No-IMG

تراژیدی شهادت ۱۱۸ تن از برادران نهضت اسلامی در زندان جهنمی پلچرخی از زبان یکتن از نجات یافتگان

عبدالرزاق حاجی زاده

 

هشتم جوزا آخرین روز حیات مجموعه ۱۱۸ نفری برادران محبوس نهضت اسلامی در زندان پلچرخی بود تنها مقام رهبری برادران زندانی نهضت، (شهید عبدالستار مستوفی) از نیات شوم کمونیستان مطلع گردیده بود در آخرین ساعات روز، بعد از اینکه مقام رهبری زندان، اطلاعات مؤثق را بدست آورد توسط عسکر های ارتباطی برادران زندانی را با این جملات مخاطب قرار داد :

( برادران ! السلام علیکم و رحمت الله و برکاته . ودیعه الهی شهادت برایتان مبارکباد ؛ هر یک وضو بگیرید دو رکعت نماز نفل اداء نمایید و منتظر نایل گردیدن به درجه رفیع شهادت باشید. امروز بنابر راپور مؤثق، حکومت کمونیستی برنامه شهادت دسته جمعی شما را روی دست دارد قراریکه برادران ، از درون حکومت، راپور داده اند شب پیشرو، عده ای از برادران که درج لست می باشند با بهانه اینکه از حبس رها میشوند از اطاق ها بیرون کشیده می شوند توسط موتر ها و دمترک ها بسوی پلیگون، منتقل و در گودال هایی که قبلاً حفر گردیده تخلیه و با ریختن خاک بالای شان بطور زنده مدفون می شوند بناءً برای برادران ، چنین هدایت داده میشود که بجای اینکه برادران، زنده بگور شوند در اولین لحظات و قبل از رفتن به مقتلگاه، دست بمقابله زده قیام خونینی را براه بیندازند و لازم است بجای اینکه زنده بگور شویم در میدان کارزار و مقابله شجاعانه به شهادت برسیم بهتر خواهد بود).

قومانده عمومی این قیام و مقابله بدست برادر ما عبدالهادی پدر سپرده شده است و برادران در بلاک های مربوطه خویش یک یک تن را به صفت مسئول تعین نمایند. برادر ما طارق نسیم مسلمیار به عنوان سخنگو و نطاق این معرکه با صدای رسای خویش حکومت مستبد خلقی و جهانیان را در جریان این حماسه ماندگار، قرار میدهد.

آهسته آهسته لحظات سپری می گردید و هر یک از برادران ختم زندگی شان را لحظه شماری می نمودند و منتظر رسیدن موعد مقرر بودند دقیقاً عقربه ساعت، یازده بجه شب هشتم جوزا را نشان میداد میرغضب زندان مدیر محبس که انسانی شرور و خدا نا باور بود با تعداد زیادی از عساکر ، ظاهر گردید با تکبر و غرور تمام خطاب به محبوسین چنین گفت : زندانیانی که اسامی شان خوانده میشود در اثر تفاهمی که با موسفیدان و بزرگان ولایات کنر و پکتیا (محل قیام های مسلحانه آن زمان علیه حکومت کمونیستی) صورت گرفته رها می شوند.

وقتی لست خوانده شد و اقدام به بستن دستان اولین برادر نمودند برادران همه مطمئن شدند که مسئله رهایی نه بلکه همان اقدام بی شرمانه اعدام دسته جمعی ایشان می باشد و بانگ ملکوتی الله اکبر که قومانده کارزار و مقابله بود توسط عبدالهادی پدر سر داده شد که به تعقیب؛ برادران، شجاعانه بر کمونیستان و عساکر خلقی یورش بردند و جنگی شدید میان دو طرف آغاز گردید در نخستین ساعات، برادران به خلع سلاح عده ای از عساکر موفق گردیدند و تعدادی از عساکر و خلقی ها را به قتل رسانیدند جنگ ‌ادامه یافت زندان بانان در برابر محبوسین شکست خورده بودند و چیزی نمانده بود تا بر زندان مسلط شوند به این نسبت، مقامات بلند پایه حکومت خلقی در جریان قرار داده شد و قطعه چهار زرهدار که در نزدیکترین ساحه زندان پلچرخی موقعیت داشت بسوی زندان جهت سرکوبی برادران زندانی، سوق داده شد و بار دیگر جنگی شدید میان دو طرف بوقوع پیوست چون برادران ، مرمی های شان به پایان رسیده بود همه چون مرغکان نم بسمل آماج قرار میگرفتند و به شهادت می رسیدند با طلوع زرین اشعه آفتاب در نخستین ساعات نهم جوزا جنگ خاتمه یافت سپس در حالیکه زندان را وحشت فرا گرفته بود اجساد شهدا مانند سنگ و کلوخ جمع آوری شده توسط موتر های دمترک به همان گودالها منتقل شده و بجای جسد های زنده شان ، اجساد مطهر شهید شده شان مدفون گردید.

 انا لله و انا الیه راجعون

تبصره / نظر

نظرات / تبصري

د همدې برخي څخه

شریک کړئ

ټولپوښتنه

زمونږ نوي ویبسائټ څنګه دي؟

زمونږ فيسبوک