به طبل جنگ مکوب و مباش در پَی جنگ
حافظ اسدالله ساطع
به طبل جنگ مکوب و مباش در پَی جنگ
که گوش ملت ما خسته از صدای تفنگ
بیا که مکتب ده را دوباره بگشاییم
که بشگفد چمن از دین و دانش و فرهنگ
چراغ عقل و خِرد را اگر بر افروزیم
رها ز بند تعصب شویم و دیده ی تنگ
به اوج عزت و آزادگی عروج کنیم
اگر زنیم به حَبل متین قرآن چنگ
من و تو گر به هم آییم و دست هم گیریم
دگر بهانه نمانَد به دست خصم زرنگ
که جنگ ضد تروریزم را بهانه کند
کند تعرض و دامن زند به آتش جنگ
به حکم جهل هدر داد خون مومن را
جوان ساده ی ما بیخبر از این نیرنگ
کجا رواست که ما خون همدگر ریزیم؟
دگر نمانده به ما فرصت دلیل و درنگ
بیا که پرچم صلح و صفا برافرازیم
که تا شکسته شود نقش روس و نقش فرنگ
تبصره / نظر
نظرات / تبصري
د همدې برخي څخه
شریک کړئ
ټولپوښتنه
زمونږ فيسبوک
