كه سال٢٠١٥ براي تقليل بحران اوكراين و ايجاد يك رهنماي كه حلال اختلافات داخلي اوكراين باشد ملغي اعلان كرد،اين بوضوح يك عادت دائمي روسهارا نشان ميدهد كه نقض معاهدات است،روسها در توافق مينسك بر اتش بس و نقل اسلحه از خط تماس به عقب جبهه،موافقت وإصرار كرده بودند،روسها در سوريه نيز هميشه اتش بس را بيشنهاد ميكردند بعد از سرو سامان وضع خود وبعد از تشكيل جندين هيئت مذاكره وإيجاد اختلاف، حملات خودرا اغاز ميكردند. يعني همه اين مدعيان حق شناسي و در راس روسيه غدار هستند وبه معاهدات عمل نميكنند.
دلالت ششم: ملل مسلمان هر روز در مقابل درسهای جدید قرار میگیرند که ایا واقعا چه میخواهند؟
اگر دولت های مبتنی بر اسلام میخواهند پس باید انرا مطابق اصول اسلام ومطابق عقل وخرد تطبیق کنند، وان را با عصبیت وعصبانیت وقوم گرایی،تك مذهبي،تك قومي،تك زباني،نیامیزند وعقده مندی وجعل ودروغ وتحریف تاریخ را مروج نسازند، بلکه از جنجالهای دنیا فرصت را غنیمت شمرده و دشمن را مصروف یافته دنبال بازسازی اوطان خود باشند ونظام مبتنی بر عدالت اجتماعی اسلامي را اساس نهند.
یا هم رسما اعلان دارند که بر اساس تبعیض قومی و زباني حکومت میکنند، وبر همان اساس نظام خودرا اساس نهند تا ابهام ها رفع شود وحقائق برملا شود و انسان مسلمان اسیر توهمات وحسن ظنها وخواب وخیال ها نگردد.
(والله یعلم ما تسرْون وما تعلنون)
-----
کویت.
الغای یک ماده از مواد قانون در دولت کویت که هفتهء قبل صورت گرفت خبر ساز شد.
در کویت که در قانون اساسی ان اسلام دین رسمی دولت تصریح شده است، قانون جزائی ان مشتمل بر مادهء بود که در آن ماده زن گرایی مرد و مرد گرایی زن از بابتِ تغییر شکل وشمائل جرم شمرده میشد، البته مراد این ماده منع تغیر جنس خناثی نبود، ولی این بود که در ملاء عام تشبه صورت نگیرد .
حالا در پیوند به یک قضیه محکمهء قانون اساسی دولت کویت فیصله کرده است که ماده ۱۹۸ قانون جزاء که تشبه یک جنس به جنس دیگر را جرم میشمرد در تضاد با قانون اساسی قرار دارد، واین تضاد نابع از مبهم بودن ان است، چونکه به قول محکمه موضوع تشبه یک جنس به جنس دیگر قابل ضبط نیست در حالیکه تطبیق موادِ قانون قابلیت ضبط در همه مشتملات فقرهء خودرا ايجاب ميكند، چنانکه برای جهت اجرا کنندهء قانون تطبیق ان واضح باشد ونیازی به تأمل در تطبیق ان نداشته باشد،به قول محکمه چنین ابهام برای جهت مجریی قانون تأمل در تطبیق را ببار اورده است ووضاحت را از ان ربوده است.
نهادهای حقوقیی غربی از این فیصله استقبال کردند وصداهای لبرالیست جامعهء کویت از این فیصله ابراز خرسندی نموده وخواهان تغییرات بیشتر گردیدند.
بالمقابل اکثریت اعضای پارلمان این فیصله را یک فیصله غیر حقوقی دانستند و گفتند هویت جامعه کویت را تمثیل نمیکند، انان گفتند سیادت تشریع اسلامی در قانون اساسی کویت صراحت دارد و هدف از ان ماده قطع راه بر تغییر هویتی جامعه و تمسک به ارزشهای اسلامی جامعه بوده است وابهامی در ان وجود ندارد وبدین منظور انان پیشنویس قانون دیگری را که تشبه یک جنس به جنس دیگر را منع کند روی دست دارند.
دیده شود که ایا نهاد قضائی کویت به صدای جامعه خود و ارزشهای بنیادین ان رای میدهد ویا نشان میدهد که در جنگ فرهنگیی که غرب تسلط بر دستگاه قضائی ممالک مسلمان را اولویت داده است اصالت خودرا از دست داده است.
اینجا این نکته هم لازم است که وقتی در کویت ودر هر مملکت دیگر موضوع منع تشبه زن به مرد ومرد به زن مطرح میشود منظور انان قطعا ویقینا ان برداشت بسیار ساده وسطحی که منتسبین بعضی مدارس مذهبی مخصوصا در جامعهء شبه قارهء هند دارند نمی باشد، برداشت تعدادی منتسب به این طیف اخیر در غایت ضیق فقهی ومضایقت بر مردان جامعه است چه رسد به زنان جامعه.
لهذا یقیناَ تفسیر چنین مسائل را افراد متخصص که اگاهی از فقه وسیاست و تاریخ وجوامع وحقوق داشته باشند میکنند که این کار نهادها وشوری هاست نه کار افراد وفتوی ها،حالا قاعده در بسياري ممالك مسلمان اين شده است كه نهادفتوي هيج فتوايي را بدون طلب مشورت اهل اختصاص صادر نميكنند جز ساحات محدودي.
-------
سویدن و اختطاف کودکان.
چند سال پیش یک سایت در یوتیوب زیر عنوان (شئون اسلامیه) به موضوع اقلیت مسلمان در غرب از زاویهء اجتماعی میپرداخت وچندین گذارش در خصوص وضعیت اطفال پناهندگان در دولت های اروپایی مخصوصا سویدن را نشر کرد و بطور مستند با انانیکه اطفالشان را دولت سویدن گرفته بود مصاحبه انجام داد.
حالا این موضوع اختطاف کودکان در سویدن سروصدا ایجاد کرده و حتی باعث برگشتن عدیدی از خانواده ها به وطنهایشان یا انتقال به جاهای دیگر شده است، وزارت خارجه سویدن هم حجم بدنامی عائد از این معضل به کشور سویدن را پی برده وبه رد چنین ادعا ها واغراق آمیز خواندن ان پرداخته است، بی بی سی هم گذارشی را در این باره نشر نموده که تلویحا ادعاهای مذکور را مبالغه شمرده و مخصوصا همان سایت یوتیوب شئون اسلامیه را مشخص ساخته است.
البته اختطاف کودکان در سویدن به این معنی نیست که کدام باندی بیاید و کودک را از کوچه برباید چنانکه در جوامع اشوب زده بسیار رخ میدهد.
بلکه به معنای دیگری است و ان اینکه دولت کودکان پناهنده را که همه مسلمان اند زیر نظارت شدید قرار میدهد اندک ترین شکایت انان را میشنود وحتی اگر شکوه نکنند هم برای خود حق تفتیش میدهد وبرمبنای تشخیص خود که گویا منفعت کودک را در جداسازی از پدر ومادرش دیده است، کودک را از پدر ومادر جدا میسازد وتحت تربیت خود وبه طرزی که خود میخواهد، میگیرد.
خانواده های که از این وضع شکوه کرده اند بیشتر مردم سوریه وعراق وصومال اند که برای حجاب گیری دخترانشان تشویق وتربیت میکنند واین تشویق ها وحجاب گیری دخترانشان قبل از سن بلوغ باعث جدا سازی کودکان انان شده است، در مواردی گذارش شده است که دولت حتی بورس نکردن دندان کودک را بهانه برای جداسازی تراشیده وکودک را گرفته است،و بیشتر این بهانه هارا با خانواده های انجام داده است که پدران انان به مساجد میروند ویا مادران انان حجاب می گیرند،همچنان مراقبت کودکی که در وقت تفریح نماز بخواند نیز از جملهء اعمال فشار بر کودک توصیف گردیده است، در مصاحبهء با سايت شؤن اسلاميه مادری که کودکش جدا شده ودر جای دور نکه داری میشود میگوید وقتی انجا رفتم یک دخترک مرا دید وبسوی من دوید ومیخواست اورا در اغوش گیرم وقتی اورا به بر گرفتم گفت مادر من چرا نیامد، او هم مانند تو لباس میپوشد.
این خانم عراقی میگوید از زبان کودکانهء او شباهت داستانها را فهميدم.
عموما وقتی به قصه های این مادران وپدران ادم گوش میدهد وتاریخ را در نظر میارد یقین میکند که برده گیری کودکان بسیار به نحو مدرن ان از سوی حکومت های مدعیی منع بردگی جریان دارد و ترویج فرهنگ معین وسلب پناهندگان از توریثِ دین وهویت خود برای نسل اینده شان جزو سیاست عمده کشورهای است که بسیاری ها ان کشورها را نماد حقوق میشمارند.
با اینهمه بیشتر ملامتی بر دوش ملل ماست که با جنگها اشوب ها تعصب ها فتنه ها خودرا دچار چنین سرنوشتی میسازند، هر کسی نان دهد فرمان دهد.پس باید خودرا هزار بار بیشتر از این کشورها ملامت کنیم، درک کنیم که چه چیز باعث فرار مردم ها وافتیدن در دام چنین سرنوشتها میشود؟
٠٠٠٠٠
مصر
مدعي العموم در مصر حكم جلب يك فعال رسانه ي را صادر كرده است.
اين شخص كه از جندسال به اينطرف به دفاع از انجه نوانديشي ديني مينامد مرتب به مباني اسلام تاخت وتاز ميكند در اين اواخر از همه انانيكه نوانديش ناميد خواست تا خودشان بيشقدم شوند و اخلاقيات اسلامي را در ميان اعضاي خانواده خود نقض كنند تا نقض اخلاقيات وارتكاب حرام رواج يابد،ولي طي اين هفته وي در برنامه تلفزيوني خود واقعه اسراء ومعراج رسول خدارا انكار نموده انرا رد كرد.
بعد از اين مردم بر عليه وي شوريدند و الازهر وي را مردود شماريد و كار وي را بخشي از حملهء فرهنكي منظم بر عليه اسلام شمرد..
حالا مدعي العموم وي را جلب وممكن مطالبه به حبس كند.
نكته اين است كه حكومت در مصر ميكويد يك حكومت مدني است و وي را براي موضوع اعتقادي مسائله نميكند،ولي از اين بابت ميكند كه حكومت ضامن امنيت اجتماعي جامعه ومنع اشوب ميباشد واين شخص با اين نوع نشريات خود باعث تخريب امنيت اجتماعي ميشود.
جالب اين است كه همه اطياف جامعه در مصر اين شخص را محكوم كردند،حتي يك هنرمند سينما كه قرار بود در فيلمي كه سيناريوي ان نوشته همين شخص بوده شركت كند اعلان كرد كه براي محكوم كردن انكار واقعه اسراء ومعراج از تمثيل در اين فيلم خودداري ميكند،يك هنرمند زن نيز شبيه اين سخن را زد،نكته اين است كه اين هنرمندان مردمان ملتزم وعامل به دين نيستند بلكه بيحجاب وبعضا باده نوش اند ولي در عين زمان طوري اند كه هيج نوع تعرض به مقدسات خودرا نمي بذيرند،در حاليكه طيف مدعي هنر در جامعه ما اينطور نيستند وبا اعتقاديات كاملا بي تفاوت اند.
تا يك اينجا وانجاي ديكر خدا حافظ
