No-IMG

مؤسس مسیحیت امروزی کیست ، عیسی یا پولوس؟ - قسمت پنجم

در ادامه گذشته

3- آرماگدون :

مرحله ششم از مراحل هفتگانه آخرالزمان، درنزد صهیونیزم مسیحی ، جنگی همه گير در جهان است که در آن همه زمين به سختی نابود خواهد شد، که آن را جنگ آرماگدون می نامند .

بنا برگفته بنیاد گرایان صهیونیزم مسیحی یکی از پیامبران بنی اسرائیل بنام حزیقال آن را پیش بینی کرده است .

اصل اين کلمه هارمجيدو يا هارمگيدو ، است.

مکان وقوع اين جنگ را صحرای مگيدو در شمال کشور نام نهاد اسرائيل و کرانه غربی رود اردن میدانند ، در اين مکان در گذشته شهری استراتژيک بوده که در مسير عبور از شمال به جنوب و شرق به غرب بوده است و جنگ های زيادی در تاريخ در اين مکان رخ داده است.

در اين جا به گفته صهیونیزم مسیحی ، جنگ ميان نيروهای خير (يهوديان) و نيروهای شر( مسلمانان) رخ می دهد و به همه دنيا کشيده می شود.

عقیده و باور به اين جنگ تأثير زيادی بر سياست های داخلی و خارجی آمریکای شرارت پیشه ، گذاشته است !

جيمز وات ، وزير داخله اسبق آمریکا در کميته پارلمان گفته بود :

( به علت ظهور دوباره و قريب الوقوع عیسای مسيح، نمی توانم خيلی زیاد در بند نابودی منابع طبيعی خودمان باشم ). 

ريگان رئيس جمهور اسبق آمريکا نيز بسيار تحت تأثير تعليمات دينی که توسط مادرش نل ريگان ديده بود، قرار داشت ، و گفته بود:

( ... پیشگویی حزيقال نبی ، علامه آن است که فرا رسيدن آرماگدون، دور نيست ) .

 85% سرمايه هاليوود ، مرکز سینمای آمریکا وسرمایه فلم های مبتذل آمریکایی که درجهان اسلام بویژه درافغانستان به فروش می رسد ، و یا از طریق انترنت و طبعا با پرداختن پول ، مشاهده می گردد ، مربوط به صهيونيست های مسیحی است که برای جنگ آرماگدون تخصیص داده می شود .

فيلم های آرماگدون ، ماتريکس ، شمارش معکوس تا آرماگدون، امگاکد ، مگيدو و...برای ترویج همین عقیده تهیه گردیده اند وبسياری از کارگردانان و بازيگران مشهور مرکز سينمای هالیوود ، صهيونيست هستند و در خدمت منافع اسرائيل فعاليت می کنند ، و نظريه جنگ تمدن ها نیز از همین عقیده به جنگ آرماگدون ، نشئت نموده است .

تأثير تبليغات صهیونیست های مسیحی  در آمريکا به حدی است که اکثريت مردم آمريکا معتقد شده اند که به برکت حمايت دولتشان از رژيم صهيونيستی است که خداوند به آنها روزی و نعمت ميدهد .

-علل مسیحی سازی مسلمانان:

اکنون یک سؤال باقی می ماند وآن اینست که :

علت اینکه کشورهای اشغالگر صلیبی که در رأس آنها آمریکای جنایتکار ،  قرار دارد ، چرا دراین عصر علم وتکنولوژی وکمپیوتر وانترنیت وحقوق بشر ودموکراسی و... به مسیحی ساختن مسلمانان خیلی علاقه مند هستند واین همه تلاش را بخرج میدهند ، واین همه زحمات وسختی هارا متحمل می شوند واین همه بودجه های گزاف را دراین راه مصرف می کنند ؟

درحالیکه خودشان نیز میدانند که این دین وآئین مسخره شان را نه عقل می پذیرد ونه منطق ونه قابل اثبات است ونه قابل استدلال!

آخر علت چی هست؟!

درپاسخ باید گفت که پروسه مسیحی سازی مسلمانان اهدف استعماری دارد ، بطور مثال:

1-اولین علت در خود اسلام نهفته است ، زیرا آنها از اسلام احساس خطر می کنند ، بخاطریکه عقائد وباور های اسلامی به شکل معمایی مسیحی مملوء از غموض وابهام و راز های کهنوتی ،  مطرح نشده است ، تفسیر قرآن کریم مانند کتاب های تحریف شده مسیحیان مخصوص رجال دین نیست ، بلکه دروازه قرآن بروی همگی باز است ، حتی دراسلام گروهی بنام رجال دین وجود ندارد ، مسجد اسلام مانند معابد دیگر ادیان در قله های کوه های سربه فلک کشیده قرار ندارد که رفتن درآن دشوار باشد وفقط افراد مخصوص بتوانند در آن راه یابند ، ودیگر اینکه اسلام میان خدا وبنده واسطه ای قرار نداده است که باپرداختن پول به این واسطه ، رضای خدا را بدست آورد .

علاوه از آن نخستین پیام اسلام ،  پیام آزادی است ، آزادی انسان ازبندگی انسانی مانند خودش ، آزادی از بندگی بت زبان ونژاد وقوم وقبیله ، آزادی  از بندگی سنگ و چوب درخت و قبر و...

لذا اسلام اگر به شکل درست آن به هر فرد وجامعه که برسد آن را می پذیرند ، این جاست که آنها از اسلام احساس خطر می کنند وبا هروسیله ممکن میخواهند جلو پیشروی آن را بگیرند و به نظر خود شان ، بدیل آن را عرضه کنند .

2-علت دیگر دردین مسیحیت پولسیستی نهفته است ،  زیرا این فلسفه پولسیستی یک فلسفه عاطل و باطل است که انرژی هارا فلج وتوانائی ها را عاطل می کند .

درانجیل های تحریف شده ده ها متن وجود دارد که به تنبلی وبیکاری وگوشه نشینی وانزوا پذیری وتسلیمی به دشمن  دعوت وتشویق می کند.

3-هم چنانکه هدف آنها در ترویج مسیحیت ، سرکوبی توانائی جهاد و عنصر فداکاری وخنثی نمودن اندیشه آزادی خواهی واستردادحقوق ، درنهاد امت اسلامی می باشد ، زیرا مسلمانیکه این دین را پذیرفت باید به این متن های انجیل تحریف شده نیز ایمان بیاورد که از عیسی به دروغ نقل می کند:

(اگر کسی با سیلی بروی راستت زد روی دیگرت را نیز پیش کن وبگو به این رویم نیز بزن ) !

پس مسلمانیکه این عقیده را پذیرفت اگر خانه وی ازطرف ملیشه های صلیبی بمباران شود از حق مال وزندگی خود دفاع نمی کند ، بلکه می گوید درآن شهر دیگر ، خانه دیگری دارم آن را نیز بمباران کن ، زیرا: ( روی دیگرت را نیز پیش کن وبگو به این رویم نیز بزن).

هم چنین درانجیل داخل کردند

( اگرکسی کرتی ات را گرفت پیراهنت را نیز کشیده برایش بده) !

مسلمانیکه این عقیده را پذیرفت  اگرمعادن ، جنگلات  وثروت های زیر زمینی و رو زمینی کشورش ازطرف اشغالگران صلیبی تاراج گردید ، نباید ازمال کشور خود دفاع کند ، بلکه دست آن ها را گرفته به معادن وجنگلات وثروت های دیگر راهنمایی کند ، زیرا: ( اگرکسی کرتی ات را گرفت پیراهنت را نیز کشیده برایش بده).

هم چنین درانجیل داخل کردند :

( بادشمنان تان هرگز دشمنی نکنید) !

پس مسلمانیکه این عقیده را پذیرفت هرگز بادشمنان دین خود وبا قاتلان  زندگی وباغارتگران مال خود دشمنی نمیکند وهرگز درفکر جهاد ومبارزه نمی افتد ، زیرا : (بادشمنانتان هرگز دشمنی نکنید).

4-هدف دیگر آنها تحمیل کردن عقیده وفکر سکولاریستی وتشکیل حکومت های لائیک در کشورهای اسلامی می باشد، زیرا درانجیل داخل کردند که :

( آنچه مربوط به پادشاه می شود به پادشاه وا گذارکن وآنچه مربوط به خدا می شود به خدا وا گذار کن) !

پس مسلمانیکه این عقیده را پذیرفت هر گز درفکر تشکیل حکومت اسلامی وبرپایی نظام اسلامی نمی افتد ، زیرا : ( آنچه مربوط به پادشاه می شود به پادشاه واگذارکن وآنچه مربوط به خدا می شود به خدا وا گذار کن).

اکنون چی بايد کرد ؟

راه مبارزه با اين موج ويرانگر چيست ؟

در پاسخ بايد گفت :

1- گرفتاری و مجازات کسانیکه این جنگ فکری ( ترویج مسیحیت ) را در میان مسلمانان رهبری می کنند ، زیرا این ها جنایتکاران جنگی هستند که خطر ناک ترین جنگ را علیه امت اسلامی سازماندهی و رهبری می کنند .

2- طوریکه مکروبها وجراثیم ، در جسم های ضعیف و بدن های ناتوان رخنه مي کنند ، مسيحيت پولسیستی نيز در کشور های رخنه و رشد می کند که در آن جهل و نا آگاهی حکفرما باشد.

همیشه دیده شده است ، کسانيکه تا به حال مسيحی شدند يا از روی جهل ونا آگاهی به حقیقت این آئین مسخره بوده و يا به طمع خواهش های مادی، و برعکس همه کسانيکه از مسيحيت به اسلام گرويده اند از طبقه دانشمندان و اقشار روشنفکر جامعه غربی بوده اند که دریکی از رشته های علم و دانش تخصص داشته اند و بعد از مطالعه و مقايسه بين اسلام و مسيحيت به قناعت درونی دست يافته و آگاهانه اسلام را پذیرفته اند .

لذا آگاهی دهی امت اسلامی نسبت به ارزش های اسلامی و توضیح واقعیت و تشریح ماهیت این فلسفه پولس یهودی که در زیر نام دین عیسای مسیح ، ترویج می گردد و همچنین بيدار سازی امت اسلامی نسبت به اهداف استعماری نهفته در عقب این تلاش های مسیحی سازی ، می تواند جلو این سیل ویرانگر را بگیرد .

              ادامه دارد

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک