حکمتيار: بر كليات و اساسات تركيز كنيم و اختلاف در قضاياى فرعى را با سعه صدر تحمل نماييم
متن خطبه محترم حکمتيار صاحب (جمعه 22 دلو 1400)
الحمد للّٰهِ و كفى و سلام على عباده الذين اصطفى و بعد: فاعوذ باللّٰهِ من الشيطن الرجيم بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
(وَإِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ ) (فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ زُبُرًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ) المؤمنون: 52-53
صدق الله العظيم
الله متعال مى فرمايد:
و اين امت تان؛ امت واحد و يك پارچه است و من پروردگار تان؛ پس تنها مرا بپرهيزيد. اما كار شان (اين امر مهم دين شان را) ميان هم به بخش بخش تقسيم كردند؛ هر گروهى به آن چه نزد خود داشت خوش بودند.
همين مطلب در آيه ديگر به اين صيغه آمده:
(إِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ) (وَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ كُلٌّ إِلَيْنَا رَاجِعُونَ) الأنبياء: 92- 93
و اين امت تان امت واحد و يك پارچه است و من پروردگار تان؛ پس تنها مرا بپرستيد. و اما امور شان را ميان هم پارچه پارچه كردند در حالى كه همه به سوى من برگردنده اند.
اين آيات متبركه اگر از يك سو نشان مى دهد كه امت اسلامى امت واحد است، دوگانگى و اختلاف نمى پذيرد؛ از سويى ديگر عوامل اختلاف و دوگانگى را نيز در برابر ما مى گذارد و مى فرمايد: اگر خداى يگانه و عبادتش به تنهايى محور بود؛ متحد و يك پارچه خواهيد بود و در غير آن دچار اختلاف و دوگانگى و دشمنى. عدم تقوى شما را متفرق و متشتت مى سازد و تقوى و خودنگهدارى ضامن وحدت و قوت تان.
برادران و خواهران عزيز!
امت ما زمانى كه خدا را مى پرستيد، كتابش رهنمود ما در تمامى عرصه هاى زندگى بود، اختلاف در هر قضيه را به قرآن راجع مى كرديم، به فيصله و قضاوتش منقاد و تسليم بوديم؛ و تمامى باور هاى خود را از قرآن فرا مى گرفتيم؛ و هر چه را خلاف آن مى يافتيم؛ دور مى انداختيم؛ نه تنها متحد بوديم و هيچ چيزى توان آن را نداشت ما را از هم جدا كند؛ بلكى بر بيش از نيم دنيا؛ از لحاظ فكرى، علمى، سياسى و نظامى حكومت مى كرديم؛ هيچ نيروى در جهان نه توان رقابت با ما را داشت و نه قدرت مقابله با ما را.
اما زمانى كه از هم دور شديم؛ دشمن توانست ما را از هم جدا كند؛ گاهى به نام مذهب، زمانى به نام قوم و نژاد؛ عرب و عجم؛ نه تنها ابهت، عظمت و مجد ديروز خود را از دست داديم؛ امت بزرگ و كشور عظيم اسلام؛ تجزيه شد؛ دشمن بر ما مسلط گرديد؛ ما را به كشور هاى كوچك كوچك تجزيه كرد و ميان خود تقسيم؛ هر بخش اين كشور بزرگ؛ به مستعمرات كوچك دشمنان فاتح تبديل گرديد؛ و كار به جايى كشيد كه اين كشور ها به پايگاه هاى نظامى دشمنان شكست خورده ديروزى ما درآمد؛ و حتى شاهد صحنه هايى نيز بوديم و هستيم كه از همين مستعمرات سرباز گيرى كردند و در خط مقدم عليه مسلمانانى جنگاندند كه براى آزادى كشور خود و اعاده مجد و عظمت امت مبارزه مى كردند.
ما همين امروز و در جريان جنگ آزادى افغان هاى مؤمن و مجاهد؛ شاهد تكوين اين نوع جبهات بوديم و هستيم.
يقيناً كه پيكر زخمى امت مظلوم؛ خيلى از زخم هاى عميقش از سوى كسانى بوده كه در جبهه دشمن و تحت فرمانش و در پوشش اسلام عليه امت جنگيده اند و در دست هاى ناپاك جنگجويان خط مقدم اين جبهه كفر و نفاق؛ شمشيرى با نشان اسلام؛ و از حلقومش نعره الله اكبر بلند. مگر ناافغانانى كه در كنار نيرو هاى شوروى و ناتو عليه مجاهدين جنگيدند؛ مصداق زنده اين پديده شوم نبود؟!!
برادران و خواهران عزيز!
يقيناً كه امت امروز؛ بيش از هر زمانى ديگر؛ به وحدت و يك پارچه گى ضرورت دارد؛ براى رسيدن به وحدت چند بديل از سوى جناح هاى مختلف ارائه مى شود:
1- تكيه و تمكين به شعار (لَكُمۡ دِينُكُمۡ وَلِيَ دِينِ)؛ يعنى كه به طرف مقابل خود بگوييم: بگذار هر يكى مذهب خود را داشته باشد؛ مزاحم همديگر نشويم؛ تحمل پذيرى داشته باشيم. ظاهر اين شعار جالب و جذاب جلوه مى كند و عده اى بى خبر از واقعيت ها را زير تأثير مى گيرد. اما كافى است در رد آن بگوييم: پيامبر عليه السلام اين رهنمود الهى را در برابر قريش قرار داد؛ اما نتيجه اى بر آن مرتب نشد و از دشمنى قريش نكاست.
2- بر كليات و اساسات تركيز كنيم و اختلاف در قضاياى فرعى را با سعه صدر تحمل نماييم و از آن وسيله اختلاف و جدايى از هم و درگيرى و جنگ نسازيم. اما اين راه حل؛ تا حال نتيجه ملموس نداشته و مانع نزاع و خصومت نشده است. عملاً مشاهده مى كنيم كه همين مسائل فروعى به عوامل جدى دشمنى و عداوت درآمده است؛ دليلش نيز روشن است؛ اختلاف كار افراد مغرض است؛ اين ها مسائلى را جستجو مى كنند و در تلاش هاى تبليغاتى شان بر آن تركيز مى نمايند كه براى اكثريت جامعه موضوع روزانه و مكرر است؛ و هر روزى در مسجد و خارج مسجد مشاهده مى كند؛ براى اين ها معيار همين مسائل فرعى اند؛ اين كه آذانش شبيه آذان من است يا نه، ايستادنش در نماز با من تفاوت دارد يا خير؛ دستش را مى بندد يا باز مى گذارد؛ در تكبير هاى داخل نماز دست هايش را بلند مى كند يا نه؛ به رويت همين ها؛ يكى را مؤمن و مسلمان مى خواند و ديگرى را تكفير مى كند و مباح الدم مى شمارد.
3- بديل سوم اين است كه نخست عوامل اساسى اختلافات را شناسايى و سپس به معالجه آن بپردازيم.
قرآن رهنمود روشن و صريحى در اين رابطه دارد و مى فرمايد:
(قُلْ يَا أَهْلَ الْكِتَابِ تَعَالَوْا إِلَى كَلِمَةٍ سَوَاءٍ بَيْنَنَا وَبَيْنَكُمْ أَلا نَعْبُدَ إِلا اللَّهَ وَلا نُشْرِكَ بِهِ شَيْئًا وَلا يَتَّخِذَ بَعْضُنَا بَعْضًا أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللَّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ) آل عمران: 64
بگو! اى اهل كتاب! به سوى كلمه اى بياييد كه ميان ما و شما يك سان است؛ و آن اين كه جز خدا احدى را نپرستيم، هيچ چيزى را شريك او نسازيم، برخى از ما برخى ديگر را؛ علاوه بر خدا؛ ارباب خود نگيرد؛ و اگر رو برتافتند؛ بگو: شاهد باشيد كه ما مسلمانيم.
يعنى كه ايمان بر خداى واحد، خوددارى از شرك، و احدى را در جايگاه خدا قرار ندادن؛ ما را متحد مى سازد و اختلافات ما را از ميان مى برد؛ اگر طرف مقابل؛ با اين پيشنهاد و طرح وحدت حقيقى توافق نكرد؛ پاسخ نهايى تان به ايشان اين باشد كه: ما مسلمانيم و به عهد بندگى خود با خدا استواريم. يعنى كه پس از پاسخ رد به اين پيام واضح؛ هيچ طمعى از آنان نداشته باشيد و گمان نكنيد كه از طريقى ديگر مى توانيد آنان را از مخالفت باز داريد.
برادران و خواهران عزيز!
اگر به عوامل تفرقه ميان امت هاى قبلى بپردازيم و اسباب اختلاف ميان امت اسلامى را ريشه يابى كنيم؛ به زودى متوجه مى شويم كه اختلاف زمانى آغاز گرديده كه مؤمنان؛ كتب الهى را كنار گذاشته و فراموش كرده اند و به روايات متعارض و متضاد چنگ زده اند؛ بايبل كتاب مقدس مسيحيان؛ شاهد زنده اين پديده منحوس است؛ بايبل را مجموعه تورات، انجيل و زبور مى پندارند؛ اما آن چه در بايبل يافت نمى شود؛ رهنمود هاى تورات و انجيل و زبور است؛ سراسر بايبل يا روايات جعلى و منسوب به اشخاص است و يا تاریخ و شجره بنى اسرائيل؛ و داستان هاى مضحك و مغاير دين و عقل.
بايبل را مجموعه از انجيل هاى چون انجيل لوقا، انجيل يوحنا، انجيل متِى كه همه روايات اند، و نامه هاى متعدد پولس، داستان هاى حزقيال و دانيال و رؤيا هايش، اشعار و مزامير داؤد مى يابيد.
يعنى كه روايات، داستانها، اشعار و مزامير؛ جاى كتب الهى تورات، انجيل و زبور را گرفت.
اگر به وضعيت كنونى امت اسلامى توجه كنيم؛ مشاهده مى كنيم كه گام به گام بر نقش قدم اهل كتاب جلو رفته و روايات و داستانها جاى كتاب خدا؛ قرآن را گرفته است. ريشه تمامى اختلافات مذهبى را در رواياتى مى يابيم كه هم با قرآن تعارض دارد و هم با روايات صحيح.
برادران و خواهران عزيز!
به گمان ما راه حل اين است كه مشكل اختلافات ناشى از روايات ضعيف و متعارض با كتاب الهى را حل كنيم. به گونه اى كه صحابه مشكل اختلاف در چگونگى كتابت مصحف را حل نمودند؛ كاتبان وحى؛ هر يكى آيات قرآن را به لهجه قوم خود نوشت؛ از يكى به ديگرى انتقال يافت؛ صحابه به رهبرى عثمان رضي الله عنه متوجه قضيه شدند و غرض حل اين مشكل؛ تمامى نسخه هاى مصحف را جمع آورى نموده؛ پس از تنقيه و تدقيق آن، بر نسخه واحد توافق نمودند؛ و همين نسخه متفق عليها را تكثير و به همه جا فرستادند؛ و بقيه نسخه ها را حذف و سوختاندند؛ و به اين ترتيب جلو فتنه بزرگ و خطرناك را تا قيام قيامت گرفتند. همين كه امروز امت شامل تقريباً دو مليون مسلمان در مورد قرآن كاملاً متفق اند و حتى در يك لفظ و تركيب و تشكيل (زير و زبر) آن اختلاف ندارند؛ نتيجه همان اقدام مدبرانه و حكيمانه و اجماع تمامى صحابه به رهبرى عثمان رضي الله عنه است؛ مسلمانان مرهون آنان اند و تا قيام براى شان دعاء مى كنند. در رابطه به توحيد كتب روايات به چنين كارى ضرورت داريم.
اما متأسفانه زمانى كه اين طرح را در برابر كسانى گذاشته مى شود كه هم اختلافات امت را همين ها باعث مى شوند و هم سعادت توحيد امت به همت و درايت آنان بر مى گردد؛ چنين كارى را محال مى پندارند!! عامل اين تفكير خاطئ و يأس از نتائج چنين مبارزه؛ يا اين است كه اين مبارزه را تجربه نكرده اند و گامى در اين راستا نبرداشته اند؛ و يا اين كه خود در دام تعصبات مذهبى چنان گير افتاده اند كه برون رفتن از آن براى شان مستحيل است؛ اگر همت و درايت برون رفتن از اين زندان و زنجير و زولانه اش را داشته باشند؛ و كمر همت ببندند؛ حتماً لذت پيروزى در آن را خواهند چشيد.
به ايشان مى گوييم:
پيامبر عليه السلام با وضعيت بدتر از وضعيت كنونى امت مواجه بودند؛ كعبه از بت ها پر بود؛ هر قبيله خداى خود را داشت، مسيحيان و يهودى ها به تعداد احبار و رهبان خود؛ مذهب داشتند و ارباب؛ جنگ ميان همديگر شان شديد ترين جنگ ها (بأسهم بينهم شديد)، خشكه و دريا (بر و بحر) را فساد فرا گرفته بود؛ ... اما پيامبر عليه السلام در ظرف 23 سال توانست بر تمامى اين مفاسد و موانع چيره شود و امت بزرگى را اساس بگذارد؛ كه نسل اولش توانست بزرگترين كشور دنيا؛ شامل ده ها كشور بزرگ امروزى؛ و امت بزرگ؛ شامل هزاران قوم و قبيله و ملت بسازد؛ اگر همت كنيم و راه پيامبر عليه السلام را انتخاب نماييم؛ يقيناً به نتيجه شبيه دست خواهيم يافت.
برادران و خواهران عزيز!
آيا مبارزه نهضت اسلامى افغانستان؛ كه به دست عده معدودى از نو جوانان آغاز شد؛ هم با مخالفت شديد نظام فرتوت و مستبد شاهى مواجه بود؛ هم با جبهه جهل و شرك؛ هم در برابر احزاب مخالف مورد حمايت ابر قدرت ها؛ جز خدا هيچ حامى و نصيرى نداشت؛ اما در مدتى كوتاه؛ به يك نهضت نيرومند، منظم، مورد حمايت اكثريت جوانان تحصيلكرده و علماء مجاهد و متعهد به اسلام؛ تأثير گذار در داخل و خارج و به سطح تمامى جهان اسلام تبديل شد؛ ابرقدرت بدمست و يكه تاز اتحاد شوروى؛ نه تنها به دست مبارك اين نهضت با شكست مواجه گرديد؛ بلكه به زوال محكوم شد؛ آيا اين تجربه آموزنده، بى نظير و بزرگ كافى نيست كه مطمئن بوده و باور داشته باشيم كه مساعى و تلاش هاى صادقانه در راه حق؛ حتماً به نتيجه مطلوب خواهد انجاميد و كارى كه از نظر افرادى بى همت ناممكن تلقى مى شود؛ به زودى و آسانى تحقق خواهد يافت.
مقاومت عليه تهاجم ناتو و در رأسش امريكا؛ اين ابر قدرت نيرومندتر و مجهزتر از اتحاد شوروى؛ و شكستش در برابر مجاهدان مؤمن اين نهضت؛ آيا اين نيز مصداق زنده و آموزنده اين حقيقت روشن نيست كه جهاد و تلاش صادقانه در راه وحدت امت نيز حتماً و به زودى نتائج مطلوب و خلاف انتظار و ادعاء افراد بى همت و مأيوس از تأييد و حمايت الهى؛ تحويل خواهد داد.
برادران و خواهران عزيز!
بياييد ما همين راه اصولى و مطابق قرآن و سنت را در جهت توحيد امت و اعاده مجد و عظمت امت اسلامى؛ بدون هيچ گونه تذبذب و دودلى تعقيب كنيم و به عهد خود با پروردگار مان تا پايان زندگى استوار بمانيم و مطمئن باشيم كه روزى شاهد وحدت امت بزرگ و اعاده مجد و عظمتش خواهيم بود.
سُبْحَانَكَ اللهُمَّ بِحَمْدِكَ نَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ، نَسْتَغْفِرُكَ وَنَتُوبُ إِلَيْكَ
