حرفهای عمران قابل درک است !
یک عرف قدیمی است ، وقتی جنگ بین دو گروه گرم میشد ، بزرگان محل قرار میگذاشتند : تا شش ماه که جویها صفا و حاصلات جمع آوری شود ، دشمنی بند ! درهمین دوران ، مخالف ، با مخالف نه تنها کاری نداشتند که بیاری یکدیگر نیز میشتافتند.
اما حالا که بحران مالی و معیشتی در افغانستان آغاز شده و دنیارا از این ناحیه دچار نگرانی ساخته است ، جناحهای سیاسی ما اعم از طالبان و دیگر احزاب ، یکدرجه انعطاف نکرده اند ، قهر آلود درهمان سنگرهای خود نشسته اند ، آمادگی ندارند که برای یکروز هم دمگیری و تفاهم نمایند.
واکنشهای ما ، در برابر رخدادها نه ازروی حکمت و انصاف که همه تقریبا ، هوایی ، انتقامی و غرضی است.
با این همه لیل ونهار ، بازهم طعنه دادن ها را کنار نگذاشته ایم ، طالبان طعنه میدهند که مخالفین در دوشنبه ، کولاب ، امارات و دیگرجاهها دفتر درست کرده اند و از سوی یهود ونصارا کمک میشوند !
گویا اینکه دفتر طالبان در کویته و پشاور و امارات خارج نبود ، کمک گرفتن شان در گذشته ، حتی التماس کنونی شان برای بازکشایی سفارت و خواستن امداد ، از هر یهود ونصارایی ، عیب نداشته است !
مخالفین طعنه میدهند که طالبان وابسته پاکستان اند و استقلال افغانستان خدشه دار شده است ، گویا اینگه خودشان وابسته نبوده و افغانستان در ین بیست سال اشغال ، از استقلال کامل برخوردار بوده است !
بیشترهای ما ، نه همه ، از حرفهای عمران خان در کنفرانس وزرای خارجه کشورهای اسلامی که ایراد میگیریم ، بخاطر آزادی واستقلال افغانستان نیست ، بخاطر دالر وامتیازتی است که از دست رفته است ، حالا اگر همان پول ایکه امریکا در افغانستان واریز میکرد ، پاکستان وارد کرده و درآمدها ادامه یافته بود ، اگر سربازان پاکستانی مانند سربازان امریکا وناتو در جاده های کشور گشت زده بود ، هیچ پروا نداشت.
اینکه صدراعظم پاکستان به دنیا میگوید : ناگزیریها و عنعنات افغانها را در مورد زنان از نظر دور ندارند ، حرف راستی است ، مگر زنان را از حق مسلم دینی شان که حق آموزش ، حق انتخاب شوهر ، حق میراث ، حق شغل ، حق آزادی بیان محروم نکرده ایم و بنام غیرت آنها را به بهره کشی ، به ظلم ، به خشونت واسارت نکشیده ایم ؟!
مگر بایک حیله دروغین ، بنام حقوق زن ، امحای خشونت در برابر زنان ، تعلیم و حرفه آموزی زن ، درین بیست سال ، حتی به همان موسسات غربی خیانت و ملیونها دالر را حیف ومیل نکردیم ؟!
در تبصره هایکه از سوی طیف فعالان و مراجع سیاسی ما صورت گرفته ، بیانات عمران با بدبینی مطلق غیر سیاسی همراه است ، یکی نوشته "عمران خان یهود است" ، دیگری گفته "عمران زن باره و دایم الخمر میباشد."
دیگری فرموده "عمران بیسواد سیاست بوده ، تاریخ و جغرافیای افغانستان را نخوانده است" و ازاین سلسله بسیار حرفهای اهانت آمیز دیگر...
هیچکس نگفت ، این بیسواد سیاسی چگونه فقط در فاصله دهسال ، از میدان بازی آمد و سیاستمداران کهنه کار را به حاشیه کشید !
در هیچ تبصره نیامد که چرا دکترها وپروفیسرهای مسلم لیگ ، حزب مردم و جماعت اسلامی ، سالها با دنیای ثروت و امکانات کاری نکردند ، ولی عمران کم سواد و بزعم آنها نو آموز سیاست آمد ، مرکز " شوکت خانم کنسر هسپتال " را ساخت ، هزاران پاکستانی و افغان بی بضاعت را تداوی کرد ، حتی به پای وازهای شان غذا و جای بودوباش داد.
هیچکس ننوشت ، عمران با اینهمه عیب ، با اینهمه سیاستهای غلط ، کار خوبی هم کرده که گفته است : " پاکستان به هر قیمتی شده از فاجعه بشری در افغانستان جلوگیری مینماید."
همه دنیا از سیاستهای پاکستان ، از مداخلات پاکستان آگاهی دارند ، تحلیلگران امریکایی میگویند ، سیاست پاکستان باعث ناکامی غرب در ماموریت افغانستان شد ، اما وقتی حرف بحران انسانی درمیان میشود ، کشورهای اسلامی به پاکستان اعتماد میکنند ، آنجا کنفرانس میگیرند ، امریکا و جهان هم از مصوبات آن حمایت میکنند ، تقاضای سیاست آن است که ماهم باید ، بگونه مشروط به این انکشاف خوشبینی نشان بدهیم ، از این شانس استفاده نماییم.
افغانستان به عمق یک بحران بشری پیش میرود ، امارت اسلامی روی هر ملحوظ که هست ، نخواسته ویا نتوانسته اوضاع را کنترول نماید ، گرسنگی ، گرانی ، بدامنی ، ترور علما و افراد ورزیده کشور شدت گرفته است.
بیشتر سیاسیون ما دست زیر دست ، از دور به تماشاه نشسته اند ، گویا اینکه آنها درخارج و داخل انتظار اند که هزاران نفر در اثر فقر ، گرسنگی ، جنگها و بدامنیهای ناشی از آن ، خدای نخواسته بمیرند ودرلای این حوادث طومار طالبان نیز جمع شود ، بی خبر از اینکه ، اگر چنین شود ، سهم آنها از آلام سنگینتر از دیگران خواهد شد.
هدف از این حرفها توجیه وابستگی و مداخله دیگر کشورها نیست ، هدف این است که برای تشخیص منافع عامه و استفاده از فرصتها فکر کنیم ، همانگونه دنیا از دیپلماسی کار میگیرند ، ماهم عقب نمانیم.
بیرون شدن از وابستگی پاکستان و امریکا وهر کشور ، نیاز بکار هماهنگ سیاسی و حرکت قدم بقدم ملی دارد.
اگر دیروز راه درست پیموده بودیم ، از زمینه های بدست آمده ، باحکمت به نفع کشور و جامعه خود استفاده نموده ، یکدیگر را به پاس آن تحمل میکردیم ، حالا یک جمهوری اسلامی درحال پیشرفت داشتیم ، هیچ افغان رنگ زرد ، آواره و قابل رحم و کرم دنیا نمیشد ، هیچ افغان ازبال طیاره سقوط نمیکرد ، افلاس و گرانی رخ نمیداد ، ترور و بدامنی نمیبود ، هیچ کودک از سرما نمیلرزید و برای لب نان خشک و خیراتی ، کنار نانوایی قطار نمیشد.
دریک کلام ، فاجعه بشری بالاتر از سیاستها واختلافاتی است که باخود ، با پاکستان و با دیگر کشورها داریم ، برای رویاروی با این مصیبت ، حتی برای مدتی هم که شده آتش بس نماییم ، از هر پیشنهاد مثبت ، محتاطانه استقبال و باهم یاری نماییم.
باحرمت.
