با تبسم و استدلال بر چسب ها و حك زدن ها را پاسخ ميدهيم !
از سال " ٢٠٠٨ م " به فضاى مجازى فيسبوك و صفحات اجتماعى دسترسى دارم، در اين مدت يك روز هم اشغال ٢٠ ساله امريكا اشغالگر و متحدين آنرا با همه جنايت ها ، شكستگى ها و غيره بى عدالتى ها تائيد نكرديم ؛ حتى زمينه كارى در داخل و خارج از كشور براى ما مساعد بوده؛ ولى نخواستيم كه روزى براى وجدان و مادر وطن خجالت زده باشيم ؛ پروژه هاى ملى و عملكرد خوب نظام و حكومت هاى قبلى را تائيد و تمجيد كرديم، بخاطر صلح و عدالت خواهى صداى خود را بلند كرديم.
يك روز هم در وصف " حامد كرزى و اشرف غنى " چيزى به نگارش نگرفتيم، يك لحظه هم سران و شاهان محمد زايى و يا خاندان شاهى را صفت نكرديم؛ ولى عملكرد مثبت و منفى آنها را تمجيد و نقد كرديم ،
يك لمحه هم در وصف "تره كى ، امين ، نجيب ، استاد سياف ، مولوى محمدى " چيزى نوشته نكرديم.
در وصف " شهيد حبيب الله كلكانى " به روايت از تاريخ نوشتيم و او را به حيث رهبر از توده هاى مظلوم كه در همسايگى قره باغ ما مبارزه داشت با معرفى گرفتيم ، او را چنان معرفى كرديم كه او نه تنها رهبر تاجيك ها و شعار تاجيكزم نداشت ؛ بلكه از لحاظ خونى و تبارى ترك تبار بوده و با خانواده هاى پشتون تبار كوهدامن زمين خويشاوندى و رفاقت نزديك داشت.
بهترين دوستان و رفقاى پشتون تبار را با خودش و علماى پشتون تبار و سادات پروان ، كاپيسا و كوهدامن در حمايت از او بودند.
ايشان نيز مانند ديگر سران حكومت دارى و مبارزه جوانب منفى و مثبت را با خودش داشت كه اين سطور گنجايش آنرا ندارد.
جبر تاربخ او را به چنين مقام مجبور كرد ؛ ورنه او خودش بار ها گفته بود كه من دهقان بچه بيسواد اهل دفتر و ديوان و حكمرانى نيستم.
در وصف مجاهدين كشورم كه منسوب به هر قوم و تبارى اين مرز و بوم بودند ، بدون سليقه هاى حزبى ، سمتى و زبانى نوشتيم و آنرا سپه سالاران موفق عسكرى عليه قشون اشغال سرخ روس به معرفى گرفتيم.
ميان دكتور افضلى هرات و دكتور ناصرى لوگر ميان آدم خان ننگرهار و ذبيح الله بلخ فرق نكرديم.
جنگ هاى داخلى ميان مجاهدين را تقبيح كرديم و عملكرد خوب سران مجاهدين را توصيف كرديم ، فقط از " بر ادر حك مت يار " نه به عنوان رهبر پشتون هاى افغانستان ؛ بلكه به صفت قائد مجاهدين افغانستان و تعهد سياسى كه با " ح ا ا " داريم از ايشان سطر ها و صفحه ها نوشتيم و حتى نزديكان ، اقارب ، دوستان و هموطنان ما از مرد ٤٩ ساله " عبدالبصير " نزد پدرش در افغانستان شكايت كردند كه فرزند شما در وصف " مهندس ح ك م ت ي ا ر " نوشته دارد.
مقاومت گران و رفقاى اشغال افغانستان و B 52 و مادر بمب ها و حمايت گران سيكولر و تكنوكرات آنها را با وجوديكه تائيد نكرديم در مورد آنها نقد ها ، گلايه ها و شكايت ها كرديم؛ چون در ٢٠ سال اخير باعث فساد ، بى اتفاقى ، بد امنى و غيره مسائل ملى و مردمى بودند و فقط در فكر جغرافياى محدود و دسترخوان و خانواده خود شدند ، قومى ، تبارى و زبانى فكر كردند.
هميشه حملات انتحارى و انفجارى را در شهر ها و مراكز عام المنفعه و بمباردمان طياره هاى بى پيلوت و كور ناتو را در دهكده ها ، ترور هاى هدفمند و علماى دينى را و وحشت كندك مزدور و اجير صفر يك " 01 “ را تقبيح كرده و آنرا با شديد ترين الفاظ و جملات مذمت كرديم
از لحاظ فكرى و سياسى با " ا ا ا " فاصله داريم ؛ ولى اين حائل سياسى ما برادر كشى و افغان كشى نبوده و اينكه بخاطر صلح و امنيت ، افغانستان واحد ، وحدت ميان افغان ها ، عدالت اجتماعى مقاله نوشته و شعر سروده و مبارزه كرديم از وضعيت كنونى با وجوديكه كمى ها ، كاستى ها ، شكستگى هاى خودش را دارد و صلح آرزو ديرينه ملت و مردم ما بوده ، رضايت داريم و اينكه ركود اقتصادي ، فرار مردم و جوانان و مخالفين طالبان آدامه دارد ، بحث امروز نبوده و آدامه همان چهار دهه اشغال ها ، جنگ ها و بى عدالتى ها بوده و ما نبايد در يك روز ، يك هفته ، يك ماه و يك سال از " ا ا ا " توقع داشته باشيم كه اين همه مشكلات و چالش ها را در يك روز فيصله و حل بكنند.
در نوشته ها و مقاله ها كمى ها و كاستى هاى آنها را در بخش حكومت دارى و احياى نظام به نگارش گرفته و نقد داريم.
پس لطفاً ما را اشتباه و غلط درك نكنيد و از بهتان ها ، كنايه ها و بر چسب ها حذر و خود دارى كنيد و ما فقط با همين تبسم كه صدقه الهى است براى شما سكوت ، صامت و آرام مى باشيم.
در جمله اخير ماش نيستيم كه لول بخوريم!
" مير عبدالبصير كاكړ "
