No-IMG

تفاوتهای قابل درک بین حکومت مجاهدین و حکومت غنی !

تحولات سالهای ۱۳۷۵ و ۱۴۰۰  - قسمت اول

تفاوتهای قابل درک بین حکومت مجاهدین و حکومت غنی !

بخش اول :

وقتی طالبان در سال ۱۳۷۵ شهر کابل را تصرف نمودند ، نیروهای تحت فرمان حکومت برهان الدین ربانی بصورت قطع از یکدست اداره میشدند. در آنزمان تمام ولایات شمال به استثنای ولایتهای بغلان و کندز که بعداً در نتیجه تفاهمات قومی در اختیار طالبان قرار گرفتند ، بقیه ولایات در کنترول نیروهای حکومتی و جنبش ملی تحت رهبری جنرال دوستم قرار داشت . طالبان متصل کنترول شان بر شهر کابل ، برخلاف پالیسی قبلی خویش که مجاهدین سابق را « نیروهای شر و فساد » خطاب مینمودند ، از جنرال دوستم مطالبه نمودند تا با آنها کنار بیاید . طبق شواهدیکه بعدها برملا شد ، درجریان پیشرویهای طالبان بسوی کابل ، جنرال دوستم از نظر مالی و تخنیکی با طالبان همکاری جدی نموده بود . دلیل این همکاریها شکست شورای هماهنگی «جنبش ، حزب اسلامی ، حزب وحدت و جبهه نجات ملی » در شکست دادن حکومت تحت رهبری ربانی در کابل بود . اساساً زمانیکه میانه دوستم با مسعود به تیره گی گرائید ، جنبش ملی ، حزب وحدت و جبهه نجات ملی برهبری حضرت مجددی تصمیم گرفتند تا با کنار آمدن با حزب اسلامی حکمتیار حکومت ربانی را سقوط دهند .

 در همین راستا پس از سقوط کابل بدست طالبان ، چند بار وزیر داخله پاکستان « نصیر الله بابر » یکجا با ملاغوث وزیر خارجه حکومت طالبان به شهر مزار شریف سفر نموده و با جنرال دوستم و همراهانش ملاقات و گفتگو نمودند . زمانیکه طالبان در سال ۱۳۷۳ « ۱۹۹۴ میلادی » حرکت شان را از ولسوالی سپین بولدک ولایت قندهار آغاز نمودند ، دولت تحت رهبری ربانی با حزب اسلامی حکمتیار ، حزب وحدت و جنبش ملی جنرال دوستم عملاً در جنگ قرار داشت . جانب حکومت که ، کابل را در اختیار داشت بخاطر تضعیف حزب اسلامی حکمتیار از همان آغاز با طالبان راهِ همکاری و دوستی را در پیش گرفته و به ملا نقیب الله فرمانده جمعیت اسلامی در قندهار که مسؤلیت فرماندهی فرقه آنولایت را نیز بعهده داشت ، دستور داد تا به طالبان تسلیم شده و با آنها همکاری نماید. تنها گروهیکه در برابر طالبان به مقاومتهای پراگنده و نچندان مؤثر دست یازید ، فرماندهان حزب اسلامی به رهبری حاجی سرکاتب در قندهار بودند. طالبان که با انرژی و روحیه قوی جنگی وارد صحنه شده بودند ، به زودی و در اسرع وقت مقاومت فرماندهان حزب را درهم شکسته و پس از تصرف قندهار متوجه ولایات دیگر در جنوب و غرب افغانستان شدند .

 محمد اسماعیل خان در ولایت جنوب غرب افغانستان « هرات » حکومت میکرد و به نحوی زعامت و رهبری چند ولایت دیگر را نیز در اختیار داشت. در صف بندیهای داخل جمعیت اسلامی ، اسماعیل خان به تیم برهان الدین ربانی تعلق داشت و با شورای نظار برهبری احمد شاه مسعود چندان رابطه قابل اعتماد و مطمئین نداشت. اسماعیل خان که از وجاهت بالایی در داخل جمعیت اسلامی برخوردار بود و او را بنام « امیر اسماعیل خان » یاد میکردند ، بگونه یی خود را همردیف مسعود تصور میکرد و حتی در سالهای حضور قوای شوروی در افغانستان ، بجای تمایل و پیوستن به شورای نظار از خود شورای جداگانه یی را بوجود آورده بود که یکی از جلسات آن بنام شورای فرماندهان نظامی « ساغر » تدویریافته بود.

 زمانیکه طالبان برای تصرف ولایات حوزه جنوب غرب اقدام نمودند ، بر اساس نزاکتهائیکه بین مسعود و اسماعیل خان وجود داشت ، فرماندهان اعزام شده از مرکز « کابل » به حوزه جنوب غرب ، با اسماعیل در رهبری جنگ برضد طالبان هماهنگی لازم را اختیار ننموده و طبق دلخواه خویش به جنگ های غیرمؤثر با طالبان مبادرت ورزیدند . رهبری جنگ‌ را از سوی حکومت مرکزی فردی به اسم نجیم و داکتر عبد الله بعهده داشتند و به نقطه نظرات اسماعیل خان تمکینی روا نمیداشتند. سرانجام مقاومت و دفاع تیم حکومت در ولایات جنوب و جنوب غرب به شکست مواجه شده و طالبان توانستند تمام ساحات جنوب و غرب افغانستان را تصرف نمایند.

 ( ادامه دارد )

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک