حکمتيار: لويه جرگه؛ عالى ترين ممثل اراده ملت باشد
حکمتيار: لويه جرگه؛ عالى ترين ممثل اراده ملت
امور مهم ملى؛ چون تسويد و تصويب قانون اساسى، چگونگى نظام آينده كشور، تركيب و ساختار اردوى ملى و نيروهاى امنيتى، احزاب سياسى و چگونگى تأسيس آنها و نقش، وظائف و مسئوليتهاى قانونى آنها در جامعه، حقوق مدنى و اجتماعى اتباع كشور، سياستهاى داخلى و خارجى حكومت، بررسى معاهده ها و قراردادهاى بين المللى افغانستان با سائر كشورها و جامعه جهانى؛ از وظائف و صلاحيتهاى لويه جرگه خواهد بود كه اعضاء آن اينها اند:
1- اعضاء شورى ملى (250 نفر)
2- رؤساء شورى هاى ولايتى (34 نفر)
3- رؤساء شورى هاى ولسوالى ها (364نفر)
با توجه به وضع ناهنجار اقتصادى كشور و به منظور جلوگيرى از تراکم تشکیلاتى و مصارف بيمورد و بيجا؛ بايد بر كابينه كوچك، وزارتخانه هاى كم، دو شورى منتخب (شورى ملى و لويه جرگه ملى) اكتفاء كرد؛ و تمامى بستهاى غيرضرورى؛ به شمول مشاوريتها را حذف كرد.
اين حقيقت را بايد در نظر داشت كه تشكيل حكومت ائتلافى و توافق بر آن؛ نه تنها عملى و مقدور نيست و احزاب درگير در جنگهاى خونين؛ توانمندى و ظرفيت آن را ندارند كه پس از چند دهه جنگ؛ زير يك سقف و در حكومت مشترك كار كنند؛ معيارى نيز وجود ندارد كه برويت آن سهم هر حزب و گروه مشخص شود و بر آن قناعت كند. اين نيز غيرعملى است كه طالبان و احزاب معارض اين حكومت و معترض بر سياستهاى داخلى و خارجى اش؛ با معرفى چند وزير، والى، سفير و وكيل... با زمامداران كنونى؛ حكومت ائتلافى درست كنند؛ اين انضمام نه براى طالبان قابل قبول است و نه به اپوزيسيون سياسى حكومت؛ جز توافق بر حكومت بى طرف مشتمل بر شخصيتهاى غيرمتنازع فيه؛ هيچ بديل عملى ديگر وجود ندارد.
احزاب سياسى و شخصيتهاى مطرح و تأثير گذار؛ در عوض تلاش براى دستيابى به كرسى هاى موقت؛ آن هم در حكومت انتقالى؛ كه عمرش خيلى كوتاه و در حدود يك سال است؛ بايد تا انتخابات آينده انتظار بكشند، بگذارند جايگاه هر حزب و سهمش در حكومت؛ به رأى ملت و در نتيجه انتخابات شفاف مشخص شود؛ شخصيتهاى مطرح و با وجاهت كشور نيز بايد از طريق احزاب سياسى؛ وارد ميدان سياست، نظام و حكومت شوند؛ در جريان مرحله انتقالى؛ سعى كنند در صفوف احزاب شايسته و مورد تأييد شان تنظيم شوند و جايگاه آبرومند و شايسته اى در حزب مورد نظر و حكومت آينده براى شان باز كنند؛ به اين ترتيب مى توانيم كشور را از سياست بازى هاى گنده برهانيم و به بازى هاى ناسالم سياسى و معامله گرى هاى شرم آور آن پايان بخشيم. عملاً ديديم كه اين سياستهاى ناسالم چه نتائجى بد به كشور و احزاب سياسى معامله گر؛ تحويل داد و با چه سرنوشتى بد آنها را مواجه ساخت؛ حتى جنگهاى خونين ميان جناحهاى مختلف يك گروه سياسى را باعث شد؛ يك گروه به ده ها پارچه كوچك و بريده از مردم تبديل و به درگيرى هاى داخلى كشانده شدند؛ تمامى گروه ها و شخصيتهايى كه از آدرس احزاب سياسى وارد حكومت هاى ائتلافى شدند؛ با پيامدهاى بدى روبرو شده اند.
بقيه قضاياى قابل بحث؛ كه تصاميم مشترك را ايجاب مى كند؛ به شوراى عالى دولت محول مى گردند.
