افغانستان بعد از اشغال و پرسش های بدون پاسخ
* افغانستان امروز یک کشور اشغال شده و زیر احتلال است که نیروهای اشغالگر و در رأس آنها ایالات متحده ی امریکا عملا در آن مالک هر گونه امر ونهی بوده وهمه امور اساسی و مهم کشور را در تمام عرصه های نظامی، سیاسی، اقتصادی، تعلیمی، فرهنگی و غیره به دست داشته و به اصطلاح هر چه خواسته باشند در این کشور اشغال شده با زور تانک و طیاره و تفنگ انجام می دهند. * مشکل عدم زعامت و مرجعیت باعث شده است تا افغانستان همیشه در معرض کشمکش و کشت وخون بر سر زعامت بوده و بحران قیادت روز بروز وخیمتر شود و هر کس و ناکس خودش را برای زعامت این کشور اهل و مناسب بداند. * در فقدان باز پرس و محاسبه و مراقبت و تطبیق اصل مهم مجازات و مکافات، افغانستان به جولانگاه ظلم و فساد و جنایت عده ی افراد دزد و مختلس بیت المال، وطنفروش، خائن به دین و ملت، مزدور و وابسته به دستگاهای استخباراتی بیرونی، بی بند و بار و آغشته به فساد و رذائل اخلاقی تبدیل شده و این اوباشان بی هنر و فاقد هر نوع کمال و فضیلت، دارند با تمام بیرحمی خون باقیمانده در جسد نیمه جان ملت فقیر و مستضعف ما را همچو زالو مکیده و به خرمستی و عربده بازی های بهیمانه ی شان ادامه می دهند. * عده ی زیادی کوشش کرده اند تا اعمال نادرست شان را برای فریب ملت رنگ اسلامی داده و اشتباهات و خطاهای خویش را بنام اسلام بپوشانند. متأسفانه ملت مسلمان ما که بنام اسلام آماده ی هر نوع قربانی است تا کنون از مزایای تطبیق عملی اسلام به حیث یک نظام و قانون مکمل زندگی محروم زیسته است.
سؤال اساسی اینست که این ملت مؤمن چه وقت درسایه ی بیرق اسلام و حکومت اسلامی واقعی نفسی به راحت خواهد کشید؟
------------------------------------------ شاید هیچ فرد آگاه و چیز فهمی در کشور ما درین شک نداشته باشد که افغانستان امروز در یکی از سخت ترین و بد ترین مراحل تاریخ خویش قرار داشته و با مشکلات و نا بسانیهای فراوانی دچار می باشد. اوضاع کشور هر روز رو به وخامت بیشتر می رود و بد تر از پیش می شود.
امروز مشکلات داخلی و خارجی زیادی دامنگیر ملت افغانستان بوده و سؤالات بیشماری در ارتباط با حال و آینده ی این ملت و کشور در اذهان هر زن و مرد با احساس و با درد این سرزمین مطرح است.
برای اکثر این پرسشها پاسخ و جواب روشن و قناعت بخشی ارائه نمی شود. شاید کمتر کسی باشد که به این سؤالات بیندیشد. متاسفانه با وجود دهها حزب و تنظیم وگروه و سازمان سیاسی وغیر سیاسی موجود در کشور کمتر مرجع و جای مشخصی سراغ می شود تا به این پرسشها پاسخ بگوید و یا حد اقل روی آن فکر جدی و اساسی نماید.
اکثر احزاب و گروه ها و سازمانها و اشخاص به زد و بند و مسابقه و رقابت بر سر رسیدن به حکومت و قدرت مشغول بوده غیر از مصالح گروهی و حزبی و شخصی شان به چیز دیگری نمی اندیشند و شاید هم بعضی ها اصلا درایت و ظرفیت و یا هم اهلیت جواب دادن به سؤالات سرنوشت ساز به ارتباط امروز و فردای کشور را نداشته باشند. زیرا اکثر اینها به اصطلاح به نرخ روز نان می خورند و برای منافع شخصی و گروهی به هر معامله گری و تنازل حاضر اند و تا جاییکه پای مصالح شخصی و تنظیمی شان درمیان نباشد در فکر فردا ی کشور و ملت نیستند.
در نتیجه ی تراکم مشکلات سر سام آور از هر طرف و فقدان جواب به سؤالات و پرسشهای مطرح به ارتباط سرنوشت ملت ووطن اکثریت تا به حال خاموش ملت ما در حالت سر در گمی و حیرت بسر برده وبه مستقبل و آینده ی خود و کشور شان به نظر شک و تردید می بینند زیرا روزنه ی امیدی درین شب تاریک و سیاه به چشم شان نمی خورد.
مهمترین سؤالات مطرح در اذهان ملت افغانستان به ارتباط سرنوشت کشور و نجات آن از بحران کنونی که به راه حل ها و جواب های واضح و روشن نیاز عاجل دارند شاید ازین قرار باشند: ۱. اشغال افغانستان تا چه وقت ادامه خواهد یافت؟ افغانستان امروز یک کشور اشغال شده و زیر احتلال است که نیروهای اشغالگر و در رأس آنها ایالات متحده ی امریکا عملا در آن مالک هر گونه امر ونهی بوده وهمه امور اساسی ومهم کشور را در تمام عرصه های نظامی، سیاسی، اقتصادی، تعلیمی، فرهنگی و غیره به دست داشته و به اصطلاح هر چه خواسته باشند در این کشور اشغال شده با زور تانک و طیاره و تفنگ انجام میدهند. مداخله ی آشکار و مستقیم امریکا و انگلستان و دیگر همپیمانان آنها در امور و قضایای داخلی کشور ما از هیچ کسی پوشیده نیست وکار بجایی رسیده که حتی مقرری های والیان ولایت ها، معینان وزارتخانه ها، صاحب منصبان عالیرتبه نظامی و مشاورین نیز اکثرا به اجازه و مشوره ی امریکایی ها صورت می گیرد.
سؤال مهم این است که این اشغال نظامی نامیمون و منحوس تا چه وقت ادامه خواهد یافت و سرزمین افغانستان تا بکی در زیر پای دها هزار عسکرتا به دندان مسلح بیگانه بیرحمانه لگد مال خواهد شد؟
مردم مستضعف و محروم و ستمدیده ی افغانستان تا چه وقت قربانی ظلم و ستم وقتل و کشتار اشغالگران بوده واز حق تعیین سرنوشت و استقلال واقعی محروم خواهند ماند؟ ۲. پیامدهای اشغال و استعمار: نتایج شوم و پیامدهای خطر ناک اشغال و حاکمیت استعمارامریکایی در عرصه های دین، سیاست، اقتصاد، اجتماع، فرهنگ، معارف و سائر ابعاد زندگی امروز وفردای مردم افغانستان چه بوده و این کشور و ملت را بکجا خواهند کشاند؟ ۳. راه نجات از اشغال و استعمار: پایان بخشیدن به سلطه ی استعمار سیاه و راندن اشغالگران امریکایی از سرزمین افغانستان چگونه و از چه راهی ممکن است ومیکانیزم عملی این کار چگونه باید باشد؟
آیا آزادی افغانستان فقط از راه جهاد و مقاومت مسلح امکان پذیر است، و یا اینکه سائر انواع جهاد و مقاومت مانند کار سیاسی و فکری و فرهنگی و بالآخره بسیج عمومی ملت نیز ضروری و حتمی میباشد تا با راه اندازی قیام و انقلاب ملی و همگانی اشغالگران را همچون خس و خاشاک از راه برداشته و افغانستان عزیز را برای ابد از شر اشغال و اشغالگران و خود فروختگان خاک فروش از هر نوع و قماش و شکلی که باشند نجات بدهد و بجای آن نظام عدل و قسط الهی را اساس گزارد؟ ۴. حکومت پس از اشغال: در صورت خروج اشغالگران سرنوشت حکومت موجود در کابل و نظام و سیستم دولتی کنونی چه خواهد شد و اگر قرار باشد تا این این اداره و نظام تغییر کند، اداره و نظامی که جای آنرا باید بگیرد چگونه و توسط چه کسانی باید تشکیل شود؟
البته با توجه به این نقطه ی مهم که در صورت بمیان آمدن خلای قدرت یعنی عدم وجود سلطه و حاکمیت دولتی، کشور دچار انارشیزم و هرج ومرج گردیده و شعائر دینی، ناموس و شرف، زندگی روزمره ی مردم، مؤسسات و متملکات دولتی و دارایی های ملی به خطر مواجه می شود.
در اینجا توجه باید داشت تا تغییر نظام سیاسی و حکومت در کشور نباید به هیچ وجه به معنای هرج ومرج و فروباشی سیستم دولتی و از بین رفتن مؤسسات ملی و ادارات باشد. زیرا کشور بدون وجود ادارات و مؤسساتی مانند اردو، پولیس، قوه قضائیه، سارنوالی، معارف، مؤسسات تحصیلات عالی، مؤسسات صحی وغیره نمی تواند وجود داشته باشد. ۵. جلوگیری از خطر جنگ داخلی: سؤال دیگری که به سؤال قبلی ارتباط دارد و خود بخود مطرح می شود این است که اگر اداره و حکومتیکه پس از پایان اشغال زمام امور را به دست می گیرد از نیروی کافی برای دفاع از سرحدات کشور و اداره ی امور داخلی برخوردارنبوده و توان مقابله با مداخلات خارجی خصوصا مداخلات و اطماع روز افزون و پر از حرص و آز بعضی از کشورهای همسایه را نداشته باشد. درآن صورت وضع از چه قرار خواهد بود و چگونه می شود این مشکل را حل کرد؟
افغانستان کشوریست که تقریبا از سی سال به اینطرف در آن جنگ جریان دارد و انواع مختلف اسلحه از مصادر و منابع مختلف اعم از امریکایی، روسی، چینایی، ایرانی و پاکستانی و غیره در آن وجود دارد. وجود گروه های مختلف سیاسی و نظامی متخاصم با داشتن تسلیحات و افراد مسلح چه علنی و چه سری نیز حقیقتی است آشکار که کسی را مجال انکار آن نیست. این حقیقت هم وجود دارد که در صورت مساعد شدن زمینه، بروز این گروهای مسلح به میدان هر روز و لحظه ممکن است. با در نظر داشت این حالت این سؤال بیش می آید که پس از اخراج قوای اشغالگر خارجی از کشور با خطر بوقوع پیوستن جنگهای داخلی میان گروها و احزاب متخاصم داخلی که هرکدام به تنهایی و بلا شرکت غیر خواهان رسیدن به قدرت بوده و آماده ی قبول و پذیرفتن طرف و یا اطراف دیگر در ترکیب نظام و حکومت نیستند چگونه میتوان مقابله کرد؟
البته به یاد باید داشت که همین جنگهای داخلی بر سر قدرت و پیامدهای شوم آن بود که پس ازبیرون راندن استعمار سرخ شوروی و بدنبال سقوط حکومت کمونیستی آرمانها و دست آوردهای یک جهاد وانقلاب بسیار بزرگ و با عظمت تاریخ معاصر و نتایج قربانی های یک ونیم ملیون شهید را برباد داد و بار دیگر زمینه ساز مداخلات آشکار همسایگان و بیگانگان و بالآخره اشغال نظامی کشور ما از طرف استعمار سیاه امریکا شد.
وجود این خطر بزرگ را نباید دست کم گرفت و با بی توجهی از کنار آن رد شده و مانند شترمرغ با مواجه شدن با آن سر را در ریگ فرو کرد!! ۶. ختم جنگ در کشور: چگونه میتوان برای جنگهای داخلی و برادر کشی در کشور به هر نام و رسمی که باشد نقطه ی پایان گذاشت؟
نباید ملت مظلوم و رنجدیده ی افغانستان برای همیشه و بطور مسلسل قربانی و هیزم شعله های آدمخوار جنگ داخلی و بی امنیتی بوده و جغد سیاه و شوم جنگ برادر با برادر ومسلمان با مسلمان درین سرزمین سایه افگنده باشد.
تا چه وقت این سرزمین آماج مهلک ترین و کشنده ترین انواع اسلحه و تجربه گاه اسلحه و باروت بیگانگان باشد؟
۷. نجات از استبداد و اختناق: انحصار طلبی، تکتازی، زورگویی، استبداد، اختناق، تحمیل رای و فکر از راه زور و اعمال ترور و وحشت و بکار بردن تفنگ و زندان و شکنجه در کشور ما تا بکی صداها را در گلو خفه خواهد کرد؟
اندیشمندان،علما و صاحبان فکر و نظر تا چه وقت از ترس و خوف زورگویان بیرحم از ابراز رأی و بیان اندیشه و فکر شان محروم خواهند زیست؟
چگونه میتوان زمینه های را مساعد ساخت تا مردم ما خصوصا علما و اندیشمندان در فضای آزادی و اطمینان و بدور از خوف و ترس از زندان و شکنجه و کشته شدن و ترور بدون محاکمه رای و نظر شان را بیان نموده و درین راه غیر از خداوند متعال از هیچ کسی، نه از ملامت کردن ملامت کنندکان (و لایخافون لومة لائم) و سر زنش حاکمان وقت و زورمندان تفنگ به دست ترس و خوفی داشته باشند زیرا (افضل الجهاد کلمة الحق عند سلطان جائر – حدیث)؟ ۸. حل مشکل زعامت و مرجعیت: بدون شک کشور ما اکنون فاقد یک زعامت ملی قابل قبول برای اکثریت ملت افغانستان است که مرجعیت و مشروعیت آن از نظر موازین شرعی و قانونی زیر سؤال نباشد. مشکل عدم زعامت و مرجعیت باعث شده است تا افغانستان همیشه در معرض کشمکش و کشت وخون بر سر زعامت بوده و بحران قیادت روز بروز وخیمتر شود و هر کس و ناکس خودش را برای زعامت این کشور اهل و مناسب بداند - نظری گذرا به لیست کاندیداهای ریاست جمهوری در به اصطلاح انتخابات اخیر شاید برای اثبات آنجه گفته شد کافی باشد- و از راههای مختلف و بیشتر غیر مشروع و نادرست در بازی قدرت شریک شده و برای رسیدن به ارگ و قصر تلاش نماید.
در اینجا سؤال مهم قابل بحث این است که این بحران زعامت و مرجعیت سیاسی تا چه وقت در افغانستان ادامه
پیدا خواهد کرد و با چه میکانیزم و راهبردهای شرعی و عملی میتوان به این بحران مزمن پایان داد؟ ۹. قطع مداخلات خارجی: علاوه از استعمار و اشغال، مداخلات واضح و آشکار خارجی - چه از طرف کشورهای دور و چه از طرف کشورهای همسایه و یا منطقه- در امور داخلی افغانستان تا چه وقت ادامه خواهد یافت و سرزمین ما تا بکی میدان تصفیه ی حسابات و رقابت ها و تصادم منافع و مصالح خارجی ها بوده و مردم افغانستان قربانی توطئه ها و مطامع نا مشروع بیگانگان آزمند خواهد بود؟ ۱۰. نجات ملت از چنگال مفسدین: بعد از هم پاشیدن سیستم دولتی در کشور و در فقدان باز پرس و محاسبه و مراقبت و تطبیق اصل مهم مجازات و مکافات، افغانستان به جولانگاه ظلم و فساد و جنایت عده ی افراد دزد و مختلس بیت المال، وطنفروش، خائن به دین و ملت، مزدور و وابسته به دستگاهای استخباراتی بیرونی، بی بند و بار و آغشته به فساد و رذائل اخلاقی تبدیل شده و این اوباشان بی هنر و فاقد هر نوع کمال و فضیلت، دارند با تمام بیرحمی خون باقیمانده در جسد نیمه جان ملت فقیر و مستضعف ما را همجو زالو مکیده و به خرمستی و عربده بازیهای بهیمانه ی شان ادامه میدهند.
سؤال این است که این وضع شرم آور و غیر قابل تحمل تا کی ادامه خواهد یافت، و چگونه می شود کشور و ملت را از شر این مافیای فساد نجات بخشید تا دیگر دار وندار این ملت گرسنه و جان برلب رسیده دیگر به تاراج دزدان مختلس و شهوت پرست نرود؟ ۱۱. ایجاد نظام دولتی صالح و شفاف: سؤال دیگر اینست که نظام و سیستم دولتی ازهم پاشیده و درهم و برهم را چگونه میتوان دوباره طوری احیاء کرد که بدیده های منفی و شوم لا قانونیت، انارشیزم دولتی، خودسریهای مسئولین، فساد اداری و عدم شفافیت از سیستم دولتی کشور برای همیشه از میان برداشته شود، و کیست که این کار را انجام بدهد؟ یعنی کادرهای مکلف به مبارزه با فساد را که خود تربیت سالم داشته و در منجلاب فساد آغشته نباشند از کجا و چگونه تأمین باید کرد؟
(البته کمال نادانی و زهی نا انصافی خواهد بود اگر پشک نگهبان گوشت باشد و گرگ تیز دندان حافظ گوسفندان!) ۱۲. تأمین استقلال اقتصادی کشور وجهاد با فقر: با وجود ذخائر سرشار طبیعی و نیروی بشری، افغانستان امروز یکی از فقیر ترین کشورهای دنیا به حساب میرود و اکثریت قاطع مردم آن در زیر خط فقر بسربرده و از ساده ترین امکانات و وسائل و سهولت های زندگی محروم است. کشور نیرومند و آزاد و مستقل و ملت سرافراوز و سربلند در این عصر به اقتصاد قوی و نیرومند اشد ضرورت دارد و کشوری که استقلال اقتصادی نداشته باشد استقلال سیاسی نخواهد داشت.
با در نظر داشت این وضع چگونه می شود حالت زار و فلاکتبار و بی سر و سامان اقتصاد افغانستان را سر و سامان داد تا ملت ما مانند سائر ملت های دنیا از اساسی ترین ضرورتهای زندگی آبرومند بهرمند شده و دیگردست گدایی به کسی دراز نکند؟
(باید دانست که فقر وتنگدستی راه را بسوی تسلط شیطان و دست زدن به گناه وخطرناکتر ازهمه کفر باز می کند. از رسول اکرم – صلی الله علیه وسلم- روایت شده که فرموده اند: " کاد الفقر أن یکون کفرا" و در دعای مأثور شباروزی رسول خدا آمده است که جناب ایشان از فقر وکفر به خداوند پناه خواستنه و می فرمودند:" اللهم إنی أعوذ من الکفر و الفقر وأعوذبک من عذاب القبر"- در اینجا آمدن فقر بعد از کفر محل تأمل جدی است-) ۱۳. تأمین عدالت اجتماعی و جهاد با ظلم: پنجه های خونین ظلم و بی عدالتی جان ملت ما را به لب آورده است و چون در کشور ما اشغال است و جنگ و فقر کسی متأسفانه از عدالت اجتماعی و تأمین قسط در جامعه حرف جدی نمی زند. حال این که در نبود وضعف عدالت اجتماعی هزاران هزار فساد و مرض دامنگیر جامعه می شود و بسیاری از مفاسد در ظلم و بیعدالتی ریشه دارند.
سوال اینست که چگونه میتوان عدالت اجتماعی را در جامعه تأمین کرد و چه کسانی قادر به این کاراند؟
(باید دانست که اگر در جامعه ای ظلم نباشد و مردم به عدل حکومت و قضاء باور داشته باشند و حق کسی تلف نشود بسیاری از مشکلات از جمله مشکلات قومی و زبانی و سمتی و غیره خود بخود حل می شود.) ۱۴. اصلاح وضع معارف: وضع نا هنجار و تاسف بار معارف کشور از هیچ کس پوشیده نیست و تقریبا همه به این باور اند که نظام ضعیف کنونی تعلیم وتربیه کشور هرگز جوابگوی نیازمندیهای مبرم کشورما درین عرصهء مهم و حیاتی نیست. نه معلم تربیت یافته و نه نصاب درست وعصری ونه هم وسائل تدریس و نه هم جای و تعمیر مناسب و نه هم امکانات و بودجه ومعاش کافی وجود دارد.
معارف ما تا بکی دستخوش این وضع فلاکتبار بوده و نسل های امروز وفردای ما از حق و نعمت تعلیم و تربیه ی متوازن وعصری محروم خواهند زیست؟ ۱۵. ایجاد تغیر بنیادی در نظام تحصیلات عالی: مشکلات مهلک سیستم تحصیلات عالی کشور نیز کمتر از مشکلات معارف نیست. مؤسسات تحصیلات عالی افغانستان که راه ترقی و پیشرفت کشور از آنها باید بگذرد قابلیت تربیت کادرهای متخصص مورد نیاز جامعه را نداشته و مانند کالبدهای بیروح –عقب ماندکی کشوررا از قافله تمدن وبیشرفت در میدان های دانش عصری و تکنولوزی معاصر و مدرن بیشتر و بدتر می سازند.
چه راههای را باید جستجو کرد تا در این وضع نا هنجار تغیری ایجاد شود و موسسات تحصیلات عالی ما وضع طبیعی خویش را بدست بیاورند. ۱۶. نجات نسل جوان:
نسل جوان کشور ما یکی از مظلومترین اقشار جامعه ی افغانستان است که در بنجه هایبیرحم بی تعلیمی، بیکاری، بی هویتی، بی هدفی، سردرگمی و یأس و نا امیدی از آینده دست و پا میزند.
در صورت دوام روند کنونی کار این نسل دردمند بکجا خواهد کشید و مستقبل کشوری که نسل جوانش در چنین حالت زار بسر ببرد چگونه خواهد بود؟ ۱۷. پایان دادن جنک بخاطر قدرت: قدرت سیاسی افغانستان از سه دهه باینسو از دستی بدستی و از جریان و گروهی به جریان و گروهی دست بدست می شود که هر کدام بنوبه ی خود فکر و نظر و طرز تلقی و برداشتی را در میدان سیاست و حکومتداری تجربه می کنند. گروها وجریانات سیاسی و فکری دیگری نیز وجود دارند که منتظر رسیدن به قدرت بوده و درین راه روز شماری می کنند. با وجود اشغال کشور و وجود خارجی ها در کشور بازی کثیف رسیدن به قدرت از هر راهی که باشد بشدت جریان دارد و اکثر بازیگران بدون ترس از خدا و روز آخرت و بدون در نظر داشتن حلال و حرام و خوب و بد و حق و باطل برای رسیدن به قدرت دست به هر کاری می زنند.
سؤال این است که ملت مسلمان افغانستان تا بکی در دست حکومات، احزاب، گروها،جریانات ونظریات و افکار وارداتی اعم از کمونیزم و مارکسیزم، لیبرالیزم غربی، نشنلیزم قومی ونزادی، و جریانها ی منسوب به اسلام با بر داشتهای نادرست از دین اسیر و گروگان باقی مانده و مانند توب فوتبال در زیر لگد زورمندان قدرت طلب از یکسو بسوی دیکر پرتاب خواهد شد؟ ۱۸. عمل و کار نه شعار: شعارهای زیادی بنام اسلام ومفاهیم مقدس دینی در جامعه ی ما مطرح شده است ولی متأسفانه بیشتر اوقات بین شعار و عمل بسیار فاصله وجود داشته ونا جوانمردانه از نام اسلام سوء استفاده صورت گرفته است. عده ی زیادی کوشش کرده اند تا اعمال نادرست شان را برای فریب ملت رنگ اسلامی داده و اشتباهات وخطاهای خویش را بنام اسلام بپوشانند. متاسفانه ملت مسلمان ما که بنام اسلام آماده ی هر نوع قربانی است تا کنون از مزایای تطبیق عملی اسلام بحیث یک نظام و قانون مکمل زندگی محروم زیسته است.
سؤال اساسی اینست که این ملت مؤمن چه وقت درسایه ی بیرق اسلام و حکومت اسلامی واقعی نفسی به راحت خواهد کشید؟
اسلام اصیل و ناب محمدی صلی الله علیه وسلم، دین وسط و اعتدال، دین رحمت، دین رأفت، دین عدل و توحید، دین آزادی و استقلال، دین عزت و قوت، دین پیشرفت و ترقی، دین عدالت و برابری، دین اخوت و برادری، دین عقل و اندیشه و فکر، دین علم و دانش و بحث و تحقیق، دین امنیت و آرامی، دین سکون و آرامش روح و قلب، دین رستگاری و نجات، دین مباروه با فقر و تنگدستی، دین مبارزه با بیکاری و تنبلی، دین کار و تلاش، دین مبارزه با جهل و نادانی، دین مسجد و پوهنتون، دین مدرسه و مکتب، دین زن و مرد، دین قوت و نیرو، دین جهاد و مقاومت، دین همزیستی و مسالمت، دین جسم وروح وعقل، دین خدا، دین پیامبر، دین قرآن، دین سنت، دین همه ی بشریت، دین همه اقوام و نژادها و زبانها، دین تمدن، دین حاکم و محکوم، دین حق، دین قلم، دین کتاب، دین مکارم اخلاق، دین اسلام این نظام و قانون برتر الهی چه وقت در کشور ما تطبیق شده و به وضع بی سر وسامان این ملت و دولت سر و سامان بخشیده و کشتی روبه غرق و طوفان زده ی زندگی مردم افغانستان را از میان امواج متلاطم مشکلات بی حد و حصر بسوی ساحل نجات و رستگاری رهنمون خواهد شد؟ ۱۹. اندیشه و کار برای نجات کشور یک رسالت شرعی و وجیبه ی ملی: پاسخ گفتن به سؤالات مطرح شده و سؤالات دیگری ازین قبیل مستلزم تأمل و تفکر و تدبر زیاد بوده وجزء مهمی از رسالت و مسئولیت شرعی هر فرد مسلمان را تشکیل میدهد وو جیبه ی ملی هر افغان وطندوست نیز میباشد.
ایجاب می کند تا افراد با احساس و با درد کشور خصوصا دانشمندان و اهل علم وقلم بالأخص جوانان رسالتمند برای دریافت راه حلها و جوابهای درست و قناعت بخش برای این سؤالات و مشکلات سعی و کوشش و اجتهاد نمایند.
یقینا ایجاد هر تحول و تغییر مثبت چه در سرنوشت افراد و چه در سرنوشت جوامع بشری در گرو تفکر و اندیشه است. اندیشه اساس عمل و عزم و اراده می باشد و هر کاری از فکر آغاز می شود و بعداً مرحله ی عمل و کار فرا می رسد.
اگر ما واقعا خواستار تحول و تغییر مثبت در سرنوشت کشور و ملت خویش هستیم باید از همین لحظه برای نجات میهن و ملت فکر و تأمل نموده در جستجوی راه رستگاری باشیم.
این همان راهیست که کتاب نجات یعنی قرآن برای ما نشان داده است:
" إن الله لایغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم" ( سورهء مبارکه رعد)
بدون شک خداوند سرنوشت قوم و مردمی را تا وقتی تغییر نمی دهد که آنان خودشان در آنچه که در نفسهای شان است تغییر بیاورند.
به تعبیر شیوای مفسر نامدار و قرآن شناس بزرگ عصر ما استاد شهید سید قطب - رحمه الله- ما فی الأنفس همان فکر است واندیشه و تصور که اساس هر تحول و تغییر می باشد. والله الموفق و الهادی إلی سواء السبیل ادامه دارد...
